به گزارش اصفهان زیبا؛ «فضایی امن و همدلانه»، «رمزگشایی الگوهای شخصیت و زخمهایی که داریم!»؛ کافی است اینستاگرام را باز کنید تا با انبوهی از صفحههایی روبهرو شوید که گروهدرمانی را تبلیغ میکنند؛ صفحههایی که صاحبانشان خود را روانشناس، روانکاو، رواندرمانگر یا مشاور توسعه فردی معرفی کرده و پستها و استوریهای مختلفی نیز دراینباره میگذارند.
نوع این گروهدرمانیها با آنچه در مراکز مشاوره میگذرد، اما متفاوت است؛ برای مثال، با جمعکردن افراد، آنها را به طبیعتگردی، کمپکردن، ورزشدرمانی و دعوت میکنند و ساعتهای زیادی را در کنار یکدیگر میگذرانند. اما پرسش اساسی این است که آیا چنین رویهای بخشی از علم روانشناسی محسوب میشود؟ آیا این افراد واقعا صلاحیت حرفهای برای برگزاری چنین رویدادهایی دارند؟ آیا گروهدرمانی چنین مختصاتی دارد؟ در صورت برگزاری غیر اصولی کارگاه های گروهدرمانی، چه پیامدهایی ایجاد خواهد شد؟ اینها پرسشهایی است که سالار فرامرزی، رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره اصفهان و رئیس دانشکده روانشناسی دانشگاه اصفهان، به آنها پاسخ داده است.
اخیرا صفحات زیادی در فضای مجازی میبینیم که صاحبان آنها خود را رواندرمانگر معرفی و در قالب گروهدرمانی، دورهمیهایی همچون طبیعتگردی و ورزشدرمانی برگزار میکنند. آیا فعالیت این افراد حرفهای است و آنها صلاحیت برگزاری چنین رویدادهایی را دارند؟
کسانی که در حوزه روانشناسی و مشاوره فعالیت میکنند، از نگاه سازمان نظام روانشناسی و مشاوره به دو دسته تقسیم میشوند: آنها که مجوز فعالیت دارند و افرادی که مجوز ندارند. آنها که مجوز دارند، از طرف سازمان نظام روانشناسی و مشاوره، پروانه ارائه خدمات روانشناسی و مشاوره دریافت کردهاند. در مقابل، افرادی هستند که مجوز ندارند. این افراد نیز دو گروهاند: گروهی که تحصیلات مرتبط ندارند و عدهای که ممکن است تحصیلات روانشناسی یا مشاوره داشته باشند.
البته افرادی که تحصیلات روانشناسی و مشاوره دارند نیز ممکن است تحصیلات کاملی در این حوزه نداشته باشند؛ برای مثال، ممکن است کارشناسی خود را در رشتهای دیگر گرفته باشند و سپس در مقطع کارشناسی ارشد، روانشناسی یا مشاوره خوانده باشند؛ بنابراین، از نگاه نخست، با دو گروه مواجهیم: کسانی که مجوز دارند و کسانی که بدون مجوز فعالیت میکنند. افرادی که مجوز ندارند، یا روانشناس هستند یا روانشناس نیستند؛ اما متأسفانه در حوزه سلامت روان دخالت میکنند و مشکلات عدیدهای برای جامعه به وجود میآورند. این افراد سلامت روان جامعه را به مخاطره میاندازند.
چرا با این افراد برخورد نمیشود؟
متأسفانه در زمینه برخورد با این افراد، نظارت بازدارندهای وجود ندارد.
سازمان نظام روانشناسی چرا نظارت دقیقی در این باره ندارد؟
یکی از دلایل آن این است که در هر حوزهای، اگر چند متولی وجود داشته باشد، کار دچار آشفتگی میشود. درست است که در کشور برای صدورها مجوزها سازمان نظام روانشناسی و مشاوره را داریم؛ اما در کنار آن، سازمان بهزیستی، سازمان ملی جوانان و اخیرا دادگستری نیز فعالیت و برای مراکز مشاوره مجوز صادر میکنند.
حتی سازمان تبلیغات اسلامی نیز اخیرا مجوزهایی در زمینه همسانگزینی صادر می کند. اکنون چند سیستم داریم که برای مراکز مشاوره پروانه صادر میکنند، نه برای روانشناسان. این درحالی است که همه کسانی که میخواهند در حوزه روانشناسی و مشاوره فعالیت کنند، طبق قانون باید از سازمان نظام روانشناسی و مشاوره پروانه بگیرند و شماره نظام روانشناسی و مشاوره داشته باشند؛ همانطور که پزشک باید شماره نظام پزشکی داشته باشد.
روانشناس یا مشاور در هر جایی که بخواهد فعالیت کند، باید این مجوز را داشته باشد؛ حتی در مدرسه. همانطور که پزشک نمیتواند بدون مجوز نظام پزشکی در مدرسه فعالیت کند، روانشناس و مشاور نیز باید شماره نظام را داشته باشد. در کنار این، چندین نهاد برای مراکز مشاوره مجوز صادر میکنند و به کلینیکهای روانشناسی و مشاوره مجوز میدهند.
