به گزارش اصفهان زیبا؛ تربیت قاری نوجوان، مسیری است که در کنار آموزش صوت و لحن، به استمرار، امکانات و ایجاد بستر برای دیدهشدن نیاز دارد. این گزاره برگرفته از تجربه مؤسسه قرآنی بینه است؛ مؤسسهای که از سال ۱۳۸۲ بهطور تخصصی وارد مسیر شناسایی و تربیت قاریان نوجوان شده است و تا الان هم نزدیک به هفت هزار نوجوان خوشصوت را برای آموزش تخصصی برگزیده است. حاصل این مسیر، برگزاری ۱۷ دوره تخصصی قرآن، تربیت بیش از ۵۰۰ مربی و شکلگیری گروههای قرآنی برای حضور در محافل و برنامههای مختلف بوده است.
بااینحال، روایت مدیرعامل مؤسسه از این مسیر تنها روایت موفقیت نیست. کمبود امکانات، ضعف حمایتهای نهادی، محدود بودن بسترهای اجرا و دیدهشدن و دشواری تأمین هزینههای فعالیت، بخشی از چالشهایی است که یک مجموعه مردمی در مسیر تربیت نوجوانان قاری با آن مواجه است.
«مرتضی بشیری»، مدیرعامل مؤسسه قرآنی بینه، در این گفتوگو از تجربه ۱۵ ساله مؤسسه در شناسایی و تربیت قاریان نوجوان، تغییر الگوی آموزش قرآن از شکل سنتی به کلاسیک، شیوه جذب مخاطب و همچنین مشکلات و محدودیتهای پیش روی مؤسسات مردمی قرآنی میگوید.
در ابتدا معرفی داشته باشیم از موسسه؛ اینکه چه زمانی تأسیس شده و در این سالها چه فعالیتهایی داشته است.
«مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت بینه» در سال ۱۳۸۲ تأسیس شد؛ یک مؤسسه کاملا مردمی که برنامه اصلی آن، آموزش قرائت قرآن ویژه نوجوانان پسر است. در ابتدا آموزشهای اصلی ما با طرحی به نام «ترنم باران» آغاز شد.
در این طرح، جشنوارهای با هدف شناسایی صداهای خوب برگزار کردیم که در آن بچهها آیات قرآن کریم را میخواندند، در جشنها شرکت میکردند و جوایزی میگرفتند. در نهایت، از میان حدود چهار هزار نفری که در این طرح شرکت کردند، صداهای خوب را شناسایی کردیم و نخستین دوره تخصصیمان را در سال ۱۳۸۹ کلید زدیم.
از آن زمان تا امروز که با شما صحبت میکنم و نزدیک به ۱۵ سال از اجرای این طرح میگذرد، ۱۷ دوره تخصصی قرآن برگزار شده است؛
۱۳ دوره فارغالتحصیل شدهاند و چهار دوره نیز در حال برگزاری هستند. به این شکل که در بعضی سالها یک دوره و در بعضی سالها دو دوره راهاندازی کردهایم .
تعداد افراد شرکت کننده هم در این ۱۵ سال، مجموعا بیش از ۶۵ هزار نوجوان از سراسر استان و بعضا استانهای همجوار بوده است. حتی قرآنآموزانی داریم که از شهرهای دور استان، مثل چادگان، نائین و شهرضا، به صورت حضوری میآیند و از این کلاسها استفاده میکنند.
از استانهای همجوار، مانند چهارمحال و بختیاری و فارس نیز قرآنآموزانی داریم که به صورت حضوری در کلاسها شرکت میکنند.
روش برگزاری کلاسها به این صورت است که ابتدا یک دوره استعدادیابی راهاندازی میکنیم و در طول سال، بچههای هفت تا ۱۵ سال در آن شرکت میکنند.
اگر توانایی صوتی آنها مناسب تشخیص داده شود، به دوره تخصصی منتقل میشوند؛ دورهای که حدود چهار سال به طول میانجامد.
