از حافظه جنگ تا همبستگی فراملی

رابطه دو ملت ایران و عراق در طول دهه‌های گذشته، فراز و نشیب‌های بی‌سابقه‌ای را تجربه کرده است. طولانی‌ترین جنگ متعارف قرن بیستم میان دو کشور همسایه، پیامدهای عمیق انسانی، روانی و ساختاری بر جای گذاشت که به نظر می‌رسید تا نسل‌ها مانعی بزرگ در برابر همگرایی اجتماعی باشد.

به گزارش اصفهان زیبا؛ رابطه دو ملت ایران و عراق در طول دهه‌های گذشته، فراز و نشیب‌های بی‌سابقه‌ای را تجربه کرده است. طولانی‌ترین جنگ متعارف قرن بیستم میان دو کشور همسایه، پیامدهای عمیق انسانی، روانی و ساختاری بر جای گذاشت که به نظر می‌رسید تا نسل‌ها مانعی بزرگ در برابر همگرایی اجتماعی باشد.

با این حال، تحولات پس از سقوط رژیم بعث در سال ۲۰۰۳ و به‌ویژه پدیده احیا و گسترش میلیونی پیاده‌روی اربعین از ابتدای دهه ۹۰ شمسی (۲۰۱۰ میلادی به بعد)، میدان جدیدی از تعاملات انسانی را گشود.

بسیاری از ناظران و پژوهشگران مسائل خاورمیانه با این پرسش مواجه‌اند که چگونه دو جامعه با سابقه یک جنگ هشت‌ساله خونین، امروزه به این سطح از گشودگی، میزبانی سخاوتمندانه و همبستگی فرهنگی رسیده‌اند؟ افزون بر این، حضور پررنگ نمادهای مذهبی، تصاویر شخصیت‌های برجسته و رهبران سیاسی و معنوی ایران در مواکب عراقی در سال‌های اخیر، نشان‌دهنده لایه‌های پیچیده‌تری از پیوندهای فراملی است که فراتر از مرزهای جغرافیایی و تفاوت‌های قومی تعریف می‌شود. در این یادداشت، به بررسی ریشه‌ها و تبیین علل این پدیده از منظر جامعه‌شناسی سیاسی و مذهبی می‌پردازیم.

۱. بازخوانی تاریخی پیاده‌روی اربعین و سنت میزبانی عشیره‌ای

اگرچه زیارت عتبات عالیات و سنت پیاده‌روی در دوران حکومت صدام حسین نیز به صورت پنهانی و در قالب گروه‌های کوچک محلی وجود داشت، اما سیاست‌های سرکوبگرانه رژیم پیشین مانع از شکل‌گیری یک جریان عمومی و بین‌المللی می‌شد. فروپاشی ساختار مستبدانه رژیم بعث، زمینه را برای احیای این سنت دیرینه فراهم کرد.عنصر کلیدی در پایداری و شکوه این آیین، ساختار اجتماعی عراق است که بر پایه فرهنگ عشیره‌ای و سنت پذیرایی از میهمان بنا شده است. در جامعه عشایری عراق، «ضیافت» و خدمت به زائر، یک ارزش حیثیتی، اخلاقی و مذهبی برتر تلقی می‌شود. در این چارچوب، زائران فارغ از ملیت، زبان یا قومیت، به عنوان «زوار الحسین» تعریف می‌شوند که پذیرایی از آن‌ها مایه برکت خانواده و قبیله است. این فرهنگ عشیره‌ای توانسته است بر حافظه تاریک جنگ فائق آید و بستری برای بازسازی پیوندهای انسانی فراهم کند.