تعداد این دستگاهها زیاد شده است، اما نظارت لازم شکل نمیگیرد. حتی بر مراکزی که خودمان مجوز میدهیم نیز نظارت کافی نداریم. اگر سازمان ملی جوانان، دادگستری یا سازمان تبلیغات اسلامی بر مراکزی که خودشان مجوز دادهاند نظارت کنند، اتفاقات خوبی رخ خواهد داد. این خلأ باعث شده است حتی کسانی که روانشناس نیستند، از فرصت موجود بهرهبرداری کنند. ما میتوانیم از این افراد با عنوان «روانشناسان زرد» یاد کنیم؛ کسانی که نه به فکر سلامت روان جامعه، بلکه به فکر منافع شخصی خودشان هستند. آنها ادبیات و گفتمان روانشناسی را به شکلی که مردم میپسندند ارائه میکنند و نه محتوای روانشناسانه و نه مبانی علمی روانشناسی.
این افراد به شکلهای مختلف برنامههای خود را اجرا میکنند؛ مثلا برگزاری کمپها، اردوها، تورها، ارائه مشاورههای گروهی و میتینگهای گروهی. همین امروز در یکی از صفحات اینستاگرام دیدم نوشته بود: «اصفهانی نیستی اگر در اینجا شرکت نکرده باشی.» در این برنامه، عدهای از جوانان و نوجوانان تحت عنوان گروهدرمانی حاضر میشوند؛ در حالی که برگزارکنندگان هیچ مجوزی از هیچ نهادی ندارند. چون نظارتی بر این افراد وجود ندارد، آنها حتی طبیعتگردی و تور نیز برگزار میکنند و رسیدگی صورت نمیگیرد. آنها قطعا منافع شخصی خود را دنبال میکنند و بهتبع، آسیبهایی نیز وارد میکنند.
چه آسیبهایی؟
آسیبهای مختلفی وارد شده است؛ از جمله آسیب به ساختار خانواده. همچنین این موضوع به روابط میان زنان و مردان لطمه زده و برای زوجها مشکلاتی ایجاد کرده و برای فرزندان آنها نیز آسیبهایی به وجود آورده است.
علاوه بر این، این افراد با برگزاری تور و اردو و… ادعای درمان، تلاش کردهاند اختلالهای روانی را بهزعم خودشان درمان کنند؛ اما در عمل به افرادی که اختلال داشتهاند، آسیبهای جدی وارد کردهاند. این آسیبها بسیار گسترده است و مسائل اخلاقی زیادی را نیز دربرمیگیرد.
بسیاری از این برنامهها حتی عرف و هنجارهای جامعه را رعایت نمیکنند. در بزرگترین کتاب حوزه روانشناسی، یعنی DSM، «راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی»، و همچنین در دستورالعملهای انجمن روانشناسی آمریکا، APA، و طبقهبندی بینالمللی بیماریها، ICD، میبینیم که روانشناسی در بستر فرهنگی جامعه تعریف میشود؛ یعنی باید به فرهنگ جامعه توجه کنیم. متأسفانه بسیاری از این افراد حتی همین اصل اولیه را نیز رعایت نمیکنند
اصلا گروهدرمانی در علم روانشناسی داریم یا نه؟
بله، اتفاقا یکی از تکنیکهای گروهدرمانی، گروهدرمانی شناختی است که در DSM نیز از آن یاد شده است. بنیانگذار این تکنیک یک ایرانی( دکتر حبیبالله توانلو)، بوده است؛ بنابراین گروهدرمانی وجود دارد و روشی علمی است.
تفاوت آن با چیزی که در فضای مجازی میبینیم چیست؟
این فعالیتها گروهدرمانی نیستند. گروهدرمانی یعنی افرادی با یک موضوع مشخص، مشکل یا اختلالی خاص، در کنار یکدیگر جمع شوند و درمانگر، با تکیه بر دانش و مبنای نظری که به آن اعتقاد یا در آن تخصص دارد، فرایند درمانی خود را در گروه اجرا کند. در گروهدرمانی، همه افراد بهنوعی مشارکت و مشکل مشترکی میان آنها وجود دارد و گروه از فرایندی مشخص پیروی میکند.
شاید آنچه در فضای مجازی میبینیم، بیشتر نوعی نان به نرخ روز خوردن باشد؛ یعنی افراد دیدهاند این اقدامات امروزه مورد استقبال قرار میگیرد و تصمیم گرفتهاند آن را با همین عنوان و شکل برگزار کنند و از مردم پول زیادی بگیرند. درست است؟
بله، متأسفانه آنها حتی مبالغ عجیبغریبی نیز دریافت میکنند. کسانی هم که در دام این افراد میافتند، لزوما مردم عادی نیستند؛ حتی برخی خواص جامعه نیز در این برنامهها شرکت کرده و بهنوعی مورد سوءاستفاده قرار گرفتهاند.
