به گزارش اصفهان زیبا؛ در جوار حضرات معصومین(ع)، این دردانههای خلقت، چهرههای تابناکی زندگی میکردند که گاه در درخشش انوار ملکوتی این بزرگواران، پرتو وجود آنها کمتر به چشم میآمد و الحق، رمز ماندگاریشان، همین زیستن در سایه ماه بود.
حضرت خدیجه(س) یکی از همین چهرههاست؛ بانوی درخشانی که خود مجذوب جلوه محمدی بود؛ اما بیشک ستارهای بیفروغ در تاریخ اسلام محسوب میشد. زندگی در پرتو تابشهای گرم و دلپذیر محمد(ص) و همسری برای خوبترین آفریده خدا، فرصت واکاوی و الگوگیری از ابعاد دیگر شخصیت این بانوی مکرم را کمتر فراهم کرده است؛ درحالیکه او الگویی است که از دل انتخابهای آگاهانه متبلور میشود و تا حضور و کنشگری اجتماعی مؤثر و تاریخساز پیش میرود.
بر این اساس و به بهانه سالروز ازدواج پیامبر مهربانیها با خدیجه(س)، روزنامه اصفهانزیبا مصاحبهای را با نیّره سادات آیت، مدرس دانشگاه اصفهان ترتیب داده است تا عمق شخصیت حضرت خدیجه(س) در فرازوفرودهای جامعه ایمانی نخستین بیشتر تبیین شود.
هرچند حضرت خدیجه(س) در تاریخ اسلام با القابی چون «نخستین ایمانآورنده» و «همسر پیامبر» شناخته میشوند، آیا این عناوین برای تبیین جایگاه ایشان کافی است؟ برای شناخت عمیقتر این بانوی بزرگ، از چه منظری باید به شخصیت خدیجه(س) نگریست؟
برای فهم جایگاه حضرت خدیجه(س) در تاریخ اسلام بهتر است شخصیت ایشان را در قالب مجموعهای از فضایل منفرد یا صرفا در نسبت با پیامبر اکرم(ص) بررسی نکنیم؛ چراکه در میان چهرههای درخشان آغاز اسلام، حضرت خدیجه(س) جایگاهی دارد که عظمت آن را نمیتوان تنها با شمارش فضایلی از قبیل جایگاه بیبدیل او در کنار پیامبر اکرم(ص)، نخستین ایمانآورنده به رسالت او، همسر و همراه نزدیک او در دشوارترین سالهای دعوت، مادر حضرت فاطمه زهرا(س) و بانویی برخوردار از منزلت اجتماعی و توان اقتصادی که همه این ها را در مسیر حق بهکار گرفت، برشمرد.
در پس این عناوین، حقیقتی عمیقتر نهفته است. برای شناخت این بانوی بزرگ، باید به همان نقطه آغاز بازگشت؛ جایی که هنوز اسلام به جامعه، قدرت و تمدن تبدیل نشده و تنها، حقیقتی بود که در حرا بر پیامبر آشکار شده بود و اکنون در مواجهه نخستین با انسانها قرار داشت تا درباره آن تصمیم بگیرند.
در چنین بزنگاهی، آنچه شخصیت انسان را آشکار میکند، تنها نسبت او با پیامبر یا جایگاه اجتماعیاش نیست؛ بلکه چگونگی مواجهه او با حقیقت، استقلال در انتخاب و میزان پایبندی او به تصمیمی است که در شرایط دشوار گرفته. جایگاه حضرت خدیجه(س) بایستی به مثابه یک الگوی پیوسته از حقیقتجویی تا کنشگری اجتماعی مطالعه شود. در این الگو، حقیقتجویی نقطه آغاز است؛ استقلال و آزادگی، امکان انتخاب را فراهم میکند؛ انتخاب آگاهانه به ایمان میانجامد؛ ایمان در قالب حمایت و فداکاری عینیت مییابد و سرانجام این کنشها بر حفظ و گسترش نخستین جامعه اسلامی اثر میگذارد.
