سقوط دولت مصدق و وقایع 28 مرداد 32 در اصفهان

علی‌رغم آنچه گفته می‌شود ايرانيان و علی‌الخصوص اصفهان به يكباره خاموش و تسليم دولت كودتا نشد. دو روز بعد از كودتا در اصفهان حكومت نظامی اعلام گرديد. تا ماه‌ها بعد مردم اصفهان به فعاليت خود عليه دولت كودتا ادامه دادند…

به گزارش اصفهان زیبا؛ کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به عنوان واقعه‌ای مهم در تاریخ معاصر ایران است. این رخداد تلخ نمادی از نقض آشکار حاکمیت ملی و مداخله بیگانگان در امور داخلی ایران بود که حق مردم برای تعیین سرنوشت خود را پایمال کرد و به تشدید استبداد و وابستگی انجامید.

شکست نهضت ملی، پیامدهایی چون تحکیم استبداد و تضعیف موقعیت ایران در عرصه‌های داخلی و بین‌المللی داشت و تأثیری عمیق بر حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشورمان گذاشت.

پیشینه: قیام 30 تیر 1331 و استعفای قوام

دکتر محمد مصدق (1261-1345 شمسی) در سال 1328 با چند حزب وارد اتحاد شد و به تأسیس جبهه ملی ایران اقدام کرد. وی در سال 1330 به نخست‌وزیری رسید و در نخستین قدم، قانون ملی شدن نفت ایران را اجرایی کرد. به همین دلیل سقوط دولت او توسط دو دولت استعماری بریتانیا و امریکا طرح‌ریزی شد.

در تیر ۱۳۳۱ مصدق از شاه درخواست کرد تا مسئولیت وزارت جنگ را به او بسپارد. علت این تقاضا، کارشکنی امرای ارتش در انجام اصلاحات مورد نظر دولت بود. به دلیل عدم پذیرش شاه، مصدق استعفا داد. در تیر ماه 1331 شمسی در پى کناره‌گیرى مصدق از نخست‌وزیرى و روى کار آمدن قوام‌السلطنه با پشتیبانى آمریکا و انگلیس، آیت‌الله کاشانى اعلام کرد که اگر قوام تا 48 ساعت کنار نرود، اعلام جهاد خواهد کرد. همچنین دستور قوام السلطنه برای کشف حجاب، به قیام مردم اصفهان در ۲۹ تیر ماه در برابر حکومت منجر شده بود که در این رویارویی علما نیز پا به میدان نهادند. این قیام در تهران و سایر شهرها در 30 تیر به وقوع پیوست که به شهادت عده‌ای منجر شد.

در نتیجۀ این قیام، قوام استعفا داد و مصدق مجدداً به نخست‌وزیری رسید.

آیت‌الله کاشانی، حامی اصلی دکتر مصدق در ملی شدن صنعت نفت، که بعداً از او فاصله گرفت.

آیت‌الله کاشانی، حامی اصلی دکتر مصدق در ملی شدن صنعت نفت، که بعداً از او فاصله گرفت.

شهادت آیت‌الله جرقویه‌ای در اصفهان

در قیام 29 تیر سال 1331، مردم اصفهان به خیابان‌ها ریخته و خواستار سرنگونى قوام شدند. آیت‌الله محمدرضا جرقویه‌‏اى (از اساتید حوزه علمیه اصفهان)، پیشاپیش تظاهرات مردمى اصفهان شرکت کرد. مردم قصد داشتند که با تلگراف زدن به تهران از نخست‌وزیرى مصدق حمایت کنند که مأموران با مردم درگیر شده و یکى از شرکت‌کنندگان به ضرب گلوله مأموران کشته شد.

سرهنگ نادرى، فرمانده نیروهاى شهربانى پس از دستور تیراندازى، خود به جلو آمد و با قنداقه تفنگ به قلب آیت‌اللّه جرقویه‏‌اى ضربه‏‌اى وارد کرد که ایشان بر اثر آن از پله‏‌هاى تلگراف‌خانه سقوط کرده و نقش بر زمین شد. وی در اثر ازدحام جمعیت و فرار مردم، دچار صدمات سنگینى شد و یک ماه و اندى در منزل بستری بود و سرانجام نیز در پى همان صدمات در شب هشتم محرم الحرام 1371 قمری (شهریور 1331 شمسی) چشم از جهان فرو بست و به دیدار حق شتافت و در تکیه سیدالعراقین تخت‌فولاد به خاک سپرده شد.

