به گزارش اصفهان زیبا؛ قصه شهریورها را همه بلدیم؛ قصهای که شخصیتهایش در این ماه بیشتر به چشم میآیند و موضوعش تکراری است و نقطه اوجی دارد به نام افزایش قیمت. دیگر نوشتن این جمله که هر سال با فرارسیدن فصل بازگشایی مدارس، بازار لوازمالتحریر به یکی از پررونقترین میدانهای اقتصادی کشور تبدیل میشود، کلیشهای شده؛ اما تفاوتی در سالهای اخیر پیدا کرده که باعث میشود این بازار رنگ تازهای به خود بگیرد؛ رنگی نه از شور و شوق خرید لوازم التحریر نو، که از نوع سایهای سنگین بر روی قیمتهایی که روزافزون است. در گذشته دغدغه گرانی وسایل مدرسه منحصر به خانوادههای کمدرآمد محدود میشد؛ اما سالهای اخیر به چالشی فراگیر تبدیل شده که حتی بخشهای میانی و قشر متوسط و در برخی موارد، پردآمدهای جامعه را نیز درگیر کرده است. لوازمالتحریر کالایی ساده و کماهمیت نیست. این کالا در عمل بازتابی است از ساختار نابرابر اقتصادی. آنجا که هزینه خرید اجناس ساده و ضروری مانند دفتر و قلم، بخش چشمگیری از بودجه خانواده را به خود اختصاص میدهد، زنگ هشدار تنگنای معیشت مردم را به صدا درمیآورد.
ورود طبقه متوسط به بازار گرانی لوازمالتحریر
گرانی روزافزون کالاهای آموزشی، مردم را در موقعیتی خاص قرار داده است: از یک سو تمایل به تأمین امکانات مناسب برای فرزندان وجود دارد و از سوی دیگر محدودیتهای بودجه خانوار این تمایل را در خود حل میکند. این وضعیت شرایطی را ایجاد کرده که مردم برای رسیدن حقوقشان تا آخر ماه مجبورند از بسیاری از خریدهایشان بزنند و بیشتر به تهیه کاهالای ضروری رو بیاورند. اهمیت این مسئله از آن روست که لوازمالتحریر نماد کوچکی از یک مسئله اقتصادی بزرگتر است؛ مسئلهای که نه فقط طبقات پایین جامعه، بلکه سایر اقشار را نیز درگیر کرده است.
سری به کوچه تلفنخانه خیابان سپه میزنیم تا شرایط خانوادهها و فروشندگان لوازمالتحریر را از نزدیک ببینیم. خانمی با دخترش وارد فروشگاه میشود و دفتری با جلد معمولی و فنرشده برمیدارد. وقتی قیمت را از فروشنده میپرسد، چشمانش گرد میشود و به دخترش خیره نگاه میکند. از او میپرسم چند دانشآموز دارد و با توجه به شرایط بازار توانستهاند چه میزان خریدی داشته باشند؟
رحیمی با صدای گرفته میگوید: «دو دانشآموز دارم؛ یک پسر و یک دختر. قیمت ها وحشتناک بالا رفته و شرایط سختی است برای ما. از فروشندهها که میپرسیم چرا قیمتها اینقدر زیاد شده، گرانی کاغذ را بهانه میکنند. دفترهای ساده از 190 تومان شروع میشود با بالا. دفترهایی که کیفیت بیشتری دارند و یک نقش و نگاری رویشان است از 500 به بالا فروخته میشود!»
دو فرزندش متوسطه اول و پایه نهم هستند و هرسال توی خیابان سپه خریدهایشان را انجام می دهند؛ اما قیمتهای امسال او را متعجب کرده و تصمیم گرفته که به حداقلهای موردنیاز فرزندانش بسنده کند: «من اگر فقط بخواهم پنجشش دفتر برایشان بخرم حدود دومیلیون تومان میشود. باقی وسایل که گفتن ندارد. کفش و کیف و فرم مدرسه سرسامآور گران شده. یک کیف مناسب با قیمت مقرونبهصرفه حدود دومیلیون هزینه دارد و کفش هم از دوسه میلیون شروع میشود. لباس فرم مدرسه هم از حدود سه میلیون تومان قیمت دارد. برای هر دانشآموز با کمترین و ضروریترین خریدها باید حدود ده میلیون تومان خرید کرد.»