برخی ایمان حضرت خدیجه(س) را طبیعی و مبتنی بر رابطه همسری با پیامبر(ص) میدانند. آیا این تفسیر با ابعاد شخصیت ایشان همچون «شناخت» و «آزادگی» همسو و سازگار است؟
نخستین مؤلفه الگوی زیست حضرت خدیجه(س)، حقیقتجویی است. انسان حقیقتجو در برابر حقیقت، تابع فضای غالب، منافع شخصی یا داوری عمومی نیست؛ بلکه میکوشد بر اساس شناخت و تشخیص خود تصمیم بگیرد.
این ویژگی درباره حضرت خدیجه(س) اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا او در جامعه مکه، زنی برخوردار از اعتبار اجتماعی و توان اقتصادی بود و زندگی مستقلی داشت؛ بنابراین، پذیرش دعوت پیامبر(ص) برای او صرفا پیوستن به یک جریان خانوادگی نبود؛ بلکه مواجهه آگاهانه با دعوتی بود که هنوز در جامعه پذیرفته نشده و آینده آن روشن نبود. این ویژگی با الگویی که قرآن از انتخاب انسان در شرایط دشوار ارائه میکند، قابل مقایسه است.
قرآن نشان میدهد که حقیقت، گاه در موقعیتی آشکار میشود که پذیرش آن مستلزم عبور از قدرت، خانواده یا امنیت اجتماعی است. آسیه، در قلب خانه فرعون، ایمان را بر موقعیت خود ترجیح میدهد (تحریم: ۱۱)؛ مادر موسی(ع) در شرایطی که جان فرزندش در خطر است، به وعده الهی اعتماد میکند و تصمیمی سرنوشتساز میگیرد (قصص: ۷) و در مقابل، همسران نوح و لوط، با وجود حضور در خانه پیامبران، راه حقیقت را انتخاب نمیکنند (تحریم: ۱۰). این نمونهها نشان میدهند که در منطق قرآن، موقعیت خانوادگی و اجتماعی تعیینکننده ایمان نیست؛ بلکه انتخاب انسان در برابر حقیقت است که هویت او را شکل میدهد.
دومین مؤلفه شخصیت این بانوی بزرگ، استقلال و آزادگی است. حقیقتجویی هنگامی میتواند به انتخاب واقعی منجر شود که انسان از اسارت ملاحظههای محیطی رها باشد. حضرت خدیجه(س) به دلیل موقعیت اجتماعی و اقتصادی خود، میتوانست از ورود به مسیری که با ساختارهای مسلط مکه در تعارض بود، خودداری کند؛ اما موقعیت خود را مانع حقیقتجویی قرار نداد.
آزادگی او در اینجا نه به معنای گسستن از جامعه، بلکه به معنای توانایی عبور از فشار جامعه و ترجیح حقیقت بر مصلحت شخصی است. از دل این استقلال، انتخاب آگاهانه شکل میگیرد. ایمان او به پیامبر(ص) را نباید صرفا نتیجه رابطه همسری یا واکنشی عاطفی تلقی کرد.
او پیش از آنکه همسر پیامبر باشد، با شخصیت و منش محمد(ص) آشنا بود و در مواجهه با نخستین تجربه وحی، بر اساس همین شناخت به او اعتماد کرد. هنگامی که پیامبر(ص) پس از دریافت نخستین وحی با اضطراب به خانه بازگشت، واکنش او انکار یا تردید نبود؛ بلکه تصدیق، آرامشبخشی و پیگیری حقیقت واقعه بود. این واکنش نشان میدهد که ایمان او از مسیر شناخت، اعتماد و تشخیص شکل گرفته است.
