به گزارش اصفهان زیبا؛ ژاپن برای ما ایرانیان، ترکیب عجیبی از آشنایی و ناآشنایی است. آنقدر که از آمریکا و کانادا میدانیم و از فرانسه و دیگر کشورهای دور، از ژاپن نمیدانیم. البته از ژاپن شاید برخی انیمیشنهای دهه شصت (برای نسل کنونی ژانر انیمه)، اشعار هایکو، مرام سامورایی، قطار سریعالسیر، و برخی برندها مانند میتسوبیشی، سونی و غیره را نیز به خاطر بیاوریم که بیشتر در حد “کلیشه” است.
اما ژاپن برای ایران و جهان با اسم دیگری نیز عجین شده است. زخمی بر تاریخ بشریت با نام «انفجار بمب اتم»! پانزدهم مرداد ماه برابر با ششم ماه آگوست، یادآور این واقعۀ تلخ تاریخی است.

بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی در سال ۱۹۴۵ میلادی، در پایان جنگ جهانی دوم به دستور هری ترومن، رئیسجمهور وقت آمریکا، علیه امپراتوری ژاپن انجام گرفت. بمب «پسر کوچک» (Little Boy) بر روی هیروشیما و سه روز بعد، بمب «مرد چاق» (Fat Man) بر ناکازاکی انداخته شد که باعث ویرانی و کشتار گسترده شهروندان این دو شهر گردید که اکثراً غیرنظامی بودند. بیش از ۱۰۰۰۰۰ نفر بلافاصله هنگام بمباران کشته شدند و عدۀ زیادی نیز بعدها بر اثر تشعشعات مخرّب رادیواکتیو جان خود را از دست دادند.
اکثر تحلیلگران نظامی معتقدند، ژاپن قبل از آن نیز بسیار تخریب شده بود و بدون بمب اتمی نیز آماده تسلیم و پذیرش شروط دشمن بود و پیغامهایی رد و بدل میشد؛ اما آمریکا که به پس از پایان جنگ فکر میکرد، به دنبال نمایش قدرت و ایجاد هژمونی برای مردم جهان و رقیبان بود.

ویرانههای هیروشیما

نمونهای از بمباران فرشی هواپیماهای آمریکایی در جنگ جهانی دوم. از این شیوۀ بمباران، بعدها به عنوان جنایت جنگی نام برده شد، اما رژیم منحوس صهیونیستی در تخریب غزه از آن استفاده کرده است.
امپراتور ژاپن، هیروهیتو، برای اولین بار از طریق رادیو با مردم سخن گفت و در این برنامۀ رادیویی، تسلیم بیقید و شرط ژاپن را اعلام کرد و از مردم خواست «رنج غیرقابل تحمل را تحمل کنند». او بدون آنکه به طور مستقیم از حمله هستهای نام ببرد، به «بیرحمترین سلاحهایی» اشاره کرد که توسط نیروهای متفقین به کار رفته بود.
«هیروهیتو» یکصد و بیست و چهارمین امپراتور ژاپن طبق سنت جانشینی بود که از سال ۱۹۲۶ تا هنگام مرگ در سال ۱۹۸۹ سلطنت کرد. با ۶۲ سال سلطنت، او یکی از طولانترین دورههای پادشاهی در جهان و طولانیترین دوره سلطنت در تاریخ ژاپن را داشت.
امپراطور مطابق آیین شینتو، در جایگاه خدایی قرار داشت. ژاپنیها شکست پسر آسمان و امپراتور خداگونه را باور نداشتند. بسیاری از آنها به روش هاراگیری به زندگی خود پایان دادند تا ننگ شکست هیروهیتوی مقدس و آسمانی را فراموش کنند.
یک ماه بعد، ژنرال داگلاس مک آرتور فرمانده فاتح آمریکایی تقاضا کرد که هیروهیتو در دفتر فرماندهی ارتش آمریکا حاضر شود. به ژاپنیها خیلی گران آمد. تنها توانستند شرط کنند که هیچکس غیر از ژنرال در محل ملاقات نباشد و عکسگرفتن از امپراتور قدغن باشد.
اما مک آرتور به محض ورود امپراتور، او را نزد خود فراخواند. با او دست داد، هیروهیتو را کنار خود نشاند و از عکاسان خواست که عکس بگیرند. هیروهیتو نه تنها شکست خورد که شکسته هم شد. خوار وذلیل و تحقیر گشت.

