به گزارش اصفهان زیبا؛ حصه برای خیلیها فقط نام یک محله در حاشیه اصفهان است؛ جایی که معمولا در خبرها از اعتیاد، کارتنخوابی و نبود امنیت میخوانیم؛ اما آنچه در دل این محله میگذرد، زخمی عمیقتر و پنهانتر دارد؛ زخم آموزش. این زخم هرروز، در کلاسهایی که گاه معلم ندارد و مدارس کمامکانات است، چرک میکند و نسلی را از آیندهای روشن محروم میسازد.
در کوچهپسکوچههای حصه که قدم میزنی، بوی غربت و ناامیدی به مشام میرسد؛ اما در میان این فقر، محرومیت و آسیبهای اجتماعی، کودکان و نوجوانانی هستند که حق دارند روی صندلیهای مدرسه بنشینند و از نعمت علم و دانش بهرهمند شوند. مدرسه برای آنها نهفقط یک مکان برای یادگیری، بلکه تنها پناهگاهی برای گریز از روزمرگیهای تلخ محلهشان است.
روایتهای میدانیمان از مدارس حصه و گفتوگوهایمان با والدین و دانشآموزان، تصویری ناامیدکننده از وضعیت آموزش در این منطقه ارائه میدهد، تصویری که در آن، مدرسه گاهی به جای پناهگاه، به مکانی برای تحقیر و گرفتن شهریههای اجباری تبدیل میشود و معلم، به جای انتقال دانش، دانشآموزان را به اینترنت ارجاع میدهد.
مشکل، یکیدو سال نیست؛ هرسال، با شروع ماه مهر، نگرانیها و دغدغههای والدین حصهای برای ثبتنام فرزندانشان بیشتر میشود. روایتهایی از نبود معلم، کلاسهای بیسرپرست، شهریههای غیرقانونی و کارنامههایی که درگرو پرداخت هزینهها هستند، قصۀ تکراری این محله است.
هرسال وضعیت مدارس حصه
بدتر میشود
یک فعال فرهنگی و اجتماعی بازنشسته در حصه که خود سالها در این محله فعالیت کرده است با دلی پر از نگرانیاش برای وضعیت قرمز مدارس این منطقه میگوید: «هرسال وضعیت مدارس حصه بدتر میشود. اکثر معلمان یا بازنشستهاند یا خرید خدمت. معلم رسمی هم یا تنبیهی است یا تبعیدی.»
او که بهدلیل حساسیت موضوع نمیخواهد نامش فاش شود، ادامه میدهد: «ابتدای سال تحصیلی، بعضی کلاسها تاچند ماه معلم نداشتند . گاهی دبیر زبان را برای درس دینی میگذارند و گاهی معلمی، درسی ارائه میدهد که تخصصش آن حوزه نیست؛ پدر و مادرها هم یا سواد ندارند یا صبح تا شب سر کارند و نمیتوانند برای فرزندانشان کاری کنند؛ در کلاسهای مجازی نیز چند دانشآموز در یک خانواده باید با یک گوشی همراه آموزش ببینند.»
این فعال فرهنگی و اجتماعی که سالها شاهد تغییرات محله حصه بوده است، ادامه میدهد: «به هرکدام از مدارس حصه سر بزنید، خواهید دید که اگر شهریه پرداخت نشود، کارنامه به پدر و مادر و دانشآموز داده نمیشود؛ زمانی که آموزش مجازی است هم همین اتفاق میافتد. باوجود عدم آموزش به دانشآموز و مطلوبنبودن وضعیت فیزیکی مدرسه، هزینه گرفته میشود.»
او از تجربه تلخ والدینی میگوید که به اداره ارجاع داده شدهاند و بیان کردهاند که دهکشان پایین است و توانایی پرداخت هزینه را ندارند؛ اما اداره میخواهد شهریه باوجود هر شرایطی که خانواده دارد، پرداخت شود. نتیجه این کار این شده که والدین، فرزندانشان را در مدرسه ثبتنام نمیکنند. سال گذشته بهدلیل همین اتفاق، تعدادی دانشآموز از تحصیل جدا ماندند.
