به گزارش اصفهان زیبا؛ حقیقت امر این است که تا الان نشمردهام چندبار عازم پیادهروی اربعین شدهام، شاید نزدیک به 10 بار یا بیشتر. به واسطه همین رفتوآمدها و البته آن تعاملدوستی بالایی که همواره داشتهام، آنقدر دوست و آشنا در سرزمین عراق پیدا کردهام که دیگر برایم سرزمینی غریبه نیست.
در سالهای اخیر هربار که به این زیارت مشرف شدهام، فرصتی فراهم شده در دیدار با دوستان گپوگفتی داشته باشیم و البته هربار این دایره دوستان، گستردهتر از قبل هم شده است. بیان این توضیحات از این جهت بود که در ادامه، آنجا که دیدهها و شنیدههایم روایت میکنم، بدانید این سخنان با چه کسانی بوده و چطور با وجود اعتمادی پیشینی، توانستهام منویات قلبی مردم عراق را بازگو کنم. روایت پیش رو ذکر مصادیقی است از عشق و علاقه عجیب مردم عراق در خصوص رهبر شهید ایران و ایرانیان.
زبان گویای پوسترهای شهری
چندسال قبل که حاج قاسم شهید شده بودند، در طول مسیر عکسهای ایشان به کرات به چشم میآمد. تصاویری ایستاده از حاج قاسم که دست روی سینه گذاشته بودند و با لبخندی به زائران در طول مسیر مشایه خوش آمد میگفتند.
دیدن آن صحنهها به من اثبات کرده بود که در پیادهروی امسال هم تاریخ تکرار میشود و سفرمان با یاد و خاطره رهبر شهید درهم آمیخته خواهد بود. اما به واقع آنچه که در مسیر به چشم دیدم، در مقایسه با آن خاطرات سالهای قبل، دریایی بود در برابر قطرهای. من در هرجا که چشم چرخاندم، تصویری از رهبر شهید انقلاب را دیدم که در کنار آن آیاتی از قران یا جملات عربی درج شده بود:
« وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا». آنچه من دیدم، شهرهایی بود که رنگ غالبشان تصاویر آیتالله سید علی خامنهای بود. اینکه میگویم شهرها به این خاطر است که مشاهداتم صرفا مربوط به مسیر پیادهروی نیست، بلکه در شهرهای عراق همچون نجف، کربلا، کاظمین و حتی بغداد، پایتخت این کشور هم بنرها به چشم میآمد. رخدادی که برای خود عراقیها هم عجیب بود و میگفتند: «اگر بزرگی از کشور خودمان هم فوت کرده بود، در شهر چنین چیزی نمیدیدید. این اولین بار است که شهرهای ما آن هم عموم شهرهایمان چنین یکشکل شده است.»
البته لازم به ذکر است این بنرها تنها مربوط به رهبر شهید نبود و تصاویر آیتالله سید مجتبی خامنهای هم در بین آنها اما با نسبت کمتری دیده میشد. نکته قابل توجه این است که مردم این کشور در پاسخ به اینکه این تصاویر توسط دولت تهیه شده یا مردم، گفتند: «تهیه این بنر و پوسترها کاملا مردمی است، دولت صرفا اجازه نصب آنها را داده است.» پاسخی که نشان میدهد اگرچه شاید دولت عراق خود، عامل نبوده اما در برابر یک جریان مردمی با انگیزه، مجبور به پذیرش شده است. یک جریان مردمی باانگیزه که آنقدر عشق و علاقه به رهبر شهید در قلوب آنها عمیق است که حاضر شدهاند با هزینه شخصی خودشان چنین نمادهایی را تهیه کنند.
عراقیها هنوز هم برای رهبر شهید اشک میریزند
اگرچه این رقم با آمار رسمی دولت عراق متفاوت است، اما مردم این کشور اینطور میگفتند که 30 میلیون نفر در تشییع رهبر شهید شرکت کردهاند. آنها میگفتند:«سنیمذهبان و پیروان مقتدیصدر کمتر، اما مابقی مردم همگی و از همه شهرها در تشییع آیتالله خامنهای شرکت کردیم.»
