به گزارش اصفهان زیبا؛ پسر وارد مغازه شد و عکس فیلمهایی را که دورتادور مغازه نصب شده بود ورانداز کرد. فلش را از جیبش درآورد و برد سمت صاحب مغازه و گفت: «حسینآقا فیلمهای قبلی را پاککن و چند تا فیلم جدید بریز.»
دستش را روی فیلمها میگذاشت و دنبال فیلم جدیدی میگشت تا دوباره به حسینآقا پیشنهاد بدهد. یکییکی اسم فیلمهایی که به چشمش تازه میآمد میبرد.
-«حسینآقا “بیپروا” چطوریه؟»
-«قشنگه؛ فیلم خوبیه.»
پسر دوباره سرش را سمت دیگر مغازه چرخاند و رفت سراغ فیلمهای آمریکایی و پرسید:
-«”دیابلو” چطوریه؟ “پناهگاه” هم اگه قشنگه برام بریز. فیلم “احمد” چیه؟»
حسینآقا سرش را از پشت میز بالا آورد و گفت: «فیلم درباره زلزله بمه. سریال هم برات بریزم؟»
پسر گفت: «آره؛ ۵ قسمت از “بیعاطفه” رو هم بریز.»
حسینآقا ذهبی از ۲۵ سال پیش ویدئوکلوپش در محله لیمجیر را از سال ۱۳۸۲ باز میکند. آن سالها بدون مجوز کارش را شروع میکند و فیلم ویدئویی دست مردم میدهد؛ اما سال ۱۳۸۴ مجوز کلوپ را میگیرد و مغازه با پروانه شروع به کار میکند. حسینآقا در گفتوگو با «هممحله» از سالها کلوپداریاش در لیمجیر برایمان گفت.
-«از همان موقع که فیلم ویدئو آمد کارم را شروع کردم. بعد از گرفتن پروانه، کارم را با مجوز ادامه دادم. فیلمهای ویدئو را از آقای مهاجر که نمایندگی کلوپدارها توی خیابان طالقانی بود میگرفتم؛ اما حالا دیگر همهچیز اینترنتی شده.»
وقتی از او خواستم از قدیمها بگوید، کمی فکر کرد و گفت: «آن اوایل فروشمان خیلی خوب بود. فیلمها روی ویدئو بود. از دهه ۶۰ تا ۸۰ ویدئو دست مردم میدادم. یادم هست تا سال ۸۵ چهارشنبهها میرفتم پیش آقای مهاجر فیلمها را میگرفتم و کرایه میدادم؛ درآمدش هم خوب بود.»
به گفته حسینآقا، مردم لیمجیر و فیلمبازهای آن موقع طرفدار کارهای جمشید هاشمپور، هدیه تهرانی، اکبر عبدی و ابوالفضل پورعرب بودند.
با ورود سیدی و دیویدی به دنیای دیجیتال، پای فیلمهای ویدئویی از عرصه کوتاه شد و مشتریها به سمت گرفتن سیدی رفتند. کلوپدار قدیمی محله لیمجیر هم روش کارش را عوض میکند.
-«وقتی سیدی آمد، کمی بعد هم دیویدی آمد. عمر این دوتا خیلی کوتاهتر از فیلمهای ویدئو بود و الان بیشتر از هشت سال میشود که از مموری و فلش استفاده میکنم. مشتری فلش میآورد و راحت کلی فیلم برایش میریزیم.»
حسینآقا انگار با فیلمها زندگی میکند. مشتری وقتی وارد مغازه میشود هر سؤالی میپرسد خوب جواب میدهد و میداند داخل فیلمهای سینمایی و سریالهای که بیشتر نمایش خانگی هستند، چه میگذرد. او که ۲۵ سال عمرش را با دنیای سینما گره زده و مردم را با تازههای سینما در محله آشنا کرده است، فیلمهای جدید را دوست ندارد. بیشتر طرفدار سریالها و فیلمهای قدیمی است: «من خودم این فیلمها را نمیبینم؛ یعنی وقت نمیکنم. شبها توی خانه با خانم فیلمها و سریالهای خانگی قدیمی میبینم؛ مثل سریال خانهبهدوش، متهم گریخت، چهارخانه. حتی تکرارش را هم میبینم؛ اما جدیدها را نمیپسندم.»