در اصفهان، آیا سازمان نظام روانشناسی با چنین مواردی مواجه شده است که بخواهد با آنها برخورد کند؟
هر زمان که از موضوعی مطلع شویم یا شکایتی وجود داشته باشد، حتما آن را پیگیری میکنیم.
یعنی تا زمانی که شاکی وجود نداشته باشد، پیگیری و نظارتی انجام نمیشود؟
باید از موضوع مطلع شویم یا شاکی وجود داشته باشد.
تاکنون شکایتی در این زمینه وجود داشته است؟ مربوط به چه موضوعی بوده؟
بله، خانوادههایی که آسیب جدی دیدهاند، افرادی که برای درمان در این تورها شرکت کردهاند و حتی مورد آزار یا اخاذی قرار گرفتهاند، از جمله شاکیان بودهاند.
وقتی فردی بهعنوان شاکی مراجعه میکند، پس از آن چه اتفاقی برای فرد یا مؤسسه متخلف میافتد؟
شاکی فردی آسیبدیده است؛ کسی است که حقی از او ضایع شده و برای احقاق حق خود مراجعه میکند. پس از ثبت شکایت، ما فرد مورد شکایت را دعوت میکنیم.
کمیتهای به نام «کمیته بدوی رسیدگی به تخلفات حوزه روانشناسی و مشاوره» وجود دارد. این کمیته پنج عضو دارد که عمدتا از اعضای هیئت علمی دانشگاه، صاحبنظر و متخصص حوزه روانشناسی هستند و خودشان نیز پروانه فعالیت دارند. این افراد از طرف سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور حکم دارند.
فرد شاکی فرم مربوط را تکمیل و شکایت خود را ثبت میکند. شکایت ابتدا از طرف نماینده کمیته بررسی میشود. اگر نماینده تشخیص دهد که موضوع باید به کمیته بدوی ارجاع شود، شکایت در کمیته مطرح خواهد شد. سپس شاکی و طرف مقابل دعوت میشوند و کمیته درباره موضوع تصمیمگیری میکند. برخی شکایتها ممکن است به کمیته بدوی ارجاع نشوند؛ برای مثال، اگر موضوع بسیار جزئی باشد یا اهمیت لازم را نداشته باشد.
افرادی که دست به چنین اقداماتی میزنند، معمولا با چه ادعایی فعالیت میکنند؟
موردی داشتیم که فردی دکترای فنیوحرفهای داشت، اما خود را دکتر یا روانشناس بالینی معرفی میکرد و در مکانی خاص فعالیت داشت. او حتی از مردم دلار و یورو دریافت کرده بود. این فرد در اصفهان فعالیت میکرد و دورههای خاصی نیز برای افراد برگزار کرده بود. میخواهم بگویم کسانی که به دنبال منافع شخصی هستند یا رفتارهای خودبزرگبینانه دارند، ممکن است دست به چنین اقداماتی بزنند.
به نظر شما چه چیزی باعث جذب افراد به این گروهها میشود؟
مردم از صلاحیت یا نداشتن صلاحیت این افراد اطلاع ندارند. این افراد همچنین شبکهسازی و مخاطب جذب میکنند. آنها بهویژه از طریق فضای مجازی و اینستاگرام، تلاش میکنند افراد را جذب کنند.
شما گفتید گروهدرمانی داریم و این روش با الگوی خاصی برگزار میشود. آیا در گروهدرمانی که شما بهعنوان متخصص برگزار میکنید، طبیعتگردی هم وجود دارد؟یا آیا ممکن است درمانگر همراه بیماران خود به مکانهای مختلف برود؟
در هیچیک از متون علمی روانشناسی، چنین چیزی مطرح نشده است.
خود شما بهعنوان روانشناس تا چه حد میتوانید به بیمار یا مراجعهکننده نزدیک شوید؟ مثلا آیا میتوانید با او به پیادهروی بروید و در ساعاتی غیر از ساعات مشاوره کنار او حضور داشته باشید؟ آیا چنین کاری حرفهای است؟
منشوری به نام «منشور اخلاق حرفهای روانشناسان و مشاوران» داریم که سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران آن را تدوین کرده و در سایت سازمان نیز موجود است. علاوه بر این، انجمن روانشناسی و روانپزشکی آمریکا نیز منشور اخلاقی دارند. همه روانشناسان و مشاوران باید اصول اخلاق حرفهای را بشناسند و رعایت کنند.
این اصول بسیار گستردهاند و رابطه روانشناس با خودش، مراجعهکننده و دیگران را دربرمیگیرند؛ برای مثال، مشاور حق ندارد شماره تلفن شخصی خود را در اختیار مراجعهکننده قرار دهد. ببینید، ارتباط میان روانشناس و مراجعهکننده تا این اندازه نیازمند ضابطه است. منشور اخلاق حرفهای چارچوب و الزامات مشخصی دارد. اگر روانشناس یا فردی مرتکب تخلف شود، سازمان نظام روانشناسی و مشاوره بر اساس همین منشور، موضوع را در کمیته بدوی بررسی و حکم مربوط را صادر میکند.