متأسفانه، امروزه بعضی افراد در کرسیهای مهم و حساس فرهنگی نشستهاند که اهلیت آنچنانی ندارند. برای نمونه، یکی از استادان دانشگاههای مشهور کشور، دیوان یکی از شعرای بزرگ سده هشتم را که از گردنکشان و اعاظم نظم است و بسیاری از شعرا، ازجمله حافظ وامدار او هستند، تصحیح کرده که البته بیشتر تغلیط بوده و اشعار این شاعر را بهغلط چاپ کرده است. این استاد مقدمهای بر این دیوان نگاشته که از چند جای کتابی که پیش از آن، مرحوم رشید یاسمی درباره آن شاعر نوشته، برداشت شده است. اگر این مقدمه را پیش مقدمه مرحوم همایی بر دیوان عثمان مختاری قرار دهیم، ارزش کار او بیشتر دانسته میشود.
استاد همایی همچون همای سعادت، روی هر اثری که دست میگذاشت، به آن ارج و قرب میبخشید و برایش ارزش افزودهای ایجاد میکرد. کارهای دیگرش همچون تصحیح «التفهیم» ابوریحان بیرونی است و کتاب «مولوینامه» یا «مولوی چه میگوید» در دو جلد که شامل شرححال مولوی و نشاندهنده احاطه همایی بر مثنوی است. او کتابی در تاریخ ادبیات دارد یا اثری با عنوان «فنون بلاغت و صناعات ادبی» نوشته است. تا پیش از استاد همایی، کتابهایی که در این زمینه نوشته میشد، مثالهایی از ادبیات عرب میآوردند؛ اما ایشان از ادبیات فارسی نمونههایش را انتخاب کرده است. او در هر زمینهای که کار کرده، حق مطلب را ادا کرده و سنگتمام گذاشته است.
بنابراین، تسلط ایشان بر ادبیات و تصحیح متون، وجهه پررنگی در شخصیت علمی استاد همایی داشته است.
همانطور که گفته شد، ایشان در زمینههای مختلف اشراف کامل بر مطلب داشته است. علاوهبر دانشهایی که ذکر شد، او در زمینه شناخت تصوف و عرفان نیز کمنظیر بوده و در حوزه تصحیح متون نیز از همعصرانش سبقت گرفته است. همه کسانی که شاگرد ایشان بودند، از وسعت دانش و اخلاق ایشان مکررا تعریف کردهاند. او شخصیت جامعالاطرافی بوده است؛ درحالیکه امروزه انسانها میکوشند بر یک زمینه خاص اشراف یابند.
همانطور که گفتید، یکی از ویژگیهای استاد همایی، جامعالاطراف بودن و تسلط همزمان بر ادبیات، عرفان، فلسفه و تاریخ است. این جامعیت چه جایگاهی در فضای دانشگاهی امروز دارد؟
متأسفانه محیط دانشگاهها بهسمت جزئینگری و تحصیل در زمینههای خاص رفته است که در این خصوص هم توفیقی نمییابند. دانشهای مرتبط با ادبیات فارسی و علوم انسانی نیاز به جامعیت محصلان دارد. افرادی میتوانند در این زمینه توفیق یابند که در چند حوزه، اطلاعات وسیعی داشته باشند؛ همچون مرحوم همایی و فروزانفر و زرینکوب. مثلاً در حوزه تصحیح دیوانهای شعری، مصحح نیاز به تسلط بر چند دانش دارد؛ درحالیکه برخی تصور میکنند تصحیح کار سادهای است؛ حال آنکه دانشی بسیار دشوار است و نیاز به تسلط بر چندین زمینه ادبی دارد.
حالا که بحث تصحیح متن به میان آمد، کمی درباره این علم توضیح دهید.
مصحح باید لغت بلد باشد و به علوم دینی و تاریخ و دانش اساطیری و بلاغت و خط اشراف داشته باشد. او باید بتواند خطوط مختلف قدیمی را خوب بخواند تا جایی اگر خط ناخوانا بود، قادر باشد با فراستش آن را تشخیص بدهد. در شعر سلمان ساوجی، ترجیعبندی درباره حج و قربانی کردن اسماعیل آمده است: «نفس کافرکیش را در راه او روحی فداه، هر نفس چون کپش اسماعیل قربان کردهاند.» در برخی نسخههای تصحیحشده، این کلمه را «کیش» ثبت کرده و مصححان معنای دین و آیین را مدنظر گرفتهاند؛ درحالیکه این واژه «کپش» بوده و یک نقطه در این کلمه تفاوت معنی زیادی ایجاد کرده است. کپش به معنای قوچ است و اشاره به داستان ذبح اسماعیل دارد. مصححان براساس قدیمیترین نسخه که در واقع به زمان زندگی شاعر نزدیکتر است، متون را بررسی میکنند؛ بااینحال، این نیز با پیچیدگیهایی همراه است.