حضرت خدیجه(س) پس از ایمانآوردن، سرمایه و موقعیت اجتماعی خود را در خدمت دعوت پیامبر(ص) قرار دادند. این کنشگری تاریخساز را در چه سطوحی میتوان ارزیابی کرد؟ چه عاملی باعث شد ایشان با وجود فشارهای طاقتفرسا از مسیر خود بازنگردند و این استقامت تا چه اندازه در تداوم هستهٔ اولیهٔ جامعه اسلامی مؤثر بود؟
انتخاب زمانی ارزش تاریخی پیدا میکند که به کنش تبدیل شود؛ ازاینرو، مؤلفه چهارم الگوی شخصیتی حضرت خدیجه(س)، تبدیل ایمان به کنشگری اجتماعی است. او پس از پذیرش رسالت، ایمان را به عرصه خصوصی محدود نکرد؛ بلکه اعتبار، توان اقتصادی و موقعیت اجتماعی خود را در خدمت دعوت قرار داد.
در جامعهای که اسلام هنوز هیچ قدرت سیاسی و ساختار اجتماعی مستقلی نداشت، چنین حمایتی میتوانست در استمرار دعوت و حفظ هسته نخستین مؤمنان نقشی مهم داشته باشد. در این مرحله، سرمایه اقتصادی به سرمایه اجتماعی و دینی تبدیل میشود.
ارزش اقدام او تنها در بخشش مال نیست؛ بلکه در این است که امکاناتی را که پیشتر در اختیار زندگی شخصی و فعالیت اقتصادی خود داشت، آگاهانه در خدمت یک آرمان دینی قرار داد؛ بنابراین، کنش اقتصادی او بخشی از فرایند کنشگری اجتماعی اوست و نشان میدهد که ایمان میتواند ساختار استفاده انسان از منابع و امکانات خود را تغییر دهد.
این کنشگری در شرایط دشوار به ایثار و پایداری میرسد. ایمان اولیه، زمانی به انتخابی تاریخی تبدیل میشود که فرد حاضر باشد هزینه آن را نیز بپردازد.
با افزایش مخالفت قریش و فشارهای اجتماعی و اقتصادی، او از موقعیت و آسایش پیشین فاصله گرفت و در کنار پیامبر و جامعه مؤمنان باقی ماند؛ بنابراین، پایداری او را باید ادامه منطقی حقیقتجویی اولیه دانست: کسی که حقیقت را شناخته و آزادانه آن را انتخاب کرده است، هنگامی که با هزینههای انتخاب خود مواجه میشود، از آن عقبنشینی نمیکند.
در اینجا حلقه دیگری از الگو شکل میگیرد: حقیقتجویی، انتخاب را پدید میآورد؛ انتخاب، تعهد ایجاد میکند و تعهد، انسان را به تحمل هزینههای حقیقت وادار میسازد؛ بههمیندلیل، اهمیت تاریخی او تنها به نخستین ایمانآوردن محدود نیست؛ بلکه در استمرار این انتخاب تا مرحله فداکاری و تحمل دشواریهاست.
این فرایند درنهایت به مشارکت در شکلگیری جامعه اسلامی منتهی میشود. جامعه اسلامی در آغاز، پیش از آنکه دارای ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی گسترده باشد، از انسانهایی شکل گرفت که حقیقت را پذیرفتند و برای آن هزینه کردند.
او یکی از نخستین حلقههای این جامعه بود و خانه پیامبر(ص) نیز اولین فضای امن این جامعه نوپا بهشمار میآمد. از این منظر، نقش او تنها حمایت از یک فرد نیست؛ بلکه پشتیبانی از فرایندی است که از رسالت فردی پیامبر آغاز و به تدریج به یک جامعه دینی تبدیل شد.
اگر از چهارچوب عناوین تاریخی و نسبتهای خانوادگی حضرت خدیجه(س) فراتر رفته و به یک ساحت وجودی از شخصیت ایشان دست یابیم، آن جوهرهٔ ماندگار چیست؟ این جوهره با نگاه قرآن به ارزشگذاری انسانها چه نسبتی دارد؟
شخصیت حضرت خدیجه(س) را نمیتوان تنها در مجموعهای از عناوین افتخارآمیز، امتیازهای نسبی یا نقشهای انتسابی او جستوجو کرد. «نخستین ایمانآورنده»، «همسر پیامبر» و «مادر حضرت فاطمه(س)» بودن، هر یک از جایگاهی ممتاز در تاریخ اسلام برخوردار است؛ اما اگر شخصیت او به همین عناوین محدود شود، بخش مهمتری از عظمت انسانی و شخصیت او نادیده میماند و آن توانایی تشخیص حقیقت، استقلال در تصمیمگیری، انتخاب آگاهانه و مسئولانه و پایبندی به انتخاب خویش در شرایط دشوار و ایستادگی در مسیر حق است.
