رحمتی بی‌کران برای جهانیان

«ای مردم، داستان من و شما همانند مردی است که آتشی برای گرمابخشی و روشنایی افروخته و نزدیک است پروانه‌ها در آن افتند. همان‌گونه که آن مرد سعی می‌کند پروانه‌ها را حفظ کند، من کمربندتان را می‌گیرم تا در آتش دوزخ نیفتید؛ درحالی‌که شما از دست من می‌گریزید.»

به گزارش اصفهان زیبا؛ «ای مردم، داستان من و شما همانند مردی است که آتشی برای گرمابخشی و روشنایی افروخته و نزدیک است پروانه‌ها در آن افتند. همان‌گونه که آن مرد سعی می‌کند پروانه‌ها را حفظ کند، من کمربندتان را می‌گیرم تا در آتش دوزخ نیفتید؛ درحالی‌که شما از دست من می‌گریزید.» این حدیث، تصویری از اوج شفقت پیامبری است که در طول ۲۳ سال رسالت خود با مجاهدتی بی‌نظیر، دلباخته هدایت مردم بود و در این راه، درد و رنجی طاقت‌فرسا تحمل کرد. این ایام در سوگ پیامبری نشسته‌ایم که محبت و عشقش به امت خود، بی‌بدیل و تکرارناشدنی بود. براین‌اساس و به‌منظور آشنایی بیشتر با مسئولیت‌ها و دلسوزی‌های فراتر از رسالت ایشان، «اصفهان‌زیبا»، گفت‌وگویی با امیر احمدنژاد، عضو هیئت‌علمی دانشکده علوم قرآن و حدیث دانشگاه اصفهان، ترتیب داده است.

بر مبنای آیات قرآن، مهم‌ترین مسئولیت‌هایی که متوجه پیامبران بوده، چیست؟

یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌ پیامبران که قرآن از آن به میثاق غلیظ تعبیر می‌کند، تعهد ایشان مبنی‌بر رفتار صادقانه با مردم و دعوت‌نکردن آن‌ها به اطاعت و بندگی بی‌چون‌وچرای خویش است. خداوند در آیه هفت سوره احزاب، به پیامبران دستورداده که مردم را به اطاعت خدا، نه اطاعت خویش، فراخوانند. دلیل تأکید وافر قرآن بر این مطلب، به تمایل هر صاحب قدرتی در دعوت مردم به اطاعت خویش برمی‌گردد. اطاعت بی‌چون‌وچرای صاحبان قدرت به معنی عدم صدور جواز پرسش، منع نقد، رد اعتراض و… است.
قرآن کریم در آیه ۳۱ سوره توبه، به مسیحیان تذکرداده که اطاعت بی‌چون‌وچرا از اربابان دینی به معنای عبودیت و بندگی آن‌هاست: «اینان دانشمندان و راهبان خود و مسیح پسر مریم را به‌ جای خدا به الوهیت گرفتند؛ باآنکه مأمور نبودند جز اینكه خدایى یگانه را بپرستند كه هیچ معبودى جز او نیست؛ منزه است او ازآنچه با او شریک مى‏‌گردانند.» درصورتی‌که رسالت اصلی پیامبران و دیگر عالمان دینی، شکوفایی اندیشه‌ورزی و تقویت روحیه پرسشگری در انسان‌هاست.

