به گزارش اصفهان زیبا؛ در جامعه معاصر، آرایش کردن گاه نشانه آزادی فردی تلقی میشود و گاهی محدود کردن آن، مخالف آزادی انسان دانسته میشود. مسئله اساسی این است که آیا آزادی، به معنای امکان انجام هر میل و خواستهای است یا باید آن را در نسبت با عقل، اختیار و کمال انسانی تعریف کرد؟ در اندیشه شهید مطهری، پاسخ به این پرسش با تفکیک «آزادی از دیگران» و «آزادی از خویشتن» روشن میشود.
آزادی از منظر مطهری
مطهری آزادی را هدف نهایی زندگی نمیداند، بلکه آن را وسیلهای برای رسیدن انسان به کمال میشمارد. از این منظر، انسانی که صرفاً تابع میل، مد، نگاه دیگران یا فشار محیط است، اگرچه ظاهراً انتخابهای فراوانی دارد، ممکن است از نظر معنوی آزاد نباشد. آزادی معنوی یعنی انسان بتواند در برابر کششهای نفسانی ایستادگی کند و با عقل و اراده، مسیر زندگی خود را انتخاب نماید. بنابراین، اصل مسئله در آرایش، خودِ آرایش نیست؛ بلکه انگیزه، شیوه و پیامد آن است.
آرایش و آزادی
آرایش به عنوان توجه به زیبایی، در ذات خود با کرامت انسانی ناسازگار نیست. قرآن نیز اصل زینت را نفی نمیکند و میفرماید: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ» (اعراف: ۳۲)؛ یعنی چه کسی زینت الهی را که برای بندگانش فراهم شده حرام کرده است؟ بنابراین، نمیتوان از دیدگاه قرآن، هر نوع آرایش را ضد ارزش یا ضد آزادی دانست. مسئله هنگامی پدید میآید که آرایش از اختیار آگاهانه فاصله بگیرد و به وسیلهای برای جلب نگاه نامحرم، خودنمایی یا تابعیت از فشارهای اجتماعی تبدیل شود.
قرآن و مسئله زینت
آیه ۳۱ سوره نور از زنان مؤمن میخواهد زینت خود را در برابر نامحرمان آشکار نکنند، مگر موارد استثناشده، و نگاه و عفاف را نیز رعایت کنند. نکته مهم آن است که این آیه تنها زن را مخاطب قرار نمیدهد؛ آیه پیشین، مردان را نیز به کنترل نگاه و حفظ عفت فرمان میدهد (نور: ۳۰). بنابراین، مسئله قرآنی صرفاً محدود کردن زن نیست، بلکه تنظیم رابطه اجتماعی زن و مرد و حفظ کرامت هر دو جنس است.
نتیجه مسئلهمحور
بر اساس مبانی مطهری، آزادی با بیقیدی یکسان نیست. اگر فرد آرایش را آگاهانه، بدون اجبار دیگران و در چارچوب کرامت و مسئولیت اخلاقی انتخاب کند، اصل انتخاب او با مفهوم اختیار منافاتی ندارد. اما اگر آرایش به وابستگی به نگاه دیگران، اسارت در مد، خودنمایی یا غلبه میل بر عقل تبدیل شود، میتوان گفت آزادی ظاهری به نوعی اسارت درونی تبدیل شده است. از این رو، پرسش صحیح این نیست که «آرایش آزاد است یا ممنوع؟» بلکه باید پرسید: «آیا این انتخاب، حاصل عقل و اراده است یا نتیجه اسارت در برابر میل و نگاه دیگران؟»
در این چارچوب، حجاب و عفاف نیز صرفاً نفی زیبایی نیستند، بلکه تلاشی برای تنظیم اجتماعی زینت و جلوگیری از تبدیل انسان به موضوع نگاه جنسیاند. این برداشت با مبنای آزادی معنوی مطهری هماهنگ است؛ آزادی حقیقی زمانی معنا پیدا میکند که انسان بتواند خود را از اسارت تمایلاتی که مانع رشد او میشوند رها کند و کرامت انسانی خود را پاس بدارد.