هنرستان را جدی بگیرید!

تابستان که از نیمه می‌گذرد، دغدغه‌ والدین و دانش‌آموزان، ثبت‌نام سال تحصیلی جدید در مدارس می‌شود. در این میان، عده‌ای از دانش‌آموزان، با تعیین رشته تحصیلی، نه‌فقط یک سال آینده خود که مسیر زندگی تحصیلی و حتی کاری‌شان را رقم می‌زنند.

به گزارش اصفهان زیبا؛ تابستان که از نیمه می‌گذرد، دغدغه‌ والدین و دانش‌آموزان، ثبت‌نام سال تحصیلی جدید در مدارس می‌شود. در این میان،عده‌ای از دانش‌آموزان، با تعیین رشته تحصیلی، نه‌فقط یک سال آینده خود که مسیر زندگی تحصیلی و حتی کاری‌شان را رقم می‌زنند.

مشکل اما از آنجایی آغاز می‌شود که دلایل واهی، مانع انتخاب رشته صحیح مبتنی‌بر علاقه و استعداد می‌شوند. هنوز هستند کسانی که می‌اندیشند «هنرستان برای دانش‌آموزان ضعیف است!» یا فکر می‌کنند رشته‌ای بر دیگری برتری دارد؛ غافل از اینکه اگر هر فرد در مسیری قرار گیرد که برای آن ساخته شده است، خواهد درخشید؛ خواه هنرستانی باشد، خواه دبیرستانی.

مصاحبه‌ پیش رو، مهر تأییدی بر این مدعاست. دانش‌آموز موفقی که حالا دانشجوست، رؤیای کودکی‌اش را تحقق بخشیده و درنتیجه در جایگاه خود به شکوفایی دست‌یافته است. حسین لک، دانشجوی دانشگاه ملی مهارت در شاهین‌شهر که برای ارتقای هرچه بیشتر درزمینه برق صنعتی می‌کوشد، دررابطه‌با مسیر تحصیلی و شغلی‌اش با «اصفهان‌زیبا» گفت‌وگو می‌کند.

علاقه‌ کودکی؛ شروع یک مسیر روشن

دانشجوی دانشگاه ملی مهارت دلیل انتخاب خود را این‌گونه بیان می‌کند: «رشته‌ای که برای رفتن به هنرستان انتخاب کردم، به این دلیل بود که از کودکی به کارهای فنی خیلی علاقه‌مند بودم. با قطعه‌هایی مثل آرمیچر و باتری و این‌گونه موارد، وسیله درست می‌کردم و کاردستی می‌ساختم؛ حتی در کودکی، صنف برق را دوست داشتم و در خانه یا مثلا پیش دوستان، ابزاری درست می‌کردم. در زمان انتخاب رشته خواستم بروم هنرستان و در آنجا تحصیل کنم. به خانواده گفتم که برق را دوست دارم. پدر و مادرم تأیید کردند که از بچگی این رشته را دوست داشته‌ام، مهارت‌هایی را هم می‌دانم و استعدادش را دارم. هم خودم این علاقه را در خودم می‌دیدم و هم اطرافیان متوجه آن بودند؛ درنتیجه در هنرستان کاردانش، برق صنعتی (تابلوسازی) را انتخاب کردم و توانستم از پس آن بربیایم.»

آغاز کارآموزی و نخستین تجربه‌ عملی

لک درباره شروع به‌ کار و مهارت خود می‌گوید: «وقتی به هنرستان رفتم، در سال دهم، یکی از دوستان پدرم تابلوسازی داشت و در خیابان جی، کار برق صنعتی می‌کرد؛ هم فروشندگی بود و هم کارگاه. این شد که اولین تجربه‌ ساختن تابلو را پیدا کردم. اولین تابلویی که با آن روبه‌رو شدم و شروع کردم به بستن آن، بعد از توضیح‌هایی که صاحب‌کارم داد، تابلوی کنتوری بود که در ساختمان‌ها، آپارتمان‌ها و ویلاها هست و کنتور داخلش نصب می‌شود.»