هیروهیتوی شکستخورده از ژنرال آمریکایی مهلت خواست تا اشتباهاتش را جبران کند. داگلاس قبول کرد اما به شرط اینکه عذرخواهی کند! هیروهیتو، رو به جهان و مردم ژاپن متنی را خواند که آمریکاییها برایش آماده کردهبودند.
تندیس از طاقچه افتاد و پسرآسمان و خدایخورشید تکهتکه شد. شاید این واقعه، نقطۀ آغازی برای غربزدگی و بیهویتی نسل جدید ژاپن صنعتی باشد. در اینباره بیشتر سخن خواهیم گفت.
ژاپنیات ایرانیان
اولین سفرنامۀ ژاپن پس از پیروزی انقلاب اسلامی، توسط مسیح مهاجری منتشر شده بود. البته کتاب «اسلام در ژاپن» که مقدمه و تأیید شهید بهشتی را نیز در آغاز دارد، زمانی نگارش شده است که هنوز ژاپن مانند این سالها یک «کشور غربی» یا «یکی از غربیترین کشورهای شرق» شناخته نمیشد.

ژاپن در پایان جنگ تحمیلی هشتساله، برای ایرانیان بیشتر حائز توجه شد، چراکه توانسته بود در فرصت کوتاهی خرابیهای گستردۀ جنگ جهانی دوم را ترمیم کند و بلکه دو دهه پس از آن به اقتصاد دوم جهان تبدیل شود.
وحید یامینپور، منصور ضابطیان، یوسف خوشکلام، زهرا گلیج، سید مهدی موسوینژاد، کامیار عابدی و کتابهای ترجمه شدۀ پرتعداد، و همچنین تعداد بیشتری در فضای وب، سعی کردهاند تصویری از ژاپن مدرن ارائه دهند.
#gallery-1 { margin: auto; } #gallery-1 .gallery-item { float: right; margin-top: 10px; text-align: center; width: 50%; } #gallery-1 img { border: 2px solid #cfcfcf; } #gallery-1 .gallery-caption { margin-left: 0; } /* see gallery_shortcode() in wp-includes/media.php */در دهۀ ۱۳۷۰ خورشیدی، ایران الگوهای اقتصادی جالب توجهی داشت: کسانی میگفتند ایران باید به یک «ژاپن اسلامی» تبدیل شود (همانطور که در زمان پهلویِ دوم، میگفتند ایران باید به «ژاپنِ دوم» بدل شود)؛ مرحوم هاشمی رفسنجانی هم الگوی مدیریت «ماهاتیر محمّد»، نخستوزیر وقت «مالزی» را خوش میداشت، یعنی کسی که مالزیِ فقیر را به توسعه رسانده بود.
اصل اساسی که در دولت هاشمی به آن توجه شد، «توسعه» به کمک درسخواندههای کالجهای غربی بود. توسعهای که از مسیر عدالت اقتصادی و فرهنگی عبور نکرد و سبب شد روز به روز فاصله مردم از مسئولان وقت و سرمایهداران بیشتر شود. این مسیر به جایی انجامید که بعد از انقلاب اسلامی، نخستین اعتراضات و شورشها به روند اقتصادی نیز شکل بگیرد.

