به گزارش اصفهان زیبا؛ گاوخونی سالهاست که حالواحوال خوبی ندارد و از عدم پرداخت حقابه رنج میبرد. این تالاب بینالمللی حالا به کانون گردوغبار تبدیل و گفته میشود حدود 99درصد آن خشک شده است.
به تازگی اما گزارشها حاکی از تبدیل این تالاب به نمونه آزمایشی حسابداری ملی آب است؛ طرحی که علی رائیجیان، مدیر مطالعات پایه منابع آب شرکت آبمنطقهای اصفهان، درباره آن با «اصفهانزیبا» به گفتوگو پرداخته است.
گفته شده که حوضه آبریز گاوخونی نمونه آزمایشی ملی اجرای طرح حسابداری آب میشود. حسابداری آب یعنی چه؟
حسابداری آب (Water Accounting) یک نظام علمی، مدیریتی و اطلاعاتی برای اندازهگیری، ثبت، طبقهبندی، تحلیل و گزارشدهی وضعیت منابع آب و مصارف آن در یک حوضه آبریز، آبخوان استان یا کشور است.
منظور از اجرای این طرح ایجاد تصویری شفاف است از اینکه چه مقدار آب در اختیار داریم و آب از کجا وارد سامانه و در کجا و چگونه مصرف میشود وچه اندازه از آن به محیطزیست بازمیگردد و چه میزان از ذخایر آبی کاهش یا افزایشمییابد.
برخلاف حسابداری مالی که واحد اندازهگیری آن پول است، در حسابداری آب، واحد اصلی حجم آب (مترمکعب) و در مواردی کیفیت، ارزش اقتصادی و ارزش زیستمحیطی لحاظ میشود.
در ادبیات وزارت نیرو، حسابداری آب، فرایند نظاممند گردآوری، یکپارچهسازی، اندازهگیری، ثبت، تحلیل و گزارش اطلاعات مربوط به موجودی، جریانها، برداشت، تخصیص، مصرف، بازگشت، تلفات و تغییرات ذخایر منابع آب سطحی و زیرزمینی است؛ بهگونهای که امکان برنامهریزی، تخصیص، مدیریت پایدار و ارزیابی عملکرد بخش آب را فراهم آورد.
این تعریف منطبق بر رویکردهای چهارچوب حسابداری آب سازمان ملل (SEEA-Water)، استانداردهای بینالمللی حسابداری آب، اسناد برنامه هفتم توسعه و سیاستهای وزارت نیرو در مدیریت جامع منابع آب است.
هدف از حسابداری آب در ایران چیست؟
اهداف را میتوان در سه سطح تقسیم کرد: اهداف راهبردی که مهمترین هدف آن شفافسازی وضعیت واقعی منابع آب کشور است؛ زیرا اکنون بسیاری از تصمیمها بر پایه برآوردهای پراکنده انجام میشود. اهداف راهبردی عبارتاند از: ایجاد تصویر واقعی از منابع آب کشور، پشتیبانی از امنیت آب، جلوگیری از اضافه برداشت، پشتیبانی از مدیریت پایدار منابع آب، تحقق حکمرانی دادهمحور آب و افزایش شفافیت در تصمیمگیری .
در اهداف مدیریتی، حسابداری آب کمک میکند مدیران بدانند چه مقدار آب وجود دارد؛ همچنین حسابداری آب از ذخیره سدها، آبهای زیرزمینی، میزان روانابها، آب برگشتی و آب انتقالی و اینکه آب چگونه تخصیصیافته است، اطلاعات کافی را در اختیار میگذارد؛ مثلا در بخشهای کشاورزی، شرب، صنعت، محیطزیست و خدمات چه مقدار آب واقعا مصرف شده است؛ زیرا مصرف واقعی (Consumptive Use) با برداشت تفاوت دارد.