بازدید از منزل ساده و محل شهادت آیت‌الله جرقویه‌ای (در کوچه تخت طاووس، پشت میدان امام) که امروز به مخروبه تبدیل شده است.

بازدید از منزل ساده و محل شهادت آیت‌الله جرقویه‌ای (در کوچه تخت طاووس، پشت میدان امام) که امروز به مخروبه تبدیل شده است.

کودتای 25 مرداد

در ۲۳ مردادماه ۱۳۳۲ بنا بر نقشه سیا موسوم به «آژاکس»، برای براندازی دولت مصدق، شاه طی دو حکم جداگانه، فرمان عزل مصدق و نخست‌وزیری تیمسار فضل‌الله زاهدی را امضا می‌کند.

نعمت‌الله نصیری به عنوان فرمانده گارد سلطنتی، در 25 مرداد 1332 مأمور ابلاغ فرمان محمدرضا شاه مبنی بر انفصال محمد مصدق از نخست‌وزیری و انتصاب سرلشکر فضل‌الله زاهدی به این مقام شد. نصیری در این ماجرا به دستور مصدق و به وسیله سرهنگ ممتاز، رئیس گارد محافظت از منزل مصدق، بازداشت و روانه زندان شد. با بازداشت نصیری و نیروهای تحت امر او، کودتای ضددولت مصدق افشا شد و محمدرضا شاه، که در کلاردشت با نگرانی در انتظار فرجام مأموریت نصیری بود، پس از اطلاع از جریان شکست کودتا، کلاردشت را به سوی رامسر و سپس بغداد و رم ترک کرد.

ارتشبد نصیری، پس از پیروزی کودتا مورد تفقد شاه قرار گرفت و به سرعت پله‌های ترقی را طی کرد. وی که به عنوان سومین رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک)، جنایات زیادی را مرتکب شده بود، با پیروزی انقلاب اسلامی، محاکمه و اعدام شد.

ارتشبد نصیری، پس از پیروزی کودتا مورد تفقد شاه قرار گرفت و به سرعت پله‌های ترقی را طی کرد. وی که به عنوان سومین رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک)، جنایات زیادی را مرتکب شده بود، با پیروزی انقلاب اسلامی، محاکمه و اعدام شد.

در فردای این روز مصدق در بیانیه‌ای از کشف و خنثی‌سازی یک کودتا علیه دولت خبر می‌دهد. در روز ۲۶ و 27 مرداد، دو گروه مهم یعنی حزب توده و جبهه ملی، میتینگ‌هایی پرشور ضد شاه برگزار کردند و مجسمه‌های شاه و رضاشاه را از میادین اصلی شهرها (ازجمله شهر اصفهان) پایین کشیدند. اما مصدق به ریاست شهربانی کشور دستور می‌دهد که با هرگونه تظاهرات علیه دولت یا شاه مقابله نماید، درنتیجه میدان از مردم و احزاب خالی شده و زمینه‌های تکمیل کودتا در تاریخ 28 مرداد با دلارهای آمریکایی و حرکت اوباش و ارتش و بازداشت مصدق در خانۀ خودش، فراهم می‌شود.

دکتر مصدق در دادگاه

دکتر مصدق در دادگاه

مقاومت اصفهان در وقایع 28 مرداد و اعلام حکومت نظامی

از اولین ساعات روز ۲۸ مرداد، با انتشار اخبار کودتا در تهران، فضای شهر اصفهان نیز ملتهب شد و نصف جهان شاهد تحولات گسترده و تظاهرات مردمی در حمایت از دولت محمد مصدق و مقابله با عوامل کودتا بود. این وقایع که با تعطیلی کارخانه‌ها و حضور مردم در خیابان‌ها آغاز شد، در نهایت با استقرار حکومت نظامی و دستگیری استاندار وقت، به پایان رسید.

یک از دلایل موفقیت کودتاچیتان در کودتای ۲۸ مرداد در اصفهان، تشدد آرا در بین حامیان دولت بود. به عنوان نمونه، حزب توده در اصفهان که شهری کارگری و صنعتی به شمار می‌رفت، توانسته بود نقش قابل توجهی در حمایت از دولت مصدق ایفا و بخشی از تظاهرات اولیه علیه شاه را سازماندهی کند. با این حال، گزارش‌ها حاکی از آن است که در ساعات کلیدی روز، میان رهبران این حزب در اصفهان برای نحوه مقابله با کودتا اختلاف نظر به وجود آمد که این امر به تضعیف صفوف مخالفان کودتا منجر شد.

