به گزارش اصفهان زیبا؛ آیتالله سید محمود علایی طالقانی (۱۲۸۹ تا ۱۳۵۸) از مبارزان و شخصیتهای انقلاب اسلامی ایران، مفسر قرآن و نهج البلاغه و از علمای تهران بود. او پیش از انقلاب با جبهه ملی و نهضت آزادی همکاری داشت و پس از کودتای ۲۸ مرداد، از مدافعان فدائیان اسلام بود.
پس از انقلاب اسلامی ایران نیز اولین امامجمعه شهر تهران و نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان قانون اساسی شد. ایشان در ۱۹ شهریور ۱۳۵۸ بر اثر سکته قلبی درگذشت. پرتوی از قرآن، تفسیری شش جلدی و ناتمام از ایشان است که طی سالهای ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۷ش نوشت و بهتدریج منتشر شد.
سید محمدمهدی جعفری، پژوهشگر برجسته نهجالبلاغه و قرآن، مترجم و از فعالان سیاسی دوره پهلوی بوده که افتخار همکاری در فرایند نشر این تفسیر را داشته است. جعفری در زندانهای شاهنشاهی و در آن شرایط امنیتی شدید، با آیتالله طالقانی در تدوین تقریرات تفسیر «پرتوی از قرآن» همکاری کرده است.
هرچند مهمترین اثر استاد جعفری، ترجمه دقیق و تحقیقی «نهجالبلاغه» است که برنده جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شد، اما اکنون «اصفهانزیبا» به بهانه سالگرد درگذشت آیتالله طالقانی، مصاحبهای را با او ترتیب داده تا خوانندگان با اندیشههای آیتالله طالقانی و روند تدوین و تألیف تفسیر ایشان بیشتر آشنا شوند. نخستین پرسش من به نقش شما در تدوین تفسیر پرتوی از قرآن بازمیگردد. ماجرای همکاری شما با این مجموعه از چه نقطهای آغاز شد؟
نقشآفرینی من در تنظیم تفسیر «پرتوی از قرآن» به خرداد ۱۳۴۲ و دستگیریام توسط مأموران شاه بهدلیل فعالیتهای انقلابی برمیگردد. دستگیری آیتالله طالقانی توسط مأموران شاهنشاهی و روانهشدن ایشان به زندان نیز در ۱۳۴۱ رقم خورد.
باید توضیح داد که شاه در بهمن همان سال، تصمیم به برگزاری رفراندومی برای اجرای انقلاب سفید گرفت و بههمیندلیل، مخالفان حکومت و معترضان به این رفراندوم را دستگیر و روانه زندان کرد. در آن ایام، آیتالله طالقانی همراه با مهندس بازرگان و دکتر سحابی، به زندان شماره چهار قصر منتقل شد.
از ایشان خواستیم که تفسیر قرآن را از سر بگیرد و ایشان هم پذیرفت. قرار شد جلسههای تفسیر را از سوره نبأ شروع کنیم؛ چون این سورهها در مکه و فضای اوایل بعثت نازل شدهاند و به شرایط جامعه آن روز نزدیکتر بودند. هفتهای دو یا سه روز، ایشان تفسیر میگفت و من مطالب را یادداشت میکردم و پس از پاکنویسی، آنها را برای تصحیح و تکمیل در اختیار ایشان میگذاشتم؛ سپس این اوراق به خارج از زندان فرستاده میشد تا منتشر شود. بهاینترتیب، جزء 30 قرآن در دو جلد منتشر شد.
آیا این همکاری در زندان، به همان فضا محدود شد یا پس از آزادی نیز تداوم یافت؟
همکاری ما خوشبختانه ادامه یافت. سال ۱۳۴۴، همگی به برازجان تبعید شدیم؛ بااینحال تدریس تفسیر جزء دوم در آنجا هم ادامه یافت و طی سالهای ۱۳۴۶ و ۱۳۴۷ به چاپ رسید. پس از آزادی و بازگشت آیتالله طالقانی به تهران در ۱۳۵۲، مشغلههای سیاسی و اجتماعی بسیار ایشان، مانع ادامه تفسیر نشد و توانست سوره آلعمران و ۲۲ آیه ابتدایی سوره نساء را تفسیر کند؛ اما در آذر ۱۳۵۴ دوباره برای آیتالله طالقانی حبس دیگری رقم خورد و ایشان همراه با آیتالله منتظری، آقای هاشمیرفسنجانی و آقای لاهوتی راهی زندان شد.