برای مثال، برداشت برابر با ۱۰۰میلیون مترمکعب بوده؛ درحالیکه مصرف واقعی ۶۵میلیون مترمکعب است، یا برگشت به رودخانه برابر با ۲۵میلیون مترمکعب، اما تلفات ۱۰میلیون مترمکعب است، یا اینکه بهرهوری آب خواهد بود؛ مثلا مترمکعب آب بهازای هر تن محصول، مترمکعب آب به ازای هر واحد تولید صنعتی، ارزش اقتصادی هر مترمکعب آب و وضعیت آبخوانها چگونه است؟ تغییر ذخیره، افت سطح آب، کسری مخزن و نرخ تخلیه نیز بررسی میشود.
اهداف قانونی و سیاستی نیز از دیگر هدفهایی است که این طرح در نظر میگیرد؛ چراکه حسابداری آب ابزار اجرای بسیاری از قوانین است؛ ازجمله مدیریت یکپارچه منابع آب، برنامه هفتم توسعه، تعادلبخشی آبخوانها، تخصیص عادلانه آب، کنترل برداشتها، حفاظت از محیطزیست و اطلاعاتی که در حسابداری آب ثبت میشود.
یک نظام حسابداری آب معمولا شامل حوزه اطلاعات، موجودی(ذخیره سدها، آبخوانها، دریاچهها)، ورودی (بارش، رواناب، انتقال آب، تغذیه آبخوان)، خروجی (برداشت، تبخیر، تخلیه، جریان خروجی)، مصرف (کشاورزی، صنعت، شرب، خدمات) و برگشت (زه آب، پساب، بازگشت به رودخانه)، کیفیت (شوری، آلودگی، کیفیت آب) و تغییرات (افزایش یا کاهش ذخایر) است.
آیا در قالب این طرح، حقابه گاوخونی بهصورت شفاف و قابلسنجش تعریف میشود؟
بله؛ درواقع یکی از مهمترین مزیتهای این طرح این است که حقابه محیطزیستی را از مفهومی کلی و قابلتفسیر، به شاخصی کمی و قابلاندازهگیری و گزارش تبدیل میکند؛ اما باید به یک نکته مهم توجه کرد که حسابداری آب خودِ حقابه گاوخونی را تعیین نمیکند؛ بلکه چهارچوبی فراهم میکند تا حقابهای که بهوسیله مطالعات فنی و تصمیمهای قانونی تعیین شده است، بهصورت شفاف پایش و حسابرسی شود.
پس برای تالاب گاوخونی چه اتفاقی میافتد؟
فرض کنید بر اساس مطالعات، حقابه زیستمحیطی گاوخونی برابر X میلیون مترمکعب در سال تعیین شده است. در حسابداری آب، برای این حقابه یک حساب مستقل ایجاد میشود؛ در نتیجه، هر سال میتوان بهصورت شفاف اعلام کرد که حقابه قانونی چقدر بوده و چه مقدار از سد یا رودخانه رهاسازی شده است؟ چه مقدار واقعا به تالاب رسیده است؟ چه میزان در مسیر، برداشت یا تلفات داشته است؟ چه میزان کسری وجود دارد؟
نکتهای که به نظر من برای زایندهرود و گاوخونی بسیار ارزشمند است.باتوجهبه شناختی که از مسائل حوضه زایندهرود داریم، میتوان یک گام فراتر رفت و حساب حقابه محیطزیستی را بهعنوان یک حساب مستقل در سامانه حسابداری آب ایران تعریف کرد. در این حساب، حقابه گاوخونی مانند یک تعهد ثبت میشود؛ درست مانند یک بدهی مالی که باید ایفا شود.
در این مدل، برای هر دوره زمانی (ماهانه یا سالانه) چهار مقدار کلیدی حقابههای مصوب، تخصیصیافته، تحویلشده به تالاب و کسری تجمعی حقابه ثبت میشود. این رویکرد باعث میشود موضوع حقابه گاوخونی از سطح یک مطالبه یا گزارش توصیفی، به یک شاخص رسمی عملکرد مدیریتی تبدیل شود که قابل حسابرسی، مقایسه و پایش در طول زمان است.