از سوی دیگر، عوامل حامی شاه و کودتا نیز با به راه انداختن تظاهرات متقابل و سردادن شعارهایی علیه مصدق، سعی در ایجاد رعب و وحشت و تغییر فضا به نفع خود داشتند، این گروه‌ها که به گفته منابع تاریخی از حمایت برخی اوباش برخوردار بودند، به دفاتر احزاب و روزنامه‌های طرفدار دولت ملی حمله کردند.

با دستگیری استاندار و سرکوب کامل تظاهرات مردمی، مقاومت‌ها در اصفهان فروکش کرد. ۲ روز پس از کودتا، در تاریخ ۳۰ مرداد، سرتیپ مظهری، فرمانده لشکر ۹ اصفهان، با صدور اطلاعیه‌ای در شهر حکومت نظامی اعلام کرد و سرهنگ عبدالله فرمانفرمایی به عنوان فرماندار نظامی منصوب شد. بدین ترتیب، اصفهان نیز همچون دیگر شهرهای بزرگ کشور، فصل جدیدی از خفقان و استبداد را پس از سرنگونی دولت ملی محمد مصدق تجربه کرد.

شعبان جعفری معروف به شعبان بی‌مخ، سردسته اوباش در کودتای ۲۸ مرداد

شعبان جعفری معروف به شعبان بی‌مخ، سردسته اوباش در کودتای ۲۸ مرداد

از اعلام جمهوری تا فروش عکس‌های شاه!

در زمینه ملی شدن نهضت نفت، نقش روحانیت، قیام خونین ۳۰ تیر 1331 و کودتای ۲۸ مرداد 1332، هنوز هم کسانی هستند که سینه‌ای پر از خاطره دارند و تا دیر نشده باید به سراغ آنان رفت.

محمود فروزبخش در گفتگو با پدربزرگ خود، چنین می‌نویسد:

مرحوم پدربزرگم مرحوم حاج مرتضی نجفی، تعریف می‌کند که صبح ۲۸ مرداد به قصد ویزیت به مطب دکتر می‌رفت که در راه با صحنه‌های عجیبی روبه‌رو می‌شود. از آنجا که مطب دکتر در خیابان چهارباغ قرار داشته، پدربزرگم با حوادث اتفاق افتاده در بطن شهر در آن روز روبه‌رو شده است. اولین چیزی که حیرت او را برمی‌انگیزد این بود که کسی عکس شاه را پاره می‌کرد. از طرف دیگر دکتر حسین فاطمی در رادیو می‌گوید: ای مردم، شاه فرار کرد و از ایران رفت، من اعلام جمهوری می‌کنم!

فضای شهر به شدت ملتهب بود و اگر کسی تنها به ظواهر می‌خواست اکتفا کند می‌توانست از چیزی مانند سقوط سلطنت سخن بگوید. البته در آن زمان ملی‌گراها چنین قصدی نداشتند و مصدق پیوسته خود را وفادار به قانون سلطنت مشروطه می‌دانست و این تنها دکتر فاطمی و حزب توده بود که چنین شوکی را به همه منتقل کرد.

پدربزرگم تعریف می‌کند که به مطب دکتر رفت و کارش طول کشید. وقتی که از مطب بیرون آمد به طور شگفت‌انگیزی تقریباً شهر آرام شده بود. یک نفر از رادیو چنین پیامی می‌داد: «من سرلشکر زاهدی هستم؛ به سگ‌های کمونیست اخطار می‌کنم که به خانه‌هایشان برگردند!»

همین اخطار از سوی یک مقام ارشد ارتشی کافی بود که تمام بلواها در اصفهان بخوابد. پدربزرگم می‌گوید ما همین حرف را شنیدیم و تمام. خودم دیدم که وسط چهارباغ یک نفر راه افتاده و عکس شاه را می‌فروشد. اتفاقاً گران هم می‌فروخت. حتماً کسانی که صبح عکس شاه را پاره کرده بودند حالا باید می‌دویدند و یک عکس شاه برای مغازه خودشان می‌خریدند تا ثابت کنند شاه‌دوست هستند و قصد جدال با دولت نظامی را ندارند. خلاصه آن فرد با زرنگی‌اش حتما کلی سود کرده بود!

تا شب تقریباً مسائل حل شده بود. من که ندیدم در اصفهان کسی گلوله‌ای شلیک کند. فقط شنیدم که از طرف شرق اصفهان (آبشار و مشتاق فعلی) عده‌ای از اراذل و اوباش را با پول جمع کرده بودند تا وسط خیابان‌ها شعار دهند. در میان آنان زنان معروفه شهر فریاد می‌زدند: مصدق کله کدو/ سیاستش رفت لا پتو!