هزینه پیشثبتنام مدارس دولتی نیز یکی از مخارجی است که بر دوش خانواده ها سنگینی میکند: «برای ثبتنام هر فرزندم از پنج تا هفت میلیون تومان کارت کشیدیم و این موضوع هم برای ما مسئلهساز شده.»
لمس آنیِ تورم
آقای صبوری که کارمند بخش خصوصی است یک فرزند دارد و درباره شرایط موجود بازار لوازمالتحریر چنین میگوید: «تورم مشکلی است که سالها در کشور ما وجود دارد. منتها در بخش پوشاک و خوراک این تورم را به شکل پلهای و شیب مشخصی هرروز لمس میکنیم و با شوک کمتری روبهرو میشویم. به قول اقتصاددانان تورم نقطهبه نقطه در زندگی روزمره خیلی به چشم نمیآید و بعد از یک سال مثلا میبینیم یک ماده خوراکی 200درصد گران شده و ما متوجه نشده ایم! اما در بحث لوازمالتحریر و وسایل مدرسه چون مقایسه ما قیمتهای امسال با سال گذشته است، این تورم نقطه به نقطه را در یک آن لمس میکنیم. یک دفتر فانتزی با حاشیههای فانتزی اگر پارسال با 200 هزارتومان خریده میشد، امسال قیمتش تا 600هزارتومان هم میرسد. کولهپشتی با برندی خاص را که سال پیش یک میلیون و 500 هزار تومان خریدیم، امسال بیش از سه میلیون تومان قیمت دارد.» او این موضوع را فقط متوجه برند یا دفترهای با طراحی خاص نمیداند و میافزاید: «دفترهای ساده هم خیلی گران شده و دفتری که سال پیش شصتهفتاد تومان قیمتش بود، امسال زیر صدوسیچهل تومان نیست.»
تنوع و گوناگونی لوازم مدرسه نکتهای است که صبوری به آن اشاره میکند و میگوید: «وقتی بچهها در مقابل این تنوع قرار میگیرند قطعا طرحهای فانتزی و زیبا به نظرشان جذابتر است که شاید دلیلش این باشد که تلخی و سختی درسخواندن را برایشان کمتر میکند.» مقایسه و رقابت در مدرسه نیز موضوع دیگری است که دانشآموزان را به سمت خریدهای گرانتر سوق میدهد: «قانعکردن بچهها در این زمینه سخت است و شاید هم انتظار بجایی نباشد؛ چون در نظر او خرید چنددفتر در طول سال چندان از نظر اقتصادی مشکلی ایجاد نمیکند.»
درصدهای سرسامآور!
تورم در برخی اقلام از جمله مدادرنگی بین 120 تا 200درصد بوده. این موضوع باعث شده مردم بیشتر به دنبال خرید جنسهای ارزانقیمت باشند تا باکیفیت.یکی از فروشندگان لوازمالتحریر تخصصی درباره بازار امسال میگوید: «مشتری کمتر از سال گذشته است؛ اما خب فروش داریم.» سلیمانی با اشاره به تورم بیش از صددرصد در اقلام مختلف و نرخگذاری از سوی شرکتها، بیان میکند: «متأسفانه در این نرخگذاری هیچ نظارتی صورت نمیگیرد و هربار لیست جدیدی به ما میدهند. متولیان باید بر کارگاهها نظارت داشته باشند تا بدانند که خرید کاغذ با چه قیمتی بوده و حالا دارند با چه مبلغی به ما میفروشند.»
به گفته او، قیمت یک دفتر 47هزار تومانی طی یک هفته به 81هزار تومان رسیده؛ این درحالی است که سال پیش قیمت آن 21هزار تومان بوده که حدود 300درصد افزایش قیمت داشته است.
این کاسب میگوید که در این زمینه اعتراض هم کردهاند و جوابی که شنیدهاند این بوده: «نخرید»!
یکی دیگر از کسبه کوچه تلفنخانه از اوضاع امسال بازار راضی نیست و می گوید اصلاً مثل سالهای قبل نیست. قدرت خرید مردم بهشدت کاهش پیدا کرده و بسیاری از خانوادهها دیگر نمیتوانند مانند گذشته خرید کنند.
به گفته او، دفتری که سال گذشته حدود ۱۷هزار و ۵۰۰ تومان قیمت داشت، امسال به حدود ۱۰۰ هزار تومان رسیده است؛ به همین دلیل خانوادهها خریدهای خود را محدود کردهاند و حتی اقلام موردنیاز دانشآموزان را هم با تعداد کمتر و ضروری تهیه میکنند.
