به گزارش اصفهان زیبا؛ «انتقام» واژهای است که دستکم در یکی دو هفته اخیر زیاد شنیدهایم. آنقدر زیاد که حتی گاهی به بحث و درگیری میان گروهها هم منجر شده و در نهایت باعث جذب یا طرد چهرهها از جریانهای مختلف شده است.
اما راستی چه شد که انتقام پررنگ شد؟ در پی شهادت رهبر انقلاب و خانوادهشان؟ یا فرماندهان و دانشمندان و مردم؟ اگر اینطور است که دستکم الان ۴ ماه از شهادت این عزیزان میگذرد؟
یا اصلاً اینطور بپرسیم که انتقامخواهی آن موضوعی بود که به یکباره ایجاد شد یا مبتنی بر طی یک فرآیند بود؟ در صورت تأیید یا رد این پرسش، سؤال بعد این است که از کجا دفعتا یا تدریجی به میان جامعه آمد؟ امری بود که سردمداران جامعه مطرح کردند؟
اثرگذاران اجتماعی یا بهطور کاملاً مردمی از بدنه جامعه جریان پیدا کرد؟ اصلاً این انتقام که به هر شکلی الان شاهد گفتمانش هستیم، چیست؟ منظورمان «کشتن» قاتلان شهیدانمان است؟ و در وهله بعدی این کشتن ناظر به یک شخص است یا یک جریان که عامل بودهاند؟ با فرض تحقق این امر که اشخاص و جریانهای مذکور کشته شوند، آیا آن انتقام مدنظر محقق شده است؟
یعنی مشخصا در اذهان مردم، اثرگذاران اجتماعی و مسئولین حاکمیتی مختصات یکسان و روشنی از انتقام تعریف شده است؟ یا بعید نیست که به قول آن داستان معروف هر یک جزئی از فیل را ببینیم و بر این اساس روایتهای مختلفی از مسئله داشته باشیم.
«ما از انتقام خون شهدای شما صرفنظر نخواهیم کرد». این جمله، بخشی از اولین پیام رهبر انقلاب آیتالله سید مجتبی خمینی در تاریخ ۲۱ اسفندماه ۱۴۰۴ است. همانطور که در آخرین پیامشان به مناسبت تشییع پیکر رهبر شهید و خانوادهشان هم در تاریخ ۱۸ تیرماه ۱۴۰۵ بیان کردند: «عهد میبندیم که انتقام خون پاک شما و همهی شهیدان این دو جنگ را از قاتلین جنایتکار و بیآبرو بگیریم».
بر این اساس ریشه مطالبه «انتقام» و «خونخواهی» به همان روزهای ابتدایی شهادت رهبر و فرماندهان و مردم بازمیگردد؛ اما اینکه چطور این امر به یک جریان عمومی در جامعه تبدیل شد و بر چه مبنایی استوار است، پرسش ما در این گزارش است. آقایان امیرحسین پرورش و مهدی نصر، پژوهشگران علوم سیاسی و اجتماعی در این باره سخن گفتهاند.