۲. عبور از حافظه جنگ: بازتعریف هویت جمعی

یکی از پرسش‌های اساسی این است که چگونه احساسات منفی ناشی از جنگ هشت‌ساله به چنین همگرایی تبدیل شده است؟ در پاسخ می‌توان به تفکیک میان «دولت‌ها» و «ملت‌ها» در ذهنیت جامعه عراق اشاره کرد. بخش عمده‌ای از شیعیان عراق، جنگ دهه ۱۹۸۰ را نه جنگ ملت خود، بلکه تحمیلی از سوی رژیم بعث می‌دانستند.
با سقوط آن رژیم، فرصتی برای بازتعریف مناسبات اجتماعی فراهم شد. آیین‌های جمعی مانند اربعین به عنوان یک «مکانیسم صلح‌ساز» عمل کردند. در این فضا، تجربه مشترک مذهبی و نمادهای شیعی به عنوان چتر هویتی جدیدی عمل می‌کنند که بر مرزبندی‌های ملی‌گرایانه پیشین سایه می‌اندازد. زائر ایرانی دیگر در قامت سرباز دشمن سابق دیده نمی‌شود، بلکه هم‌کیشی است که در یک مناسک جهانی مشترک شرکت جسته است.

۳. تجربه تهدید مشترک و نقش رهبری معنوی و نظامی

نقطه عطف دیگری که روابط دو ملت را وارد فاز جدیدی از همگرایی و قدرشناسی متقابل کرد، حمله همه‌جانبه گروه تروریستی داعش در سال ۲۰۱۴ و اشغال بخش‌های وسیعی از خاک عراق بود. در شرایطی که تمامیت ارضی و هویت فرهنگی-مذهبی جامعه عراق در معرض تهدیدی جدی قرار داشت، مواضع صریح، حمایت‌های لجستیکی، نظامی و مشاوره‌ای جمهوری اسلامی ایران و در راس آن رهبری امام شهید ایران و فرماندهان میدانی نظیر شهید قاسم سلیمانی، نقشی حیاتی در متوقف کردن پیشروی داعش ایفا کرد.
این همکاری میدانی که با فتوای جهاد کفایی آیت‌الله سیستانی همراه شد، فراتر از یک اتحاد دیپلماتیک، به یک تجربه زیسته مشترک در سنگرها تبدیل گردید. شهادت فرماندهان ایرانی و عراقی در این مسیر، خون‌شریکی جدیدی ایجاد کرد که بازتاب آن امروزه در ابراز ارادت جامعه میزبان به نمادها و تصاویر این شخصیت‌ها دیده می‌شود. نصب تصاویر رهبران معنوی و فرماندهان مقاومت در مواکب عراقی، ابراز تشکر و پیامی نمادین از وفاداری به کسانی است که در روزهای بحران در کنار ملت عراق ا یستادند.

۴. فراتر از نظریه کاریزما: پیوند عاطفی و سرمایه نمادین

تحلیل احترام و استقبال مردم عراق از امام شهید در تشییع تاریخی و حالا وفور تصاویر و بنرها و شمایل ایشان در مواکب و مشایه را نمی‌توان صرفا با نظریه سنتی کاریزمای ماکس وبر تبیین کرد. در پدیده اربعین، ما با شکل‌گیری نوعی «سرمایه عاطفی فراملی» مواجه هستیم. شخصیت‌های کاریزماتیک هم ویژگی های محدودتری دارند و هم جغرافیای محبوبیت آنها محدود است، اما محبوبیت امام فراملی است. به این دلیل محبوبیت می‌یابند که تجسم ویژگی‌هایی چون شجاعت، ایستادگی در برابر سلطه خارجی، زهد و معنویت هستند؛ صفاتی که در فرهنگ تشیع و سنن عربی-عشیره‌ای ارزش بسیار بالایی دارند.بنابراین، ادای احترام به تصویر رهبری ایران یا فرماندهان شهید در مواکب، ناشی از یک دستورالعمل سازمانی یا منفعت سیاسی نیست، بلکه ابراز احساسات خودجوش جوامعی است که این شخصیت‌ها را نماد اقتدار، عزت و حامیان واقعی خود در برابر تهدیدات وجودی می‌دانند. این موضوع نشان می‌دهد که چگونه مرجعیت معنوی می‌تواند مرزهای جغرافیایی و زبانی را درنوردد.به خصوص که ملت شریف عراق درد و زجر و احساس حقارت ناشی از حمله و تجاوز و اشغال آمریکا را لمس کرده و حالا از اینکه امام شهید و ملت ایران توانسته‌اند اقتدار و هیمنه آمریکا را در هم بشکنند، احساس شعف و شادی می‌کنند.

