به گزارش اصفهان زیبا؛ علی عطریان در ابتدای این مراسم، با تأکید بر اینکه نگارش و تولید این کتاب ارتباطی با ارگانها ندارد، گفت: «کتاب «راز نو» شامل هجده یادداشت و حاصل جمعی سی نفر از فرهیختگان شهر است. نقطه تمایز و قوت این کتاب دغدغه مشترک نویسندگان اثر بوده و آن را تبدیل به اثری ماندگار کرده است.»
خاطره تخریب مسجد کازرونی اصفهان در سال ۱۴۰۱
عطریان به ذکر خاطرهای از تخریب یکی از مساجد معروف اما معاصر اصفهان پرداخت و بیان کرد: «در سال ۱۴۰۱، با واقعه عجیب و تلخ تخریب مسجد کازرونی واقع در خیابان عباسآباد مواجه شدیم. هنگام بازدید از این مسجد، دریافتیم که هیئتامنای مسجد بهدلیل وسعت مالی و ارتباطاتی که داشتند، تصمیم به تخریب مسجد گرفته تا به قول خودشان مسجدی در شأن آن خیابان بسازند.
به اعتقاد این افراد، یک مسجد خوب باید وزین و چندطبقه باشد و مسجد کازرونی شامل این ویژگیها نبود.»
او گفت: «سرانجام، مجوزهای تخریب صادر شد تا مسجد دیگری بهجایش ساخته شود. اما لشکریان مخفی شهر توانستند مسجد کازرونی را از تخریب نجات دهند. شبها تعدادی از افراد کشیک میدادند تا نیمهشب مسجد تخریب نشود. در نهایت، با طی برهه حساس سهماهه، مسجد کازرونی را از تخریب حفظ کردند. این یک فرایند خاص در شهر اصفهان بود و از دل یک جامعه برخاسته بود. در این فرایند، مردم یک جامعه از یک معماری ارزشمند حفاظت کردند.»
معماری مسجد کازرونی؛ پیشرو در استفاده از تیرآهن
عطریان افزود: «مسجد کازرونی هشتاد سال قدمت دارد و این سن، آن را در دستهبندی آثار تاریخی قرار نمیدهد؛ چون آنچه میراث فرهنگی به آن اثر تاریخی اطلاق میکند، بنا یا چیزی است که تاریخی بر آن گذشته و ویژگیهای خاصی داشته باشد. بااینحال، این مسجد مقیاس جالبی در یک محله دارد. مسجد کازرونی در دوران خودش یکی از پیشروترین شبستانها را دارد؛ چون اولین استفادههای تکنولوژیکال تیرآهن را در آن میبینیم.»
ناشناختگی روزمره؛ چالش اصلی معماری معاصر اصفهان
او با طرح این پرسش که چرا در اصفهان به بناهای معاصر توجه و اهمیت نمیدهند، افزود: «معماریهای مطرح اصفهان فقط مربوط به دوران صفوی و سلجوقی و آل بویه نیست. امروز نیز معماریهای معاصر باارزشی داریم؛ اما چون عنوان اثر تاریخی ندارد یا جایی ثبتش نکردهاند، از چرخه حفاظت ارگانی خارجش کردهاند.»
عطریان در ادامه درباره معضلی به نام ناشناختگی روزمره اظهار کرد: «در اصفهان آثار بسیار مهمی داریم؛ مثل میدان نقش جهان و بناهای اطرافش و… . اینها سایه بزرگی بر سر اصفهان دارند و در حافظه ذهنی همه مردم، این بناها متعلق به اصفهاناند. تجسد فرهنگ و هویت شهر اصفهان را در آثاری مثل مسجد جامع و امثالش میبینیم؛ بااینحال، دچار ناشناختگی روزمره هستیم. آثاری که در اصفهان هستند، بهخصوص آثار معاصر، به واسطه تحلیل نشدن و مداقه نشدن، در سایه ناشناختگی قرار گرفتهاند و نیاز است این پرده را کنار بزنیم.»
