تجربه موفق پررونق‌ترین میدان شهر

بعد از آنکه تب‌وتاب جنگ تا حدودی فروکش کرد و کلاس‌ دانشگاه‌ها دوباره برگزار شد، استاد دانشگاهی به دانشجویانش گفت: «بنویسید؛ هرچه می‌بینید بنویسید. نوشته‌های امروز شما، تاریخ روایی و تحلیلی آینده را خواهد ساخت.» بر همین اساس، در صفحه «کانون‌ها» به دنبال ثبت و مستندکردن دیده‌هایمان هستیم.

به گزارش اصفهان زیبا؛ بعد از آنکه تب‌وتاب جنگ تا حدودی فروکش کرد و کلاس‌ دانشگاه‌ها دوباره برگزار شد، استاد دانشگاهی به دانشجویانش گفت: «بنویسید؛ هرچه می‌بینید بنویسید. نوشته‌های امروز شما، تاریخ روایی و تحلیلی آینده را خواهد ساخت.» بر همین اساس، در صفحه «کانون‌ها» به دنبال ثبت و مستندکردن دیده‌هایمان هستیم.

به دنبال گفتن و نوشتن از موکب‌هایی هستیم که در سطح شهر برپا شده‌اند و نکته قابل‌تأمل آن‌ها، تفاوت‌هایشان است. موکب‌ها و تجمعات مردمی، بر حسب محله استقرار، افراد شرکت‌کننده و متولیان برپاکننده، تنوعی عجیب دارند. این موکب‌ها همچنین در این ۱۷۰ شب گذشته، هر یک با خلاقیتشان به‌گونه‌ای متفاوت به نیازهای قابل‌مشاهده‌شان پاسخ داده‌اند.

میدان احمدآباد، ورودی خیابان سروش، آدرس موکب مدنظر ماست؛ یکی از شلوغ‌ترین موکب‌های شهری با جمعیتی 1000 نفری. در حاشیه میدان، همچون دیگر نقاط شهر، مردمی پرچم‌گردانی می‌کنند و در مرکز این نیم‌دایرهِ شکل‌گرفته از حضور مردم، جایگاه اجرا قرار دارد. پایین جایگاه، فرش‌های قرمز رنگ پهن شده است و به‌ترتیب آقایان و بعد خانم‌ها نشسته‌اند. یک چایخانه عریض هم سمت چپ جایگاه برپا است که با چای و آب و شربت از مردم پذیرایی می‌کند. لیوان‌های شیشه‌ای برای چای و لیوان‌های پلاستیکی قابل شست‌وشو برای شربت که همان‌جا سریع شست‌وشو می‌شود.

توضیح دیگر مربوط به مخاطبان موکب است؛ موکبی که به معنای واقعی، مخاطبانش مردم عامه هستند. از دخترخانم نوجوانی که سینی لیوان‌های شربت را به مردم اطرافِ میدان تعارف می‌کند و اتفاقا از اعضای برگزارکننده موکب هم نیست، تا آن آقای شصت‌وخورده‌ای‌ساله که با شلوار جین، «عَلَم» موکب را در میانه میدان به اهتزاز درآورده است. خانم‌های بزرگ‌سالی که یا با بچه‌هایشان روی فرش‌ها نشسته‌اند یا آن‌ها را به غرفه کودکان سپرده‌اند، تا آن مردان جوانی که با یک دست پرچم تکان می‌دهند و با دست دیگر تلفن‌های همراهشان را بالا و پایین می‌کنند.

این توصیفات مربوط به زمانی است که دو مجری بالای جایگاه ایستاده و با یکدیگر خطاب به مردم صحبت می‌کنند. یکی‌شان مسئول خواندن اخبار است و تأکید می‌کند که کار آمریکا خیلی زود تمام است و مجری دیگر تأکید می‌کند که در تحلیل‌هایمان نباید پیشینه آمریکا به‌عنوان یک ابرقدرت را فراموش کنیم. تا اینکه میان چنین برنامه‌های آگاهی‌بخشانه‌ای، نوبت اجرای سرود یا پخش موسیقی‌های حماسی می‌شود.

