به گزارش اصفهان زیبا؛ سالهاست که کارشناسان، کشاورزان را به استفاده از شیوههای نوین آبیاری و همچنین ادوات و ابزاری که شانه به شانه تکنولوژی حرکت کرده و به کمک انسان آمدهاند، دعوت میکنند؛ موضوعی که البته هنوز هم بسیاری از کشاورزان با آن کنار نیامدهاند و همچنان ترجیح می دهند به جای استفاده از ماشین های غول پیکر، از همان روش های سنتی برای کاشت و برداشت محصولات خود استفاده کنند. با این وجود، برخی معتقدند که کشاورزی خرد نقش موثری در اقتصاد و همچنین تامین زنجیره غذایی دارد و می تواند پا به پای کشاورزی صنعتی حرکت کند. شواهد نشان میدهد تأمین بخش عمدهای از درآمد جامعه روستایی و پیشبرد فرایند توسعه اجتماعی و اقتصادی مناطق روستایی، وابسته به این بخش است. از سوی دیگر، بهرهگیری از الگوهای سنتی و کمهزینه در کشت خردمقیاس، موجب تحدید مصرف کودهای شیمیایی و صیانت از سلامت خاک شده و این شیوه زراعت را به مولفهای اثربخش در حفاظت از منابع طبیعی و زیستمحیطی بدل ساخته است.
تسهیل یا تخریب؟
در این میان، اما یکی از اساسیترین مسائل پیشروی نظام کشاورزی خرد در کشور که نیازمند توجه ویژه است، تشتت و خردشدگی اراضی زراعی است. این بحران با دشوار ساختن کاربرد تکنولوژیهای نوین و غیراقتصادی کردن فعالیت کشاورزی، پیامدهایی دوگانه به دنبال دارد: نخست افت محسوس سطح بهرهوری در واحدهای خرد، و دوم تسهیل روند مخرب تغییر کاربری خاکهای مستعد کشاورزی. برای همین هم است که برخی معتقدند در دنیای امروزی کشاورزی خرد، دگر همچون گذشته کارآیی ندارد.
عباس جهانبخش، عضو هیئت علمی دانشگاه هنر اصفهان، اما نظری دیگر دارد. او به تازگی در ویدئویی که در شبکه های مجازی دست به دست می شود، اظهارتی در حمایت از کشاورزی خرد بیان کرده است؛ سخنانی مثل اینکه« برخلاف باور جاافتادهای که مزارع غولپیکر صنعتی را تنها راه تامین غذای بشر میداند، آمارهای واقعی حاکی از بهرهوری به مراتب بالاترِ کشاورزی خرد و خانوادگی است!»
او با اشاره به تجربه روسیه توضیح میدهد که چطور اراضی خرد (داچاها) تنها با اشغال ۳ درصد از خاک کشور، توانستهاند ۵۳ درصد از کل محصولات کشاورزی (شامل ۹۲٪ سیبزمینی و ۸۰٪ میوه و سبزی) را بدون نیاز به نیروی کار اجیرشده و سوداگری تولید کنند: «آمارهای رسمی مرکز آمار ایران تاکید میکند که میزان تولید در زراعتهای خرد زیر ۱۰۰۰ متر به حدود ۱۳ تن در هکتار میرسد که بیش از ۳ برابر متوسط ۴ تنیِ مزارع بزرگ صنعتی است. در ابرکشتوصنعتها هزینههای نجومی سم، کود، نگهبانی و واسطهگری راندمان را میبلعد، اما در الگوی خانوادگی، مراقبت پیوسته و بازچرخانی طبیعی پسماند سفره، بالاترین بهرهوری را رقم میزند.»
مزارع خرد و سهم تاثیرگذار در تامین زنجیره غذایی؟
برخی سهم مزارع کشاورزی را در تامین زنجیره غذایی مهم و تاثیرگذار میدانند ؛ اما با این وجود، برخی از کارشناسان این موضوع را قبول ندارند و اتفاقا بر این باور هستند که این مزارع موجب اتلاف انرژی میشوند. مسعود ترابی، رئیس مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان از جمله این کارشناسان است. او به «اصفهانزیبا» می گوید: «سالانه 120 میلیون تن محصولات کشاورزی در کشور تولید میشود؛ اما سهم مزارع صنعتی و کشاورزی به تفکیک هنوز بررسی نشدهاند.»