این فعال فرهنگی و اجتماعی که خود تلاش میکند والدین را به ثبتنام فرزندانشان تشویق کند، با ناراحتی میگوید: «زمانی که به والدین میگویم فرزندانشان را در مدرسه ثبتنام کنند و ما برای دادن شهریه برای آنها خیر پیدا میکنیم، پاسخ میدهند: پس از دادن هزینه ثبتنام، برای برنامهها و جشنهای مختلف مدرسه باید هزینه پرداخت کنیم و آخر سال زمانی که هزینههای طول سال تحصیلی را جمع میکنیم، بیشتر از هزینهای شده است که بهصورت یکجا برای شهریه باید پرداخت میکردیم.»
معلم هر کاری میکند بهغیراز آموزش
یکی از تلخترین روایتهایی که از زبان یک مادر حصهای شنیدیم، ماجرای کارنامه پسرش بود. این مادر که یک پسر دانشآموز و دو دانشجو دارد، با اندوه میگوید: «برای دریافت کارنامه ششم پسرم رفتیم مدرسه تا او را برای پایه هفتم ارجاع دهند. دومیلیون تومان هزینه خواستند؛ این شرایط باوجود کلاسهای آنلاینی است که بیشتر مواقع خودمان، معلم فرزندمان بودیم.»
او ادامه میدهد: «از آموزشوپرورش درخواست کردم معلم فرزندم را عوض کند؛ چون دو گوشی همراه به کلاس میآورد و کارهای متفرقه انجام میداد و بچهها حرفهای زشت یاد میگرفتند. چند مادر باهم به آموزشوپرورش مراجعه کردیم. مسئولان گفتند که معلم را عوض میکنند؛ اما هیچ اتفاقی نیفتاد. حدود دو ماه به دانشآموزان درس نداد و بعد هم گفت: میخواهم بچهها را شناسایی کنم؛ ازطرفی هم به فرزندانمان میگفت: پایه ششم برای شما مهم نیست.»
این مادر که خودش باسواد است و توانسته تاحدی به پرسشهای درسی فرزندش پاسخ دهد، از بیاخلاقی معلم کلاس ششم پسرش بیشتر میگوید: «چطور پایه ششم میتواند مهم نباشد؟ این معلم به ما میگفت: نگران نباشید؛ من بچهها را قبول میکنم. مگر فقط قبولشدن مهم است؟ فرزند من باید بتواند مهارت پیدا کند و آموزش ببیند تا در پایه بعدی با مشکل مواجه نشود. دانشآموزان به اندازهای اذیت بودند که از مدیر درخواست کردیم تلفن همراه معلم را بگیرد تا نتواند به کلاس بیاورد.»
او با اشاره به توانایی خود در کمک به فرزندش میگوید: «من مادری بودم که سواد داشتم و جواب سؤالهای فرزندم را که معلم میگفت در خانه حل کنید، با جستوجو در فضای مجازی و… پیدا میکردم. جالب اینجاست که معلم به دانشآموزان میگفت: از من سؤال نپرسید؛ بروید داخل اینترنت جستوجو کرده و جوابتان را پیدا کنید.»
این مادر تأکید میکند: «این اتفاقها در دبستان زندهیاد طاهره جوان، واقع در حصه جنوبی رخداده است؛ در آموزش مجازی نیز کلیپهای آموزشی را از اینترنت دانلود میکرد و برای دانشآموزان میفرستاد و خودش هیچ آموزشی نمیداد.»
آموزش برای ایتام ممنوع است!
اما این فقط یک روایت نیست. مادر دیگری که به دلیل شرایط خانوادگی نخواست نامش فاش شود و دخترش امسال به کلاس هشتم در یکی از مدارس حصه میرود و خودش سرپرست خانواده است، از وضعیت اقتصادی و فشارهای مالی مدارس میگوید: «ما خانواده ایتام هستیم. از کمیتهامداد به مدرسه نامه میبریم تا متوجه شویم چقدر هزینه میگیرندو کمیته امداد به ما در قبال آن مجموعهزینه کمک کند. پارسال فرم را به مدرسه دادم. آنها به من گفتند: هزینه مدرسه و کتاب باهم یکمیلیونوسیصد هزار تومان است. از این مبلغ ۳۰۰هزار تومان هزینه کتاب و یکمیلیون تومان هزینه مدرسه است. در ادامه گفت: این هزینه را من بیان کردم. ممکن است مدیری که جدید آمده، شهریه بیشتری بگیرد.»
