«آینده»شهر، قطعیت ندارد

وقتی پژوهش‌های مرتبط با آینده‌نگاری شهر اصفهان را موردبررسی قرارمی‌دهیم یک نقیصه آشکار در تمام آن‌ها به چشم می‌خورد: اینکه آینده محتمل و ممکنی که در این پژوهش‌ها به آن اشاره شده، درواقع آینده نیست؛بلکه چشم‌اندازی است از زمان حال به زمان پس از حال.

به گزارش اصفهان زیبا؛ وقتی پژوهش‌های مرتبط با آینده‌نگاری شهر اصفهان را موردبررسی قرارمی‌دهیم یک نقیصه آشکار در تمام آن‌ها به چشم می‌خورد: اینکه آینده محتمل و ممکنی که در این پژوهش‌ها به آن اشاره شده، درواقع آینده نیست؛بلکه چشم‌اندازی است از زمان حال به زمان پس از حال. به عبارت دیگر، در این پژوهش‌ها آینده روایت یا پرداخته نشده، بلکه «اکنون» به «آینده» منتقل شده است.
روایت یا پرداختن آینده نیاز به تصویرسازی خلاقانه و افق‌گشایی دارد؛ اما در بسیاری از پژوهش‌های آینده‌نگارانه آنچه درباره آینده بیان شده، طرح‌هایی بوده که ریشه در زمان حال داشته و به آینده متصل شده است.

این نوع مواجهه با آینده که چیزی جز بسط‌دادن زمان حال به آینده نیست، مشکلاتی را درزمینه برنامه‌ریزی برای شهرها و توسعه شهری به‌وجود آورده است؛ ازجمله این مشکلات سناریونویسی‌های یکسانی است که تفاوت‌های شهر به شهر را در نظر نگرفته و برنامه‌ریزان و آینده‌پژوهان، آن‌ها را به‌راحتی برای نقاط مختلف دنیا تدوین می‌کنند.
مشکل دیگر درنظرنگرفتن عدم قطعیت‌هاست، عدم قطعیتی که شهرهای مختلف، به‌خصوص در ایران به‌دلیل شرایط طبیعی و انسانی و ساختاری با آن روبه‌رو هستند و گریزی از آن
نیست. عدم‌قطعیت‌، متغیری است خارج از روند خطی رویداد که پیش‌بینی‌پذیری آینده رخداد را به چالش می‌کشد و در صورت وقوع حرکت روندها را به طور کلی دچار انحراف و تغییر می‌کنند. به عبارت دیگر عدم‌قطعیت‌ها بر مبنای روندها شکل نمی‌گیرند؛ بلکه ضدروند هستند و آینده‌ای غیر از آینده قابل‌پیشبینی را رقم می‌زنند.

آینده‌پژوهی استراتژیک

در راستای مواجهه با این معضل، پژوهشی انجام شده است با عنوان «مسائل کلان توسعه شهری و روستایی و آمایش سرزمین در افق ایران 1420 با رویکرد آینده‌پژوهی استراتژیک» که مدعی است می‌خواهد به این معضل، یعنی مسئله عدم‌قطعیت در آمایش سرزمینی و توسعه شهری و روستایی بپردازد و آن را به روشی علمی حل‌وفصل کند.

در این پژوهش، نویسنده از روش آینده‌پژوهی استراتژیک استفاده کرده و معتقد است که این روش برای آگاهی از نحوه آمایش سرزمین و رفع چالش‌های مسائل کلان‌شهری و روستایی و آمایش برای برآوردن آینده غیرقابل‌پیش‌بینی استفاده می‌شود و مسائل کلان آینده کشور را موردبررسی قرارداده تا نشان دهد طرح نیازهای آمایش سرزمین و توسعه شهری و روستایی بدون رفع مسائل کلان و طراحی برنامه‌های آینده‌نگر محقق نخواهد شد. به نظر نویسنده، آینده‌پژوهی استراتژیک یک رویکرد ساختارمند برای بررسی تغییرات احتمالی آینده و پیامدهای آن در تصمیمم‌گیری امروز است؛این شامل توجه به افق بلندمدت کشورها برای تحولات جدید و روندهای نوظهور، طراحی سناریوهای جایگزین درباره تغییرات احتمالی آینده و طراحی استراتژی‌های آینده‌نگر برای پیشبرد ارزش‌ها و اهداف در طیف گسترده‌ای از شرایط احتمالی است. نویسنده معتقد است که تمرین آینده‌نگری فرد را قادر می‌سازد چالش‌های جدید را زودتر بشناسد تا غافل‌گیر نشود و آینده وسیع‌تری از فرصت‌های مثبت را درک و ارائه کند.

مسائل کلان توسعه شهری و روستایی در افق 1420

طبق پژوهشی که نویسنده انجام داده است 17 مسئله و معضل شناسایی شده که می‌تواند تأثیرات چشمگیری بر آینده توسعه شهری و روستایی کشور داشته باشد. این مسائل عبارت‌ است از: کووید19، تغییرات آب‌وهوایی، فضای مجازی، فرار مغزها، آلودگی هوا_انرژی، بحران اقتصادی، بحران سیاسی، مهاجرت، بیکاری و تورم، بحران تأمین آب، خشک‌سالی، ناپایداری محیطی، سلامت روانی، انزوای روستاها، گسترش محرومیت، مسئله ناامیدی، چالش گردشگر.