بازار گسترده فروش لوازمالتحریر
سعیدی که عمدهفروش لوازمالتحریر است به محدودیت زمانی سود شغلشان و مشکلات آن اشاره می کند و می افزاید: «این شغل، درآمد اصلیاش فقط در یک ماه از سال است و در باقی ایام سال تقریباً رونق چندانی ندارد. با این حال، درست در همان یک ماهی که قرار است کسبه نفسی بکشند، هر روز یک نهاد دولتی برای بازرسی و ایرادگیری مراجعه میکند؛ یک روز تعزیرات، روز دیگر اداره امور مالیاتی و روز دیگر شهرداری. هر دستگاهی از یک جهت به این شغل ایراد میگیرد و عملاً مشکلات زیادی برای فعالان این صنف ایجاد میشود.» او تصریح می کند: «مشکل ما این است که نظارت فقط روی واحدهای صنفی و فروشگاههای تخصصی انجام میشود. نزدیک ماه مهر، بسیاری از مشاغل دیگر نیز بخشی از مغازه خود را به فروش لوازمالتحریر اختصاص میدهند؛ حتی در مسجدها، مانتوفروشیها و مکانهای دیگر هم بساط فروش لوازمالتحریر برپا میشود؛ اما هیچ نهاد مشخصی با این موضوع برخورد نمیکند. ما برای فروش همین یک ماه، تمام سال باید هزینه اجاره، مالیات، بیمه و سایر مخارج را پرداخت میکنیم؛ اما در حساسترین زمان کاری، مشاغل دیگر بدون تحمل این هزینهها وارد بازار میشوند و بخشی از فروش را در اختیار میگیرند.»
سعیدی نوسان قیمتها را یکی از مسائل ناگزیر این روزها میداند و میگوید: «قیمتها بهشدت نوسان دارد. همین غلطگیر را مثال بزنم؛ شرکت تولیدکننده در هفته گذشته دو بار فهرست قیمت جدید ارائه کرده و هر بار قیمتها را بین ۱۵ تا ۲۰درصد افزایش داده است. با افزایش نرخ ارز نیز شرکتها گاهی فروش خود را متوقف میکنند تا وضعیت بازار مشخص شود و بعد قیمتهای جدید و بیشتری اعلام میکنند. در چنین شرایطی، فروشنده نمیداند کالا را با چه قیمتی خریداری و با چه قیمتی عرضه کند و این موضوع باعث شده ما نتوانیم اتیکت قیمت روی اجناس بزنیم که همین هم برایمان دردسرساز شده است. با همکارانمان که صحبت میکنیم، بعضیها میگویند واقعاً نمیدانیم مغازه را باز کنیم یا ببندیم؛ چون شرایط اقتصادی قابل پیشبینی نیست.»
تأثیر گرانیها بر روابط خانوادهها
در برخی از فروشگاهها وقتی پدر و مادر از خرید وسایل غیرضروری فرزندشان خودداری میکردند، لحن کلامها به سرعت تغییر پیدا میکرد و گاهی دانشآموز با حالتی برافروخته از فروشگاه خارج میشد و گاهی پدر یا مادر با تندی با فرزندشان حرف میزدند و بهطورکل عطای خرید را به لقایش میبخشیدند و میرفتند.
افزایش قیمت لوازمالتحریر تنها یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه میتواند بر روابط فرزندان با خانواده نیز تأثیر بگذارد. هنگامی که خانواده نمیتواند وسایل موردعلاقه فرزندان را بخرد، نگرانی، خجالت و احساس محرومیت در فرزند شکل میگیرد. از سوی دیگر، والدین نیز ممکن است بهدلیل فشارهای مالی و دیدن حال فرزندان، زودرنج یا کمحوصله شوند و گفتوگوهای خانوادگی کاهش یابد. این شرایط گاهی باعث سوءتفاهم میان آنها میشود که فاصله عاطفی را در پی دارد. تا کنون آماری مبنی بر اینکه آیا گرانیها باعث ترک تحصیل دانشآموزان میشود یا نه منتشر نشده؛ اما گفتوگو با مدیر یکی از هنرستانهای شهر این نکته را روشن کرد که حضور افراد خَیِر در این زمینه بسیار یاریرسان بوده و مدارس با توجه به شرایط دانشآموزان از راههای گوناگون از آنها حمایت میکنند تا هیچ دانشآموزی از ادامه تحصیل بازنماند.