او با ناراحتی ادامه میدهد: «ایتام روی مبلغی که مدیر بازنشسته گفت ۸۰۰هزار تومان به ما کمک کرد؛ اما آخرسر هزینه ثبتنام دومیلیون تومان شد؛ بااینکه کلاسها هم مجازی بود. میگویند این مبالغ کمک به مدرسه است؛ اما ما خانوادهای هستیم که توانایی مالی نداریم و فرزندم یتیم است. هرچه تلاش کردم هزینه کمک به مدرسه کم شود، نشد. ازطرفی، اگر هزینه را کامل ندهیم، به بچهها کتاب و کارنامه نمیدهند.»
این مادر سرپرست از تجربه تلخ خود در یکی از مدارس حصه میگوید: «زمانی که دخترم در کلاس ششم بود، آنها هزینه را بهصورت کامل گرفتند و مدیر مدرسه به من گفت: دیگر در مدرسهام فرزند یتیم قبول نمیکنم. شماها میخواهید کمیته امداد را به جان ما بیندازید؛ این اداره هم به ما هزینهای نمیدهد.»
او با پرسشی که در ذهن بسیاری از والدین محله حصه وجود دارد، ادامه داد: «این هزینه در قبال چه چیزی از ما گرفته میشود؟ مدرسهای که فرزندم در آن تحصیل میکند، امکانات مطلوبی ندارد. برای خرید برگه A4 دانشآموزان نیز یکمیلیون تومان هزینه کردیم تا کارنامهها را چاپ کنند. زمانی که کارنامه فرزندم را دریافت کردم، با تعجب مشاهده کردم کارنامه را سمت سفید برگههای امتحان چاپ کردهاند.»
اگر والدینی نتوانند
هزینه کمک به مدرسه را پرداخت کنند
هیچ موردی ندارد
بازدیدهای میدانی از مدارس حصه نشان میدهد که دانشآموزان افغانستانی شهریه خود را بهصورت نقد پرداخت میکنند؛ موضوعی که منصور فتحی، مدیر ناحیه6 اصفهان، در گفتوگو با «اصفهانزیبا» بهصراحت آن را تخلف اعلام میکند؛همچنین در گفتوگو با مدیر یکی از مدارس حصه متوجه شدیم این مدرسه چند سال است میخواهد فقط دانشآموزان ایرانی را ثبتنام کند؛ اما شهریور که فرا میرسد، دانشآموزان افغانستانی در مدرسه ثبتنام میشوند.
فتحی دررابطهبا کمک مالی والدین به مدارس توضیح میدهد: «در واقعیت، اگر مردم به مدرسه کمک کنند، کار آن بسامان میشود و اگر کمک نکنند، اینگونه نیست؛ چراکه هزینهها بالاست. طریقه ثبتنام برای دریافت کمک مالی به مدرسه نیز به مدیر بستگی دارد. مدیری که شرط ثبتنام دانشآموز را درگرو پولدادن قرار دهد، ضعیف است؛ مانند معلمی که میخواهد نظم کلاس را درگرو نمره بهدست آورد. اینکه به دانشآموزان مدارس حصه بهدلیل عدم کمک مالی به مدرسه کارنامه و کتاب ندادند، خطاست. برخورد مدیرانی که این کار را انجام دادند، قانونی و اصولی نیست. در زمان ثبتنام و دادن کارنامه نباید این کارها صورت بگیرد؛ البته باید به این نکته هم توجه داشته باشیم که مدارس ما بهدلیل مشکلات اقتصادی به کمک مالی والدین نیاز دارند و با مساعدت آنها میتوانند فعالیت خوبی داشته باشند. مواردی که بهمنظور دریافت کمک مالی برای مدرسه صورتگرفته، کاملا سلیقهای انجامشده و خلاف قوانین است و ما اصلا آن را قبول نداریم.»
او تأکید میکند: «اگر والدینی نتوانستند هزینه کمک به مدرسه را پرداخت کنند، هیچ مشکلی ندارد. به مدیران تأکید کردیم اشخاص نیازمند را شناسایی کرده و به آنها برای تهیه فرم مدرسه و موارد دیگر کمک کنند؛حتی بر این نکته نیز تأکید شده است که مدیران برای حل برخی از مشکلات مالی دانشآموزان خیر پیدا کنند.»
چاپ کارنامه با برگه باطله
در ادامه، صحبتهای چند نفر از والدین را که در بازدید میدانی از مدارس حصه با آنها گفتوگو کرده بودیم، با مدیر ناحیه6 در میان گذاشتیم. یکی از این موارد، اعتراض والدین به چاپ کارنامهها پشت برگههای باطله بود. والدین گفته بودند: «بهدلیل اینکه قیمت کاغذ بالا رفته بود، از والدین درخواست کردند برای چاپ برگههای امتحانی و کارنامه یک بسته کاغذ A4 خریداری کنند یا معادل هزینه آن را به مدرسه بدهند تا خود مدرسه تهیه کند؛ اما والدین باوجود هزینهکردن برای این کار، شاهد بودند که کارنامههای درسی دانشآموزانشان پشت برگههای استفادهشدهای که یکروی آنها سفید بوده، چاپ شده است.»