انگار که خونی در رگ‌های مردم می‌جوشد و همگی با هیجان قیام می‌کنند. پرچم‌هایشان را در بالاترین ارتفاع ممکن به اهتزاز درمی‌آورند، بعضا چراغ‌قوه تلفن همراهشان را روشن می‌کنند و در عین حال،
با هم‌خوانی‌شان، فضا را منسجم و گرم‌تر می‌کنند.برداشت ما از موکب میدان احمدآباد، موکبی بسیار سرحال و شاداب است. لازم به ذکر است به دلیل پویایی این موکب، پیش‌تر هم در گزارشی با عنوان «موکب میدان احمدآباد؛ شب‌های معجزه‌وار حضور مردم در اصفهان» از این موکب گفته‌ایم اما این‌بار کمی دقیق‌تر با محمدعلی کاروان، یکی از مجری‌های این موکب، درباره برنامه‌ها و نقاط ضعف و قوت کار صحبت کرده‌ایم.

می‌خواهیم پیشینه‌ای از موکب میدان احمدآباد داشته باشیم؛ اینکه چه زمانی شکل گرفت، متولیان آن چه کسانی هستند و روند کار به چه صورت بوده است؟

موکب میدان احمدآباد از همان روزی شکل گرفت که خبر شهادت حضرت آقا منتشر شد. آن شب اولی که مردم به‌طور خودجوش به خیابان‌ها آمدند و «میدان‌داری» شروع شد. در میدان احمدآباد نیز چندین مجموعه، بسیار خودجوش و بدون هماهنگی قبلی، در کنار یکدیگر قرار گرفتند. از یک طرف، مرکز فرهنگی عترت، عملا محور کار شد. پایگاه بسیج صاحب‌الامر، گروه جهادی شهید کاظمی و موکب حضرت علی‌اصغر نیز مسئولیت تدارکات،چایخانه و انتظامات را بر عهده گرفتند. مجموعه دارالولایه، یا همان گردان فرهنگی سلمان هم با مشارکت مجموعه عترت مسئولیت جایگاه و برنامه‌های موکب را دنبال کرد.
البته در همان شب نخست، مجموعه‌های دیگری نیز در میدان حضور داشتند؛ از جمله هیئت باب‌الجواد، مسجد امام حسین(ع)، دوستان حسینیه فشارکی‌ها و چهارده معصوم و گروه‌های مختلف دیگر که البته در ادامه تقسیم کار اصلی بین سه مجموعه اول صورت گرفت.

در مورد سیر موکب هم، شب اول، کار در حد شعار دادن و یک چهارپایه ساده بود. ولی خب، به‌تدریج همان چهارپایه رشد کرد و تبدیل به استیج شد. غرفه‌های پذیرایی هم شکل منسجم‌تری پیدا کردند و مجموعه‌هایی که کنار هم جمع شده بودند، به‌مرور نقش خود را پیدا کردند و فضا را پیش بردند.
شاید از شکل‌گیری اولیه تجمع تا رسیدن به یک برنامه منسجم، حدود یک هفته تا ۱۰ روز زمان برد.

در اصفهان با اینکه مراکز فرهنگی متعددی فعالیت می‌کنند، ولی عموما هر مجموعه مسیر و مخاطب خاص خود را دارد. چه شد که در میدان احمدآباد مجموعه‌های مختلف توانستند در کنار یکدیگر، هرکدام مسئولیت مشخصی را بر عهده بگیرند؟

شاید پیش از این اتفاق، میان مجموعه‌ها اختلاف‌سلیقه‌های زیادی وجود داشت. اما در این ماجرا چند نکته مهم اتفاق افتاد. نخست اینکه جنس تجمعات خیابانی متفاوت از تجربه‌های پیشین بود. ما هم‌زمان یک داغ مشترک و یک موقعیت حساس جنگی را در پیش داشتیم. وقتی افراد در چنین شرایطی کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، اختلاف‌سلیقه‌ها تا حد زیادی به حاشیه می‌رود. البته این‌طور نیست که اختلاف‌سلیقه وجود نداشته باشد. اما مثلا در موکب ما، مرکز عترت که میدان‌داری و مدیریت اجرایی موضوع را بر عهده داشت، بسیار اهل تعامل و انعطاف بود. یعنی قابلیت تعامل میان مجموعه‌های فرهنگی، پس از شکل‌گیری موکب‌ها رشد کرده است.