او درباره احساس انجام این کار بیان می‌کند: «حس خیلی عجیبی داشتم. می‌ترسیدم مثلا سخت یا پیچیده باشد؛ ولی هرچه جلوتر رفتم، بیشتر یاد گرفتم؛ چون در کنار کار، درس می‌خواندم. در مدرسه ابتدا برق ساختمان را به ما یاد دادند و مبحث آن تمام شد. سال یازدهم که رفتم، برق صنعتی شروع شد. در کنارش سر کار می‌رفتم. صبح تا ساعت دو بعدازظهر در مدرسه بودم؛ سپس به محل کار می‌رفتم و تا شب آنجا بودم. صبح‌ها، به‌اصطلاح نظریه‌اش را می‌خواندم و بعدازظهر که می‌خواستم بروم خانه، می‌رفتم سر کار و عملی‌اش را انجام می‌دادم.»

تلفیق تئوری و عملی؛ از کلاس تا کارگاه

این دانشجوی دانشگاه ملی مهارت می‌گوید: «بعضی روزها ‌مدارهایی را که می‌خواستند در مدرسه آموزش بدهند، من از قبل بلد بودم؛ چون سر کار به‌صورت عملی آن‌ها را بسته بودم. واقعا حس خوبی بود و کم نمی‌آوردم. این موضوع باعث شد در مدرسه خیلی جلو بیفتم.البته اولین‌کار من که از ۱۲سالگی در آن مشغول شدم، مربوط به برق نبود؛ فروشندگی بود؛ ولی شغلی که بخواهم باعلاقه شروع کنم، در سال دهم بود. به‌محض اینکه به مدرسه رفتم، شروع به تابلوسازی کردم؛ الان هم که درسم تمام شده است و دیپلمم را گرفته‌ام، اعتماد کارفرما را جلب کرده‌ام.

علاقه به تابلوسازی برق در کنار یادگیری مداوم که در مدرسه صورت می‌گرفت، باعث شد تلاش کنم و خیلی سریع این فن را تا جایی که آن مغازه و کارگاه از من انتظار داشتند، برآورده کنم. به‌زودی تابلوهایی را که می‌خواستم ببندم، پابه‌پایشان می‌رفتم و می‌بستم. کم‌کم در ذهنم شکل گرفت که تقریبا تمام تابلوهای فشارضعیف را، چه نقل‌خوانی‌اش، چه عملی‌اش، چه نقشه‌کشیدنش و طراحی صفر تا صد تابلوی برق صنعتی فشارضعیف را می‌توانم ببندم.حالا حتی برای خودم کارهای پیمانی می‌گیرم و مشتری‌هایی دارم؛ اما سر کار قبلی‌ام هم می‌روم. در کنار آن، دانشجوی‌ترم دوم دانشگاه ملی مهارت هستم و کلاس‌های فنی‌وحرفه‌ای را هم شرکت می‌کنم تا بتوانم مدرک بین‌المللی برق صنعتی را بگیرم.»

پیشرفت شغلی و دستاوردهای مالی

دانشجوی دانشگاه ملی مهارت درباره اهمیت کار و پویایی در این زمینه می‌گوید: «اینکه بتوانیم در نوجوانی کار کنیم، آن‌هم در این وضعیت جامعه که خیلی سخت می‌شود پول درآورد، واقعامهم است. این درآمدها شاید خیلی نتوانند کاری در زندگی از پیش ببرند، اما اینکه دست‌کم، احساس استقلال می‌کنیم خیلی مؤثر است. حسن مسیر من این بود که در کنار کار، چیزی هم یاد می‌گرفتم و به درآمد نیز می‌رسیدم.از همین راه توانستم برای خودم موتور و وسایلی را که نیاز داشتم، بخرم و پس‌انداز کنم.»