در حال حاضر، گزارشها معمولا با عبارتهایی مانند «امسال مقداری آب برای گاوخونی رها شد» ارائه میشوند؛ همچنین گاهی گفته میشود به دلیل خشکسالی حقابه تأمین نشد؛ درحالیکه این نوع بیان، مبهم است و امکان ارزیابی دقیق عملکرد را فراهم نمیکند؛ اما در چهارچوب حسابداری آب، گزارش میتواند بهصورت دقیقتر و مبتنی بر شاخصهای مشخص تنظیم شود؛ برایناساس، حقابه مصوب ۱۷۶میلیون مترمکعب در نظر گرفته شده است.
میزان رهاسازی از سد ۱۴۰میلیون مترمکعب گزارش شده است. برداشت بین مسیر ۵۰میلیون مترمکعب بوده است. تبخیر و تلفات طبیعی ۲۰میلیون مترمکعب برآورد شده است. میزان آب ورودی به تالاب ۷۰ میلیون مترمکعب ثبت شده است؛ در نتیجه، درصد تحقق برابر با ۴۰درصد بوده است. این گزارش فورا مشخص میکند که مشکل از کدام بخش نشئت گرفته است.
اگر این طرح فقط به ثبت و محاسبه منجر شود، اما آب به تالاب نرسد، به چه کاری خواهد آمد؟
این پرسش، مهمترین نقدی است که به بسیاری از سامانههای حسابداری آب وارد میشود. پاسخ کوتاه این است که هیچ طرح حسابداری ملی آب بهتنهایی ضمانت اجرایی برای رساندن آب به تالاب ایجاد نمیکند. حسابداری آب استاندارد حسابداری و گزارشدهی است؛ نه یک قانون، ابزار اجرایی یا مرجع تخصیص آب. همانطور که حسابداری مالی نشان میدهد یک سازمان بدهکار است، اما خودِ حسابداری بدهی را وصول نمیکند، حسابداری آب نیز فقط وضعیت را شفاف میکند؛ اما این به معنای بیفایدهبودن آن نیست.
نقش واقعی حسابداری آب پس چیست؟
اگر امروز حقابه گاوخونی تأمین نشود، معمولا اختلاف بر سر این است که آیا اصلا آبی وجود داشته است؟ چه مقدار رهاسازی شده است؟ چه کسی برداشت کرده است؟ آیا تلفات طبیعی بوده یا برداشت غیرمجاز؟ مسئول عدم تحقق حقابه کدام بخش است؟ در نبود حسابداری استاندارد، پاسخ این پرسشها محل اختلاف است. حسابداری آب این اختلاف را تا اندازه زیادی از بین میبرد و مسئولیتها را شفاف میکند.
پس ضمانت اجرا از کجا میآید؟
ضمانت اجرا باید از قانون و نظام حکمرانی بیاید، نه از حسابداری ملی آب؛ بهعنوانمثال، اگر قانون مقرر کند حقابه محیطزیستی پس از آب شرب، یک تعهد قانونی است و تحقق آن باید هر ماه در حسابهای رسمی آب ثبت و گزارش شود، آنگاه حسابداری آب تبدیل به ابزار نظارت بر اجرای قانون میشود. به نظر من، حلقه مفقوده ایران حسابداری آب نیست؛ بلکه پیوند بین حسابداری آب و نظام تصمیمگیری است.
برای اینکه حسابداری آب اثر واقعی داشته باشد، باید نتایج آن مستقیما به سازوکارهای مدیریتی متصل شود؛ برای مثال، اگر کسری حقابه از حد مشخصی بیشتر شد، سامانه به طور خودکار بازنگری در تخصیص آب را الزامی کند؛ گزارش تحقق حقابه بخشی از ارزیابی عملکرد شرکتهای آبمنطقهای و شرکت مدیریت منابع آب ایران باشد؛ تحقق یا عدم تحقق حقابه در تصمیمهای مربوط به صدور یا تمدید مجوزهای برداشت آب اثرگذار باشد؛ باید گزارشهای حسابداری آب بهصورت عمومی منتشر شوند تا امکان نظارت اجتماعی و قضایی فراهم شود. یک گام فراتر از «حسابداری آب»، حرکت به سمت «حکمرانی آب» است.