نکته دیگر این که دوستانی که پای کار آمدند، خودشان را در اختیار این کار گذاشتند و «خودمحوری» نداشتند. در موکب، کسی بر اساس جایگاه اجتماعی یا شغلی خود عمل نمی‌کند. برای مثال، چای‌ریز موکب ما، مدیرکل بازرسی یکی از نهادهای دولتی است، اما هر شب ساعت شش بعدازظهر می‌آید، چای می‌ریزد و می‌رود. هیچ‌گاه این‌طور نبوده که بخواهد از جایگاه اجتماعی یا شغلی خود در موکب استفاده کند.
در واقع، هویتی که افراد در موکب پیدا کرده‌اند، از هویت اجتماعی و شغلی آن‌ها جدا شده است. با این حال، معتقدم الزاما قرار نیست در آینده نیز همه مجموعه‌ها به همین شکل مشترک فعالیت کنند. هر مجموعه مخاطب و سلیقه خاص خود را دارد، اما اکنون به یک نقطه تلاقی به نام میدان رسیده‌ایم و مخاطبان مجموعه‌های مختلف می‌توانند در این نقطه، در کنار یکدیگر قرار بگیرند.

یک توضیحی راجع به برنامه‌های موکب در این مدت می‌دهید؟

موکب ما در حال حاضر نوعی مانور خیابانی است که دو بخش دارد؛ یک بخش، برنامه محتوایی است و بخش دیگر، فعالیت‌هایی مانند پرچم‌گردانی و حضور تجمعی در میدان. برنامه ما معمولا از ساعت هشت‌ونیم الی ۹ شب آغاز می‌شود. مردم از همان ساعت حضور پیدا می‌کنند و پرچم‌ها را تحویل می‌گیرند. فضای فیزیکی برای ایستادن و جایگاهی برای نشستنشان نیز وجود دارد.

برنامه‌های ثابت ما شامل ذکر «الله‌اکبر» در ساعت ۹ شب، قرائت سوره فتح و دعای فرج امام زمان(عج) و هم‌خوانی پایانی است. در کنار این برنامه‌های ثابت، برنامه‌های متغیری نیز داریم؛ ممکن است سخنرانی، ارائه یک موضوع، آموزش نظامی و تحلیل یک کلیپ باشد. بخش دیگری از برنامه نیز به اخبار اختصاص دارد. اخبار مهم روز در موکب مطرح می‌شود و درباره آن‌ها صحبت و تحلیل صورت می‌گیرد.
در شب‌هایی هم که روز بعدش تعطیل است، پس از پایان برنامه رسمی موکب، صدا را کاهش می‌دهیم تا مزاحمتی برای مردم ایجاد نشود و از حدود ساعت ۱۱ شب تا یک بامداد، حلقه گفت‌وگو برگزار می‌کنیم. در این حلقه، مردم خودشان درباره موضوعات مختلف صحبت می‌کنند و فضای گفت‌وگو شبیه تریبون آزاد است. در پایان نیز یک کارشناس، مباحث مطرح‌شده را جمع‌بندی می‌کند.

درباره چه موضوعاتی تا الان در حلقه‌های گفت‌وگو صحبت شده است؟

حلقه گفت‌وگو از شبی آغاز شد که آن پیام معروف رهبر انقلاب، «الأصول»، منتشر شد و موضوع نخست نیز همان پیام بود. پس از آن، موضوعاتی مانند انتقام و سطوح مختلف آن، چرایی تعطیلی مجلس و مسائل مرتبط با آن مطرح شد و بعضی از نمایندگان مجلس برای ارائه توضیحات در جمع حضور پیدا کردند. معمولا موضوع از قبل مشخص می‌شود و بنده اداره حلقه گفت‌وگو را بر عهده دارم.

