به گزارش اصفهان زیبا؛ افزایش حقوق اعضای هیئتعلمی را نباید صرفا از زاویه «افزایش دریافتی یک گروه شغلی» تحلیل کرد؛ بلکه این موضوع مستقیما با امنیت و بنیه علمی کشور، صیانت از کیفیت آموزش عالی، آیندهپژوهش، توسعه فناوری و حفظ سرمایه انسانی ایران گرهخورده است؛ بنابراین افزایش حقوق اعضای هیئتعلمی یک ضرورت راهبردی است، نه امتیاز صنفی.
عضو هیئتعلمی صرفا کارمند نیست
عضو هیئتعلمی صرفا یک کارمند اداری نیست؛بلکه یکی از ارکان اصلی نظام علمی کشور محسوب میشود؛ فردی که مسئولیت تربیت نیروی متخصص، تولید دانش، پژوهش، حل مسائل کشور، هدایت پایاننامهها، توسعه فناوری، ارتقای علمی دانشگاه و گاه ارائه خدمات تخصصی و درمانی را برعهده دارد.
به همین دلیل، نظام پرداخت این رسته در همه کشورهای دنیا بر اساس ماهیت تخصصی، رقابتی و راهبردی آن طراحی میشود؛ نه صرفا بر مبنای قواعد عمومی کارمندی.
سالهاست تناسبنداشتن سطح دریافتی اعضای هیئتعلمی با نرخ تورم، هزینههای زندگی، ارزش واقعی تخصص و حجم مسئولیتهای علمی، موجب فرسایش انگیزه دانشگاهیان شده.
البته باید توجه داشت که این افزایش درواقع جبران بخشی از عقبماندگی حقوق اعضای هیئتعلمی از سالهای گذشته است؛ باوجوداین، میزان افزایش حتی به سطح تورم موردنظر در قوانین مصوب نرسیده است.
بیتوجهی مزمن به وضعیت معیشتی دانشگاهیان، هزینههایی دارد که شاید در کوتاهمدت آشکار نباشد، اما در بلندمدت میتواند خسارتهای جدی و گاه غیرقابلجبران برای کشور ایجاد کند؛ ازجمله:مهاجرت نخبگان و استادان توانمند، کاهش کیفیت علمی دانشگاهها، افت تولید دانش و پژوهش، تضعیف مرجعیت علمی کشور و فاصلهگرفتن نظام دانشگاهی از رقابت علمی جهانی.
فاصله چشمگیر حقوق
اعضای هیئتعلمی ایران
با کشورهای توسعهیافته
در مقایسههای بینالمللی نیز باید توجه داشت که دریافتی اعضای هیئتعلمی در ایران در مقایسه با میانگین حقوق استادان دانشگاه در کشورهای توسعهیافته، فاصلهای بسیار محسوس دارد.
این شکاف زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم اعضای هیئتعلمی، به واسطه تخصص و جایگاه علمی خود، امکان حضور و فعالیت در دانشگاهها و مراکز علمی سایر کشورها را نیز دارند و بهطور مستمر با دعوتها و پیشنهادهای همکاری علمی از سوی دانشگاههای خارجی مواجه میشوند.
در چنین شرایطی، تضعیف جایگاه معیشتی و حرفهای این قشر، میتواند بهطور طبیعی به افزایش تمایل به مهاجرت و خروج سرمایه انسانی منجر شود.حفظ هیئتعلمی توانمند، هزینه نیست؛ بلکه سرمایهگذاری راهبردی برای آینده کشور است.
همانگونه که کشور برای حفظ پزشکان متخصص، قضات، نیروهای راهبردی و متخصصان صنایع حساس سیاستهای حمایتی در نظر میگیرد، صیانت از معیشت و منزلت اعضای هیئتعلمی نیز بخشی از حفاظت از زیرساخت علمی و توسعه ملی بهشمار میرود.
بدیهی است که مشکلات معیشتی کارکنان و سایر اقشار جامعه نیز باید موردتوجه جدی قرار گیرد و عدالت در نظام پرداخت، مطالبهای مشروع و ضروری است؛ اما حل مشکلات یک گروه نباید بهانهای برای تضعیف یا تخریب جایگاه گروهی دیگر شود. تقابل میان کارکنان و هیئتعلمی، درنهایت به زیان دانشگاه، آموزشعالی و کشور خواهد بود.
