کنسولگری خالی آمریکا در تصاحب مجاهدین خلق اصفهان!

علاوه بر اشغال کنسولگری آمریکا در تبریز، مجاهدین خلق در روز ١٤ آبان، کنسولگری آمریکا در اصفهان را هم متصرف شدند. اجرای این عملیات، تصمیمی بود که مرکزیت سازمان اتخاذ و به اعضا و هوادارانش ابلاغ کرد. اشغال کنسولگری ایالات متحده در اصفهان چند ساعت بیشتر به درازا نکشید.

به گزارش اصفهان زیبا؛ «ایستگاه خیابان روزولت: روایتی مستند از تسخیر سفارت آمریکا در تهران»، نوشتۀ محمد محبوبی (متولد 1368)، توسط انتشارات مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، به سال 1402 در 608 صفحه منتشر شده است و نسخه‌ای که در دستان ما است، چاپ نهم کتاب در سال 1403 می‌باشد.

این کتاب که تقریظ و تمجید رهبر شهید انقلاب اسلامی را نیز بر صفحه اول خود دارد، پُرکننده یکی از خلأهای رسانه‌ای و تبلیغاتی ما است که در جنگ روایت‌ها مغفول مانده بود.

از نکات تحلیلی و جالب این کتاب، تفاوت قائل شدن میان “بخش سیاسی سفارت آمریکا” با بخش مربوط به “سازمان سیا” (ایستگاه سیا) با مدیریت‌های جداگانه است. در این کتاب، افرادی که مطابق اسناد، با بخش سیاسی سفارت آمریکا در ارتباط بوده‌اند را جاسوس نمی‌داند، بلکه افرادی که در بخش ایستگاه سیا دارای کُد بوده‌اند به عنوان جاسوس معرفی شده‌اند.

آنچه در ادامه می‌خوانید، صفحات 191 الی 194 از کتاب مذکور است که به تسخیرهای تقلیدی پس از تسخیر لانۀ جاسوسی آمریکا در تهران می‌پردازد و از مطالب کمتر گفته شده در تاریخ انقلاب است. مطابق اسناد لانه جاسوسی آمریکا، حدود 10000 نفر آمریکایی، در ارتباط با صنایع نظامی، در اصفهان حضور داشتند، که این خود وجود یک کنسولگری در اصفهان را توجیه می‌کند.

***

تسخیرهای تقلیدی

درست یک شبانه‌روز از عملیات قبضه سفارت آمریکا می‌گذشت که اقدام مشابهی در تبریز به وقوع پیوست. در ساعت ۱۰ صبح ١٤ آبان، انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه حنیف‌نژاد(*) تشکلی دانشجویی وابسته به سازمان مجاهدین خلق به کنسولگری آمریکا در تبریز یورش بردند و آن را به اشغال خود درآوردند. مجاهدین خلق تبریز اگرچه کنسولگری را خالی از افراد و اسناد یافتند، اما «برای انجام فعالیت‌های خویش و اوج دادن مبارزات ضدامپریالیستی در تبریز، چنان‌که باید، از حداقل امکانات در کنسولگری برخوردار بودیم.»(**)

[*پاورقی: دانشگاه حنیف‌نژاد بعدها به دانشگاه آذرآبادگان و نهایتاً به دانشگاه تبریز تغییر نام داد.]

[**پاورقی: گزارشی از فعالیت‌های انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه حنیف‌نژاد…، ص 5.]

به اذعان سازمان مجاهدین خلق، اشغال کنسولگری تبریز بیش از آن که یک کنش استکبارستیزانه باشد، یک مصادرۀ خودسرانه بود تا از امکانات آن به سود مجاهدین خلق بهره ببرند و به صورت خاص، ساختمان آن را به پایگاهی برای مجاهدین خلق تبریز بدل کنند. در روزهای بعد، کنسولگری تبریز به یکی از مراکز اصلی آموزش نظامی میلیشیای مجاهدین خلق در تبریز بدل شد و میتینگ‌ها و «رژه منظم میلیشیا» در این نقطه صورت می‌گرفت.(*)

[*پاورقی: همان، صص ۶-۹. با تصرف کنسولگری آمریکا در تبریز، این عمارت و محوطۀ آن کاربری جناحی پیدا کرد و عملاً به پایگاه سازمان مجاهدین خلق در تبریز تبدیل شد. با حکم دادسرای انقلاب اسلامی تبریز، این مرکز در دی ماه ۱۳۵۸ تخلیه شد و در اختیار کمیته انقلاب اسلامی تبریز قرار گرفت. (کیهان، 6 دی ۱۳۵۸، ص ۱۱)]

علاوه بر اشغال کنسولگری آمریکا در تبریز، مجاهدین خلق در روز ١٤ آبان، کنسولگری آمریکا در اصفهان را هم متصرف شدند. این در حالی بود که مطابق گزارش محمدکاظم موسوی بجنوردی، استاندار اصفهان، آمریکایی‌ها در ۱۸ تیر ۱۳۵۸ تمام وسایل کنسولگری را تخلیه و به تهران حمل کرده بودند و حتی سرایدارهای کنسولگری هم از آنجا رفته بودند. [*پاورقی: سازمان اسناد ملی ایران، سند شماره 14-83088-293]