من شخصا دیده‌ام که این موکب، علاوه بر آن شور و هیجانی که دارد، برای آگاهی‌بخشی مخاطبان هم برنامه‌ریزی مشخصی دارد. به قول خودتان، از تحلیل اخبار گرفته تا مثلا معرفی‌های کوتاه درباره شخصیت رهبر فعلی انقلاب و ارائه موضوعات دیگر. به نظر خودتان تمرکز بر این مسائل است که باعث حفظ مخاطب و نشاط موکب شده است؟

همان‌طور که گفتید، یکی از ویژگی‌های مثبت موکب، غنای محتوایی آن است. در واقع، آن دو سه ساعتی که شب‌ها برنامه موکب برگزار می‌شود، حاصل چندین ساعت گفت‌وگو و برنامه‌ریزی از صبح تا بعدازظهر است.
نکته دوم، قالب برنامه است. تلاش ما این است که برنامه‌ها هرچه بیشتر متنوع باشند و بیشتر به سمت برنامه‌های پنج تا ۱۰ دقیقه‌ای برویم. سخنرانی و مداحی‌ها نیز همین‌طور بوده است. در مقاطعی، گروه‌های تئاتری در برنامه حضور داشتند. سرود و شعرخوانی هم از دیگر بخش‌های برنامه بوده است.

در عین حال، موکب احمدآباد هیچ‌گاه چهره‌محور نبوده ‌است؛ چه مداحان شناخته‌شده کشوری، چه سخنرانان و چه کارشناسان. حتی اجرای برنامه نیز که بنده و آقای میرصالحیان به عهده داریم، به واسطه یک مجری حرفه‌ای و شناخته‌شده نیست. بر این اساس، به نظرم اصلی‌ترین ویژگی موکب احمدآباد، «خانواده شدن» آن است.

ما اکنون پس از حدود ۱۷۰ شب، به یک خانواده در میدان احمدآباد تبدیل شده‌ایم. بعد از این تعداد شب، بسیاری از افراد یکدیگر را به نام می‌شناسند و از شغل و فعالیت یکدیگر اطلاع دارند. حتی گاهی مسائل و مشکلات افراد در موکب مطرح و حل می‌شود. برای مثال، فردی مراجعه کرده و گفته است که مشکل حقوقی دارد. چون یکی از وکلا از مخاطبان ثابت موکب است، او را معرفی کرده‌ایم تا مشکل را پیگیری کند. مسائل پزشکی و دندان‌پزشکی نیز گاهی در همین جمع و از طریق ارتباط میان افراد حل می‌شود.

همین اخیرا که یکی از بانوان موکب فوت کردند، پس از نماز استغاثه، اعلام کردیم که ایشان از دنیا رفته‌اند و هرکس علاقه‌مند است، بیاید تا با هم نماز لیلةالدفن بخوانیم. وقتی به موکب نگاه کردم، دیدم همه ایستاده‌اند. کسی نمی‌گفت این فرد چه نسبتی با من داشته است؛ همه مانند اینکه یکی از اعضای خانواده‌شان از دنیا رفته باشد، برای خواندن نماز ایستادند. حتی بعد از آن، چند نفر از من خواستند اگر امکان دارد، آدرس خانواده ایشان را پیدا کنم تا برای سرسلامتی به خانواده‌شان مراجعه کنند. این همان حس خانواده‌شدن و صمیمیتی است که میان افراد شکل گرفته است.

به نظرم این موکب‌ها می‌تواند به احیای هویت محله و شکل‌گیری دوباره مفهومِ خانواده‌ای به نام محله کمک کند. الان در موکب ما، افراد برحسب مکان ثابت ایستادن شب‌هایشان، مثلا افراد ورودی خیابان ولیعصر، افراد روبه‌روی جایگاه یا غیره، گروه‌های مجازی ایجاد کرده‌اند. چنین چیزی پیش از این و به این شکل، جدی نبوده و این موکب است که ارتباط را پررنگ کرده است.