قبل از کودتا- اجتماع طرفداران حزب ایران (عضو جبهه ملی) در اصفهان

قبل از کودتا- اجتماع طرفداران حزب ایران (عضو جبهه ملی) در اصفهان

پس از وقایع کودتا- اجتماع دهقانان و کارگران در اصفهان بر ضد حزب توده

پس از وقایع کودتا- اجتماع دهقانان و کارگران در اصفهان بر ضد حزب توده

اشتباهات مصدق و دلسردی مذهبیون

مرحوم حسن حدادی از نزدیکان فدائیان اسلام در خاطرات خود می‌گوید: در کودتای ۲۸ مرداد مذهبی‌ها که درواقع اکثریت اصفهان را تشکیل می‌دادند کاملاً از مسائل دلسرد شده بودند و دیگر چیزی را دنبال نمی‌کردند، لذا کودتای نظامی در تهران بدون مقاومت خاصی در اصفهان دنبال شد و به یاد ندارم کسی کشته شده باشد.

حسن حدادی این اشتباهات را برای دولت مصدق برمی‌شمارد:

1- آزادی بیش از اندازه‌ای که مصدق به توده‌ای‌ها داد و درواقع دست آن‌ها را باز گذاشته بود. به هر حال مردم ما مسلمان هستند و با کمونیست جماعت مشکل دارند و این آزادی دادن به نفع مصدق نبود. از طرف دیگر خود توده‌ای‌ها در تفرقه انداختن سنگ تمام گذاشتند؛ مثلاً شنیدم که در تهران روی یک سگ نوشته بودند: «آیت‌الله» که یعنی منظورشان آیت‌الله کاشانی بوده است. این کارها دل مذهبی‌ها را خون می‌کرد.

2- گروهی از متدینین ازجمله فدائیان اسلام، پیوسته اصرار داشتند که مراکز فحشا و فساد برچیده شود. مشروبات، قمار، رقاصی و مسائل دیگر. مصدق چندان که باید و شاید اقدامی نکرد و همین سبب شد که متدینین نسبت به دولت او دلسرد شوند، حال آنکه در ابتدا میان ملی‌ها و مذهبی‌ها همراهی خوبی دیده می‌شد.

3- از دولت خواسته شد که عاملین حادثه ۳۰ تیر را محاکمه و با آنان به شدت برخورد کند اما پس از مدتی دیدیم که نه تنها با آن‌ها برخورد نشد بلکه به برخی از عاملین این جنایت در خود دولت مصدق پست‌هایی داده شد که این مسئله دیگر برای ما خیلی عجیب بود و اصلاً توقع آن را نداشتیم.

مرحوم حسن حداد در حال ضبط خاطرات انقلاب اسلامی

مرحوم حسن حداد در حال ضبط خاطرات انقلاب اسلامی

تیتر روزنامه‌های اصفهان

دکتر عبدالمهدی رجایی، پژوهشگر تاریخ اصفهان، با رصد دو روزنامه «چهلستون» و «مجاهد» که در اصفهان منتشر می‌شد به ذکر برخی وقایع می‌پردازد. البته این نشریات به‌صورت هفتگی انتشار می‌یافت که این امر خصوصاً پس از موفقیت کودتا، از انعکاس جزئیات وقایع جلوگیری کرده است.

روزنامه چهلستون در روز دوم شهریور درحالی که آب‌ها از آسیاب افتاده بود، از چاپخانه درآمد و در این شماره آشکارا لحن روزنامه نسبت به قبل تغییر کرده و آثار وقوع کودتا در نوشته‌ها محسوس است. روزنامه در خبری راجع‌به کودتا می‌نویسد:

«پس از رسیدن خبر سقوط دولت سابق… مردم دسته‌دسته در خیابان‌ها راه افتاده و با دادن شعار شاه پیروز است، حرکت می‌کردند. سردر تمام مغازه‌ها و دکان‌ها با بیرق ایران تزئین شده بود… مردم نظامیان غیور را… در آغوش گرفته و به آنها تبریک می‌گفتند… شب یکشنبه ساعت ۱۹ که پیام اعلیحضرت همایونی برای ملت فرستاده شد، آتش‌بازی و چراغانی مفصلی از طرف شهرداری، در میدان شاه برقرار بود. در آن شب از کثرت جمعیت و ازدحام مردم در میدان شاه، محل خالی وجود نداشت.»