مطابق با آمار ۶۵ هزار نوجوان شرکت کنندهای که بیان کردم و روش برگزاری کلاسها، مجموعا نزدیک به هفت هزار نوجوان خوشصوت انتخاب شدند و در ۱۷ دورهای که عرض کردم، آموزش تخصصی دیدند.
بچههایی که در این دورهها تربیت شدند، در جلسات و محافل مختلف سطح شهر، استان و کشور حضور پیدا کرده و در برنامهها و مسابقات مختلف نیز اجرا داشتهاند.
در ادامه همین مسیر، پنج یا شش نفر از بچههای مؤسسه، به صورت گروهی یا فردی، موفق شدند در برنامههایی در محضر رهبر شهیدمان حضور داشته باشند.
این برنامهها در سالهای۱۳۹۱ ،۱۳۹۴، ۱۳۹۵ و ۱۴۰۳ برگزار شد.همچنین با توجه به صداهای خوبی که بین بچهها وجود داشت، از سال ۱۳۹۱ یک گروه اجرا تشکیل دادیم. این گروه در سطح شهر، استان و کشور اجراهای مختلفی داشته و حتی به کشورهای مختلف اعزام شده است. چهار سال پیدرپی نیز در برنامه «محفل» که یکی از پربینندهترین برنامههای قرآنی کشورمان است، اجرا داشته و در «محفل ستارهها» نیز طی این چهار سال به صورت پشت سر هم برنامه اجرا کرده است.
با توجه به پتانسیل موجود در مؤسسه و صداهای خوبی که در میان بچهها داشتیم، یک استودیوی تخصصی نیز طراحی شد.
تا امروز تولیداتی هم به صورت تکخوانی و هم گروهی، داشتهایم و اخیرا نیز سایت استودیو راهاندازی شده است.
از سوی دیگر، با توجه به نیازی که داشتیم، حدود هفت، هشت سال است که آموزش و تربیت مربی را نیز از میان همین قرآنآموزان آغاز کردهایم. بر این اساس تاکنون بیش از ۵۰۰ مربی تربیت کردهایم که از میان همان بچههای سابق مؤسسه بودهاند و اکنون نیز بیش از ۹۰ درصد کلاسهای ما توسط همین مربیانی اداره میشود که خودشان زمانی قرآنآموز بودهاند.
ما الان در استان موسسات دیگری هم برای تربیت قاریان داریم؟
مکانهایی هستند که به صورت موردی یا سنتی، یکسری برنامههای آموزشی دارند؛ ولی به صورت یک کار ترمیک و کلاسیک موسسه رسمی نداریم. به خاطر همین است که الان ما از اقصا نقاط استان و حتی از استانهای دیگر قرآنآموز داریم.
در سطح کشور چطور؟ درمجموع برای تربیت قاری، سازوکاری وجود دارد یا هر کسی که در این مسیر رشد کرده، از طریق همین مؤسسات مردمی بوده است؟
بحث تلاوت قرآن در کشور ما به طور کلی از حدود 60، 70 سال قبل آغاز شده است. در ابتدا و تا حدود ۲۰ سال قبل نیز آموزشها عمدتا به صورت سنتی در جلسات خانگی و مساجد انجام میشد. اما از حدود ۲۰، ۳۰ سال قبل، با تغییر ذائقه و میل مردم و مسائلی مانند کاهش جمعیت خانوادهها و فرزندسالاری، تمایل مردم بیشتر به سمت کارهای کلاسیک، ترمی و این نوع برنامهها رفت؛ چه در حوزه آموزش هنری و ورزشی و چه در موضوعات دیگر.
به همین دلیل، مؤسسات و برنامههای قرآنی نیز کمکم به این سمت حرکت کردند و امروز بخش عمده آموزش قرآن، بیشتر به شکل کلاسیک انجام میشود و آموزشهای سنتی تا حدودی کمرنگتر شده است.
