تناسب ملودی و محتوا، مؤلفه ماندگاری یک اثر

گاهی شعر و بیتی ورد زبان و ماندگار می‌شود و وقتی به دنبال چرایی‌اش بگردیم، به فاکتورهایی می‌رسیم که به آن‌ها دقت نکرده بودیم.

تناسب ملودی و محتوا

سال 1390، پژوهشی درباره هنرهای عاشورایی ماندگار و مهندسی معکوس این ماندگاری انجام دادم. امروز اشعاری را که محور این جلسه است، با مؤلفه‌های ماندگاری مطابقت خواهم داد. گاهی شعر و بیتی ورد زبان و ماندگار می‌شود و وقتی به دنبال چرایی‌اش بگردیم، به فاکتورهایی می‌رسیم که به آن‌ها دقت نکرده بودیم.

سرود «اینجا ایرانه» نیز به‌دلایل مختلف ماندگار شد که مهم‌ترینش، اجرا نزد رهبر شهید با ترکیب‌بندی صحنه در جشن فرشته‌ها بود؛ بااین‌حال، دلایل دیگری نیز برای ماندگاری دارد. سید جواد پرئی، شاعر این کار، شخص معتقدی از لحاظ فکری و اعتقادی است. در کار سفارشی وقتی محتوای سفارش با فرکانس‌های فکری یک نفر تطابق داشته باشد، کار خوبی شکل می‌گیرد؛ درحالی‌که بارها دیده شده شخصی کاری سفارشی را برخلاف تفکرات و اعتقاداتش سروده و نتیجه نهایی مطلوب نشده است. یکی از بزرگان خوش‌نویسی درباره خلق یک اثر نکاتی می‌گوید، مثل ممارست به تمرین و… . نکته آخری که بر آن تأکید می‌کند، اسباب به کمال است. یعنی بهترین قلم و زیردستی را استفاده کن و ابزارت از بهترین‌ها باشد. گروهی که این سرود را تولید کرد، مصداق اسباب به کمال است و من شاهد این بوده‌ام.

مؤلفه‌های ماندگاری «سلام فرمانده» را باید جای دیگری به جز شعرش پیدا کرد. یکی از ارکانی که امروز کلیپ‌ها و تصاویر با آن پیوست جدی یافته‌اند، اکت‌ها و حرکاتی است که به اثر پیوست می‌شود. اگر از «سلام فرمانده» حرکت احترام نظامی را بگیریم، از تأثیرگذاری‌اش خیلی کم می‌شود. این حرکت به پویایی و جاری شدن کار خیلی کمک کرد.

در بعضی از کارها، صرفاً اجرای ماندگار باعث مانایی اثر شده و باقی معیارها نقشی ندارد. سید حسن حسینی در نقد شعر «یاران چه غریبانه»، اثر پرویز بیگی حبیب‌آبادی، می‌گوید اگر صدای زخم‌خورده خواننده را از اجرای این شعر بگیریم، خود شعر ویژگی خاصی ندارد. در شعر «بر مشامم می‌رسد هر لحظه بوی کربلا…» مشکل قافیه وجود دارد و دو بیت از دو شعر جداگانه با هم ترکیب شده است؛ اما این دو بیت با همین ایراد در قافیه در کنار هم قرار گرفته و بدون کوچک‌ترین توجهی به اشکالاتش، ماندگار شده است.

علاقه محمود کریمی به موسیقی‌های ملی به گذشته بازمی‌گردد. او مداحی «از خون جوانان وطن لاله دمیده» را اوایل دهه نود خواند. آن زمان، شاعری شعری سرود تا با واسطه به دست ایشان برسد. آن شعر با سبک اصلی کمی تفاوت داشت و وقتی آن را به دست محمود کریمی رساندند، او نپذیرفته و گفته بود «از خون جوانان وطن لاله دمیده» را می‌خوانم. بعد هم با تغییری تبدیل شد به «از خون جوانان حرم لاله دمیده». این نشان می‌دهد ارادت ایشان به اشعار ملی‌مان با همان سبک و سیاق و همان واژگان خیلی بالاست. این خط فکری در ذهن ایشان ادامه‌دار شد و به شعر «ای ایران» رسید.

زیست شاعر هنگام سرودن، در ماندگاری و فراگیر شدن اثر بسیار تأثیرگذار است. شعری که یکی از شعرا با عنوان «امام حسین خسته‌ها» برای سید رضا نریمانی سرود، یکی از اشعاری است که ماندگار شد؛ زیرا شاعرش در زمان سرودن شعر به‌شدت خسته بود و در همان حال قلم به دست گرفت و سرود. تمام احوالات و زیست هنرمند در همه شاخه‌ها بر اثر هنری بسیار تأثیرگذار است.

چند مؤلفه جدی برای یک تصنیف یا نماهنگ یا سرود وجود دارد. در آثاری که امروز در حال بررسی‌اند، این مؤلفه‌ها در نگاه رهبر شهید پررنگ بوده است. ایشان چند بار در جلسات دیدار با مداحان بر تناسب ملودی و محتوا تأکید کردند. محتوای محزون یا جملات پرسشی یا خبری باید هنگام ارائه مداح کاملاً‌ مشخص باشد. در شعر «کی گفته من بابا ندارم؟» که برای حضرت رقیه سروده شده، این پرسش باید هنگام مداحی مشخص باشد. حضرت آقا نیز بر انتخاب نغمه و محتوا بارها اشاره کرده و زمانی گفته‌اند هنگام گوش دادن به رادیو، متوجه نمی‌شوم آنچه دارم می‌شنوم، جشن است یا روضه. در این سه اثر محتوا با لحن تناسب دارد و در آن‌ها پویایی می‌بینیم.

گاهی شعرا غنای محتوایی را در شعر مداح می‌گنجانند و مداح را جای سخنران می‌نشانند و شعر را تبدیل به بیانیه می‌کنند. ما از این اقدام خاطره خوبی نداریم. در اشعار تحسین‌شده حضرت آقا نیز این اشعار را نمی‌بینیم. برخی محتواها‌ نباید وارد مداحی بشود. شأنیت مداح و غنای محتوایی باید در یک سطح قرار بگیرند و این مسئله برای رهبر شهید انقلاب مهم بود.

زمانی که در تب‌وتاب طوفان‌الاقصی و کشتار غزه بودیم، بین مسئولان برگزاری جلسه دیدار شعرا با رهبر شهید و شورای مشورتی چالشی ایجاد و پیشنهادی ارائه شد مبنی بر اینکه همه شعرا درباره غزه شعر بگویند. نتیجه نهایی این شد که شعرا با محوریت مقاومت و وطن‌پرستی و ایران بسرایند. در جلسه، نزد حضرت آقا اشعار خوانده شد تا اینکه نوبت به ناصر فیض رسید. حضرت آقا بعد از شنیدن شعر او فرمودند که چرا طنز نمی‌خوانی؟ این کلام ایشان برای همه بسیار عجیب بود. در آخرین دیدار شاعران با ایشان در اسفند 1403 نیز دقایقی درباره عاشقانه‌های محجوب حرف زدند. سلیقه ایشان اشعار کلاسیک بود. ایشان حساسیت بسیاری روی شعر داشتند و نظراتشان را در خصوص اشعار شعرا به‌صراحت بیان می‌کردند.