به گزارش اصفهان زیبا؛ تصور کنید در یک عصر آرام، میان جمعیتی نشستهاید که با شما از نظر سن، شغل، تحصیلات یا حتی محل زندگی، هیچ شباهتی ندارند؛ اما همگی با هیجان و اشتیاق، درباره یک شعر خاص، کتابی تازه یا مسیر دشوار کوهستانی صحبت میکنید.
این صحنه، دیگر متعلق به محافل سنتی و آشنایان قدیمی نیست، بلکه تصویر واقعی از دنیای جدیدی است که در فضای مجازی و پلتفرمهایی مثل اینستاگرام پدید آمده است.
امروزه کافی است در جستوجوی یک کلمه کلیدی باشید تا خود را در میان گروههایی از شعرخوانی، کتابخوانی، کارگاههای مشاوره، دورههای همی، گروههای شهرگشت یا کوهنوردی بیابید؛ فضاهایی که در آن، غریبهها بدون هیچ شناخت قبلی، تنها با یک کلیک، به همگروهیهای نزدیک تبدیل میشوند.
در دنیای دیجیتال، مرزهای جغرافیایی و محدودیتهای مکانی، معنای خود را از دست دادهاند. دیگر لازم نیست برای یافتن همفکر یا هممسیر خود، در محله یا دانشگاه به دنبال او بگردید؛ بلکه اکنون «علاقه» به تنهایی، قدرتمندترین نیروی پیونددهنده میان انسانهاست.
این گروههای جدید، جامعهای از «غریبههای همفکر» را شکل میدهند که برخلاف الگوهای قدیمی، نه بر پایه اجبار هممحلی بودن یا پیوندهای خانوادگی، بلکه بر پایه انتخابهای شخصی و لایفاستایلهای مشترک گرد هم میآیند. اما این جابهجایی از «مکان» به «معنا»، چه پیامدهایی برای ساختار جامعه و روان ما دارد؟
علیرضا شریفییزدی، جامعهشناس و روانشناس اجتماعی و عضو هیئتعلمی پژوهشکده مطالعات تعلیم و تربیت در گفت و گو با «اصفهان زیبا» به تحلیل تغییر ماهیت روابط انسانی در عصر دیجیتال و آسیبهای روانشناختی آن میپردازد و میگوید:« با ورود فضای دیجیتال به زندگی مردم، الگوهای ارتباطی دچار تحولی بنیادین شدهاند.»
او معتقد است این پدیده صرفا یک تغییر تکنولوژیک نیست، بلکه نشانهای از تحول در الگوهای پیوند اجتماعی و شیوههای جدید عضویت در شبکههاست.
گذار از مکان به معنا
شریفییزدی در تحلیل تفاوت دوستیهای سنتی و مجازی میگوید: «در گذشته، روابط عمدتا بر پایه هممکانی، همخویشاوندی، هممحلی بودن یا همدانشگاهی بودن استوار بود. روابط بیشتر چهرهبهچهره بود و ساختار اجتماعی و جغرافیایی نقش تعیینکنندهای داشت. اما در حال حاضر، مبنای شکلگیری دوستیها از «نزدیکی مکانی و جغرافیایی» به «نزدیکی معنایی و فرهنگی» منتقل شده است. افراد با علایق مشترک، فارغ از موقعیت جغرافیایی، میتوانند گروههای دوستی تشکیلدهند.»
او با اشاره به ویژگیهای این گروهها میافزاید: «این گروهها محصول نوعی فردگرایی شبکهای هستند؛ افراد به جای وابستگی کامل به گروههای از پیش تعیینشده، در قالب شبکهها هویت خود را شکل میدهند. همچنین این الگو به افرادی که دچار انزوای اجتماعی هستند کمک میکند تا با حفظ انزوای خود، در گروهها احساس تعلق کنند. افراد ممکن است همزمان عضو گروههای مختلف باشند و در هر کدام، هویت اجتماعی متفاوتی را بازنمایی کنند؛ این چندلایگی با الگوهای سنتی که روابط عمیقتر، محدودتر و پایدارتر بود، تفاوت دارد.»
دموکراتیک شدن یا شکنندگی روابط؟
در ادامه، عضو هیئتعلمی پژوهشکده مطالعات تعلیم و تربیت به بررسی میزان کیفیت و کارکرد این پیوندها میپردازد و میگوید: «کیفیت حضور اجتماعی در بین دوستیهای سنتی نسبت به دوستیهای مجازی بسیار بیشتر است؛ چون در روابط سنتی، مناسک ارتباطی و تجربه مشترک وجود دارد. اما از طرف دیگر، دست افراد باز شده تا بتوانند از قرابت مکانی خارج شده و در قالب لایفاستایلی که خودشان دوست دارند قرار بگیرند. یک نکته مهم دیگر، دموکراتیک شدن جامعه است؛ ما در محافل سنتی به شدت وابسته به منزلت اجتماعی و تعلق طبقاتی هستیم، در حالی که در روابط مجازی افراد این محدودیتها را ندارند. البته این روند با خودش آسیبشناسی (فتولوژی) هم به همراه دارد.»
شریفییزدی در تفکیک نقش این گروهها در تولید سرمایه اجتماعی تصریح میکند: «گروههای مجازی میتوانند در تولید سرمایه اجتماعی پلزننده (تبادل اطلاعات و فرصتها) نقش داشته باشند، اما نمیتوانند سرمایه اجتماعی پیونددهنده (ارتباطات عمیق و بلندمدت که مستلزم حضور چهرهبهچهره است) ایجاد کنند.»
در پاسخ به این پرسش که این فضاها چه آسیبهایی دارند، این جامعهشناس با جزئیات به بحث روانشناختی میپردازد و میگوید: «اولین آسیب این است که روان مجازی عمدتا در سطح تبادل پیام و واکنشهای سریع باقی میماند و ممکن است بسیار شکننده، گذرا و کمعمق باشد. مشکل دوم این است که افراد در فضای مجازی، معمولا یک نسخه آرمانی و گزینششده از خودشان را منتشر میکنند؛ ما این را در یوتیوب، اینستاگرام و… زیاد میبینیم. این کار باعث ایجاد فاصله بین هویت واقعی و هویت نمایشی فرد میشود که در روانشناسی تحت عنوان «اختلال شخصیت نمایشی» شناخته میشود.»
او در ادامه سخنانش هشدار میدهد:« در گروههای مجازی، به رغم اینکه ظاهر باز و نمادین است، اما رقابت برای دیده شدن و حتی تنشهای پنهان بین افراد به شدت بالا است.
همچنین، برخلاف گروههای سنتی که بر پایه «الزام اجتماعی» هستند (مثلا در روستاها یا هیئتها که غیبت کردن مورد مواخذه قرار میگیرد)، گروههای مجازی بر پایه «اشتراک انتخابی» بنا شدهاند. به همین دلیل، در گروههای مجازی امکان خروج سریع، سکوت طولانی و جابجایی مداوم بین گروهها بسیار بیشتر است، در حالی که در گروههای سنتی، افراد دست و بال بستهتری دارند.»