به گزارش اصفهان زیبا؛ بهمنماه سال گذشته بود که معلمی اصفهانی، برای آشناکردن دانشآموزانش با شخصیت و سیره رهبر شهید انقلاب، و براساس طرح درسی که داشت، کتابی را برگزید. دخترکان دهساله با شنیدن هر قسمت از این کتاب، بیشتر از قبل عاشق شخصیت آیتالله خامنهای شدند؛ تاجاییکه از خانممعلم خواستند دیداری حضوری را با ایشان ترتیب دهد، که خب طبیعتاً با پاسخ منفی او مواجه شدند. اما همین خلاقیت خانممعلم و انتخاب کتاب صوتی «چُغُک»، شد آغاز مسیری شیرین و دوستداشتنی به لطافت همین دخترکان اصفهانی.
عشقی که با گنجشک تیزپا رقم خورد
اما بیایید با «چغک» بیشتر آشنا شویم تا ببینیم چه در چنته داشته که این دخترکان را شیفته شخصیت آقای شهیدمان کرده. جایی در معرفی این کتاب آمده است که «محمدمهدی نوجوانی است که با سنوسال کم و قدوقواره کوچکش، کارهای انقلابی بزرگی میکند. او که در جمع انقلابیون مشهد جایگاه ویژهای دارد، از نزدیک شاهد حضور آیتالله خامنهای در جریان مبارزات مردم است و با او رابطۀ صمیمی و نزدیکی دارد و از سوی ایشان “چُغُک” نامیده میشود. چُغُک یعنی گُنجشک؛ باهوش، ریزهمیزه و زِبروزرنگ…»
برای توضیح بیشتر و معرفی دقیقتر این کتاب که واحد نوجوان نشر صهبا آن را همراه با تصاویر جذاب و پیشبرنده داستان منتشر کرده، باید گفت که این آقامحمدمهدی، شخصیتی واقعی است و داستان این کتاب اشاره به شخصیت حجتالاسلام فقیهی و دوران نوجوانی او دارد؛ دورانی که در کوران حوادث روزهای نهم و دهم دیماه 57 در مشهد میگذرد. مادرِ آقا مهدی این داستان با مادر بزرگوار آقای شهیدمان ارتباطی صمیمی داشته و خود محمدمهدی نوجوان نیز با آیتالله خامنهای ارتباطی نزدیک داشته است؛ تاجاییکه ایشان به او لقب «چغک» را به معنای گنجشک تیزپا (در لهجه مشهدی) دادند. در واقع، نوجوان هنگام مطالعه قصه پرتکاپوی محمدمهدی نوجوان در آن روزهای سرنوشتساز مشهد، جایی میانه داستان متوجه میشود که رهبر این انقلاب بزرگ، آیتالله خامنهای است. مهمترین ویژگی چغک شاید «سینمارُمان»بودنش باشد؛ به این معنی که بخشی از داستان را متن پیش میبرد و بخشی را تصویرهای کتاب. یعنی تصاویر کتاب صرفاً برای سرگرمی مخاطب و زیبایی بصری خلق نشدهاند؛ بلکه روایت بخشی از داستان را برعهده دارند. ظاهراً «چغک» تنها سینمارمان منتشرشده در ایران باشد.
همه اینها را گفتم تا به این برسم که یک کتاب حرفهای با متن روان و تصاویر جذاب توانست چند کودک دههنودی را که سالها از دوران انقلاب دورند و تصوری از آن روزها ندارند و اساساً ساختار ذهنی و فکریشان تفاوتهای بنیادین با نسلهای گذشته دارد، عاشق شخصیت اول انقلاب اسلامیمان کند. یک کتاب اگر واقعاً خوب باشد، چنین هنرهایی در چنته دارد.
طعمی شیرین در میانه روزهای تلخ
ادامه ماجرای دخترکان اصفهانی و درخواستشان برای دیدار رهبر شهید انقلاب که آن زمان هنوز سایه گرمش بر سرمان بود، منجر میشود به نوشتن نامههایی برای ایشان و ارسال به دفتر رهبری در همان بهمنماه. تا اینکه اسفند سر رسید و شد آنچه نباید میشد. دانشآموزان پایه چهارم ابتدایی ناامید بودند از اینکه حتی نامههایشان به دست رهبر شهید رسیده باشد؛ چه برسد به اینکه منتظر پاسخی از سوی ایشان یا دفترشان باشند. تا اینکه اردیبهشتماه، بستهای از تهران و آدرس دفتر رهبر شهید میرسد و دخترکان قصه ما باز هوایی میشوند. این بسته پستی شامل یک چفیه بود برای خانممعلم و چهار عنوان کتاب برای دانشآموزان. در ادامه، نگاهی میاندازیم به آن چهار عنوان کتاب که برای خیلی از کتابخوانان و کتابدوستان آشنا و خاطرهانگیز است.