پس از شش ماه جستوجو، برای ما مشخص شد که ایشان در زندان اوین بهسر میبرد؛ اما قبل از دستگیری به خانوادهاش سپرده بود که یادداشتهای تفسیریاش را به من برسانند تا برای چاپ اقدام کنم. نهایتا پس از حدود دو سال، تقریباچهار جزء قرآن تفسیر و منتشر شده بود. در آن فضای اختناق، انتشار چنین آثاری با دشواریهایی همراه بود. کمکی که برای انتشار این تفاسیر میگرفتیم، از مؤسسه شرکت انتشار بود که خود این مؤسسه توسط ساواک تعطیل شده بود. مرحوم محجوب، مدیر آن مؤسسه، تسهیلاتی فراهم کرده بود تا چاپ آثار آیتالله طالقانی بهخوبی انجام شود.
پس از انقلاب اسلامی انتشار آثار ایشان چه سرنوشتی یافت و چگونه به شکل کنونی خود رسید؟
سال ۱۳۵۷ و پس از آزادی زندانیان، آیتالله طالقانی از زندان آزاد شد و به من پیشنهاد داد که با توجه به تلفیق بخشهایی از تفاسیر، آنها را با عنوان «درسهایی از پرتو قرآن» به کوشش خودم منتشر کنم. چاپ ۳۲۰ صفحه از این تفسیر انجام شده بود که ایشان وفات یافت.
ما انتشار تفاسیر را ادامه دادیم تا سال ۱۳۸۳ که زندهیاد اعظم طالقانی، دختر بزرگوار ایشان، مجتمع فرهنگی آیتالله طالقانی را به ثبت رساند و تصمیم به انتشار مجموعه آثار با عنوان «مجموعه آثار» گرفته شد. این مجموعه در سه بخش «با قرآن در زندان»، «با قرآن در خانواده» و «با قرآن در صحنه» منتشر شد. هماکنون جلد اول تا هفتم، شامل تفسیر «پرتوی از قرآن» و جلد هشتم به مباحث اقتصادی اختصاص دارد.
از منظر روششناختی آیتالله طالقانی در این تفسیر بر چه مبانی و رویکردی تأکید داشت؟
مبانی تفسیری ایشان عبارت بود از: قرآن، احادیث نبوی و نهجالبلاغه؛ البته احادیثی که از نظر ایشان صحیح تلقی میشد. رویکردهای تفسیری ایشان، نواندیشی دینی، بهصحنهآوردن قرآن و راهنمای عمل قراردادن آن بود.
روش ایشان، تفسیر به مأثور بود؛ یعنی تفسیر آیات از طریق روایتهای پیامبر(ص) و ائمه(ع). مفسران دیگر نیز از روشهای کلامی، فلسفی، عرفانی، سیاسی، اجتماعی، ادبی، بلاغی، فقهی و… استفاده میکنند که هرکدام بُعدی از آیات را نشان میدهند. اگر مفسری تنها به یک روش اصرار ورزد، خود و خواننده را از دیگر ابعاد و حقایق آیات محروم کرده است.
روش آیتالله طالقانی در تفسیر، قرآن را با قرآن تفسیرکردن بود؛ به این معنا که ایشان درعین بهرهگیری از انواع روشهای یادشده به اقتضای حال در تفسیر هر آیهای، معتقد بود که الفاظ، ترکیب، کلمات، آهنگ و موسیقی آیات و نیز ساختار الفاظ و کلمات، خود گویای معنا و مفهوم آیه هستند و میتوانند پرده از اسرار و مقاصد قرآن بردارند.