با این حساب در سطح کشور طرحهایی داریم که بعضی از آنها شبیه به کار ما هستند یا تقریبا در همین راستا فعالیت میکنند ولی در مجموع مرجع مشخصی نیست.
با توجه به اینکه گفته میشود تمایلات و علایق قشر جوان و نوجوان تغییر کرده، از سال ۸۹ تا امروز که فعالیتتان را آغاز کردهاید، در تعداد مخاطبان و متقاضیان موسسه فراز و نشیبی داشتهاید؟ البته باید رشد جمعیت را هم در نظر گرفت، ولی درمجموع برداشتتان از آمار متقاضیان چطور است؟
ما در موسسهمان با توجه به برنامه و مسیری که طراحی کردهایم، با کاهش متقاضی مواجه نبوده است. همین امسال که هنوز در شرایط جنگی هستیم، حدود ۱۵۰۰ قرآنآموز داریم. هرچند نسبت به چندسال گذشته، این رقم روندی کاهشی داشته، اما در مقایسه با یک دهه قبل، مخاطبان مؤسسه روندی رو به رشد داشتهاند.
از آنجا که فعالیت حرفهای همچون موسسه شما معمولا زمان فرد را تا حد زیادی درگیر میکند و طبیعتا تربیت فرهنگی نوجوان نیز در همین محیط شکل میگیرد، شما صرفا آموزشهای مربوط به تقویت صوت و قرائت را دنبال میکنید یا برنامههای جانبی و تربیتی هم دارید؟ نگاه فرهنگی و تربیتی شما در این روند چگونه متجلی میشود؟
ببینید، یکی از علتهای موفقیت مؤسسه ما همین بوده که هدفگذاری و رسالت اصلی و اولیهمان، پرورش قاری است؛ یعنی فردی که بتواند قرآن را با صوت خوب تلاوت کند. ما یک کانون یا مرکز فرهنگی نیستیم که بخواهیم از هر جهت روی فرد کار کنیم و خروجیهای مختلف اعتقادی و فرهنگی داشته باشیم. هدف اصلی ما این است که بچهای تربیت شود که بعد از خروج از اینجا بتواند قرآن را با صوت خوب بخواند. با این حال، چون موضوع کار ما قرآن و تلاوت قرآن است و این فرد در جایگاه یک مبلغ قرآنی قرار میگیرد، یکسری پیوستها نیز لازم است. یک شخص قرآنی نباید بداخلاق باشد یا نسبت به مسائل دینی، نماز و احترام به دیگران بیتفاوت باشد. بنابراین آموزشهایی در این زمینه داریم، اما محور اصلی همچنان تلاوت است.
من همیشه یک مثال زدهام. فرض کنید یک گوشی موبایل دارید که دوربین هم دارد و میتوانید با آن عکس بگیرید؛ اما آیا این گوشی، دوربین عکاسی است؟ نه. دوربین یکی از امکانات آن است، اما کار اصلیاش چیز دیگری است. آموزشهای اخلاقی، اعتقادی، احکام و مسائل روز نیز برای ما همین جایگاه را دارند؛ در کنار اصل کار قرار میگیرند، اما محور اصلی آموزش، تلاوت قرآن است.
شما حدود ۱۵ سال است که در این حوزه فعالیت میکنید و مخاطب اصلیتان هم نوجوانان هستند. بر این اساس اگر چه شرایطی فراهم باشد، نوجوانان رغبت بیشتری برای ورود و ماندن در این حوزه پیدا میکنند؟ چه عواملی ممکن است این رغبت را کاهش دهد؟
خصوصا که مخاطب ما نوجوان است، قطعا اگر بسترهای لازم فراهم شود، رغبت افراد هم بیشتر میشود. مثلا اگر در بحث امکانات، توان بیشتری داشتیم، قطعا هم تعداد مخاطبان بیشتر میشد، هم ماندگاری و اثرگذاری بیشتری ایجاد میکردیم.