«فرزندان ایرانیم»، اثری قدیمی از داوود امیریان که نویسنده کتاب نوجوان است، یکی از این چهار عنوان بود. این کتاب خاطرات خود نویسنده از دوران آموزشیاش در پادگان 21 حمزه سیدالشهدا در جنگ تحمیلی است که با زبان طنز و در شصت سکانس برای نوجوانان روایت شده است. دستکاری شناسنامه داوود و رفقایش برای ورود به پادگان و دیدن آموزشهای نظامی برای حضور در جبهه تا ماجراهای بامزه خشم شب و حضور در کلاسهای عقیدتی، تنبیهها و تشویقها بخشی از این خاطرات را شامل میشوند. «فرزندان ایرانیم» برای اولین بار در دهه هشتاد منتشر شده و تا کنون بیش از سی بار تجدید چاپ شده است.
«رفاقت به سبک تانک» هم دیگر اثر طنز داوود امیریان در همان حالوهوای جنگ تحمیلی اول است. این کتاب هم شامل 47 واقعه کوتاه از حوادث جنگ است. امیریان این بار نیز خاطراتش را از روزهای حضور در جبههها در کنار خاطرات دیگر رزمندگان قرار داده و در داستانهایی کوتاه، با همان زبان طنز و شیرینش، قهرمانیهای رزمندههای هشت سال دفاع مقدس را برای نوجوانان روایت کرده است. این کتاب هم در اوایل دهه هشتاد منتشر شده و تا امروز بیش از شصت بار تجدید چاپ شده است.
هر دو اثر مذکور را نگارنده این گزارش در دوران نوجوانیاش خوانده و هنوز طعم شیرینشان زیر دندانش باقی مانده است.
شاید این سؤال پیش بیاید که چرا دفتر رهبر انقلاب دو کتاب را با قهرمانان پسر برای دختران برگزیده و فرستاده است. آیا کتابهای جذاب دیگری با محوریت دفاع مقدس، اما با قهرمانان زن یا دختر در بازار نشر نبوده است؟ پاسخ مثبت است. کتابهای بسیاری با شخصیت اول زن یا دختران به چاپ رسیده که حقیقتاً آثار ماندگار و جذابی هم هستند؛ اما روایتی تلخ و پرمرارت دارند. تاجاییکه نگارنده مطلع است، کتابی که بتواند با زبان و قلم طنز و با شخصیتهای همجنس این دختران، روزهای جنگ تحمیلی را روایت کند، تا کنون منتشر نشده. پس این دو کتاب را شاید بشود بهترین انتخاب دفتر رهبری برای دانشآموزان دهساله دختر دانست.
داوود امیریان بعد از شنیدن ماجرای این دانشآموزان و انتخاب دو کتابش از سمت دفتر رهبر شهید، پس از ابراز خوشحالی بسیار که در صدایش موج میزد، به همین موضوع اشاره کرد و گفت: «برای من جالب است که از میان آثارم، کتابهای متأثرکننده من را برای این دختران نفرستادهاند. نگاه ایشان به کتابهای طنز و شیرین بوده و خواستهاند که بچهها از طریق نگاهی شیرین و لطیف به دوران جنگ تحمیلی اول نگاه کنند و نمایندهشان این دو کتاب بوده است. انتخاب این دو اثر برای من باعث افتخار است. چه چیزی بهتر از این؟!»
همانطور که پیشتر گفته شد، این چهار عنوان کتاب در اردیبهشتماه به دست خانممعلم میرسد؛ یعنی کمی پس از آتشبس بین ایران و آمریکا و آن روزهای پراضطراب، آن روزهایی که شهر اصفهان کمکم داشت به صدای جنگندههای آمریکایی خو میگرفت و بخشهایی از شهر زیر آتش هواپیماهای آمریکایی ویران شده بود و روزانه قطعهها و مزارهای جدیدی به گلستان شهدای شهر اضافه میشد. همان روزهایی که قلب دختران اصفهان با صدای هر انفجار از جا درمیآمد و کامشان تلخ میشد. رسیدن این بسته پستی و دریافت این کتابها از سمت رهبری که دو ماه قبل در خانهاش شهید شده بود، و خواندن این محتواهای طنز و شیرین، شاید بهترین تسکین برای دل این دختران بود.
قصههای خوب برای دخترهای خوب!
و اما دو کتاب دیگری که در آن بسته پستی بود، جلدهای اول و دوم از مجموعه هشتجلدی «قصههای خوب برای بچههای خوب» بود. مجموعهای خواندنی و تأثیرگذار که مایه رشد و پرورش بسیاری از نوجوانان از دهههای پیشین تا کنون شده است. جلد اول این مجموعه، قصههای «کلیله و دمنه» است و جلد دومش حکایتهای «مرزباننامه».
