باید جنگ را باور کنیم

در برابر جمهوری اسلامی ایران، دشمنی‌ است که محوریت آن آمریکاست و در کنار آن، رژیم صهیونیستی، برخی کشورهای اروپایی و نیز سران بعضی از کشورهای عربی قرار دارند.

به گزارش اصفهان زیبا؛ در برابر جمهوری اسلامی ایران، دشمنی‌ است که محوریت آن آمریکاست و در کنار آن، رژیم صهیونیستی، برخی کشورهای اروپایی و نیز سران بعضی از کشورهای عربی قرار دارند.

بنابراین، جایگاه این دشمنان، نوع مواجهه آنان و موقعیتشان در برابر جمهوری اسلامی ایران، برای همه ما روشن و آشکار است. دیگر کسی نمی‌تواند ادعا کند که از این دشمنی بی‌خبر بوده و این جریان را نمی‌شناخته یا از ابعاد آن بی‌اطلاع بوده است. این مسئله، امروز از مرحله حدس و تحلیل گذشته و به یک واقعیت ملموس و قابل مشاهده تبدیل شده است.

شناخت دشمن و شفافیت صحنه

نخستین نکته مهم این است که صحنه تقابل با جمهوری اسلامی ایران، صحنه‌ای روشن و بدون ابهام است. دشمنان این نظام، نه پنهان هستند و نه اهداف خود را از انظار عمومی مخفی کرده‌اند. آمریکا با محوریت سیاسی، امنیتی و رسانه‌ای خود، در کنار صهیونیست‌ها، برخی دولت‌های اروپایی و تعدادی از سران کشورهای عربی، جبهه‌ای را شکل داده که جهت‌گیری آن علیه کشورمان کاملاً مشخص است.

از این‌رو، شناخت این جبهه و تشخیص اهداف آن، یک ضرورت اساسی برای همه مردم، مسئولان، نخبگان و نیروهای فعال در عرصه‌های مختلف کشور به شمار می‌رود. زمانیکه دشمن شناخته شد، دیگر نمی‌توان با غفلت، ساده‌اندیشی یا بی‌تفاوتی با مسائل برخورد کرد.

جامعه‌ای که دشمن خود را نشناسد، در برابر اقدامات او آسیب‌پذیر خواهد شد. اما اگر این شناخت به‌درستی شکل بگیرد، زمینه برای هوشیاری، مقاومت و تصمیم‌گیری دقیق فراهم می‌شود. بنابراین، نخستین گام در مسیر حفظ کشور و انقلاب، درک روشن از ماهیت دشمن و ابعاد دشمنی اوست.

ضرورت باور به جنگ و میدان تقابل

نکته دوم این است که ما باید جنگ را باور کنیم. اگر جنگ را باور نکنیم، بی‌تردید با مشکلات جدی روبه‌رو خواهیم شد. منظور از باور به جنگ، فقط جنگ نظامی به معنای کلاسیک آن نیست، بلکه مجموعه‌ای از فشارها، تهدیدها، توطئه‌ها، اقدامات روانی، جنگ رسانه‌ای، جنگ اقتصادی و حتی تحرکات امنیتی را نیز شامل می‌شود. اگر این میدان تقابل را جدی نگیریم، آمادگی لازم برای مقابله با آن را هم نخواهیم داشت.

اما اگر جنگ را باور کردیم، در آن صورت دولت، دستگاه‌های اجرایی، نیروهای مسلح، نهادهای مسئول و همچنین شخصیت‌هایی که در این عرصه شناخته‌شده هستند، باید مطابق با نظر رهبر معظم انقلاب، در میدان این نبرد حضور فعال و اثرگذار داشته باشند. بی‌تردید، حضور در میدان، نیازمند فهم درست از شرایط، درک حساسیت زمانه و آمادگی برای مقابله با پیچیدگی‌های موجود است.

نمی‌توان در شرایط تقابل، با ذهنیتی عادی و بدون احساس مسئولیت وارد عمل شد. مشکل آنجاست که برخی هنوز این جنگ را باور نکرده‌اند. دلیل این مسئله را باید در حرف‌ها، تحلیل‌ها و گفتمان‌های مختلفی جست‌وجو کرد که از سوی برخی افراد مطرح می‌شود. بعضی از این افراد، به‌جای تقویت انسجام ملی، عملاً بذر تفرقه می‌پاشند.

آمریکا و شرایط دشوار ناشی از شکست‌های پی‌درپی

نکته سوم این است که آمریکا، به دلیل گرفتاری‌ها و شکست‌های پی‌درپی‌ که از جمهوری اسلامی ایران خورده، امروز در شرایط دشواری قرار گرفته است. شکست‌هایی که صرفاً به یک عرصه محدود نمی‌شود، بلکه در حوزه‌های مختلف، از منطقه‌ای گرفته تا سیاسی و راهبردی، قابل مشاهده است.

همین ناکامی‌های مستمر، آمریکا را به وضعیتی رسانده که در داخل ساختار خود نیز با نوعی فرسایش و نارضایتی روبه‌رو شده است. از نگاه این تحلیل، آمریکا نه‌تنها در میان ملت‌های منطقه، بلکه حتی در میان بخش‌هایی از مردم و دستگاه‌های داخلی خود نیز با نفرت و بی‌اعتباری مواجه شده است.