مدیر ناحیه6 اصفهان در پاسخ به این صحبت بیان میکند: «استفاده از برگه باطله یکرو سفید، هنر مدیر است؛ اما نه برای پرینت اسناد رسمی. بهعنوانمثال، کارنامه پایانی پایهها نمیتواند روی برگه یکرو سفید چاپ شود؛ باید روی کاغذ دورو سفید ارائه شود. استفاده دوباره از برگه امتحانی که از دانشآموزان گرفته میشود و در پوشه کارشان قرار میگیرد و فقط مدت کوتاهی با آن کار دارند، مشکلی ندارد؛ اما از همین برگه امتحان که یک روی آن سفید است، نمیتوان برای گرفتن امتحان یا کارهای دیگر استفاده کرد؛ چراکه مشخصات فرد در آن درجشده و ممکن است از آن سوءاستفاده شود.»
فتحی با اشاره به راهکارهای موجود برای رسیدگی به شکایتهای مردم تصریح میکند: «مردم اعتراضهای خود را در سامانه شکایت ثبت کنند تا پیگیری کنیم. در همه مدارس بارکد آن را نصب کردهایم. کارشناس ارزیابی ما با مدیر مربوط به مسائلی که پیش آمده است، رسیدگی میکند. در حوزه مشارکتهای مردمی، دریافت مساعدت اجباری از مردم، بهخصوص در زمان ثبتنام و تحویل کارنامه خلاف مقررات است. ما بارها به این نکته اشاره کردهایم. مردم اگر با این مشکل مواجه شدند، در سامانه ثبت کنند تا شکایتهای آنها را پیگیری کنیم.»
او در خصوص روش صحیح دریافت مشارکتهای مالی مدرسه، توضیح میدهد: «روشی که برای دریافت مشارکتهای مالی مدرسه بیانشده، به اینگونه است که مدیر مدرسه باید شرح فعالیتهای سال گذشته خود را بنویسد و یک بیلان مالی از عملکرد پارسال خودش بیان کرده و برنامههای سال آیندهاش را نیز برآورد هزینه کرده و عنوان کند که برای سال آینده به چه میزان منابع مالی نیاز دارد و این نیاز مالی را چند درصد به روشهای گوناگون و چند درصد از طریق مشارکت مردمی میتواند تأمین کند. این کار باید در جلسه مجمععمومی اولیا برای هرکلاس مطرح شود. این کمک اجباری نیست؛ اما والدین میتوانند برای تأمین این هزینه کمک کنند.»
ناحیه6 حدود ۴۰ مشاور کمبود نیرو دارد
یکی دیگر از مسائل مطرحشده در بازدیدهای میدانی از مدارس حصه، کمبود مشاور بود. مدیران مدارس از محدودیت و عدم وجود مشاور صحبت کردند. این نقصان باوجود نیاز فراوان آنها نسبت به سایر مدارس، مشکلی جدی است. مدیر ناحیه6 اصفهان دراینرابطه بیان میکند: «آموزشوپرورش با بحران کمبود خدمتگزار و مشاور روبهروست. در ناحیه6 حدود ۴۰ مشاور کمبود داریم؛ ازطرفی مشاوره در مدرسهها، تحصیلی تعریفشده و چیزی بهعنوان روانشناس و مشاور امور اجتماعی وجود ندارد. طبق قانون، مشاور فقط به پایه نهم تعلق میگیرد؛ چون در این پایه دانشآموز را ازلحاظ تحصیلی و ابعاد دیگرش موردبررسی قرار میدهند تا متوجه شوند او مستعد چه رشتهای است و او را بهسمت همان رشته هدایت کنند.»
فتحی با اشاره به آسیبهای اجتماعی در مدارس حصه خاطرنشان میکند: «متأسفانه مسائل و آسیبهای اجتماعی در مدارس، خصوصا منطقه محروم حصه، قهجاورستان، روستاهای بخش برخوار و… بیشتر است و مشاورها علاوهبر اینکه به امور تحصیلی و کنکور میپردازند، به آسیبهای اجتماعی نیز باید بپردازند. مرکز مشاوره ما از دو سال پیش عملکرد متفاوتی داشته است. آمار خودکشیها نشان میدهد که نسبت به قبل وضعیت بهتری داریم و آمار آسیبهای اجتماعی هم در حال رسیدگی است.»