به نظر نویسنده، سرمایه‌گذاری ضعیف در چند دهه گذشته، عدم رشد بهره‌وری، کمبود مهارت به‌دلیل رشد اقتصادی ضعیف، مشکلات تخصص در پست‌های مدیریتی و یافتن کارگر ماهر، عدم تخصص و رشد محدود بهره‌وری نیروی کار، عدم تدوین سیاست‌های آینده‌نگر و با رویکرد حل مسئله در آینده، منابع مالی کم و مهارت‌ها و دانش‌های سنتی؛مجموعه مسائلی است که به چالش‌های کشور در بلندمدت دامن خواهد زد و در صورت تداوم آن‌ها، کشور در آینده با بحران‌های بیشتری روبه‌رو خواهد شد؛ بنابراین شناسایی بحران‌های آینده با استفاده از بررسی‌های آینده‌پژوهی استراتژیک و مسائل اصلی کشور ضروری است.
نویسنده معتقد است برای حل بحران‌ها و مسائل کلان بیان‌شده که کشور در بلندمدت با آن‌ها مواجه است، باید سناریوهایی با دید آینده‌نگر تدوین شود.
او خود 20 سناریو پیشنهاد داده و حمایت و پشتیبانی مالی، تعویق، دسترسی به بازار، اشتغال‌زایی، هماهنگی بهتر بین سازمان‌های مختلف دولتی(شهری و روستایی)، تدوین برنامه‌های محلی با مشارکت از پایین به بالا، ایجاد نوآوری، ایجاد سیاست مسکن، کاهش گازهای گلخانه‌ای و استفاده از انرژی پاک، ایجاد شایسته‌سالاری اجتماعی، ایجاد انسجام اجتماعی، مدیریت بحران آب، پایداری مشاغل و افزایش اشتغال، تدوین برنامه تجدید حیات مناطق روستایی، دیجیتالی‌شدن کشور، رفع آلودگی انرژی و هوا، برنامه جلوگیری از مهاجرت و فرار مغزها، ایجاد فرصت و استفاده از ظرفیت‌های زنان و مردان در مناطق شهری و روستایی کشور (به‌خصوص زنان) و مدیریت زمین و حقوق مالکیت و دولت‌های محلی را به‌عنوان مهم‌ترین سناریوهای سیاست‌گذاری شهری و روستایی برای افق 1420 کشور و بر اساس مسائل کلان مطرح کرده است.

سناریوها چه می‌گویند؟

بررسی تک‌تک سناریوهای مطرح‌شده در این پژوهش، از حوصله نوشته حاضر خارج است؛ اما به‌طورکلی می‌توان گفت 20 سناریوی مطرح‌شده، مجموعه راهبردهایی است که کشور با اتخاذ آن‌ها می‌تواند از موانع و بحران‌ها عبور کند. اما در ارزیابی این سناریوها باید گفت که هیچ‌کدام از آن‌ها آینده‌ای مشخص، دارای مرزبندی متمایز و بر اساس افقی مشخص نیست که بتواند آینده ایران را با عبور از عدم قطعیت‌هایی که خاص ایران است، شکل دهد؛ چراکه آن‌ها مجموعه‌ای سناریوهای قابل‌انطباق با بسیاری از کشورهای در حال توسعه هستند که از نظر فرهنگی و اجتماعی، لزوما قرابتی با ایران ندارند. در جمع‌بندی باید گفت که در این پژوهش به مجموعه‌عوامل و موانع مؤثر بر افق 1420 به‌درستی اشاره شده است.

به عبارت دیگر، ما با مجموعه‌ای از مسائل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، زیست‌محیطی و فرهنگی به‌مثابه مانع روبه‌رو هستیم؛ اما در بخش تدوین سناریو به همان مسائل همیشگی اشاره‌شده که هم‌اکنون کشور با آن درگیر است؛ یعنی ما در حال پیش‌بینی انتقال بحران‌های زمان حال به آینده‌ای هستیم که در آن عدم قطعیت به‌درستی نشانه‌گذاری نشده‌اند؛ چراکه اگر این‌گونه بود، باید به مسائل و معضل‌هایی همچون مشکلات ناشی از جنگ نیز به‌عنوان یک عدم قطعیت مهم که اکنون کشور درگیر آن است، اشاره می‌شد؛ اما در این پژوهش بدون درنظر گرفتن چنین موردی، فقط به بحث از بحران سیاسی به‌عنوان یک مانع یا چالش برای توسعه شهری در افق 1420، اشاره شده و حرفی از تخاصم‌های بین‌المللی به میان نیامده است. به‌طورکلی، این پژوهش با اشاره به مسئله عدم قطعیت در آینده‌نگاری، گامی درست درزمینه گشودن دریچه‌ای تازه برای آینده‌پژوهی توسعه شهری در ایران برداشته است؛ اما خود دچار همان مشکلی شده که سعی داشته راهی برای حل آن پیدا کند؛ چراکه درزمینه درک عدم قطعیت، پا را از بحران‌های فعلی فراتر نگذاشته و نتوانسته است به چیزی اشاره کند که واژگان علمی ما در زمانه کنونی، هنوز تصویری از آن ارائه نکرده‌اند و ما هنوز با آن مواجه نشده‌ایم، اما امکان مواجه با آن نیز وجود دارد و می‌تواند آینده پیش‌بینی‌شده یا برنامه‌ریزی شده ما را به کلی دستخوش دگرگونی کند.