در این معماری، چهار لایه اصلی وجود دارد؛ لایه نخست، لایه داده است که شامل شبکههای پایش، مطالعات پایه، سنجش از دور، SWAT+ و سایر مدلها میشود. لایه دوم، لایه حسابداری است که وظیفه آن تولید حسابهای استاندارد منابع، مصارف، ذخایر و حقابههاست.
لایه سوم، لایه حکمرانی است که در آن قواعد قانونی، اولویتهای تخصیص، کنترل تعهدات و پایش عملکرد اعمال میشود. لایه چهارم نیز لایه اجراست که بهرهبرداری از سدها، مدیریت تخصیص، کنترل برداشتها و اعمال محدودیتها را در بر میگیرد.
در چنین ساختاری، اگر حسابداری نشان دهد که حقابه گاوخونی تأمین نشده است، این موضوع فقط در حد یک گزارش باقی نمیماند؛ بلکه به یک رویداد مدیریتی تبدیل میشود که باید به اقدام مشخص منجر شود؛ بنابراین، اگر سامانه صرفا به ثبت و محاسبه محدود بماند، انتقاد شما کاملا وارد است و تأثیر عملی آن نیز محدود خواهد بود؛ اما اگر حسابداری آب به قوانین، فرایندهای تخصیص، ارزیابی عملکرد و سازوکارهای پاسخگویی متصل شود، از یک ابزار آماری به یک ابزار مؤثر حکمرانی تبدیل خواهد شد.
زمانبندی اجرای نمونه آزمایشی چیست؟
دوسال در نظر گرفته شده است.
آیا برای بعد از نمونه آزمایشی هم برنامهای وجود دارد یا این طرح ممکن است در حد مطالعه باقی بماند؟
قطعا ادامه پیدا میکند و قرار است به کل کشور تعمیم داده شود؛ لکن کیفیت شروع خیلی مهم و برای مدل کامل حوضه آبریز حقیقتا امکانات و منابع زیادی موردنیاز است. در کنار آن دقت مدلسازی موضوع مهم دیگری است که بهموازات آن باید انجام شود و مهمتر از مدلسازی کالیبره و واسنجی و اعتبارسنجی مدل تولید شده از اجزای مهم بعدی هستند.
خوشبختانه شرکت آبمنطقهای اصفهان در بسیاری از این موضوعها دارای تجربههای عملی و علمی مؤثری است که به لطف همکاری دانشگاهیان و فرهیختگان علمی و مهندسان مشاور و البته همکاری سایر همکاران خوبمان در شرکتهای آبمنطقهای استانهای مرتبط در حوضه گاوخونی که با ما همکاری داشتهاند در دسترس است.
آیا در این نمونه آزمایشی، ذینفعان محلی مثل کشاورزان، جوامع محلی و فعالان محیطزیست هم دیده شدهاند؟
حسابداری ملی آب الزام مستقیمی برای مشارکت ذینفعان محلی ایجاد نمیکند. این چهارچوب، ماهیتی عمدتا آماری و حسابداری دارد و تمرکز اصلی آن بر استانداردسازی دادهها، حسابها و گزارشهاست، نه بر طراحی و اجرای فرایندهای مشارکتی. بااینحال، در یک نمونه آزمایشی موفق، بهویژه در حوضه گاوخونی، لازم است علاوه بر دستگاههای دولتی، مجموعهای از بازیگران کلیدی نیز حضور داشته باشند.
در این میان، وزارت نیرو و شرکتهای آب منطقهای، سازمان حفاظت محیطزیست، وزارت جهاد کشاورزی، نمایندگان کشاورزان بالادست و پاییندست، تشکلهای بهرهبرداران آب، نمایندگان جوامع محلی اطراف تالاب، دانشگاهها و مراکز پژوهشی و نیز سازمانهای مردمنهاد محیطزیستی از جمله گروههایی هستند که حضور آنها اهمیت دارد.
این گروهها لزوما در محاسبات فنی دخالت مستقیم نمیکنند، اما در حوزههایی مانند تأیید روشها، بررسی نتایج، راستیآزمایی دادهها و تفسیر خروجیها نقش مهمی ایفا میکنند. این طرح میتواند به نفع گاوخونی و حوضه آبریز باشد، اما نه بهصورت خودکار و نه صرفا با اجرای حسابداری آب. به بیان دقیقتر، این طرح زمانی میتواند اثرگذار باشد که از یک پروژه صرفا آماری فراتر برود و به یک ابزار حکمرانی تبدیل شود.