این مسئله، قابل دقت و تأمل است؛ زیرا کشوری که خود را قدرت برتر جهان می‌پندارد، اکنون با بحران مشروعیت، نارضایتی و ناکامی در تحقق اهدافش روبه‌رو شده است. این فشارها و شکست‌های متوالی، او را به نقطه‌ای رسانده که برای نجات خود، ممکن است دست به هر اقدامی بزند.

عملیات کور و ناتوانی در تغییر معادلات

در فضای کنونی، برخی از اقدامات دشمن، از جمله حمله به جنوب کشور، در همین چارچوب قابل تحلیل است. این اقدامات، از منظر این نگاه، عملیات‌هایی کورکورانه و فاقد دستاورد راهبردی تلقی می‌شوند؛ اقداماتی که بیشتر از سر استیصال و درماندگی صورت می‌گیرد تا از موضع قدرت و برتری. به همین دلیل، این عملیات‌ها را می‌توان «عملیات کور» نامید؛ عملیات‌هایی که مسیر تحولات را تغییر نخواهد داد.

پاسخ به این‌گونه اقدامات نیز از سوی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، از جمله سپاه و ارتش، داده شده و دشمن آثار آن را در نقاط مختلف منطقه، از جمله در اردن، کویت، امارات، بحرین و دیگر نقاط، دریافت کرده است. این یعنی دشمن باید بداند که هر اقدام خصمانه‌ای، بی‌پاسخ نخواهد ماند و جمهوری اسلامی در برابر تهدیدها، توان پاسخ‌گویی و بازدارندگی دارد. از این منظر، شکست پشت شکست، سرنوشت حتمی دشمنی است که واقعیت‌های منطقه و توان مقاومت ملت ایران را نادیده می‌گیرد.

وظیفه ما در این شرایط چیست؟

اما در پاسخ به این پرسش که در برابر چنین صحنه‌ای وظیفه ما چیست؟ ابتدا باید بر این نکته تأکید کرد که ما باید وحدت خود را حفظ کنیم. وحدت ملی، مهم‌ترین سرمایه در مواجهه با دشمنان بیرونی و توطئه‌های آنان است.

هر شکاف داخلی، هر اختلاف غیرضروری و هر سخنی که انسجام عمومی را تضعیف کند، می‌تواند به سود دشمن تمام شود. از این‌رو، حفظ همبستگی، امروز یک ضرورت اساسی و غیرقابل چشم‌پوشی است. دوم آنکه باید به آینده امیدوار باشیم. ملت‌ها زمانی پیروز می‌شوند که امید خود را از دست ندهند.

اگر دشمن می‌کوشد با فشار، تحریم، عملیات روانی و ایجاد ناامیدی، اراده مردم را سست کند، راه مقابله با آن، حفظ روحیه، تقویت ایمان و باور به پیروزی است. سوم آنکه باید استقامت، صبر و شکیبایی داشته باشیم.

مسیر ایستادگی، همیشه با دشواری‌هایی همراه است، اما ملت‌هایی که در برابر سختی‌ها پایدار می‌مانند، سرانجام به پیروزی دست می‌یابند. آنچه در این میان اهمیت زیادی دارد، حضور مردم در صحنه است. مردم پای کار هستند، محکم ایستاده‌اند و در صحنه حضور دارند. حتی اگر با مشکلات اقتصادی و معیشتی دست‌وپنجه نرم کنند، باز هم پای انقلاب و دین خود ایستاده‌اند.

این ایستادگی مردمی، یکی از مهم‌ترین پایه‌های ثبات و اقتدار کشور است. حضور مستمر مردم، آن هم در شب‌های متوالی و در شرایط دشوار، نشان می‌دهد که پیوند میان مردم و آرمان‌های انقلاب همچنان برقرار است. البته در این‌باره، نوع ادامه مسیر و چگونگی مدیریت شرایط، به تصمیم‌ها و سیاست‌های نظام مقدس جمهوری اسلامی بستگی دارد. طبیعی است که تصمیم‌گیری باید در سطح کلان نظام انجام شود. مسئله‌ای که نیازمند تدبیر و دقت است.

اما آنچه مسلم است، آمادگی و پایداری مردم در صحنه است. در مجموع، آنچه عامل پیشرفت و پیروزی ما خواهد بود، مجموعه‌ای از عناصر اساسی است؛ شناخت روشن دشمن، باور به میدان جنگ و تقابل، حضور فعال مسئولان و نیروهای مؤثر در صحنه، مقابله با گفتمان‌های تفرقه‌افکن، حفظ وحدت ملی، امید به آینده، صبر و استقامت، و تبعیت از رهبر معظم انقلاب. عواملی که ستون‌های اصلی مقاومت و پیروزی به شمار می‌روند.

اگر این اصول حفظ شود و جامعه با بصیرت و انسجام مسیر خود را ادامه دهد، دشمن نه‌تنها به اهدافش نخواهد رسید، بلکه با شکست‌های بیشتری مواجه خواهد شد. اگر ما تنها یک گام عقب‌نشینی کنیم، دشمن صد گام پیشروی خواهد کرد.