چهارباغ پیوست فرهنگی متناسب با اصفهان ندارد

اگر رسانه‌ها و خبرنگاران حوزه فرهنگ و هنر اثرگذاری بیشتری داشتند، دست‌کم بخشی از این آسیب‌ها باید اصلاح یا برطرف می‌شد. نمونه روشن آن، وضعیت چهارباغ است.

خبرنگاران حوزه فرهنگ و هنر

به گزارش اصفهان زیبا؛ بسیاری از مسئولان استان ادعا می‌کنند که یکی از اولویت‌هایشان توسعه گردشگری در اصفهان است. گردشگری نیز حوزه‌های دیگری را با خود همراه می‌کند؛ از صنایع‌دستی و مینیاتور گرفته تا نقاشی، شعر و ادبیات. همه این ظرفیت‌ها می‌توانند در رونق گردشگری نقش‌آفرین باشند. اما در عمل، آنچه امروز در چهارباغ می‌بینیم، با این شعارها فاصله دارد.

چهارباغ به فضایی شبیه شانزه‌لیزه تبدیل شده؛ درحالی‌که هیچ پیوست فرهنگی متناسب با هویت اصفهان در آن دیده نمی‌شود. حتی پیش از اغتشاشات نیز با وجود ون‌ها و برنامه‌هایی که در این محور اجرا می‌شد، چهارباغِ واقع در قلب تمدن ایرانی و اسلامی، بیش از آنکه هویت اصفهانی خود را بازتاب دهد، به فضایی شبیه شهرهای اروپایی تبدیل شده بود. همان زمان نیز نقد من این بود که چرا از المان‌های کاشی‌کاری و عناصر هویتی اصفهان در چهارباغ استفاده نشده است.

کمی آن‌سوتر، در خیابان سپه و محدوده استانداری و شهرداری، وضعیت به گونه‌ای است که حتی بسیاری از اصفهانی‌ها هنگام عبور احساس امنیت و آرامش نمی‌کنند؛ زیرا حضور گسترده دلالان ارز، فضای آن محدوده را تحت‌تأثیر قرار داده است. طبیعی است که گردشگران نیز با مشاهده چنین شرایطی، برداشت مناسبی از شهر نخواهند داشت. در یکی از مهم‌ترین محورهای فرهنگی اصفهان، افرادی حضور دارند که عملاً برای گردشگران مزاحمت ایجاد می‌کنند.

از سوی دیگر، بسیاری از هنرمندان شناخته‌شده و پیشکسوت از نبود بازار مناسب برای عرضه آثارشان گلایه دارند و حتی برخی ناچار شده‌اند حرفه خود را رها کرده و به مشاغل خدماتی روی بیاورند.

اگر رسانه‌ها و خبرنگاران حوزه فرهنگ و هنر اثرگذاری بیشتری داشتند، دست‌کم بخشی از این آسیب‌ها باید اصلاح یا برطرف می‌شد. نمونه روشن آن، وضعیت چهارباغ است. امروز این حوادث و اتفاقات هستند که برای چهارباغ جریان‌سازی می‌کنند، نه مدیران شهری و نه رسانه‌های خبری. در خیابان سپه نیز این دلالان ارز هستند که فضا را مدیریت می‌کنند، نه مسئولانی که از توسعه گردشگری سخن می‌گویند.

این‌ها همان گلوگاه‌هایی هستند که خبرنگار حوزه فرهنگ و هنر می‌تواند با تهیه گزارش، ارائه پیشنهاد، گفت‌وگو با کسبه، راهنمایان تورهای گردشگری، هنرمندان و دیگر فعالان این حوزه، در اصلاح آن‌ها نقش‌آفرینی کند. اما وقتی این معضلات همچنان پابرجاست و حتی به بخشی از وضعیت عادی شهر تبدیل شده، نشان می‌دهد خبرنگاران حوزه فرهنگ و هنر یا نتوانسته‌اند چشم بیدار شهر باشند، یا در مسیری که طی می‌کنند، نیازمند بازنگری هستند.

خبرنگار باید موتور محرک تغییرات باشد و همواره مسائل شهر را رصد کند. خبرنگار باید صاحب ایده باشد، پیشنهاد ارائه دهد و در موج‌سازی و شکل‌دهی به جریان‌های شهری و فرهنگی نقش ایفا کند، نه اینکه صرفاً وقایع‌نگار باشد.

اصفهان هنوز موزه‌ای در شأن هنرمندان خود ندارد. بسیاری از شخصیت‌ها و هنرمندان شهر نیز بارها به این مسئله اعتراض کرده‌اند. خبرنگاران باید صدای خاموش هنرمندان باشند؛ زیرا بسیاری از هنرمندان اهل هیاهو و جنجال نیستند و مطالبات خود را کمتر رسانه‌ای می‌کنند.

در مرکز شهر می‌توان موزه‌ای برای نمایش آثار برجسته هنرمندان ایجاد کرد؛ مکانی که هم برای گردشگران و شهروندان جذاب باشد و هم امکان عرضه و فروش آثار را فراهم کند. این مطالبه نیز می‌تواند با پیگیری و جریان‌سازی رسانه‌ها به نتیجه برسد.

امروز برخی هنرمندان ناچار شده‌اند زیرزمین خانه‌های خود را به محل نگهداری و نمایش آثارشان تبدیل کنند؛ فضاهایی که امنیت کافی ندارند و آثار ارزشمندشان را در معرض آسیب قرار می‌دهند. در مقابل، برخی بانک‌هایی که در بافت تاریخی و مرکز شهر مستقر هستند، می‌توانند به مکان دیگری منتقل شوند و ساختمان‌های آن‌ها به موزه‌هایی برای حفظ، نمایش و معرفی آثار هنرمندان اصفهان تبدیل شود.