آنها هنوز هم وقتی از آن روز صحبت میکردند، هیجان در کلامشان مشهود بود و بعضا اشکشان روان میشد. نکته دیگر نماهنگهایی بود که در این رابطه ساخته شده بود و هنگامی که بنده اظهار بیاطلاعی میکردم، برایشان عجیب بود که چطور تولیدات رسانهایشان در میان مردم ایران منتشر نشده است. تولیدات ویدئویی مربوط به روز تشییع یا نماهنگهایی که بیانی از ارادت آنها به رهبر شهید بود و در همین راستا از بنده میخواستند تا آنها را به مردم کشورم نشان دهم.
عراقیها نگران مردم ایران بودند
دیدن رابطه قلبی مردم عراق با ایرانیان و پیگیری آنها درباره جنگ نکته قابل توجهی برای بنده بود. در خلال صحبتهایمان دوستان بیان میکردند که در ایام جنگ دائما برای ایرانیها ختم و نذر داشتهاند که عاقبت جنگ به خیر شود. میگفتند: «ما دائما از خدا میخواستیم که نگهدارتان باشد، برایتان قران میخواندیم و جنگ شما اشکمان را درآورده بود.» همینطور سؤالهایشان و نگرانیشان راجع به ویرانیها و سرنوشت جنگ به چشم میآمد. مثلا دوستی با نگرانی پرسید: «تهران چطور است؟ شهر چطور شده است؟» چنین پرسشهایی احتمالا ریشه در اخبار منفی داشت که از جنگ خوانده بودند و گمان کرده بودند شهرها ویران شده است…
آیتالله خامنهای اسلام را زنده کرد
مصادیقی که بیان کردم و همگی دال بر عشق مردم عراق به ایرانیان و رهبر شهید انقلاب است، پرسشی برای من ایجاد کرد: چنین ارداتی ریشه در چه چیز دارد؟ دوستی در جواب این سؤال گفت: «آیتالله خامنهای اسلام را زنده کرد.»
دوستی دیگر میگفت: «او شخصی بود که از مسلمانان دفاع کرد. آیتالله بود که از ما در مقابل آمریکاییها و نیروهای داعشیشان دفاع کرد.»آنها اذعان میکردند که اگرچه حاج قاسم برایشان عزیز است، اما حاج قاسم ذرهای بود که به فرماندهی رهبر ایران چنین اقدامات مهمی برای مردم عراق انجام داده است. آنها همچنین به نقش آیتالله خامنهای در حراست از عتبات عالیات اشاره میکردند: «سید علی خامنهای، مقدسات را زنده کرد. او بود که بعد از تخریب حرمین مقدسه، آنها را بازسازی و احیا کرد.» آنها رهبر شهید را فردی شجاع میدانستند که مدیونش هستند.
آقا مجتبی پرورشیافته رهبر شهید است
یکی از پرسشهایی که در طول این سفر برای من ایجاد شد ، چگونگی ارادت مردم عراق به آیتالله سید مجتبی خامنهای بود. اگرچه که این امر مقیاس مشخصی ندارد و در طول زمان و چهبسا پس از حیات فرد معلوم میشود، اما شهروندان این کشور چنین پاسخ دادند: «آیتالله سید مجتبی، دستپرورده دامان آیتالله سید علی است.»مردم عراق متأثر از آن عشقی که به آیتالله سید علی خامنهای داشتند، افراد تحت تربیت ایشان را هم محبوب میدانستند، ولو که او را ندیده باشند و آن ارتباط پیشینی را که با رهبر شهید داشتند، هنوز با ایشان تجربه نکرده باشند.
در همین راستا، نصب بنرهایی از ایشان در شهر، مصداق این امر است. در ضمن، دوستی میگفت: «ما تمام پیامهای آیتالله سید مجتبی را به عربی ترجمه کرده و با دقت میخوانیم.» امری که نشان میدهد رهبر فعلی انقلاب آن ظرفیت بالقوه محبوبیت را در اذهان مردم عراق دارند، اما تا تقدیر پروردگار چه باشد و در آینده این ظرفیت چطور بالفعل شود!
بعثتی فراتر از مردم ایران
اگر قرار باشد دیدهها و شنیدههایم را از این سفر جمعبندی کنم، برداشت بنده این است که آن سخن رهبر شهید مبنی بر بعثت مردم، امری صرفا محدود به جغرافیای کشور ما نیست؛ بلکه این مسلمانان جهاناند که مبعوث شدهاند. این قتل زکیهای که صورت گرفته است، مردم کشورهای دیگر، از جمله عراق را هم مبعوث کرده است و نشانههای آن در تشییع، پذیرایی از زوار و اشکهای روانشان مشهود است.