اگر این رویکرد بهدرستی اجرا شود، میتواند چند فایده مهم برای گاوخونی به همراه داشته باشد: نخست آنکه، شفافسازی منابع و مصارف آب را بهبود میدهد و مشخص میکند آب در کدام بخشهای حوضه مصرف میشود.
دوم آنکه، حقابه محیطزیستی را بهصورت یک شاخص کمی و قابل پایش گزارش میکند؛ همچنین میتواند پاسخگویی دستگاههای مسئول را افزایش دهد؛ زیرا در این صورت میزان تحقق یا عدم تحقق حقابه قابلاندازهگیری خواهد بود.
ازسویدیگر، این نظام میتواند پشتیبانی از تصمیمگیری را تقویت کند؛ برای مثال، روشن سازد که تغییر الگوی کشت یا کاهش برداشت چه اثری بر جریان ورودی به تالاب دارد.
علاوه بر این، حسابداری آب میتواند میان دستگاههای مختلف یکزبان مشترک ایجاد کند و اختلاف بر سر ارقام و دادهها را کاهش دهد. اینها مزایای واقعی و مهمی هستند؛با این حال، باید به محدودیتهای مهم این طرح نیز توجه داشت.
حسابداری آب بهتنهایی آب جدید ایجاد نمیکند، حقابه را بهطور خودکار آزاد نمیکند، برداشتهای غیرمجاز را متوقف نمیکند، اختلافهای حقوقی و اجتماعی را حل نمیکند و کمبود آب ناشی از خشکسالی یا تغییر اقلیم را از میان نمیبرد.
بنابراین، اگر پس از تهیه گزارشها هیچ تغییری در نظام تخصیص و مدیریت رخ ندهد، اثر این طرح بر وضعیت گاوخونی محدود خواهد بود.
برایآنکه این طرح واقعا به نفع گاوخونی باشد، دستکم سه شرط ضروری وجود دارد: شرط نخست، تولید دادههای قابلاعتماد و قابل راستیآزمایی است.
شرط دوم، آن است که نتایج حسابداری وارد فرایند تصمیمگیری و تخصیص آب شود و صرفا در قالب گزارش باقی نماند.
شرط سوم نیز وجود شفافیت و پاسخگویی است؛ بهگونهای که همه ذینفعان بتوانند وضعیت تحقق حقابه را مشاهده و ارزیابی کنند. در جمعبندی باید گفت که از دیدگاه فنی، حسابداری آب شرط لازم برای مدیریت بهتر حوضه آبریز است؛ اما شرط کافی نیست.
اگر بخواهیم با یک تشبیه این موضوع را روشن کنیم، حسابداری آب مانند داشبورد یک خودرو است. داشبورد نشان میدهد سرعت، میزان سوخت و دمای موتور در چه وضعیتی قرار دارد؛ اما خودِ داشبورد خودرو را هدایت نمیکند. اگر راننده تصمیم درستی نگیرد یا ترمز و فرمان بهدرستی عمل نکنند، دانستن اطلاعات بهتنهایی مانع وقوع حادثه نمیشود. درباره گاوخونی نیز همین منطق برقرار است.
حسابداری آب میتواند برای نخستینبار تصویری دقیق و مورد توافق از وضعیت حوضه ارائه دهد؛ اما احیای تالاب تنها زمانی رخ میدهد که این اطلاعات مبنای تصمیمهای اجرایی، تخصیص آب، کنترل برداشتها و اجرای قوانین قرار گیرد.
بنابراین، اگر این نمونه آزمایشی صرفا یک سامانه گزارشدهی باشد، اثر آن محدود خواهد بود؛ اما اگر به سازوکارهای حکمرانی و اجرای تصمیمها متصل شود، میتواند به یکی از ابزارهای مؤثر در حفاظت از تالاب گاوخونی و مدیریت پایدار حوضه آبریز تبدیل شود.