حضرت‌علی(ع) در خطبه اول نهج‌البلاغه، هدف بعثت انبیا را احیای گنج عقل و بهره‌برداری از آن دانسته‌ است: «خداوند رسولان خود را پی‌‌در‌پی به‌سوی مردم فرستاد تا پیمان فطرت را از آن‌ها مطالبه کنند؛ نعمت‌های فراموش‌شده را به آنان یادآوری کرده و با ابلاغ اوامر الهی، حجت را بر آن‌ها تمام و گنج‌های پنهانی عقل را برای آنان آشکار کنند.» پیامبران همیشه درصدد افزایش قدرت تشخیص انسانی بودند که مدام در معرض انتخاب‌های گوناگون است. قرآن کریم در سوره‌ فرقان، یکی از ویژگی‌های عبادالرحمان را قابلیت نگاه خردورزانه و نقاد می‌داند و منفورترین بندگان را کرها و لال‌های معنوی برمی‌شمرد و در آیه‌ ۷۹ سوره آل‌عمران، معیار تشخیص رسولان الهی از رسولان دروغین را دعوت‌‌‌‌‌نکردن مردم به عبادت بی‌چون‌وچرای خویش به‌ جای عبادت الله بیان می‌کند: «هیچ بشرى را نسزد كه خدا به او كتاب و حكم و پیامبرى بدهد؛ سپس او به مردم بگوید به ‌جای خدا بندگان من باشید؛ بلكه باید بگوید به سبب آنكه كتاب آسمانى تعلیم مى‏‌دادید و ازآن‌رو كه درس مى‏‌خواندید، علماى دین باشید.» درواقع، ایجاد رابطه و تعامل یک‌طرفه که یکی، فقط سخن‌گو و فرمان‌دهنده و دیگری، فقط شنونده و فرمان‌بر باشد، در هیچ‌یک از ارتباط‌های بشری ممدوح شمرده نمی‌شود؛ ازجمله چنین است در ارتباط میان والدین و فرزندان، معلم و شاگردان و رهبر و پیروان.

با توجه به ایام وفات پیامبر مهربانی‌ها، گفت‌وگو را بر شخصیت رسول‌الله و صاحب خلق عظیم متمرکز کنیم که همیشه فراتر از مسئولیت‌ها عمل می‌کرد و در آیات قرآن به این دلسوزی بی‌حد ایشان در خصوص امت اشاره شده است؛ این آیات کدام‌اند؟

قرآن در آیات متعددی از علاقه وافر حضرت‌محمد(ص) به پیروان خویش سخن گفته و حتی گاهی به‌ وفور این شفقت و مهربانی که ایشان را از آرامش و آسایش محروم کرده بود، تذکر داده است. خداوند در آیات ابتدایی سوره طه چنین فرموده است: «ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که خود را این‌قدر به‌ زحمت و شفقت بیندازی؛ ما آن را فقط برای تذکر و بیدارکردن مردمانی که از خدا پروا دارند، نازل کردیم.» این آیات زمانی نازل شد که حضرت‌محمد(ص) از فرط غم تبعیت‌نکردن مردم از فرامین الهی، شب‌ها خواب را از خود سلب کرده و مدام مشغول طلب بخشش برای آن‌ها بود. رسول‌الله شب‌‌ها، مدت بسیار کوتاهی می‌خوابید؛ سپس از نگرانی عاقبت امت خویش بیدار می‌شد؛ وضو می‌گرفت؛ نماز می‌خواند و با خدای خود دراین‌باره مناجات و گفت‌وگو می‌کرد؛ پس‌ازآن مجددا زمان بسیار محدودی می‌خوابید و دوباره با نگرانی شدید بیدار می‌شد و به مناجات با حضرت حق‌تعالی می‌پرداخت.