زیباییهای بناهای معاصر اصفهان
عطریان در ادامه به ویژگیهای بناهای معاصر پرداخت و افزود: «این آثار اما زیباییها و ویژگیهای بسیار خاصی هم دارند؛ همچون جزئیات، فرمها، تکنولوژی، همنشینی مصالح و استفاده از رنگها. پس اصفهان فقط میدان نقش جهان نیست؛ بلکه بافتهای میانی هم امروز بسیار واجد ارزشاند. اما به دلایلی که گفتیم، در دوران معاصر در چرخه حفاظت و نگهداری نیستند. به قول بزرگی، حفظ هرآنچه واجد ارزش است، ارزش است؛ چه مربوط به امروز باشد و چه متعلق به دیروز و با هر کاربردی.»
او در پایان گفت: «کتاب «راز نو» بهانهای است تا در عرصه معماری معاصر با موضوع مسجد متنی تولید کنیم تا بتوانیم این آثار را برای آیندگان حفظ کنیم. هرکدام از ما نقشی در این خصوص داریم؛ ثبت عکس، تولید فیلم، نوشتن متن و کارهای رسانهای درباره معماری معاصر، به این امید که در آینده نزدیک، معماری معاصر هم مثل معماری گذشته ماندگار بماند.»
حاکمیت با بحث معاصریت آشنا نیست
وحید آقایی، معمار و پژوهشگر، که در کتاب «راز نو» یادداشتی درباره معماری مساجد مجموعه صنعتی پلار و مسجد النبی اصفهان نگاشته است، بیان کرد: «روایتهای معماری معاصر مبتنی بر تهران و مرکز باعث شده تا از توجه به خردهروایتهایی که در کانونهای دیگر توسعه رقم خورده، غافل شویم. این غفلت منجر به از بین رفتن آثاری شده است که در حداقلیترین حالت، شاهدی بر دورهای از زیست ما هستند. بناهایی که مرتبط با دوران معاصرند، بیشتر با زندگی روزمره ما درگیرند و چون مربوط به گذشته نزدیکاند، از ارزشهای هنری و تاریخی و اجتماعی آنها غافلیم.»
آقایی ادامه داد: «مسجد پلار، کار جهانگیر درویش، معمار اصفهانی است. این مسجد با اینکه اثر بسیار ارزشمندی به لحاظ اجتماعیفرهنگی و هنری است، در معرض تخریب است. حاکمیت و ارکان دولت باید به ثبت این بناها کمک کنند؛ اما با بحث معاصریت آشنا نیستند.»
مکانخاطرهای که در غفلت روزگار فراموش شده است
زینب تاجالدین که جستاری درباره مسجد انقلاب اصفهان نوشته است، درباره یادداشت خود توضیح داد: «در این جستار مسجد انقلاب را در سه برهه زمانی بررسی کردهام: قبل از انقلاب که زمان افتتاح آن است، بعد از انقلاب و روزهای دفاع مقدس و زمان حال.»
تاریخچه مسجد انقلاب اصفهان
او در خصوص تاریخچه این مسجد گفت: «شاهزاده بیگم عبایی مال و اموال بسیاری داشته و تصمیم میگیرد بخشی از اموالش را به عنوان مسجد و کتابخانه وقف کند. داماد او سرهنگ زاهدی، رئیس اداره اوقاف زمان پهلوی بوده و به همین دلیل، او را وکیل خود برای اقدامات وقف تعیین میکند. شاهزاده بیگم سال ۱۳۳۷ وصیت میکند و مسجد سال ۱۳۵۶ ساخته میشود. این مسجد، بعد از افتتاح، با ایام دفاع مقدس مصادف میشود و بهطور کامل، در اختیار فعالان فرهنگی قرار میگیرد و از آن روز، نامش از مسجد عبایی به مسجد انقلاب تغییر مییابد. بعد از پایان جنگ، مسجد انقلاب به کاربری اصلیاش بازمیگردد.»
تاجالدین افزود: «این مسجد معماری و ساخت متفاوتی دارد و دقیقا روبهروی زایندهرود قرار گرفته و موقعیت جغرافیایی بسیار خوبی دارد. مسجد انقلاب امروز باید رونق بسیاری داشته باشد؛ اما امروز در سکوت و انزوا به سر میبرد و برخلاف نقطه جغرافیاییاش، به دلایلی که در کتاب به آن اشاره شده، دچار رخوت شده است. این مسجد یک مکانخاطره در دوران جنگ بوده؛ اما اتفاقات مربوط به آن زمان به دست فراموشی سپرده شده است.»