او با اشاره به اقدامهای انجامشده در این زمینه میگوید: «پارسال نتوانستیم برای مدارس حصه، نیروی انسانی مشاور تأمین کنیم؛ اما امسال در دستورکار قرار دادهایم. در این راستا، طبق برنامهریزی و ساعت مقرر به همه مدارس حصه مشاور تعلق گرفت. در کنار سایر فعالیتهایی که داشتیم، در مدرسه مکتبی یک دفتر مشاوره تأسیس کردیم تا دانشآموزان علاوهبر مرکز مشاوره خودمان، از این مرکز مشاوره هم استفاده کنند. در حال پیگیری هستیم که علاوهبراین دو مرکز، یک روانپزشک در خود مرکز بهداشت حصه اضافه کنیم.»
یکی از چالشهای مهم در مدارس حصه، وجود دانشآموزان افغانستانی بافرهنگ متفاوت است. به گفته برخی از مدیران مدارس حصه که تجربه حضور این دانشآموزان را در مدارس خود در کنار محصلان ایرانی داشتند، تفاوت فرهنگی بین آنها باعث چالش شده است؛ ازطرفی، هزینه دریافتی از این دانشآموزان، بهعنوان کمک به مدرسه، به گفته خودشان، بیشتر از دانشآموزان ایرانی است. مدیر ناحیه6 اصفهان دراینرابطه با قاطعیت بیان میکند: «دریافت کمکهزینه مالی بیشتر و بهصورت نقد از دانشآموزان افغانستانی برای مدارس، تخلف است. افغانستانیهایی که بهصورت قانونی در ایران زندگی میکنند، باید مانند دانشآموزان ایرانی هزینه مدرسه را پرداخت کنند.»
فتحی با اشاره به قوانین ثبتنام اتباع خارجی تصریح میکند: «در شیوهنامه ثبتنام، اولویت با دانشآموز ایرانی است. اگر مدرسه پس از ثبتنام محصل ایرانی ظرفیت داشت، میتواند دانشآموز افغانستانی ثبتنام کند. ازطرفی، رهاکردن دانشآموزان افغانستانی و تحصیلنکردن آنها باعث میشود به کودکان کار تبدیل شوند یا در ابعاد مختلف بهداشتی، روحی روانی و… برای جامعه آسیبهای اجتماعی ایجاد کنند؛ بنابراین مأموریت داریم این دانشآموزان را ثبتنام کنیم تا از تحصیل بازنمانند.»
او با اشاره به محدودیتهای قانونی توضیح میدهد: «قانون راهکارهایی نیز برای این کار قرار داده است؛ بهعنوانمثال، مدرسهای که تمام دانشآموزانش از اتباع باشند،غیرقانونی است؛ باید حداکثر ۸۰درصد دانشآموزان ایرانی و ۲۰درصد آنها افغانستانی باشند. در شیوهنامه هم آمده است؛ باتوجهبه این مسئله که در اکثر مناطق شهری ظرفیت پذیرش اتباع وجود نداشت، آنها را بهسمت مدارس مجازی سوق دادند. این دانشآموزان مثل بزرگسالان کلاسهای کمی در یک زمان مشخصشده دارند؛ اما دانشآموزان دبستانی نمیتوانند در مدارس مجازی مانند بزرگسالان آموزش ببینند؛ بههمیندلیل تا جایی که امکان داشت، در مدارس دولتی باوجود تمام سختیهای موجود، این دانشآموزان را جذب کردیم.»
مسئله دیگری که در مدارس حصه وجود دارد و پس از گفتوگو با مدیران و پرسوجوهای میدانی دریافتیم، این است که بیشتر دبیران مدارس حصه افرادی هستند که تحصیلکرده دانشکده فرهنگیان نیستند تا از ابتدا فعالیت خود را بهصورت رسمی شروع کنند و تعداد کادر خرید خدمات بیشتر است. مدیر ناحیه6 اصفهان دراینرابطه با دفاع از کیفیت معلمان خریدخدمات میگوید: «در آموزشوپرورش، دبیران خریدخدمات جزو باکیفیتترین دبیران ما هستند.»