مشتریهای او این روزها فیلم و سریال طنز را بیشتر میپسندند؛ اما فیلمهای جنایی، عاشقانه، سیاسی هم مخاطب خودش را دارد. همه فیلمها نمایش خانگی است که حسینآقا بهواسطه اینترنت به آنها دسترسی دارد: «قبلترها خیلی فروشم بالا بود؛ اما حالا کم شده است. مثل سابق نیست. کسی کلوپ نمیآید. حالا با گوشی راحت فیلم دانلود میکنند. البته ماهوارهها هم بیتأثیر نیستند. امروز از صددرصد مشتری که قبلاً داشتم، تقریباً ۲۰درصد ماهواره میبینند، ۳۰درصد خودشان دانلود میکنند و ۵۰درصد هنوز مشتری ما هستند.»
غیر از او کلوپدار دیگری توی محله لیمجیر نیست. البته تعدادی بودند که چون برایشان صرف نکرد، مغازه را بستند. درآمد کم این شغل و سرعت دسترسی مردم به اینترنت و نسخه فیلمها که بهراحتی قابل دانلود است، باعث شده چرخ کلوپ نچرخد. البته مغازه حسینآقا داخل محله است و قیمتش ارزانتر از کلوپدارهای سایر مناطق است؛ چون به مشتریهایش و توان مالی آنها نگاه میکند.
25 سال پیش وقتی پای این کلوپدار به محله لیمجیر میرسد، اول مغازه لباسفروشی باز میکند؛ ولی به خاطر علاقه به فیلم و موسیقی راهش به دنیای سینما میافتد: «از کودکی خیلی به موسیقی علاقه داشتم. وقتی شهرضا ساکن بودیم، داخل خانه توی شهرضا برای خودم آهنگ میگذاشتم.» همین علاقه باعث شد برود سمت کلوپداری. روی میز حسینآقا نزدیک 10 کلاسور پر از عکس معرفی فیلمهاست. یک گنجینه قوی از فیلمهای قدیمی دهه۶۰ تا امروز. بعضی کلاسورها خیلی قدیمی است. وقتی تورق کردم، پوستر فیلمهای هاشمپور دهه60 جلوی چشمم آمد؛ یک نوستالژی واقعی! از زمانی که این آرشیو را درست کرد، مشتریها با تورق آن میتوانستند فیلم موردعلاقه را راحت انتخاب کنند و سفارش بدهند: «این آرشیو را فکر نکنم کسی داشته باشد.»
قفسههای مغازه کوچک حسینآقا با پوستر فیلمها تزیین شده بود. هنوز کلوپها و سیدی قدیمی را نگه داشته که حسابی خاک خوردهاند؛ یادگاریهایی از ۲۰ سال پیش. او عاشق کارگردانی رضا عطاران، بازیگری حمید لولایی، مریم امیرجلالی و مرحوم سیروس گرجستانی است و سریالهای جنایی “کلانتر” و “سرنخ” را دنبال میکرده است.
مردم لیمجیر با کلوپ حسینآقا، خاطرات خوبی از دنیای سینما دارند و همیشه یادشان هست که او کسی بوده که آنها را با دنیای فیلم آشنا کرده و نقشش در پرکردن اوقات فراغتشان پررنگ بوده است.
حسینآقا و دنیای رنگی فیلمها
پسر وارد مغازه شد و عکس فیلمهایی را که دورتادور مغازه نصب شده بود ورانداز کرد. فلش را از جیبش درآورد و برد سمت صاحب مغازه و گفت: «حسینآقا فیلمهای قبلی را پاککن و چند تا فیلم جدید بریز.»
نوشته شده توسط: زهره سادات کاظمی در در شماره 62 | بدون دیدگاه