این مجموعه آنقدر خواندنی و مفید است که رهبر شهید نیز از آن یاد کرده بودند. ایشان در سال 1386 در دیدار با نخبگان استان یزد و در جمعی که مهدی آذریزدی، نویسنده شریف این مجموعه حضور داشت، فرمودهاند: «من خودم را از جهت رسیدگی به فرزندانم، بخشی مدیون این مرد و کتاب این مرد میدانم. آنوقتی که کتاب ایشان درآمد، اول هم به نظرم دو جلد، سه جلد، تا آنوقتی که من اطلاع پیدا کردم، از این کتاب درآمده بود؛ “قصههای خوب برای بچههای خوب”، من رفتم تورق کردم. بچههای ما داشتند به دوران مُراهقی، یعنی نزدیکی به بلوغ، میرسیدند، دوره هم دوره طاغوت بود و همه عوامل در جهت گمراهسازی ذهن و دل جوان حرکت میکرد. من دلم میخواست چیزی باشد که جوانهای ما با او هدایت شوند و جاذبه هم داشته باشد. خب، کتاب خوب که خیلی بود. بنده فهرست پیشنهادی کتاب مینوشتم و بین جوانهای دانشجو و دانشآموزهای سطوح بالای دبیرستانها پخش میشد؛ اما برای بچههای کوچک، دستمان خالی بود، تا اینکه کتاب ایشان را من پیدا کردم. نگاه کردم دیدم این از جهات متعددی، از دو سه جهت، همان چیزی است که من دنبالش میگردم.»
رهبر شهید در ادامه میفرمایند این کتاب را حتی به جوانان و نوجوانان فامیل و اطرافیان نیز معرفی کردهاند: «نهفقط فرزندان، بلکه در سطح شعاع ارتباطات فامیلی و دوستانه، هرجا دستم رسید و فرزندی داشتند که مناسب بود با این قضیه، این کتاب ایشان را معرفی کردم. خواستم این حقشناسی را من به نوبه خود کرده باشم. ایشان یک خلئی را در یک برهه از زمان برای زنجیره طولانی فرهنگی این کشور پر کردند. این کار، باارزش است. خداوند از شما، آقای مهدی آذر یزدی!، این خدمت را قبول کند و مأجور باشید. این ستایشهای زبانی و اینها، اجر کارهایی که با اخلاص انجام گرفته باشد، نمیشود؛ اجر کار مخلصانه را خدا باید بدهد و خدا هم خواهد داد.»
انتخاب این دو عنوان نیز در روزهایی که تمدن و تاریخ کشورمان هدف موشکهای آمریکایی و نقشههای دشنمان داخلی و خارجی است، بیدلیل نیست. مهدی آذریزدی در این مجموعه، تاریخ و فرهنگ و بوم و اقلیم ایرانمان را در قالب حکایاتی از آثار کهن ایرانی انتخاب کرده و با زبانی شیوا و روان و ملموس برای نوجوانان بازنویسی کرده است. این دو عنوان کتاب میتواند پیوند ذهنی و روحی میان دانشآموزان را با تاریخ و تمدن کشور محکمتر کند.
مجدالدین معلمی، مدیر نشر امیرکبیر که عهدهدار انتشار مجموعه «قصههای خوب برای بچههای خوب» است، پس از شنیدن ماجرای دختران اصفهانی گفت: «این مسئله قابل توصیف نیست که ما اهالی کتاب با شهادت رهبر انقلاب چند بار یتیم شدیم. هنوز هم نمیدانیم چه بلایی بر سرمان آمده. ایشان همیشه پشتوانه و دلگرمی اهالی کتاب بودند. وقتی میخواستم جایگاه مدیریت این نشر را برگزینم، دلگرمیام این بود که این جایگاه به ذائقه رهبر انقلاب نزدیک است؛ زیرا ایشان کتابهای خوبمان را میبینند و با انگیزه متفاوتی سر کار میآمدیم.»
او در ادامه بیان کرد: «اینکه حضرت آقا در پاسخ محبت چند دانشآموز کتاب هدیه دادهاند، فارغ از اینکه چه کتابی است و فارغ از اینکه دانشآموزان را توصیه به مطالعه کردهاند، سیره عمومی ایشان بوده است. ایشان در بسیاری از سخنرانیهایشان در جمع جوانان، توصیه به مطالعه کتاب میکردند و در موقعیتهای مختلف، کتاب معرفی میکردند. در کلِ شخصیتهای نظام نمیبینید کسی تا این اندازه کتاب معرفی کرده باشد. لذا این اتفاق در عین امیدبخش بودن و افزایش روحیه برای من و یادآوری خاطرات شیرین ایشان، برای من غریب و عجیب نیست؛ چون بسیار میدیدیم که ایشان با کتاب مأنوس بودند و آن را عنصری مهم در عرصه فرهنگ میدیدند. درباره این مجموعه نیز ایشان خطابه بینظیری دارند و گفتهاند من تربیت فرزندانم را مدیون این مجموعه هستم. بعد از این سخنرانی هم استقبال از این کتاب با رشد چشمگیری مواجه شد و امروز، تیراژ این مجموعه از پنجمیلیون عبور کرده است.»
امروز، نه دختر دهساله اصفهانی یادگارهایی باارزش از آقای شهیدمان دارند؛ یادگارهایی از جنس کلمه که با تاریخ و تمدن و قهرمانان کشورمان عجین شدهاند. امروز، قلب این دختران بیشتر از همیشه برای کشور میتپد و فردا زنانی خواهند شد آیندهساز و قهرمانپرور تا آن افق نورانیای را که آقای شهید برایشان ترسیم کرده است، روشنتر کنند.