چشم‌اندازی به آینده

لک، دانشجوی موفق در حوزه برق، در ادامه می‌گوید: «پس از سال دوازدهم کنکور دادم و با رتبه‌ هزار کشوری، در دانشگاه دولتی شاهین‌شهر، رشته‌ الکتروتکنیک پذیرفته شدم. هدفم این است که در دانشگاه بحث تابلوهای فشار متوسط و فشارقوی را به‌صورت گسترده یاد بگیرم. در کنارش، کلاس‌های فنی حرفه‌ای را ادامه دهم تا از صنعت برق چیزهای بیشتری دستگیرم شود؛ به‌جز تابلو، خورشیدی، اتوماسیون صنعتی و… را هم بیاموزم تا بتوانم چند مدرک بین‌المللی بگیرم. درنتیجه، هر جای دنیا که رفتم، می‌توانم بگویم که من این مدرک بین‌المللی را دارم و این فن را بلدم و شانس استخدام خود را افزایش دهم.»

اهمیت هنرستان
در موفقیت

این دانشجوی تلاشگر دررابطه‌با برخی نگرش‌های نادرست و کوچک‌شمردن تحصیل در هنرستان اظهار می‌کند: «بعضی والدین، هنرستان را مسیری کم‌ارزش‌تر از دانشگاه می‌دانند؛ اما به‌شدت با این نظر مخالفم؛ چون هنرستان، پایه‌ این کارهای فنی بوده و مثل الفبای فارسی است. به نظر من، باید از ابتدا به هنرستان رفت تا بتوان از پس مطالب سنگین دانشگاه برآمد.

در وهله‌ اول، به نظر من کسانی که می‌خواهند در شغل‌های فنی موفق شوند، باید صدشان را برای هنرستان بگذارند. من خودم در سال دهم، یازدهم و دوازدهم لوح تقدیر برای کسب رتبه‌ برتر در مدرسه دارم و این‌طور نیست که وقتی دانشگاه می‌روم، مطالب جدیدتر یا بیشتری به من بگویند؛ بلکه از قبل برای فراگیری آماده‌ام.»

از دانش‌آموز دیروز، به دانش‌آموز امروز

دانشجوی دانشگاه ملی مهارت به دانش‌آموزان در آستانه‌ انتخاب رشته توصیه می‌کند: «به دانش‌آموزان پایه‌ نهم پیشنهاد می‌کنم که علاقه‌شان را در نظر بگیرند.من اگر صدبار هم به عقب برگردم، باز هم به هنرستان می‌روم. یکی از دلایلی که می‌توانستم تمام این فشارها و خستگی‌های بعد از مدرسه و کار را تحمل کنم، به‌خاطر عشقی بود که به شغلم داشتم و به سبب آن توانستم از پس دشواری‌ها بربیایم. به‌زور هیچ کاری نمی‌شود کرد. ان‌شاءالله همه با پیداکردن مسیر مناسبشان به موفقیت برسند.»

گزارش پیش ‌رو به‌روشنی نشان می‌دهد که هنرستان نه‌تنها مسیری درجه‌دو نیست، بلکه بستری پویا برای شکوفایی استعدادهای فنی و عملی است. حسین لک، دانش‌آموخته هنرستان برق صنعتی، مصداق عینی این حقیقت است.

او باتکیه‌بر علاقه‌ کودکی، تلفیق تئوری و عمل در کارگاه‌های واقعی و پشتکار مداوم، نه‌تنها در تحصیل، رتبه هزار کشوری کنکور و قبولی در دانشگاه دولتی را کسب کرده، بلکه در کسب درآمد مستقل، مهارت‌های بین‌المللی و چشم‌انداز شغلی روشن نیز به موفقیتی چشمگیر دست‌یافته است.

تجربه او ثابت می‌کند که انتخاب رشته بر اساس علاقه و استعداد، همراه با آموزش مهارت‌محور در هنرستان، می‌تواند آینده‌ای درخشان‌تر از بسیاری از مسیرهای صرفا نظری بسازد و این، پاسخی قاطع به نگرش‌های غلطی است که هنرستان را تحقیر می‌کنند. به قول خودش: «اگر صدبار هم به عقب برگردم، باز هم به هنرستان می‌روم.»