موضوع تفاوت حقوق اعضای هیئتعلمی و کارکنان اداری سالهاست محل بحث و حساسیت بوده است؛ اما باید توجه داشت که در ساختار حقوقی و استخدامی ایران، عضو هیئتعلمی و کارمند دو رسته شغلی متفاوت با مأموریتها، مسئولیتها و معیارهای ارزیابی کاملا متمایز هستند؛ بنابراین، مقایسه صرفِ عدد حقوق بدون توجه به ماهیت وظایف، تصویری ناقص و گمراهکننده ایجاد میکند.
اعضای هیئتعلمی معمولا بر اساس شاخصهایی نظیر مرتبه علمی، تولیدات پژوهشی، فعالیت آموزشی، هدایت پایاننامهها، جذب گرنت و پروژههای علمی، مسئولیتهای علمی و اجرایی و گاه فعالیتهای درمانی و فناورانه ارزیابی میشوند؛ درحالیکه کارکنان اداری بر مبنای نظام کارمندی، طبقهبندی مشاغل، سابقه، مهارت اجرایی و مسئولیتهای اداری حقوق دریافت میکنند؛ ازهمینرو، قانونگذار این دو را دو رسته حرفهای متفاوت تلقی کرده است؛ نه دو شغل همسطح با شرح وظایف مشابه.
متأسفانه، در این میان، گاه اقلیتی که در سالهای اخیر موفق به اخذ مدرک دکتری شدهاند، با یک مغالطه آشکار تلاش میکنند چنین القا کنند که «همه دارندگان مدرک دکتری در یک سطح قرار دارند» و صرف برخورداری از عنوان دکتری را معادل عضویت در هیئتعلمی میدانند. حالآنکه داشتن مدرک دکتری بهتنهایی نه معادل هیئتعلمی بودن است و نه الزاما نشاندهنده طیکردن مسیر حرفهای و علمی مشابه.
مسیر تبدیلشدن
به عضو هیئتعلمی
طولانی، پرهزینه و رقابتی است
عضویت در هیئتعلمی صرفا داشتن یک مدرک دانشگاهی نیست؛ بلکه مستلزم عبور از فرایندی رقابتی و تخصصی شامل جذب علمی، تولید مستمر پژوهش، تدریس، ارتقای مرتبه علمی، انتشار مقالههای معتبر، هدایت پایاننامهها، ارزیابیهای مداوم آموزشی و پژوهشی و پذیرش مسئولیتهای دانشگاهی است؛ افزونبراین، نمیتوان میان مدرک دکتری اعضای هیئتعلمی که از دانشگاههای معتبر و با استانداردهای علمی سختگیرانه و فرایندهای تماموقت و رقابتی اخذ شده است، با برخی مدارکی که در سالهای اخیر در نتیجه گسترش بیضابطه تحصیلات تکمیلی و پذیرشهای گسترده صرفا با اهداف درآمدزایی صادر شدهاند، تساوی برقرار کرد.
در سالهای گذشته نیز برخی مراکز آموزش عالی با توسعه کمی و جذب انبوه دانشجویان تحصیلات تکمیلی، بدون تأمین زیرساختهای علمی و آموزشی لازم، موجب افت محسوس کیفیت آموزشی شدند؛ بهگونهای که یکسانانگاری این مسیرها با فرایند دشوار، رقابتی و تماموقت تربیت علمی در دانشگاههای معتبر، نهتنها نادیدهگرفتن واقعیتهای علمی کشور است، بلکه به تضعیف جایگاه و اعتبار مدارج دانشگاهی نیز منجر میشود؛همچنین مسیر تبدیلشدن به عضو هیئتعلمی، مسیری طولانی، پرهزینه و رقابتی است.
بسیاری از اعضای هیئتعلمی سالها درگیر تحصیل، پژوهش، رقابت علمی و فعالیت تخصصی بودهاند و غالبا در سنین بالا جذب و وارد کادر هیئتعلمی دانشگاه میشوند؛ افزونبراین، ماهیت کار علمی اساسا با کار اداری متفاوت است.
