به گزارش اصفهان زیبا؛ مسئله اساسی این پژوهش آن است که انسان در نگاه قرآن برای چه آفریده شده و چه مسیری او را به غایت مطلوب میرساند. پاسخ قرآن، یک هدف تکبعدی و محدود به زندگی فردی نیست؛ بلکه مجموعهای منسجم از عبودیت، معرفت، تزکیه، اختیار، عمل صالح، مسئولیت اجتماعی و بازگشت به سوی خدا را ترسیم میکند.
طرح مسئله:
بحران معنا در زندگی معاصر، پرسش از غایت آفرینش را به مسئلهای بنیادین تبدیل کرده است. قرآن نخست هدف خلقت را در عبودیت معرفی میکند: «وَما خَلَقتُ الجِنَّ وَالإِنسَ إِلّا لِیَعبُدونِ» (ذاریات: ۵۶). این عبودیت، صرفاً انجام مناسک نیست؛ بلکه همه زندگی را در جهت توحید قرار میدهد: «قُل إِنَّ صَلاتی وَنُسُکی وَمَحیایَ وَمَماتی لِلَّهِ رَبِّ العالَمینَ» (انعام: ۱۶۲).
با این حال، عبودیت بدون معرفت و شناخت جایگاه انسان کامل نمیشود. قرآن انسان را خلیفه الهی معرفی میکند: «إِنّی جاعِلٌ فِی الأَرضِ خَلیفَةً» (بقره: ۳۰) و آفرینش او را با کرامت همراه میداند: «وَلَقَد کَرَّمنا بَنی آدَمَ» (اسراء: ۷۰). بنابراین انسان موجودی دارای شأن، اختیار و مسئولیت است، نه موجودی بیهدف.
مرحله بعد، تزکیه و تربیت نفس است. قرآن معیار رستگاری را چنین بیان میکند: «قَد أَفلَحَ مَن زَکّاها * وَقَد خابَ مَن دَسّاها» (شمس: ۹ـ۱۰). همچنین زندگی انسان را میدان آزمایش میداند: «الَّذی خَلَقَ المَوتَ وَالحَیاةَ لِیَبلُوَکُم أَیُّکُم أَحسَنُ عَمَلًا» (ملک: ۲). پس مقصود، کثرت عمل نیست، بلکه «أحسن عمل» و انتخاب آگاهانه است. از همین رو قرآن میفرماید: «فَمَن شاءَ فَلیُؤمِن وَمَن شاءَ فَلیَکفُر» (کهف: ۲۹) و در کنار اختیار، مسئولیت را یادآور میشود: «وَقِفوهُم إِنَّهُم مَسؤولونَ» (صافات: ۲۴).
کمال انسانی در قرآن از زندگی اجتماعی جدا نیست. فرمان «إِنَّ اللَّهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ وَالإِحسانِ» (نحل: ۹۰)، نهی از فساد «وَلا تَبغِ الفَسادَ فِی الأَرضِ» (قصص: ۷۷)، و دعوت به تعاون «وَتَعاوَنوا عَلَى البِرِّ وَالتَّقوى» (مائده: ۲) نشان میدهد که انسانِ در مسیر کمال باید در اصلاح جامعه نیز نقش داشته باشد. قرآن همچنین دنیا را ابزار و عرصه آزمون میداند: «وَابتَغِ فِیما آتاکَ اللَّهُ الدّارَ الآخِرَةَ وَلا تَنسَ نَصیبَکَ مِنَ الدُّنیا» (قصص: ۷۷).
در این منظومه، علم نیز ابزار تحقق این غایت است؛ قرآن میپرسد: «هَل یَستَوِی الَّذینَ یَعلَمونَ وَالَّذینَ لا یَعلَمونَ» (زمر: ۹). ایمان و عمل صالح نیز ملازم یکدیگرند: «إِنَّ الَّذینَ آمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ» (بقره: ۲۷۷). بنابراین کمال، نتیجه ایمان و رفتار مسئولانه و انسانی است.
از سوی دیگر، هدف نهایی در آخرت آشکار میشود؛ زیرا انسان بیهوده آفریده نشده است: «أَفَحَسِبتُم أَنَّما خَلَقناکُم عَبَثًا وَأَنَّکُم إِلَینا لا تُرجَعونَ» (مؤمنون: ۱۱۵). مسیر نهایی نیز بازگشت به پروردگار است: «وَأَنَّ إِلى رَبِّکَ المُنتَهى» (نجم: ۴۲) و غایت آن رضوان الهی است: «یَا أَیَّتُهَا النَّفسُ المُطمَئِنَّةُ * ارجِعی إِلى رَبِّکِ راضِیَةً مَرضِیَّةً» (فجر: ۲۷ـ۲۸).
نتیجهگیری:
بر اساس منظومه آیات قرآن، غایت آفرینش انسان را باید در یک فرایند پیوسته جستوجو کرد: شناخت خدا، پذیرش عبودیت، تزکیه نفس، انتخاب مسئولانه، عمل صالح و اصلاح اجتماعی، که سرانجام به کمال و قرب الهی منتهی میشود. ازاینرو، دنیا مقصد نهایی نیست، بلکه عرصهای برای ساختن انسان است؛ چنانکه قرآن میفرماید: «وَما هذِهِ الحَیاةُ الدُّنیا إِلّا لَهوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدّارَ الآخِرَةَ لَهِیَ الحَیَوانُ» (عنکبوت: ۶۴).