امکانات نرمافزاری و سختافزاری، برنامههای تفریحی و اردویی، جوایز و مسائل مختلف در این زمینه مؤثر هستند. ما الان یک فضای ورزشی کوچک، حدود ۵۰ تا ۶۰ متر، داریم و چند میز پینگپنگ، ایرهاکی، فوتبالدستی و امکاناتی از این دست در آن قرار دادهایم. بچهها میتوانند قبل یا بعد از کلاس از این فضا استفاده کنند. طبیعتا اگر فضای بزرگتر و امکانات بیشتری داشتیم، تأثیر بیشتری میگذاشت.
با این حال یکی از مسائل بسیار مهم در حوزه خوانش، چه قاری، چه مداح و چه کسی که در زمینه آواز فعالیت میکند، بستر دیدهشدن است. کسی که هنر اصلیاش خواندن است، باید بتواند در جاهای مختلف اجرا داشته باشد. اگر بتوانیم بستر بیشتری برای اجرا و دیدهشدن بچهها فراهم کنیم، رشد و انگیزه آنها هم بیشتر میشود.
نمونهاش برنامه «محفل» است. از زمانی که این برنامه پخش میشود، اقبال بچهها و خانوادهها به مباحث قرآنی بیشتر شده؛ چون افراد دیده میشوند. هم کسانی که اجرا میکنند، تشویق میشوند و هم کسانی که میبینند، انگیزه پیدا میکنند.
ما در این بخشها ضعف زیادی داریم. دستگاههای مختلف همکاری کافی ندارند و برنامههای مشخصی وجود ندارد. بچههای زیادی رشد کردهاند، اما چون دیده نشدهاند، در نهایت کنار گذاشتهاند.
بستر دیدهشدن ابعاد مختلفی دارد؛ بخشی از آن صداوسیماست، بخشی مسابقات قرآن و بخشی هم ارزشگذاری در سیستمهای مختلف است. فردی که به سطحی از توانایی میرسد، باید بتواند مدرک یا امتیازی دریافت کند. چنین سازوکارهایی در بعضی جاها وجود دارد، اما ضعیف است.
مثلا نوجوانی که به سطح خوبی از قرائت رسیده، برای یک نامه یا تأییدیه اولیه در مدرسهاش هم مشکل دارد؛ در حالی که این توانایی میتواند برای مدرسه و مجموعه آموزشی او یک امتیاز باشد و حتی زمینهای برای جذب و تربیت دهها نوجوان دیگر فراهم کند. اگر این مسائل اصلاح شود، قطعا اقبال مردم و بچهها به چنین حرکتهایی بیشتر خواهد شد.
با توجه به نیازی که در تجمعات خیابانی به برنامههای قرآنی و امثال قرآنآموزهای موسسه شما هست، آیا تعاملی با آنها برای اجرا داشتهاید؟
بله، چنین اتفاقی بوده است؛ منتها به صورت سازماندهیشده نیست. خیلی از بچهها در همان مناطق و محلههای خودشان حضور پیدا میکنند و اجرای برنامه دارند و تأثیر میگذارند.اما این حضور شرایط خاص خودش را دارد و تحت یک برنامهریزی مشخص نیست که بتوان از آن بهره بیشتری برد؛ مثلا تلاوتها کنترل یا ضبط شوند، اشکالات برطرف شود و بچهها مورد تشویق قرار بگیرند. فضای تجمعات، مردمی و هیجانی است و شرایط مشخصی بر آن حاکم نیست؛ بنابراین نمیتوان برای آن برنامهریزی بلندمدت کرد.
با این حال، بسیاری از بچهها در همان مناطق و محلههای خودشان حضور دارند و اجرا میکنند.
