اینجا خانه‌ای زنده است نه موزه‌ای تاریخی

از زمان احداث بنا تا امروز، حدود یک صده گذشته است. اعداد و ارقام می‌گویند خانه مربوط به دوره پهلوی اول است. همان‌طور که آبان ۱۳۰۷ هم، سیدمحمدِ حسینیِ بهشتی در این خانه متولد شد و بعدها که به شهادت می‌رسد، اسم خانه می‌شود: خانه شهید بهشتی.

به گزارش اصفهان زیبا؛ از زمان احداث بنا تا امروز، حدود یک صده گذشته است. اعداد و ارقام می‌گویند خانه مربوط به دوره پهلوی اول است. همان‌طور که آبان ۱۳۰۷ هم، سیدمحمدِ حسینیِ بهشتی در این خانه متولد شد و بعدها که به شهادت می‌رسد، اسم خانه می‌شود: خانه شهید بهشتی. بنایی که البته در این سال‌ها نه به‌عنوان اثری تاریخی، بلکه تا امروز که مشغول وصفش هستیم، زنده است.
خیابان کاشانی امروز یا محله لنبان قدیمی‌ها، روزگاری افتخار تربیت شهید بهشتی معروف را به خود اختصاص داد. بعدتر هم تا دهه ۷۰، خانه محل زندگی مادر ایشان بانو خاتون‌آبادی، دختر آیت‌الله‌العظمی میر‌محمدصادق خاتون‌آبادی بود. بانویی که خود اهل علم و کمالات بودند و در زمان حیاتشان، خانه‌ محل رفت‌وآمد مردم محله و در واقع، محل اصلاح امور در کنار برگزاری جلسات تفسیر و آموزش قرآن بود.با این حال، بعد از فوت ایشان، مدت زمانی رفت‌وآمدها به خانه کم شده بود تا آذرماه سال ۱۴۰۴ که سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان، به‌عنوان متولی و صاحب ملک، دستور کار جدیدی برای این محل در نظر گرفت. محمود فروزبخش، مدیر فعلی این خانه، در گفت‌وگو با ما از برپایی جلسات اندیشگانی و غایت مطلوب این بنا گفته است.

در این ۱۰ ماه گذشته، رویکرد شما در اداره خانه شهید بهشتی چه بوده است؟

در این ۱۰ ماه، با توجه به محدودیت‌هایی که پیش آمد و عمدتا هم به دلیل جنگ و فضای کشور بود، رویکردمان به خانه، نگاهی گفت‌وگومحور بود؛ یعنی خانه شهید بهشتی را به‌عنوان مکانی برای گفت‌وگو، تضارب آرا و اندیشه‌ها در نظر گرفتیم. متناسب با این رویکرد هم، جلساتی در خانه بهشتی برگزار شد؛ از جمله سلسله‌نشست‌های «حیات بهشتی»، نقد و رونمایی از سه کتاب با نویسندگان اصفهانی؛ کتاب «بخت نوجوان» از حجت الاسلام امیر نجاتبخش، کتاب «نقد فلسفی دانشگاه در ایران» از دکتر حسین مطیع و مجموعه کتاب‌های حجت‌الاسلام جواد جلوانی درباره انقلاب اسلامی.
در مجموع هم تا الان ۵۰ ارائه از صاحب نظران گوناگون داشته‌ایم که نشان‌دهنده ظرفیت شهر اصفهان، به‌خصوص در زمینه‌های اندیشه‌ای است؛ ظرفیتی که به نظر من در این دوره از مدیریت شهری از آن غفلت شده بود. یعنی ندیدن نیروهای جوان و انقلابی که در تخصص‌های مختلف حرف برای گفتن دارند در حالی که ما تنها به اعضای هیئت علمی اکتفا کرده‌ایم. باید اعتراف کنم دانشگاه‌های ما در اصفهان، اگر تا امروز قرار بود کاری بکنند، کرده‌بودند. ما باید متوجه صاحب‌نظرانی بشویم که کمتر بر سرزبان ها بودند اما حرف برای گفتن دارند.

یعنی کارکرد خانه بیشتر نخبگانی است و تا حدودی شبیه خانه اندیشه‌ورزان تهران و یا چیزی شبیه خانه انقلاب اصفهان؟

خانه اندیشه ورزان در تهران یک ایده آل است. خانه انقلاب اصفهان هم رویکردی که انتخاب کرده، رویکرد ترویج عام است.
ما در این خانه به اقتضای ظرفیتمان، رویکرد خواص را در پیش داریم؛ آن هم با تأکید بر مباحث اندیشه‌ای و فکری.

