مهرِ بی‌مهر!

قرار بود از خودش بپرسم برای اولین روز مدرسه چه حسی دارد. از کیفش، از روپوشی که قرار است برای نخستین بار بپوشد، از نیمکتی که امسال سهم اوست و از اینکه دلش می‌خواهد در کلاس اول چه چیزی یاد بگیرد.

به گزارش اصفهان زیبا؛ قرار بود از خودش بپرسم برای اولین روز مدرسه چه حسی دارد. از کیفش، از روپوشی که قرار است برای نخستین بار بپوشد، از نیمکتی که امسال سهم اوست و از اینکه دلش می‌خواهد در کلاس اول چه چیزی یاد بگیرد.

می‌خواستم از فاطمه‌زهرا بپرسم وقتی صبح اول مهر از خانه بیرون می‌آید، چه کسی دستش را می‌گیرد و تا مدرسه می‌رساندش. اما مادرش گفت: «فاطمه‌زهرا حرف نمی‌زند.» همین چند کلمه، تمام سؤال‌هایم را نیمه‌کاره گذاشت.

فاطمه‌زهرا امسال کلاس اولی می‌شود؛ همان سنی که بچه‌ها معمولا برای رسیدن به مدرسه شوق دارند، کیفشان را چند بار باز و بسته می‌کنند، دفترهای نو را ورق می‌زنند و شب قبل از اول مهر، خواب مدرسه می‌بینند. اما برای او، «اولین مهر» کنار یک جای خالی ایستاده است؛ جای پدری که دیگر نیست تا صبح مدرسه رفتنش، دست دخترش را بگیرد.

پدر فاطمه‌زهرا، شهید شاهنظری، از شهدای جنگ ۱۲روزه است. این عکس را که نگاه می‌کنم، دست‌هایشان بیشتر از هر چیز دیگری به چشم می‌آید. دست پدر در دست دختر؛ انگار پدر قرار است همیشه همین‌جا باشد؛ چند قدم جلوتر از او راه برود و هر وقت مسیر سخت شد، دستش را محکم‌تر بگیرد. پشت سرشان تابلوی مدرسه است و چند کودک دیگر که از در مدرسه عبور می‌کنند. تصویر، شبیه یک صبح معمولی مدرسه است؛ یک پدر، یک دختر و راهی که به کلاس ختم می‌شود.

اما عکس‌ها گاهی چیزی را ثبت می‌کنند که زندگی دیگر امکان تکرارش را ندارد. امسال فاطمه‌زهرا باید به مدرسه برود و پدرش نیست. مادرش می‌گوید بعد از شهادت پدر، دخترش دیگر مثل قبل نیست. کم‌حرف شده و از حرف زدن فاصله گرفته است.

برای همین نمی‌شود از او پرسید اول مهر چه حسی دارد. نمی‌شود از زبان خودش شنید که دلش برای پدرش تنگ می‌شود یا نه. نمی‌شود پرسید اگر پدرش بود، دوست داشت صبح مدرسه چه چیزی به او بگوید. و شاید این سخت‌ترین بخش ماجرا برای یک خبرنگار باشد؛ اینکه بخواهی صدای یک کودک را به گوش دیگران برسانی، اما او فعلا صدایی برای گفتن ندارد. پس باید به عکس نگاه کرد. به همان دستی که هنوز در دست فاطمه‌زهرا مانده است. شاید این عکس، پاسخ خیلی از سؤال‌هایی باشد که امسال نمی‌توان از او پرسید.