خبر برجستۀ دیگر مربوط به غلامعلي حدادعادل نمايندۀ مجلس هفتم بود که در گفتگو با خبرگزاري فرانسه گفت: «ايران را به يك ژاپن مسلمان تبديل خواهيم كرد». هرچند حدادعادل بیان چنین جملهای را تکذیب کرد و گفت آنها بد ترجمه کردهاند، اما تا سالها این جمله در سپهر سیاست و اقتصاد کشور ما، شهرت خود را حفظ کرده بود.

اصلاحطلبان نیز بارها الگوی توسعۀ «ترکیه» را با وجود تمام مشکلاتی که دارد، پیشنهاد دادهاند.
سپس با دولتی مواجه بودیم که در عمل آب خوردن را هم منوط به مذاكره با کدخدا ميدانست.
آری در چنین تفکراتِ وارداتی بودیم که رهبر شهید انقلاب اسلامی، صحبت از خودباوری، اقتصاد مقاومتي و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت میکرد.
ژاپن اسلامی یا الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت؟!
اما ژاپن اسلامی واقعاً به چه معنا است؟ ژاپن اسلامی یعنی خودت را در هژمون جهانی آمریکا تعریف کنی و با اجازۀ او، کمی بتوانی به پیشرفت و رفاه نسبی دست یابی، درحالی که حتی ناموست را نتوانی از سربازان آمریکایی حفظ کنی.
هرچند در لزوم ارایۀ الگویی پیشرفته از نظام جمهوری اسلامی، تردیدی وجود ندارد و اگر بخواهیم نظامی بر پایۀ ارزشها و اصول اسلامی را به عنوان جایگزینی برای الگوی لیبرال دموکراسی غربی معرفی نماییم، این هدف جز با ساختن کشوری پیشرفته و دستیابی به قلههای علم، امکانپذیر نیست، اما به نظر میرسد سالها در کاربرد اصطلاحات و الگو دچار خطای محاسباتی بودهایم.
به کارگیری اصطلاح «ژاپن اسلامی» در مورد کشورمان، این مطلب را به ذهن میرساند که نظام جمهوری اسلامی، ژاپن را به عنوان یک الگوی مطلوب و مدل مناسب پیشرفت و توسعه در نظر گرفته است، درحالیکه آنچه جمهوی اسلامی به دنبال آن است، ارایۀ الگویی ایرانی اسلامی از پیشرفت است که برآمده از اصول و مبانی دینی و با در نظر گرفتن شرایط و زمینههای خاص کشورمان باشد.
البته این سخن بدان معنا نیست که نظام جمهوری اسلامی در مسیر پیشرفت و توسعه، از تجربیات و دستاوردهای خوب سایر کشورها استفاده نمیکند، اما میخواهد الگویی بر اساس مبانی دینی و ظرفیتهای درونی خود ایجاد نماید.
دوم آنکه الگوی توسعۀ ژاپن خود نسخهبرداری از الگوی غربی است و نگاه یک بُعدی و مادی غربی بر آن حاکم است و پیشرفت مادی و تکنولوژیکی در این کشور همچون بسیاری از کشورها، پسرفت در اخلاق و معنویت را به دنبال داشته است و جنبههای روحی و نیازهای اخلاقی انسانها در آن، نادیده گرفته شده است. جامعه و انسانی به ظاهر پیشرفته و متمدن و در واقع تهی از تمدن واقعی که نمیتواند الگوی مناسبی برای حیات انسانی محسوب گردد.
شرّی ضروری از دید آمریکاییهای خوشحال!
باتوجه به پیامدهای دهشتبار کاربرد سلاح اتمی، انتظار میرفت جامعۀ بینالمللی در قبال کاربرد اینگونه سلاح، رویکرد قاطعانه بگیرد و کاربرد آن را جرمانگاری کند؛ در حالی که امروزه هزاران کلاهک هستهای با قدرتهایی به مراتب مخربتر از دو بمب استفاده شده علیه ژاپن، در اختیار برخی کشورها قرار دارد. اما چرا چنین نشد و چرا جهان در سانسور حقیقت به سر میبرد؟
از نظر تاریخی (81 سال پیش)، نحوۀ پوشش روزنامههای کشورمان ایران نیز نسبت به فاجعۀ انسانی انفجار بمب اتم در ژاپن بسیار ضعیف بود و از آن با عناوین شرمآور «بزرگترین اختراع جنگی» و «عجایب جنگ» یاد میکنند که صرفاً ترجمه از خبرگزاریهای غربی است و از زشتی آن و رنج بشری حاصل از آن سخنی نگفتهاند. به روزنامۀ اطلاعات (۱۶ و ۱۷ مرداد ۱۳۲۴) و مجلۀ اطلاعات هفتگی (شمارۀ ۲۱۶ و ۲۱۷) و مجلۀ تهران مصور (شمارۀ ۱۲۰ مورخ ۲ شهریور ۱۳۲۴) رجوع کنید.