در واقع مجاهدین خلق یک ساختمان خالی را اشغال کرده بودند. اجرای این عملیات، تصمیمی بود که مرکزیت سازمان اتخاذ و به اعضا و هوادارانش ابلاغ کرد. اشغال کنسولگری ایالات متحده در اصفهان چند ساعت بیشتر به درازا نکشید. ساعت ۱۰ صبح همان روز «عده‌ای که خود را دانشجو می‌خواندند، همراه با تعدادی پاسدار» به عمارت کنسولگری رفتند و مجاهدین را از آنجا بیرون راندند. [*پاورقی: مجاهد، 28 آبان 1358، ص 3]

تقلیدهای تسخیری مجاهدین خلق جنبۀ استکبارستیزی و ضدامپریالیستی نداشت، بلکه اقدامی کاملاً حزبی و در راستای منافع تشکیلات بود: ساختمان، محوطه و امکانات کنسولگری‌های آمریکا به تصاحب مجاهدین خلق درمی‌آمد و در امتداد منافع تشکل مصرف می‌شد.

کنسولگری آمریکا در اصفهان و تبریز تنها مراکزی نبودند که در روز ١٤ آبان هدف مهاجمین قرار گرفتند. بعدازظهر این روز گروهی که به دروغ، خود را پیروان خط امام معرفی کرده بودند، قصد آتش زدن سفارت بریتانیا را داشتند که پاسداران کمیته‌های انقلاب مانع شدند. روز بعد هم کنسولگری عراق در کرمانشاه به اشغال درآمد که پس از چند ساعت، به دستور دفتر امام، اشغالگران از ساختمان کنسولگری بیرون رانده شدند. [*پاورقی: جمهوری اسلامی، ۱۵ آبان ۱۳۵۸، ص ۲؛ همان، ۱۶ آبان ۱۳۵۸، ص ٤.]

چرا پس از تصرف سفارت آمریکا با عملیات‌های مشابه مقابله شد؟ واقعیت آن است که تعدی به سفارت‌ها و کنسولگری‌ها در حال کشاندن کشور به سوی نوعی آنارشیسم بود که بسترهای خرابکاری و توطئه را فراهم می‌کرد. در همین ساعات بود که زمزمه‌های تهاجم به نمایندگی‌های سیاسی عراق و سوریه هم به گوش رسید. دفتر امام خمینی و شورای انقلاب به سرعت تلاش کردند ترمز ماشین سفارت‌گیری را بکشند و اجازه ندهند اشغال نمایندگی‌های دیپلماتیک به یک عادت روزانه تبدیل شود.

صبح روز ١٤ آبان، پاسداران کمیته انقلاب اسلامی در اطراف و پیرامون سفارت انگلیس مستقر شدند تا از تعرض فرصت‌طلبانه به آن جلوگیری شود. [*پاورقی: کیهان، ۱۴ آبان ۱۳۵۸، ص ۱۲]

حاج احمد خمینی هم که برای بازدید از وضعیت دانشجویان پیرو خط امام به تهران آمده بود، طی مصاحبه‌ای در محوطۀ سفارت تأکید کرد که «دیگر سفارتخانه‌ها، حتی سفارت انگلستان را نباید اشغال کرد.»

به علاوه، در شامگاه ۱۵ آبان ماه، دفتر امام خمینی در قم اطلاعیه‌ای دربارۀ مقابله با تشنج‌آفرینان منتشر کرد. مطابق اطلاعیه دفتر امام، دست‌های فرصت‌طلب و ماجراجویی به اسم دانشجویان اعلامیه صادر کرده‌اند تا با راه‌اندازی راه‌پیمایی‌های بی‌مورد له و علیه دیگران، جامعه را به تشنج بکشانند. «امروز ایجاد اختلاف و هیاهو جز به نفع آمریکا و طرفداران او نیست.» از مردم درخواست شد از هر تظاهراتی که منتهی به زد و خورد و خرابکاری شود دوری کنند و اجازه ندهند مخالفان و مفسدان غائله‌ای بیافرینند. [*پاورقی: کیهان، 16 آبان 1358، ص 2.]

یک روز بعد هم در ١٦ آبان، امام خمینی هنگام سخنرانی در جمع دانشجویان دانشگاه اصفهان به این موضوع پرداختند. ایشان اظهار داشتند که شنیده شده افرادی در تبریز و تهران می‌خواهند به پشتیبانی از مهندس بازرگان تظاهرات کنند و «بعد کم‌کم این را بکشانندش به یک جایی که مثلاً سفارت عراق هست، بریزند بشکنند؛ سفارت -فرض کنید که- افغانستان هست، بریزند بشکنند که مملکت ایران را مواجه کنند با همه ممالک.» رهبر انقلاب اسلامی توضیح دادند که مهندس بازرگان مخالفتی با شورای انقلاب ندارد، همگی یک باب هستند و چنین نقشه ای را دیگران ریخته‌اند. [*پاورقی: صحیفۀ امام خمینی(ره)، ج 10، صص 517-518.]