این استاد دانشگاه معتقد است: «مزارع کوچک مانع بهرهوری میشوند؛ بهطوریکه در مزارع خرد به ناچارباید از بیل و نیروی کارگری برای شخمزدن استفاده کرد؛چرا که امکان ورود و فعالیت تراکتور در اینگونه زمینها وجود ندارد. همچنین امکان اجرای سیستمهای آبیاری تحتفشار در این اراضی فراهم نیست و تمام این عوامل نه تنها کمکی به بخش کشاورزی نمیکنند، بلکه مانعی اساسی بر سر راه توسعه مکانیزاسیون در مزارع به شمار میروند.» به گفته رئیس مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان، در اینگونه اراضی، ناچار به استفاده از آبیاری سنتی یا ساعتی هستیم. این درحالی است که در زمینهای بزرگ امکان اجرای آبیاری قطرهای و بهکارگیری سیستمهای نوین وجود دارد؛ اما در یک مزرعه ۵۰۰ مترمربعی، امکان اجرای سیستم تحتفشار فراهم نیست. این اقدام نیازمند احداث ایستگاه پمپاژ و سیستم فیلتراسیون است و تخصیص هزینهای در حدود ۲ میلیارد تومان برای یک زمین ۵۰۰ مترمربعی توجیه اقتصادی ندارد. در نتیجه، کشاورز مجبور به استفاده از آبیاری ساعتی میشود که بهرهوری بسیار پایینی دارد.
بهرهوری پایین، مصرف بالا
کشاورزان در مزارعی که معمولا به آن ها به ارث رسیده است، همچنان مشغول به کشت و برداشت هستند. درحالی که ترابی معتقد است: «بهرهوری در اراضی خرد بهشدت پایینتر است. اینکه کشاورز برای گذران زندگی ناچار به کشت در زمین خود است، موضوع دیگری محسوب میشود؛ قطعا برای کشاورز در راستای تأمین معیشت، میزان یا نحوه مصرف آب در اولویت اصلی قرار ندارد؛ در نتیجه، بهرهوری آب در این شرایط بهشدت کاهش مییابد.»
به گفته رئیس مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان، در دهه گذشته، بزرگترین مشکل در بخش کشاورزی، تعطیلشدن واحدهای خرد روستایی بود. در گذشته، در هر روستا هر خانواده دارای یک مزرعه کوچک یا یک واحد دامداری مختصر (مثلا پنج یا شش رأس دام) بود و با اتکا به همان زمینهای شخصی، هزینههای زندگی خود را تأمین میکرد. اما متأسفانه بر اثر سیاستها و اتفاقات نادرستی که رخ داد، روستاها به شهر تبدیل شدند. با تبدیل روستاها به شهر و تعیین شهردار یا دهدار برای آنها، در اولین قدم اقدام به خیابانکشی و کوچه نگاری و نگهداری دام در منازل به دلیل ایجاد بوی نامطبوع ممنوع شد. این یک اقدام کاملا نادرست بود!
ترابی در ادامه سخنانش تصریح کرد: « امروزه روستاها یا همان واحدهای کوچک تولیدی دیگر مولد نیستند، بلکه خانوادههای روستایی و ساکنان این شهرهای نوپدید، خود به مصرفکننده تبدیل شدهاند و محصولاتی مانند ماست، پنیر و شیر پاستوریزه را خریداری میکنند؛ در حالی که در گذشته، محصولاتی نظیر کره، پنیر، دوغ و شیر از روستاها به شهرها عرضه میشد.علت اصلی این تغییر، تبدیل روستاهای کوچک به شهر، آسفالتکردن آنها و ورود ملزومات زندگی شهری به روستاها بود که موجب تعطیلی واحدهای خرد تولید روستایی شد.» رئیس مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان، معتقد است: «کشاورزی معیشتی با کشاورزی صنعتی تفاوت دارد. کشاورزی معیشتی به این معناست که یک خانوار با داشتن چند رأس دام، چند بال ماکیان و یک زمین کوچک، زندگی خود را اداره کند. با تبدیل روستاها به شهر، کشاورزی معیشتی تعطیل شد. اما این موضوع به معنای آن نیست که تقسیم زمینها به قطعات کوچکتر موجب افزایش بهرهوری میشود؛ بلکه این یک گزاره کاملا اشتباه است؛ بنابراین، میزان مصرف آب، کود و هزینههای جاری در مزارع خرد کشاورزی صددرصد بالاتر است و در این موضوع هیچ شکی وجود ندارد.»