پیامبر(ص) به اندازه‌ای در پیشگاه خدا برای بخشش امت خویش، تضرع و التماس می‌کرد که پروردگار در آیه پنج سوره ضحی چنین فرمود: «آن‌قدر به تو عطا می‌کنم که راضی شوی.» در آیات فراوان دیگری، از مهربانی‌های پیامبر(ص) سخن به‌میان‌آمده و از ایشان با عباراتی همچون «رحمتی برای جهانیان» (آیه ۱۰۷ سوره انبیا)، «حریص بر هدایت مردم»، «رئوف و مهربان به مؤمنان» (آیه ۱۲۸ سوره توبه) و… یاد شده است. آیات دیگری که از مهربانی‌های پیامبر(ص) نشان دارد، به نحوه مواجهه ایشان با کشته‌شدگان دشمن پس‌ از جنگ بدر اشاره می‌کند. در این نبرد مسلمین با تدبیر پیامبر(ص) و یاری خداوند پیروز شدند و توانستند یکی از مهم‌ترین دشمنان اسلام، یعنی ابوجهل را به هلاکت برسانند؛ اما پس‌ از اتمام جنگ، پیامبر صحنه جنگ را ترک نکرد و در کنار اجساد دفن‌شده کفار ایستاد. ایشان مرتب می‌گریست و از عاقبتی که برای کفار رقم خورده بود، افسوس می‌خورد. خداوند در آیه ۱۲۸ سوره آل‌عمران، دلیل ترک‌نکردن صحنه جنگ از سوی پیامبر(ص) را عمق احساس مهربانی و شفقت ایشان حتی به کافران برشمرده است. قرآن با لحن تندی در این آیه می‌فرماید: «مسئله عذاب یا بخشش بندگان ارتباطی با تو ندارد و اگر خدا بخواهد، آن‌ها را می‌بخشد یا عذاب می‌کند؛ زیرا آن‌ها ستمگرند.» از محتوای این آیه متوجه می‌شویم که پیامبر(ص) از گناهکاری کفار افسوس خورده و پریشان بوده و خداوند با لحنی محکم از شدت دلسوزی ایشان شکایت کرده است. البته خداوند در این آیه، احساسات سرشار پیامبر(ص) را نیز درنظرگرفته و با ایشان از امکان بخشش کفار سخن گفته است.

در سوره شعرا خداوند به پیامبر(ص) چنین می‌فرماید: «تو چنان در اندیشه هدایت خلقی که می‌خواهی جان عزیزت را از غم اینکه ایمان نمی‌آورند، هلاک‌ سازی.» این آیه شدت دغدغه‌مندی پیامبر(ص) در خصوص امت خویش را به‌خوبی نمایان کرده است؛ همچنین وقتی خداوند با حضرت‌محمد(ص) درباره عذاب‌هایی که بر امت‌های قبل نازل ‌شده بود، سخن گفت؛ ایشان به‌شدت پریشان و بی‌تاب امت شد و آرامش و قرار خود را از دست داد. پیامبر(ص) آن‌قدر دلهره عذاب امت خویش را داشت که دیگر بعد نزول آیات مذکور خوابی آرام نداشت. در این زمان، آیه ۳۳ سوره انفال نازل شد و به پیامبر(ص) اطمینان داد تا موقعی که در میان امت حضور دارد، آن‌ها عذاب نخواهند شد و اگر امت استغفار کنند، عذاب الهی از آن‌ها برمی‌گردد.

در قرآن کریم با آیاتی مواجه می‌شویم که نشان می‌دهد برخی از پیامبران، برای طلب بخشش و تخفیف در ابتلا و آزمایش امت خویش، نزد خدا وساطت و شفاعت می‌کردند؛ آیا پیامبر اکرم نیز چنین کرده‌اند؟

بله. وقتی خداوند فرمان ابلاغ ولایت علی‌بن‌ابیطالب(ع) را بر پیامبر نازل کرد، ایشان در برابر اعلام آن مقاومت کرد و دچار تردید شد؛ زیرا می‌دانست که داعیه‌داران قدرت قصد دارند بعد از حیات ایشان با تشکیل گروه‌های قدرت، این جایگاه را غصب کنند. صاحبان قدرت به حکومت و رهبری بر طیف گسترده‌ای از قبایل عرب که تا قبل از بعثت پیامبر(ص)، غیرمتحد بوده و در سایه اسلام و تلاش‌های بی‌دریغ پیامبر(ص) کنار هم جمع شده بودند، بسیار علاقه داشته و افراد زیادی به کسب این جایگاه، چشم طمع داشتند. پیامبر(ص) به‌همین‌دلایل پیش‌بینی می‌کرد که بعد از رحلت ایشان بر سر موضوع جانشینی‌ در میان امت اختلاف‌های فراوانی به‌وجود آید و مسلمانان در معرض آزمایشی سخت قرار گیرند و تعداد زیادی از امت، قدرت را با خدا معامله کنند و آخرت خویش را به آن ببازند؛ برای همین در پیشگاه الهی عاجزانه تقاضا می‌کرد که امتش را در این زمینه امتحان نکند؛ زیرا بسیاری از آن‌ها از این آزمایش الهی، پیروز و سرافراز بیرون نخواهند آمد و دچار دودستگی می‌شوند.