از نقاط قوت عبور کنیم، آیا نقد یا مسئله‌ای وجود دارد که به نظر شما مردم یا نهادهای متولی باید برای بهبود شرایط موکب‌ها پیگیری کنند؟

جریان حضور مردم در خیابان دو بخش داشت؛ یک بخش مردمی و یک بخش مربوط به حمایت‌های حاکمیتی. این حرکت از دل مردم شکل گرفت و تداوم آن نیز با مردم بود. اما از طرف دیگر، بخش حاکمیتی نیز حمایت بسیار خوبی داشت. شهرداری در این مدت از موکب حمایت کرده و زیرساخت‌هایی برای آن ایجاد کرده است. همین‌طور نهادها و مجموعه‌های مختلفی که در شب‌های نخست، فعالیت کردند، اما وقتی این روند کمی طولانی شد، برخی از آن‌ها به دلایل مختلف ادامه ندادند. برای مثال، حوزه هنری در ابتدا گروه‌های تئاتری خوبی به موکب می‌آورد، اما بعد از مدتی این حضور ادامه پیدا نکرد.

از سوی دیگر، یک نکته مهم این بود که برخی نهادها و مجموعه‌ها می‌توانستند نقش شبکه‌سازی یا ارائه خدمات را بر عهده بگیرند. برای نمونه، حضور شاعران در موکب‌ها را در نظر بگیرید. من چون خودم از این صنف هستم، معتقدم شاعران می‌توانند علاوه بر شعرخوانی، در قالب یک شبکه منسجم، خدمات متنوعی به موکب‌ها ارائه کنند. موکب‌ها نیز برای ادامه برنامه‌های خود به چنین ارتباطی نیاز دارند.

برای مثال، اگر یک موکب بخواهد برنامه محتوایی مناسبی داشته باشد، نهادی می‌تواند در این میان شبکه‌ای از شاعران ایجاد کند و اعلام کند هر موکبی به برنامه شعر نیاز داشت، با این مجموعه مرتبط شود.
همین مسئله درباره تولید محتوا نیز وجود داشت؛ تئاتر، سرود و برنامه‌های مشابه در ابتدا حضور پررنگ‌تری داشتند، اما بعد متوقف شدند.

در خود موکب ما نمونه‌های مختلفی از این ظرفیت وجود داشت. برای مثال، یک دانشجوی هوافضا را می‌شناختم و از او خواستم درباره موشک‌ها فایلی آماده کند و یک شب در موکب ارائه دهد. این ارائه مورد استقبال قرار گرفت، اما مگر ما به چند مجموعه دیگر توانستیم او را معرفی کنیم؟

نمونه دیگر، خانمی در موکب ما درباره سیاست‌های جمعیتی اسرائیل و موضوع افزایش جمعیت و فرزندآوری در ایران ارائه‌ای داشت. این موضوع کاملا مردمی شکل گرفته بود، اما اگر سازوکاری برای جمع‌آوری این ظرفیت‌ها وجود داشته باشد، می‌توان آن‌ها را در اختیار تعداد بیشتری از موکب‌ها قرار داد. حتی این ارتباط و شبکه‌سازی در بخش اجرایی کار هم می‌تواند کمک‌کننده باشد.

برای مثال، در حوزه تدارکات، موکب‌ها می‌توانند تجربه‌های خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند. ممکن است یک موکب تجربه‌ای درباره تهیه یک نوع شربت داشته باشد که هزینه آن کمتر و بازخوردش بهتر بوده است. موکب‌های دیگر نیز می‌توانند از همان تجربه استفاده کنند.

برای من جالب است با وجود اینکه بنده حدود ۱۷۰ شب در میدان احمدآباد بالای جایگاه بوده‌ام، با مجری موکب میدان بزرگمهر حتی سلام‌وعلیک هم نکرده‌ام. این اتفاق خوبی نیست. در حالی که اگر فرصتی برای گفت‌وگو وجود داشت، می‌توانستیم تجربه‌های خود را با یکدیگر به اشتراک بگذاریم؛ مثلا من بگویم فلان مسابقه را برگزار کردم و نتیجه خوبی گرفت، او هم تجربه دیگری را مطرح کند.
اگر این تعامل صنفی شکل بگیرد، هم باعث افزایش تنوع و غنای برنامه‌ها در موکب‌ها می‌شود و هم استفاده از ظرفیت‌های موجود بیشتر
خواهد شد.