فتحی در پاسخ به این پرسش که اگر دبیران خرید خدمات و پیمانی بهتر هستند، چرا در این ناحیه بیشتر از ناحیههای دیگر حضور دارند و دبیران نواحی دیگر بیشتر رسمی هستند، توضیح میدهد: «سه نوع دبیر داریم: رسمی، خریدخدمات و پیمانی. پیمانیها نیز حالت رسمی دارند؛ آنها در ابتدا بهصورت آزمایشی هستند و پس از چند سال کسب تجربه، رسمی میشوند. نیروهای خریدخدمات به این صورت هستند که آموزشوپرورش زمانی که کمبود نیروی انسانی داشت، گرفتن نیروی آزاد را بهعهده خود ادارات گذاشت؛ آنها هم از بین افرادی که توانایی تدریس داشتند، فراخوان دادند و افرادی که علاقهمند بودند، وارد ادارات شدند. فضا بسیار رقابتی بود و درصدی از آنها افراد نخبه بودند. بهترینها از بین شرکتکنندگان جذب شدند؛بههمیندلیل کیفیت نیروهای خریدخدمات بیشتر است.»
او با مقایسه فرایند جذب از طریق آزمون با خریدخدمات میگوید: «زمانی که آموزشوپرورش آزمون میگیرد، تابع قوانین کشور است و امتیازهایی باید برای افراد قائل شود که با این مزیتها ممکن است بهغیراز صلاحیت علمی که دارند، امتیاز بالایی کسب کنند و پذیرفته شوند؛ درحالیکه در بحث خریدخدمات، بهترین نیروها در یک رقابت کاملا علمی جذب شدند.»
مدیر ناحیه6 اصفهان در خصوص دلیل حضور بیشتر معلمان خریدخدمات در مدارس حصه، به فرایند سازماندهی اشاره میکند: «فرایند سازماندهی به این صورت است: فرمی در اختیار معلمان قرار میگیرد که سنجههای متفاوتی دارد و امتیازبندی میشود؛ مانند پدر و مادر فرهنگی، صعبالعلاج بودن، سابقه، فرزند خردسال، کارکردن در روستا و… درمجموع به یک امتیاز میرسد. دبیرانی که میخواهند در سازماندهی شرکت کنند، بر اساس امتیازبندی، رتبهبندی میشوند؛ سپس مدارس را انتخاب میکنند. آنها اصولا مدرسهای را انتخاب میکنند که به خانهشان نزدیک است و ویژگیهای مثبت مختلفی دارد؛ به همین دلیل تعداد این دبیران در محله حصه کمتر است.»
او ادامه میدهد: «آموزشوپرورش برای اینکه معلمان با امتیاز پایین و سابقه کم در مدرسه محروم قرارنگیرند، طبق بند و تبصرههای موجود، اقدامهایی انجام میدهد؛بهعنوانمثال، معلم در ۲۴ ساعت کاری نمیتواند همه زمان خود را برای مدرسه گروهالف که خوب است، انتخاب کند؛چراکه در روستا هم باید از این معلم باتجربه بهرهمند شوند. در ابتدایی، یک معلم برای یک کلاس است و نمیتوان ساعت او را شکست؛ بههمیندلیل برای معلمان گزینههای تشویقی مانند حق روستا در نظر گرفته میشود.متأسفانه، حصه جزو شهر شده است و به دبیران حق روستا تعلق نمیگیرد؛ اما محله حصه بسیار محروم است و برای معلمانی که در این محدوده فعالیت میکنند، باید حق روستا در نظر گرفته شود.»
مدیر ناحیه6 اصفهان در پایان با اشاره به رشد جمعیت دانشآموزی این ناحیه اظهار میکند: «سال ۱۳۷۲ ناحیه6 اصفهان ۱۲هزار دانشآموز داشت. قسمتهای پرچالش نواحی دیگر جدا و شامل این ناحیه شد. اکنون این ناحیه ۴۰هزار دانشآموز دارد؛ اما نیروی انسانی، امکانات و… برای این تعداد وجود ندارد.»
آنچه از این گزارش میدانی و گفتوگو با مسئولان و مردم بهدست میآید، نشاندهنده یک بحران عمیق در نظام آموزشی محله حصه است که ریشه در کمبود نیروی انسانی متخصص، فقدان امکانات کافی، ضعف نظارت بر عملکرد مدیران و معلمان و عدم توجه کافی به نیازهای خاص این منطقه محروم دارد.