پیامبر(ص) در طول آخرین سفر حج خود، یعنی حجه‌الوداع خطبه‌هایی ایراد کرد که یکی از معروف‌ترین آن‌ها، خطبه ایرادشده در سرزمین منا بود. در این خطبه، سخنرانی پیامبر(ص) مشتمل بر تکرار یک عبارت عجیب و قابل‌تأمل بود. ایشان مدام پس از بیان چند جمله، عبارت «هل بلغت» را ادا می‌کرد و از مردم درباره ابلاغ فرامین الهی تأیید می‌گرفت و می‌خواست آن‌ها به تحقق این ابلاغ، اقرار کنند. پیامبر(ص) در این خطبه، موضوع‌های گوناگون مثل حقوق زنان، مراعات یتیمان و… را بیان کرده و پس‌ازآن تأیید ابلاغ آن را از مردم درخواست می‌کرد و همه جمعیت که عاشق ایشان بودند، پاسخ می‌گفتند: «بله ‌ای رسول‌الله.» در ادامه پیامبر(ص) رو به آسمان می‌کرد و می‌فرمود: «خداوندا، تو شاهد باش که من پیام را ابلاغ کردم.» یعنی موضوع ابلاغ در این سخنرانی‌ها برای حضرت‌محمد(ص) اهمیت ویژه‌ای داشت. بر همین منوال تا پایان ایام حج، این سفارش‌ها و ابلاغ‌ها ادامه یافت؛ تا اینکه ۱۸ ذی‌الحجه و در محلی به نام غدیر که قرار بود کاروانیان از یکدیگر جدا شوند، این آیه نازل شد: «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكَافِرِینَ»؛ «ای پیغمبر، آنچه از خدا بر تو نازل شد، به خلق برسان که اگر نرسانی، تبلیغ رسالت و ادای وظیفه نکرده‌ای و خدا تو را از شر مردمان محفوظ خواهد داشت و دل قوی دار که خدا کافران را به هیچ راه موفقیتی راهنمایی نخواهد کرد» (مائده، ۶۷).

اما چرا باآنکه حضرت‌محمد(ص) در حجه‌الوداع بسیار دغدغه ابلاغ داشت و در خطبه‌های خود، مرتب خداوند را بر ابلاغ فرامین الهی شاهد می‌گرفت، با نزول این آیه مواجه می‌شود و خداوند چنین هشداری به او می‌دهد که اگر ابلاغ نکنی، رسالت و وظیفه خویش را انجام نداده‌ای؟ این چه ابلاغی است که خداوند در ادامه آیه به پیامبر(ص) قوت‌قلب می‌دهد ما تو را از مردم حفظ خواهیم کرد و نگران عکس‌العمل آن‌ها نباش. با مراجعه به روایات درمی‌یابیم که آیه اکمال، در روز عرفه و در صحرای منا بر پیامبر(ص) نازل‌شده و ایشان مأمور به ابلاغ آن بوده است: «الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ». بسیاری از مفسران بر این باورند که پیامبر(ص) باید در روز عرفه مصداق اکمال دین و اتمام نعمت را اعلام می‌کرد؛ اما از روی مهربانی بی‌حد برای امت خویش و نگرانی به‌خاطر پیروزنشدن مسلمانان در این آزمایش، امر و خواسته خدا را در آن روز انجام نداد و دراین‌باره از خداوند لغو این آزمایش و درگذشتن از امت خویش را تقاضا کرده است.