تبلیغات شما برای جذب مخاطب به چه صورت است؟ با مدارس و آموزشوپرورش، کانونهای فرهنگی یا شهرداری تعاملی داشتهاید؟ در مجموع، افراد چگونه با مؤسسه و فعالیتهای شما آشنا میشوند؟
این هم یکی از معضلات ما و البته مشکلات جامعه است. در حوزه تبلیغات، همکاریها تا حدی کم و ضعیف است؛ بهخصوص صداوسیما در پخش تیزر و برنامههای تبلیغاتی همکاری چندانی ندارد. از طرفی، جنس کار ما با تبلیغات معمولی متفاوت است.
نمیتوانیم صرفا با پوستر و بنر مخاطب جذب کنیم. البته برای فضاسازی شهری و تبلیغات میدانی این کارها را انجام میدهیم تا مؤسسه معرفی شود، اما اصل تبلیغات ما از طریق خود بچهها و فعالیتهایی است که انجام میدهند.وقتی بچهها یا گروه مؤسسه در نقاط مختلف اجرا دارند، مردم نمونه کار و محصول این فعالیت را میبینند و با مؤسسه آشنا میشوند.
خانوادهای که این اجراها را میبیند، با خودش میگوید وقتی بچهای توانسته به چنین سطحی برسد، پس فرزند من هم میتواند در این مسیر قرار بگیرد. از طرف دیگر، چون مخاطب ما مشخص است و عمدتا پسران هفت تا ۱۵ سال هستند، شناسایی مخاطب و ارتباط با خانوادهها را هم دنبال میکنیم. خانوادهها را دعوت میکنیم تا فرزندانشان را وارد این بستر کنند. تبلیغات عمومی و اصطلاحاً کور، برای کار ما چندان جواب نمیدهد. دلیلش هم این است که فعالیت ما تخصصی، فرسایشی و بلندمدت است.
یک نوجوان باید چهار سال در دوره تخصصی حضور داشته باشد و با در نظر گرفتن دوره استعدادیابی، ممکن است این مسیر پنج یا حتی شش سال طول بکشد. بنابراین کسی که صرفا با یک تبلیغ لحظهای جذب شود، لزوما نمیتواند چنین مسیر طولانیای را ادامه دهد.
ما در مدارس ممکن است دوره تخصصی را معرفی کنیم یا یک قاری اجرا داشته باشد و از این طریق فعالیت را نشان دهیم، اما اینکه فهرستی از اسامی تهیه کنیم و بگوییم چه کسانی میخواهند ثبتنام کنند، جواب نمیدهد. فرد باید خودش انتخاب کند و با پای خودش وارد این محیط شود.برای همین، هنگام ثبتنام، فضای دوره و مسیری را که نوجوان طی چهار سال طی خواهد کرد، به خانواده نشان میدهیم؛ از عکس و فیلم گرفته تا توضیح درباره برنامهها. خانواده باید با چشم باز بداند که فرزندش از کجا شروع میکند، به کجا میرسد و در طول این مسیر چه اتفاقاتی برای او خواهد افتاد.
با توجه به تجربهای که در این سالها به دست آوردهاید، مهمترین مسائل مالی که در مسیر تربیت قاریان نوجوان با آن مواجه هستید، چیست؟
ببینید، ما یک مؤسسه مردمی هستیم و طبیعتا بخش اصلی تأمین مالیمان از خود مردم است. حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد هزینههای ما از شهریهای تأمین میشود که قرآنآموزان برای دورههایشان پرداخت میکنند و حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد باقیمانده نیز تاکنون از طریق خیرین تأمین شده است. البته نهادهای حاکمیتی مانند ارشاد، سازمان تبلیغات و شهرداری تا یکی دو سال قبل کمکهایی داشتند، اما از پارسال و امسال به این طرف، دیگر کمکی دریافت نکردهایم. این مسئله مشکلات زیادی ایجاد کرده است. بسیاری از مؤسسات و مراکز فرهنگی و قرآنی یا تعطیل شدهاند، یا در آستانه تعطیلی قرار دارند و با مشکلات جدی دستوپنجه نرم میکنند. ما هم از این شرایط مستثنا نیستیم و با مشکلات زیادی روبهرو هستیم.