در سال 2023، دستگاه تبلیغاتی غرب مجدداً به کار میافتد تا توسط یکی از کارگردانان برجستۀ هالیوود، به تطهیر و سفیدشویی مجدد ساخت بمب اتم توسط آمریکا بپردازد. هرچند کریستوفر نولان مدعی ساخت فیلمی ضد جنگ است، اما این فریبی بیش نیست، چراکه فیلم پرفروش «اوپنهایمر» همصدا با آموزشهای رسمی در مدارس آمریکا است، مبنی بر اینکه «این بمب “شرّی” است ضروری، که استفاده از آن برای حفظ جانهای بیشتر ناگزیر بوده است!» [ر.ک: گزارش روزنامۀ آمریکایی واشنگتنپست که بمباران هیروشیما در کشورهای مختلف چطور تدریس میشود؟!]

«اوپنهایمر» ۸ ماه بعد از آمریکا، در خود ژاپن نیز اکران شد اما ژاپنیها نظرات مختلفی ابراز داشتند. شدیدترین واکنشی که از جستجوهای اینترنتی یافت میشود، انتقاد تاکاشی هیرائوکا، شهردار سابق هیروشیما است که میگوید: «وحشت سلاحهای هستهای به اندازۀ کافی به تصویر کشیده نشده است. این فیلم به گونهای ساخته شده تا تأیید کند که از بمب اتمی برای نجات جان آمریکاییها استفاده شده است.» در همین حال برخی از تماشاگران سینما به ستایش فیلم پرداختند. مردی که فیلم را تماشا کرده بود آن را فوقالعاده خواند و البته تأکید کرد که این موضوع برای ژاپنیها بسیار جالب است، اگرچه از نظر احساسی سخت هم هست.
دستگاه تبلیغاتی غرب، همچنان به دستکاری افکار عمومی میپردازد و جای تعجب نیست که زخمهای بمب اتم برای نسلها درماننشده باقی مانده است. هنوز که هنوز است، ترامپ به خود جرئت میدهد که در حضور نخستوزیر زبون ژاپن، دربارۀ حملۀ آمریکا به تأسیسات هستهای ایران بگوید: «این حمله جنگ را پایان داد، همانطور که بمباران هیروشیما و ناکازاکی به جنگ جهانی دوم پایان داد. قصد نداشتم از آنها نام ببرم، اما تأثیر آن مشابه بود.»
البته برخی دیگر از مقامات ژاپنی سخنان ترامپ را محکوم کردند؛ ازجمله شیرو سوزوکی شهردار ناکازاکی گفت: «استفاده از بمب اتمی در هیچ شرایطی قابل توجیه نیست و مطرح کردن دوبارۀ آن به عنوان ابزاری برای پایان دادن به جنگ، توهین به یاد قربانیان است.»
دریوزگی اگر عکس بود!
خذلان و خواری در هر سطح و به هر شکلی، بدترین چیز است، امّا اگر اظهار ذلّت از ناحیۀ یک مقام ارشد مملکتی باشد، در حقیقت آن مقام، تمام افراد آن جامعه را خوار و ذلیل کردهاست؛ همانطور که عزّتمندی و نپذیرفتن ذلّت از جانب رهبر یا رئیس جمهور یک کشور، ملّتش را عزیز میکند و بر صدر مینشاند.
بازدید نخستوزیر ژاپن «سانائه تاکایچی» از گورستان ملی «آرلینگتون» در آمریکا و ادای احترام و تقدیم گل به مقبرۀ سربازان آمریکایی که ژاپن را اشغال و تحقیر کرده بودند ازجمله «چارلز سوینی» خلبانی که بمب هستهای را بر روی ناکازاکی انداخت، شاید برای ما ایرانیان غیرقابل هضم و عجیب باشد.
همین نخستوزیر در دو دیدارش با ترامپ در آمریکا و ژاپن، رفتارهای زننده و هیجانزدهای از خود بروز داد و با اینکه یک سرمایهگذاری بزرگ را به نفع آمریکا انجام داد، ترامپ خبیث آنقدر او را تحقیر کرد که هرکس دیگری بود اشکش درآمده بود!
به راستی چگونه کشوری مانند ژاپن که گفته میشود در سال ۱۹۰۴ تا ۱۹۰۵م. امپراطوری روسیه را در منچوری شکست داده است، به سادگی به چنین خفتی تن میدهد؟! ریشهیابی این موضوع میتواند بسیار عبرتآموز باشد.


