به گزارش اصفهان زیبا؛ قصاص، اجرای حدود و قتال، همگی از جلوههای رحمت اسلام و پیامبر عزیز اسلام هستند.
گاهی در بیان جلوههای رحمانی اسلام، گرفتار رویکرد حذفی میشویم و بخشی از سیره را نادیده میگیریم. عزیزی که در خصوص حیات مبارک پیامبر عظیمالشأن اسلام(ص) کتاب مینوشت، میفرمود که وزارت ارشاد در یکی از دولتها، بخش مربوط به غزوات حضرت را حذف کرد تا به جلوه رحمانی ایشان صدمهای وارد نشود! من هم به این تغییر رضایت دادم. وقتی کتاب به دست رهبر شهید انقلاب رسید، از اینکه در هیچکدام از فصول به ماجرای جنگهای حضرت اشاره نشده بود، تعجب کردند. وقتی ماجرا را برای ایشان شرح دادم، خشمگین شدند و فرمودند: «بیخود اجازه دادی! مگر میشود بهدلخواه خودمان گزینش کنیم؟!»
حقیقت این است که حذفکردن غضب از صفات انسان کامل، یعنی ارائه یک چهره سنگدل از او. چراکه گفتهاند: «آنقدر سنگدل نشدهام که بیجا محبت کنم.»
نکته جالب اینجاست: کسانی در این دههها بهسمت این حذف و گزینش رفتهاند که قبله آمالشان غرب مدرن باشد؛ تاریخ مفصلی از جنایت و خشونت سرکش. امام راحل عظیمالشأن در یکی از سخنرانیهایشان به همین نکته اشاره میکنند که در اسلام، یک غضب مدیریتشده و بهقصد طبابت وجود دارد. پیامبر رحمت و اولیای دین، هرجا لازم بوده و به مقداری که ضرورت داشته است، اجرای حدود کردهاند تا فرد و جامعه را سالم نگه دارند و اگر قدمی پا را از آن فراتر گذاشتهاند، گرفتار قهر الهی شدهاند؛ اما مدعیان مهربانی در روزگار ما، گاهی از سر نفرت و بغض سرکش، با مخالفان خود چنان کردهاند که روی روسیاهان تاریخ را سفید کردهاند.
با این نگاه وقتی به سیره پیامبر رحمت(ص) نگاه میکنیم، میبینیم که لازم نیست برای فهم بعد رحمانی ایشان چیزی را فروگذار کنیم. به تعبیر قرآن، دعوت خدا و رسول، همواره برای حیاتبخشی به جامعه مؤمنان است؛ کما اینکه همین آیه شریفه در خلال جنگ بدر نازل شده است. عمق نگاه مؤمن این است که از چکاچک شمشیر در میدان نبرد، رحمت میفهمد. همین رحمت است که در برخورد با اسرای بدر جلوهگر میشود. در تاریخ آمده است اسیرانى كه در جنگ بدر به اسارت مسلمانان درآمده بودند و در خانههاى انصار نگهدارى مىشدند، گویا در میهمانى بهسر مىبردند، نه اسارت. البته اینگونه برخوردها در جوانمردی و بزرگوارى رسول خدا(ص) ریشه داشت. پس از جنگ بدر، رسولالله(ص) درباره اسیران با اصحاب خود مشورت كرد. یكى از میان برخاست و گفت: «گردنشان را بزنید.» حضرت از او رو برگرداند. دیگرى گفت: «بهتر است آنان را عفو كنید.» پیامبر خدا نیز كه منتظر چنین پیشنهادى بود، آن را پذیرفت و با قبول فدیه، اسیران را آزاد كرد.
اگر اسیرى فدیهاى نداشت تا با پرداخت آن آزاد شود، باید به 10 نفر از مسلمانان خواندن و نوشتن میآموخت.
در تاریخ، داستان اسیرانی كه با زنجیر بسته شده بودند و از جلوی آنها پیامبر رحمت عبور فرمود، نقل شده است. حضرت لبخندی زد و آنها گفتند: «چگونه این مرد رحمت عالمیان است و ما را به این حال مینگرد و میخندد.» رسولخدا(ص) در پاسخشان فرمود: «عَجِبْتُ مِنْ قَوْمٍ یُجَرُّونَ إلَی الْجَنَّةِ بِالسَّلا سِلِ»؛ «تبسم من از شگفتی بود؛ از این قومی كه بهسوی بهشت با زنجیرها كشانده میشوند.»
همین رفتار در اجرای حدود آشکار است. وقتی در خصوص شخصی حکم رجم جاری شد و مسلمانان اظهار کردند که او مثل سگ جان داد، حضرت فرمودند: «به برادرتان دشنام ندهید!» اینها گواهی بر این معناست که در پشت اجرای حدود، نشانی از خشم و انتقام شخصی نیست و یکسره در مسیر اصلاح اجتماعی است.