هر مفسری در هر عصری، با توجه به آثار گذشتگان، تجارب تفسیری، گرایش، تخصص و روش تفسیری خود، وجهی از آیه و سطحی از لایههای متعدد آن را درمییابد و به دیگران عرضه میکند. این بدان دلیل است که آیات قرآن، پیامهایی فرازمانی و فرامکانی دارند و برای همه بشریت تا پایان جهان ذینفع هستند؛ نسلهای بعدی نیز به تناسب اوضاع و شرایط خود، برداشتهای بهتر و تازهتری از قرآن خواهند داشت؛ بنابراین تفاسیری را که از قرون اولیه اسلام تا کنون منتشرشده، نمیتوان آخرین تفسیر دانست و هیچگاه کسی نمیتواند ادعا کند که بعد از یک تفسیر، نیاز بشر به تفسیری جدید رفع شده است.
ذکر این نکته نیز ضروری است که آنچه آیتالله طالقانی از علم روز بهره میبرد، بهعنوان پرتویی برای درک بهتر آیات بود؛ اما تفسیرش، تفسیر علمی، بهمعنای توجیه همه آیات با علوم روز، نبود؛ چراکه این نوع تفسیر «علمزده» بوده و مقبول مفسران نیست. «پرتوی از قرآن» را نمیتوان علمی بهمعنای مصطلح دانست؛ اما از دانشهای نوین بشری بهره گرفته تا حقیقت ثابت قرآن بهتر درک شود؛ همچنین روش ایشان در طرح مسائل اجتماعی نیز چنین بود.
این تفسیر، علمی، اجتماعی یا سیاسی بهمعنای رایج نیست؛ بلکه تفسیری نواندیشانه است که مسائل اجتماعی، سیاسی و علمی را در خود دارد؛بهعنوانمثال، رویکرد عدالتخواهانه در اندیشههای طالقانی در درجه نخست ریشه در قرآن داشت. تأکید بر عدالت اجتماعی، در آیات متعددی بهویژه در آیات مدنی که جامعه مدنی را تعریف میکند، بهروشنی دیده میشود.
عملکرد پیامبر خدا(ص) که نظریههای عدالت اجتماعی قرآن را در جامعه مدینه بهعمل درآورد و اجرا کرد، دومین منشأ این تفکر در اندیشه آیتالله طالقانی بهشمار میرود. نهجالبلاغه و دیگر سخنان و رفتار امیرالمؤمنین(ع) که بیش از همه بر عدالت اجتماعی تأکید داشت و آن را بهمعنای واقعی به اجرا درآورد، الگویی دیگر در تفکرات ایشان بود؛ همچنین تجربههای خود آیتالله طالقانی از اوضاع اجتماعی و اقتصادی ایران و جهان اسلام نیز در این زمینه قابل اشاره است.
نسبت فکری آیتالله طالقانی با جریان روشنفکری دینی چگونه بود؟
آیتالله طالقانی از جوانی و دوران تحصیل در قم و نجف، به بیتوجهی به قرآن پیبرده بود و تصمیم داشت قرآن را بهصحنه اجتماع بیاورد؛ پس حوزه را ترک کرد؛ به تهران آمد و برای دانشگاهیان و روشنفکران تفسیر گفت.
بعد از شهریور ۱۳۲۰ با همکاری بازرگان و سحابی به کارهای اجتماعی روی آورد و تعامل دوسویهای با دانشگاهیان داشت؛ هم از آنها تأثیر میپذیرفت و هم بر آنها تأثیر میگذاشت؛ البته واضح است که افراد جوانی مثل دکتر شریعتی که در آن روزگار نوجوان بوده و در ابتدای مسیر، با معارف اسلامی آشنا بود، نمیتوانست بر ایشان تأثیر بگذارد؛ بلکه خود از اندیشههای ایشان بسیار تأثیر پذیرفت و همیشه میگفت که در خفقان دهه ۳۰، مسجد هدایت پناهگاه امثال او بوده است.
او صدای برخاسته از این مسجد را «منارهای در کویر» میخواند. در پایان ذکر این نکته مغتنم است که از این تفسیر و افاضات دیگر بزرگان باید بهره گرفت. اصولی که مفسران بیان کردهاند، همیشه زنده است؛ اما مصادیق و مسائل خاص هر زمان، مخصوص همان دوران است و نباید در آنها ماند. باید راه خود را به اقتضای زمان و مکان، در پرتو آن آثار یافت و بهسوی تعالی انسان و جامعه انسانی حرکت کرد.