ارزش این ویژگیها از آن جهت بیشتر است که فضیلتهایی «انتسابی» نیستند؛ بلکه حاصل انتخاب و کنش انسانیاند؛ ازهمینرو، در ارزیابی شخصیت ایشان، شاید مهمتر از اینکه «چه نسبتی با پیامبر داشت»، این باشد که در مواجهه با حق و حقیقت چگونه تصمیم گرفت و پس از تصمیم خود چگونه عمل کرد.
این نکته با منطق قرآن نیز هماهنگ است. قرآن ارزش انسان را در نسبت خانوادگی او خلاصه نمیکند: پسر و همسر نوح و همسر لوط با وجود پیوند نزدیک با پیامبران، به حقیقت ایمان نیاوردند؛ در مقابل، آسیه در خانه فرعون حقیقت را برگزید و مادر موسی(ع) در یکی از بحرانیترین لحظههای زندگی خود با اعتماد به وعده الهی تصمیمی سرنوشتساز گرفت؛ بنابراین، آنچه انسان را در جایگاه الگو قرار میدهد، صرفا موقعیت او نیست؛ نحوه مواجهه او با موقعیت و انتخابی است که در آن شرایط انجام میدهد؛ برایناساس، شخصیت حضرت خدیجه(س) را میتوان نه فقط الگوی یک زن مسلمان، بلکه الگوی یک انسان آزاده دانست.
انسانی که با حقیقت مواجه میشود، باید بتواند مستقل بیندیشد، مصلحت شخصی را معیار نهایی قرار ندهد، حقیقت را حتی در شرایطی که هنوز مورد پذیرش اکثریت نیست، تشخیص دهد؛ پس از شناخت آن تصمیم بگیرد و در مرحله عمل نیز مسئولیت انتخاب خود را بپذیرد. ایمان در این تلقی، صرفا باور ذهنی نیست؛ بلکه نوعی عاملیت اخلاقی و اجتماعی است که انسان را به تصمیم و سپس به عمل فرامیخواند.
از این منظر، برجستگی این شخصیت در آن نیست که صرفا در شمار «نخستینها» قرار دارد؛ بلکه در این است که در یکی از حساسترین بزنگاههای تاریخ، انتخاب درستی انجام داد. او زمانی حقیقت را برگزید که هنوز قدرت و غلبه اجتماعی با آن همراه نبود؛ زمانی از آن حمایت کرد که این پشتیبانی هزینه داشت و زمانی بر انتخاب خود پای فشرد که میتوانست حفظ موقعیت و آسایش شخصی را ترجیح دهد؛ بنابراین، آنچه شخصیت او را ماندگار میکند، پیش از هر چیز، کیفیت انتخابهای او در شرایط حساس است.در این خوانش، «نخستین زن مسلمان بودن»، «همسر پیامبر بودن» یا «مادر حضرت فاطمه(س) بودن» نه نفی میشود و نه از اهمیت تاریخیشان کاسته میشود؛ آنها بخشی از هویت تاریخی او هستند؛ اما تمام حقیقت شخصیت او نیستند. حتی میتوان گفت اگر این عناوین از او گرفته شوند، هنوز هستهای از شخصیت او باقی میماند که ارزش الگوبودن او را توضیح میدهد: انسانی آزاد، حقیقتجو، آگاه، مسئول و کنشگر که در یک موقعیت تاریخی دشوار، حقیقت را تشخیص داد و برای آن ایستاد، او خدیجه (س) بود؛ همسر آخرین فرستاده.