۵. تحلیل گزینه‌های تبیینی: اقتصاد، سیاست یا ایدئولوژی؟

برای فهم دقیق‌تر این پدیده، باید فرضیه‌های مختلف را ارزیابی کرد:؛ بعد اقتصادی: برخی تحلیل‌گران تلاش می‌کنند این رابطه را با منافع اقتصادی حاصل از گردشگری مذهبی توضیح دهند. اگرچه اربعین پویایی اقتصادی خاصی ایجاد می‌کند، اما توجیه‌کننده هزینه‌های شخصی سنگین و پذیرایی رایگان و داوطلبانه مواکب عراقی نیست. توزیع رایگان غذا، اسکان و خدمات در مقیاسی میلیونی، فرمول‌های مرسوم اقتصاد بازار را به چالش می‌کشد. بعد سیاسی: گرچه سطح کلان مناسبات دو کشور سیاسی است، اما رفتار توده‌ها در مسیر مشایه فراتر از دستورات دولتی است. صمیمیت میان زائران و میزبانان پدیده‌ای برخاسته از بدنه جامعه است. بعد ایدئولوژیک و مذهبی: قوی‌ترین عامل تبیین‌کننده، اشتراک در جهان‌بینی مذهبی و دلبستگی عمیق به اهل بیت است. پیاده‌روی اربعین به عنوان یک رسانه زنده، هویت شیعی را بازتولید می‌کند و به افراد هویت جمعی منسجمی می‌بخشد که در آن تمایزات قومی (عرب و عجم) رنگ می‌بازد.

۶. تکثر جامعه عراق و ضرورت واقع‌بینی رسانه‌ای

در تحلیل رفتار میزبانان عراقی در اربعین، باید از کلی‌گویی و تعمیم‌های شتاب‌زده پرهیز کرد. جامعه عراق، جامعه‌ای بسیار متکثر و چندپاره است که گرایش‌های سیاسی، مذهبی و قومی متفاوتی را در خود جای داده است. پذیرایی گرم مواکب و ابراز ارادت به نمادهای مشترک، واقعیتی مشهود و گسترده است، اما نباید آن را به معنای یکدستی کامل سیاسی یا فکری تمام آحاد جامعه عراق تفسیر کرد. جریان‌های مختلف سیاسی و اجتماعی در عراق وجود دارند و هنر دیپلماسی عمومی و فرهنگی در این است که این پیوندهای برخاسته از بطن جامعه را به عنوان فرصتی برای گفت‌وگو و تقریب بیشتر، بدون ایجاد حساسیت‌های ملی‌گرایانه، پاس بدارد.

گذار از پیشینه تاریخی به واقعیت معاصر

پدیده اربعین و استقبال گرم مردم عراق از زائران ایرانی، نمونه‌ای برجسته از ظرفیت آیین‌های مذهبی مشترک در بازسازی روابط انسانی پس از دوره‌های تاریک بحران و جنگ است. این همگرایی بی‌پیشینه، محصول هم‌افزایی فرهنگ میزبانی عشیره‌ای، تجربه همبستگی در برابر تهدید مشترک تروریسم، و مرجعیت سیاسی و معنوی امام شهید است که در سخت‌ترین لحظات تاریخی در کنار مردم منطقه ایستادند. حفظ و تقویت این سرمایه اجتماعی و فرهنگی، نیازمند درک عمیق ویژگی‌های بومی جامعه عراق، احترام به حاکمیت ملی و تنوع فرهنگی آن، و پرهیز از رویکردهای تقلیل‌گرایانه در تحلیل این پدیده بزرگ انسانی است.