حرکات عجیب، ذوقزدگی، تعظیم و زبان بدن ضعیف نخستوزیر ژاپن در دیدار ترامپ

ادای احترام نخستوزیر ژاپن به خلبان پرتابکننده بمب اتم بر سر مردم ژاپن
معجزۀ انقلاب اسلامی
سالها وجود یک تلفن پاناسونیک روی میز ریاست جمهوری آمریکا را نشانۀ قدرت اقتصادی ژاپن میدانستند، مسألهای که از اصل کذب بود و هیچگاه چنین تلفنی روی میز کاخ سفید زنگ نمیخورد.
با اندکی پژوهش میتوان پی برد که ژاپنِ تکنولوژیک و مدرن، به خاطر سالخوردگی جمعیت و فشار اقتصادی ناشی از تکفل اجتماعی آنها، در حال حاضر بدهکارترین کشور جهان است. بخشی از بودجۀ کشور ژاپن، برپایۀ بدهی خارجی و اوراق قرضۀ مبتنی بر دلار است. درواقع ژاپن قادر به تصفیۀ این بدهی عظیم 9 تریلیون دلاری نیست و آن را برای نسلهای آینده خود به ارث خواهد گذاشت تا روزی که اقتصاد جهانی دچار بحران شود و این کشور وابسته به دلار، فرو ریزد.
درواقع «آخرین سامورایی» سالها پیش در ژاپن مرد! و مسیر سازش و تسلیم که توسط امپراتور هیروهیتو پایهگذاری شد، امروز نیز توسط سردمداران ژاپن دنبال میشود تا روز سرنوشت فرا رسد و گاوهای شیرده ماهیت واقعی خود را نشان دهند و ذبح شوند.
در پایان، همین بس که اشاره کنیم آغاز نهضت اسلامی که حضرت امام خمینی(ره) بنا کرد، مبارزه با ظلم و بر سرِ عزّت ایرانیان و در پی مخالفت ایشان با مصونیت قضائی آمریکاییان در ایران (رژیم کاپیتولاسیون) بود که منجر به دستگیری و تبعید حضرت امام به ترکیه در 13 آبان 1343 شد.
و امروز نیز اپوزیسیون و دشمنان از جنگ تحمیلی سوم علیه ایران شگفتزده و انگشت به دهاناند، که چگونه آمریکا پس از 40 روز جنگ، دچار کمبود مهمات شد و عقب نشست، اما گویی موشکها و پهپادهای ایران اسلامی که ناشی از ایمان، خودباوری و خودکفایی است، پایانی ندارد.