فعالیت علمی محدود به ساعات اداری نیست؛ تدریس، پژوهش، داوری مقالات، نگارش علمی، راهنمایی دانشجویان و پاسخگویی پژوهشی غالبا به خانه و تمام ایام هفته منتقل میشود؛ درواقع، بخش چشمگیری از فعالیت علمی اعضای هیئتعلمی خارج از ساعات رسمی اداری انجام میشود.بسیاری از دستاوردهای علمی، فناورانه و افتخارهای ملی که امروز کشور به آنها میبالد، محصول دانشگاهها و تلاش اعضای هیئتعلمی است.
در همه دنیا نیز کیفیت هیئتعلمی یکی از اصلیترین شاخصهای اعتبار و رتبه دانشگاهها بهشمار میرود؛ ازهمینرو کشورها برای جذب و نگهداشت استادان توانمند، نظامهای حمایتی و مشوقهای مالی ویژهای طراحی میکنند.البته بخشی از نگرانیها و انتقادهای مطرحشده از سوی برخی کارکنان نیز قابلدرک است. فشار تورم، شکاف درآمدی و احساس بیعدالتی، واقعیتهایی هستند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
برخی کارکنان متخصص نیز ممکن است خود را دارای مسئولیت و تخصص بالا بدانند و انتظار بهبود وضعیت معیشتی داشته باشند. این مطالبهها، فینفسه قابلاحترام است؛ اما این مسئله لزوما به معنای همترازبودن ماهیت دو رسته حرفهای نیست.
قیاس عضو هیئتعلمی صرفا با نظام کارمندی
دقیق و منصفانه نیست
استاد دانشگاه در بسیاری موارد با بازار تخصصی، محیطهای علمی بینالمللی و فرصتهای حرفهای خارج از دانشگاه مقایسه میشود. کاهش جذابیت حرفه دانشگاهی و تضعیف منزلت معیشتی اعضای هیئتعلمی، در نهایت میتواند به افت کیفیت علمی کشور منجر شود؛ آسیبی که آثار آن سالها بعد در آموزش، فناوری، اقتصاد و توسعه ملی آشکار خواهد شد.
واقعیت این است که بخشی از این تنشها صرفا اقتصادی نیست و ابعاد روانی و منزلتی نیز دارد. برخی کارکنان احساس میکنند زحمتهایشان دیده نمیشود و برخی اعضای هیئتعلمی نیز معتقدند پیچیدگی و سنگینی کار علمی درک نمیشود و جامعه، تنها به اعداد حقوق توجه میکند؛ درحالیکه دانشگاه بدون هر دو گروه (هیئتعلمی و کارکنان) عملا قادر به ادامه فعالیت نیست؛ اما نقشها، مسئولیتها و معیارهای ارزیابی این دو، الزاما یکسان نیست.
مسئله اصلی در ایران، نبود نظام پرداخت شفاف
منسجم و متناسب با شرایط اقتصادی و تورم مزمن است
در بسیاری از کشورهای جهان نیز استاد دانشگاه، پژوهشگر، پزشک دانشگاهی و محقق ارشد، نظام پرداختی متفاوت با کارکنان اداری دارند و فاصله درآمدی میان این رستهها بسیار بیش از ایران است.
مسئله اصلی در ایران، بیش از هر چیز، نبود نظام پرداخت شفاف، منسجم و متناسب با شرایط اقتصادی و تورم مزمن است؛ وضعیتی که هرگونه افزایش برای یک گروه را به حساسیت سایر گروهها تبدیل میکند.نگاه متعادل و عقلانی آن است که هم ضرورت حفظ هیئتعلمی توانمند و جلوگیری از فرسایش سرمایه علمی کشور پذیرفته شود و هم مشکلات معیشتی کارکنان و سایر اقشار موردتوجه قرار گیرد.
تقویت دانشگاه، بدون حفظ کرامت، امنیت حرفهای و انگیزه اعضای هیئتعلمی ممکن نخواهد بود؛ همانگونه که دانشگاه بدون تلاش و همراهی کارکنان اداری نیز نمیتواند مأموریت خود را انجام دهد.