فرهنگ و هنر شهر، به دنبال پدری مهربان!

اصفهان شهری است که قرن‌ها با شعر، خوشنویسی، نگارگری، معماری، موسیقی و تئاترش شناخته شده؛ اما امروز، این میراث گران‌سنگ بیش از آنکه نیازمند ستایش باشد، محتاج دلسوزی و تدبیر است

فرهنگ و هنر اصفهان

به گزارش اصفهان زیبا؛ شاید سابقه کمتری نسبت به دیگر همکاران در حوزه خبرنگاری فرهنگ و هنر داشته باشم؛ اما طی تعاملات فراوانی که با اهالی فرهنگ و هنر و ادبیات شهر داشته‌ام و همچنین با مراودات مختلف با مسئولان فرهنگ و هنر اصفهان، متوجه سه مطالبه جدی از زبان هنرمندان و اهالی رسانه شده‌ام.

عمیق‌ترین خلأ در فضای فرهنگ و ادب شهر اصفهان، غیبت جدی نمایشگاه کتاب است؛ نمایشگاهی که از سال 98 از اصفهان به‌کلی رخت بربست و هرگز بازنگشت. در طول این سال‌ها این سؤال در ذهن‌ها می‌چرخد که چطور مسئولان مرتبط، از اداره‌کل فرهنگ و ارشاد گرفته تا شهرداری و استانداری و صنایع دست‌به‌پول استان، نتوانسته‌اند با همکاری پایتخت این معضل را رفع کنند.

چطور سالانه نمایشگاهی به بزرگی و پرخرجی نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران برپا می‌شود و تمام ارکان فرهنگ و مدیران شهری پایتخت به‌صف می‌شوند تا مبادا این رویداد که بحق بزرگ‌ترین رویداد کتابی کشور است،‌ از برگزاری جا نماند، اما استان اصفهان که یکی از قطب‌های نشر کشور است، در برپایی سالانه یک نمایشگاه در حد و اندازه یک استان، تا این میزان لنگ می‌زند؟

این نیاز در کنار گرانی افسارگسیخته کاغذ و کتاب و کاهش مشتریان کتاب‌خوان و درگیری با حساب‌کتاب‌های معیشتی زندگی، پررنگ‌تر شده است؛ چرا که در صورت همکاری صنایع استان برای تخصیص یارانه‌های فرهنگی و بن‌هایی برای خرید کتاب، هم ناشران نفسی خواهند کشید، هم اهالی کتاب که مجبور شده‌اند این کالای دوست‌داشتنی را از سبد خرید خانواده‌شان حذف کنند.

نگرانی دیگر و مرتبط با فضای سینمایی شهر، کوچ سینماگران اصفهانی به پایتخت است. اگر پای درددل سینماگران اصفهان بنشینیم، درمی‌یابیم که یا سودای مهاجرت به تهران را دارند، یا مدت‌هاست عطای شهرشان را به لقایش بخشیده و مقیم پایتخت شده‌اند تا بتوانند از امکاناتش بهره‌مند شوند؛ درحالی‌که اگر مسئولان فرهنگ و هنر شهر و متولیان دغدغه‌هایشان را در این خصوص بیشتر به میدان بیاورند و بیشتر دل بسوزانند، اصفهان می‌تواند به رقابت با پایتخت برخاسته و تبدیل به یکی از قطب‌های سینمایی کشور در تولید و جریان‌سازی شود.

چراکه اهالی سینمای شهرمان در استعداد یگانه‌اند و ظرفیت‌های فکری و هنری بکری دارند که به‌دلیل اوضاع نابسامان شهر در مقوله فرهنگ، مجبورند این ظرفیت‌ها را خرج پایتخت کنند و شهرشان را بی‌نصیب بگذارند.

بدون اغراق، تئاتر اصفهان در کشور پیشتاز است و پابه‌پای تئاتر پایتخت پیش می‌رود. این را می‌توان از آمار و گزارش‌های مرتبط با جشنواره‌ها و حضور و درخشش هنرمندان اصفهانی در جشنواره‌های مختلف تئاتر کشور دریافت. در طول سال، نام اصفهان در جشنواره‌های مختلف تئاتر کشور با مضامین مختلف می‌درخشد. اما آیا هنرمندان از فضاهای مناسبی برای تمرین و اجرا بهره‌مندند؟ آیا شهر همه امکاناتش را در اختیار اهالی تئاتر قرار داده است؟ آیا سالن‌های کافی و متناسب با انواع اجراهای صحنه‌ای در دسترس هنرمندان است؟ آیا سالن‌ها با عدالت در اختیار سانس‌ها و گروه‌ها قرار می‌گیرند؟ این‌ها سؤالاتی است که هنرمندان تئاتر در طول این سال‌های فعالیت در حوزه فرهنگ و هنر پاسخگویشان بوده‌اند و برآیند نظراتشان منفی است.

این‌ها را نوشتم تا گریزی بزنم به ایده تئاتر شهر که سال‌هاست بر زمین مانده و از تخیل به اجرا نرسیده است. نمی‌دانم آن زمان که مسئول مرتبط، این ایده را به میان آورد، به اجرایی شدنش هم فکر کرد؟ یا صرفا جذابیت ایده او را به این سمت کشاند؟ طبیعتاً اصفهان با همه ویژگی‌هایی که در خصوص ظرفیت‌های تئاتری‌اش گفته شد، نیاز به فضایی بزرگ همچون تئاتر شهر دارد که تبدیل بشود به پاتوق هنرمندان این عرصه و بتواند در تئاتر کشور همه ظرفیت‌هایش را نشان بدهد و جریان‌ساز باشد.

اما ایده تئاتر شهر زمانی در حد دل‌خوش‌کنک مطرح شد و دیگر خبری از اجرا و عملیاتی شدنش نشد. بهتر است مسئولان شهر اگر توان عملیاتی کردن تئاتر شهر را ندارد، یا به‌کلی این طرح را کنار بگذارند، یا اگر واقعا دغدغه‌اش را دارند و می‌خواهند برای تئاتر اصفهان پدری کنند، به‌طور جدی به میدان بیایند و این طرح را پیگیری و عملیاتی کنند و ما را هم از اخبار و جزییاتش بی‌نصیب نگذارند!

همه این کمبودها نیاز به توجه دلسوزانه و پدرانه متولیان فرهنگ استان و کشور دارد. اصفهان شهری است که قرن‌ها با شعر، خوشنویسی، نگارگری، معماری، موسیقی و تئاترش شناخته شده؛ اما امروز، این میراث گران‌سنگ بیش از آنکه نیازمند ستایش باشد، محتاج دلسوزی و تدبیر است. گویی همه دوست دارند از شکوه گذشته اصفهان سخن بگویند؛ اما کمتر کسی حاضر است مسئولیت آینده‌اش را بر عهده بگیرد.

مدیران فرهنگی استان و حتی متولیان ملی، اگر اندکی از غرورشان به این پیشینه را به دغدغه‌ای برای امروز شهر تبدیل کنند، شاید دیگر هنرمندان ناچار به کوچ نباشند و ایده‌ها سال‌ها منتظر وعده‌ها نمانند. اصفهان امروز بیش از هر زمان دیگری، به کسانی نیاز دارد که در کنار مدیریتِ فرهنگ، برایش دل بسوزانند و پدری کنند.