از دیگر حوادث روز چهارشنبه ۲۸ مرداد آن بود که «در تظاهرات شدید و دامنه‌دار عصر چهارشنبه، مطبعه راه نجات و نمایندگی روزنامه قانون مورد دستبرد قرار گرفت و به اولی خسارت مختصری وارد آمد و تابلوی دومی را شکستند و همچنین محل جمعیت نیروی سوم مورد دستبرد قرار گرفت.» اگرچه پس از آن مجلس اعانه‌ای برای بازماندگان شهدای «قیام ملی ۲۸ مرداد!» در اصفهان تشکیل و پولی نیز جمع شد ولی در منابع موجود هیچ‌جا از درگیری و زد و خورد شدید و قتل خبری نیست.

موضوع دیگری که در منابع آمده دستگیری کشاورز صدر، استاندار اصفهان است. کشاورز صدر از یاران صدیق مصدق و به قول روزنامه چهلستون، او دستور برچیدن عکس‌های شاه را از ادارات داده بود. با وقوع کودتا او به خانه دکتر مرتضی حکمی رفت و در خانه او پنهان شد اما دستور جلب او رسیده بود و اوباش محمدرضاشاه او را یافته و به تهران فرستادند و خانه دکتر محمدرضا حکمی را نیز غارت کردند. استانداری اصفهان از طرف دولت زاهدی به کفالت تیمسار سرتیپ دولو، فرمانده لشکر اصفهان سپرده شده بود. دو هفته بعد هم امیر نصرت اسکندری که پیش از آن دوبار استاندار این استان شده بود (یکبار آن در زمان رضاشاه بود)، از طرف زاهدی به‌عنوان استاندار جدید وارد شهر شد. استاندار جدید در نخستین اطلاعیه خود قول داد در تعدیل نرخ برق شهر و ارزانی نان و گوشت، بکوشد.

تیتر یک روزنامه اصفهانی، در طرفداری از رژیم شاه، پس از پیروزی کودتا

تیتر یک روزنامه اصفهانی، در طرفداری از رژیم شاه، پس از پیروزی کودتا

حضور دکتر عبدالمهدی رجایی در روزنامه اصفهان زیبا

حضور دکتر عبدالمهدی رجایی در روزنامه اصفهان زیبا

فضل‌الله زاهدی، چهره دیگر کودتا

فضل‌الله زاهدی، نظامی و سیاستمدار ایرانی بود که از طریق کودتای ۲۸ مرداد به جای محمد مصدق به سمت نخست‌وزیری ایران منصوب شد. بعدها فرزند او اردشیر زاهدی، داماد محمدرضا شاه شد.

فضل‌الله زاهدي در سال‌هاي جنگ جهاني دوم مدتي فرمانده لشكر اصفهان بود و مسلّماً در اين شهر علاقه و دوستاني داشت. اتفاقاً در خلال همين سال‌ها بود كه بواسطه ارتباط با آلمان، بوسيله يك افسر انگليسي دستگير و به فلسطين فرستاده شد. او اين دستگيري را علامت ملي‌گرايي خود قلمداد كرده و با اين سابقه توانست در كابينه اول دكتر مصدق وزير كشور شود. مصدق پس از پي بردن به ارتباط او با شركت انگليسي نفت او را از كابينه اخراج كرد.

محمدرضا پهلوی در اصفهان؛ از راست حسام دولت‌آبادی، مرتضی یزدان‌پناه، فضل‌اله زاهدی، امیرحسین ایلخان، ظفر بختیار، سرهنگ نجم‌آبادی و علی صائب.

محمدرضا پهلوی در اصفهان؛ از راست حسام دولت‌آبادی، مرتضی یزدان‌پناه، فضل‌اله زاهدی، امیرحسین ایلخان، ظفر بختیار، سرهنگ نجم‌آبادی و علی صائب.

دکتر حسین فاطمی

سید حسین فاطمی، در ۲۱ بهمن ۱۲۹۶ ش، در نائین اصفهان متولد شد. وی سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی بود که از ۱۳۳۱ تا ۱۳۳۲ به‌عنوان وزیر امور خارجه در دولت دکتر مصدق فعالیت کرد.

به گفته محمد مصدق، فکر ملی شدن صنعت نفت پیشنهاد فاطمی بود و همچنین ایدۀ تشکیل جبهه ملی را مطرح کرد. وی پس از کودتای ۲۸ مرداد، در یک دادگاه نظامی محاکمه و در 19 آبان 1333 اعدام شد.

دکتر حسین فاطمی

دکتر حسین فاطمی