ماجرای تخریب آخرین اثر فرهنگی محله سیچان
مهدی تمیزی، نویسنده جستاری با محوریت تخریب سردر مسجد سیچان، در این دورهمی گفت: «روزی هنگام عبور از کوچه سیچان، متوجه شدم شهرداری منطقه سردری را که علامه جلالالدین همایی دربارهاش متنی نوشتهاند، سردری بسیار کوچک و دوستداشتنی، شبانه تخریب کرده است. با پیگیریها متوجه شدیم که دلیل این تخریب، بازشدن مسیر کوچه برای تردد راحتتر مردم است. اگر الان به آن نقطه بروید، در حال ساخت سردر بتنی جدیدی هستند و در واقع، نوسازی با مرمت اشتباه گرفته شده است. اکنون، با عقبنشینی، آنجا فضای خوبی برای پارکینگ شده و این تخریب برای بازشدن راه مردم نبوده است. در عین حال، یک مغازه نانوایی روبهروی این سردر قرار داشت که شهرداری میتوانست آن را تخریب کند.»
تمیزی تأکید کرد: «در کشور اسلامی ما مساجد جزو آثار تاریخی مظلوماند؛ چون صاحبی جز خدا ندارند. ازآنجاکه نمیتوانیم او را به دادگاهها بیاوریم تا از مساجد دفاع کند، هرکس هرکاری میخواهد انجام میدهد. سردر مسجد سیچان آخرین اثر فرهنگی این محله بود.»
میراث اصفهان، قربانی بیتحرکی مدیران خسته و بیانگیزه شهر
در میانه این دورهمی، سید مهدی جمالینژاد، استاندار اصفهان، میهمان سرزده شد و در جمع فعالان حوزه میراث و فرهنگ و رسانه حضور یافت. وی اظهار کرد: «در جلسهای با انجمنهای میراث فرهنگی استان، بر کمکاری در حوزه میراث تأکید کردم. به باور بنده، به خیلی از بناها که قابلیت مرمت و احیا و حفظ داشت، بیتوجهی کردیم. زمانی شهردار یزد بودم و شاهد بودم که یزدیها در حفظ آثار تاریخی اهتمام عجیبی دارند؛ اما در اصفهان چنین نیست و ساختمانهای تاریخی رها شده یا شبانه از بین رفتهاند. یزد بهدلیل اقدامات نکرده ثبت جهانی شد، نه اقدامات انجامشده. در اصفهان در دورههای مختلف، شهرداریها و افراد سودجود تخریبهای زیادی انجام دادند. امروز نیز به بسیاری از بناهایی که نیاز به مرمت دارد، بیتوجهی میشود. بهتلخی اعتراف میکنم که این بناها را بهسادگی میشود احیا کرد؛ اما متأسفانه مدیرانمان خسته و بیانگیزه و بیتحرک شدهاند.»
مطالبهگری در حوزه میراث ضعیف است
استاندار اصفهان با اشاره به امکان تخصیص مالیاتها به حوزه میراث فرهنگی اظهار کرد: «اخیرا در جلسهای در تهران، با چانهزنیهای بسیار نوآورانهای را مصوب کردیم تا مالیات افراد و نهادها برای کارهای خیر اختصاص یابد و چه کاری بهتر از مرمت و احیاهای بناهای تاریخی؟ قرار بود با ده همت این کار انجام شود؛ اما براساس گزارشی که امروز در اختیار استانداری قرار دادند، ۵۷ میلیارد بیشتر در این حوزه اختصاص داده نشده. این کمکاری در مدیران کل میراث و شهرداری و استانداری دیده میشود.»
جمالینژاد با طرح این پرسش که چهکسی مطالبهگر است تا بودجههای مسئولیت اجتماعی در حوزه میراث هزینه شود، تأکید کرد: «مطالبهگری در حوزه میراث کم است. در عین حال، گاهی مسیر مطالبهگری فعالان حوزه میراث سرمایهسوز میشود و بهجای همافزایی ایجاد گسل میکند. اگر میراث فرهنگی و شهرداری پای کار بیایند، ما نیز در این خصوص آمادهایم تا بودجههای مسئولیت اجتماعی را در اختیار این نهادها قرار دهیم.»