شما چنین رویکردی را راجع به مکانی دارید که خانه‌ای است در دل یک محله با اصالتِ اصفهانی و پیش‌تر هم کارکردی در ارتباط با مردم محله داشته است. آیا می‌توانید با چنین پیشینه‌ای و بدون در نظر گرفتن مردم عامه، به محلی برای تضارب آرای نخبگان برسید؟

این‌طور نیست که کارکرد خانه کاملا در گسست با محله تعریف شده باشد و الان هم اگر افراد محله از ما مکان بخواهند، در اختیارشان می‌گذاریم. برای مثال، یک بار هیئت لنبان از حیاط خانه برای جلسه‌اش استفاده کرد. مراکز فرهنگی هم آمده‌اند و جلسه‌هایشان را اینجا برگزار کرده‌اند. جلسات هفتگی قرآن هم داریم که اهالی محل می‌آیند و از اینجا استفاده می‌کنند. این ارتباط وجود دارد.
اما اینکه مثل یک خانه فرهنگ، فعالیت‌هایی مانند خیاطی و هنرهای دستی و …داشته باشیم، نه. با توجه به اینکه اینجا زیرمجموعه سازمان فرهنگی شهرداری قرار گرفته، ما دیگر آن رویکرد منطقه ای را نداریم.

چون فرمودید اینجا زیر نظر شهرداری است، شهرداری مکان‌هایی مانند فرهنگسراها را در اختیار دارد که می‌توانسته این مواردی را که گفتید، در آنجا پیگیری کند. الان تمایز خاصی میان خانه بهشتی و یک فرهنگسرا وجود دارد؟ یا در واقع شهرداری با یک تیر دو نشان زده است؛ هم خانه زنده بماند و هم این جلسات پیگیری شود؟

ببینید، در واقع اگر بخواهیم از غایت اصلی این خانه صحبت کنیم، کارکرد اصلی این مکان این است که اینجا تبدیل به موزه شود. بیش از ۲۰ سال است که در دوره‌های مختلف، هدف این بوده که اینجا به موزه‌ای برای شناخت شهید بهشتی تبدیل شود. البته موزه را صرفا به این معنا نمی‌دانیم که یک اثر تاریخی باشد و فقط بازدیدکننده داشته باشد. شکل صحیح آن این بوده که یک موزه تعاملی ایجاد شود؛ موزه‌ای که پویا و زنده باشد و در حال بازتولید باشد.
حتی صحبت از این بود که اینجا موزه حزب جمهوری اسلامی شود؛ در رأس آن شهید بهشتی و بعد شخصیت‌هایی مثل علی‌اکبر پرورش، علی‌اکبر اژه‌ای و دیگر شخصیت‌های مرتبط معرفی شوند. رویکردهای حزب جمهوری اسلامی، مثل تشکیلات‌محوری، تربیت نیرو و عقلانیتی که در این حزب بوده، در اینجا گفته و ترویج شود و آن فضای سیاسی را که این افراد در ابتدای انقلاب دنبال می‌کردند، بتوانیم به نسل جوان معرفی کنیم.
منتهی چون در شرایط فعلی نه بودجه‌ای برای این کار هست و نه عزم راسخ بلندمدتی ، بنابراین شد که ما فعلا رویکردی گفت‌وگومحور به خانه داشته باشیم و امکان تعامل و صحبت کردن با چهره‌های شهر فراهم شود.

با این حساب، آیا این یک تصمیم مدیریتی است و در واقع امکان دارد مدیریت بعدی نگاه دیگری به این مکان داشته باشد یا تثبیت شده است؟

بله، مدیر بعدی ممکن است نظر دیگری داشته باشد. اما آنچه از ابتدای این دوره سازمان فرهنگی در نظر داشتیم، این بود که دو رویکرد اساسی در خانه بهشتی دنبال شود: یکی بحث تشکیلات و نیروسازی و دوم بحث گفت‌وگو، که بنده با توجه به اندک زمان باقی‌مانده تا پایان، یکی از این دو رویکرد را انتخاب کردم که همان گفت‌وگوست. از طرفی، به نظر رسید که پرداختن به امور تشکیلاتی، امری است که بعضا مراکز فرهنگی دنبال می‌کنند. با این حال، اینکه در دوره بعد یا با آمدن مدیریت بعدی سازمان فرهنگی، این دو رویکرد و این پیش‌بینی‌ها پذیرفته شود یا نه، نمی‌دانم و در اختیار ما نیست. اما آن چیزی که کارکرد اصلی این خانه است و باید بخش اعظم توجه در آینده به آن اختصاص پیدا کند، تبدیل خانه به موزه است.