به گزارش اصفهان زیبا؛ شب که بر اصفهان فرود میآید و خیابانهایش از هیاهوی روزانه خالی میشود، چراغ موکبها یکییکی روشن میشود تا روایت تازهای از همبستگی را رقم بزند.
موکبهای شبانه این شهر که در بزنگاهها و شرایط ویژه، از دل حضور خودجوش مردم برمیخیزند، دیگر تنها یک سنت آیینی و محل پذیرایی از زائران نیستند؛ آنها به زیرساختی راهبردی برای حکمرانی مشارکتی و تقویت تابآوری شهری تبدیل شدهاند.
در این موکبها، شهروند اصفهانی نه تماشاگری منفعل، که بازیگری فعال در صحنه مدیریتشهری است؛ مردمی که با حضور داوطلبانهشان، سرمایه اجتماعی شهر را از شعار به عمل میآورند و در لحظههای حساس، پشتوانهای واقعی برای مدیریت بحران و همبستگی اجتماعی میسازند.
این تجمعهای مردمی، درواقع تمرینی زنده برای حکمرانی مشارکتیاند؛ جایی که تصمیمگیری و اقدام، از پشت میزهای اداری به دل جامعه منتقل میشود و پیوندی ناگسستنی میان مردم و مدیریتشهری شکل میگیرد. اصفهان با این موکبها نشان میدهد که تابآوری یک شهر، نه در زیرساختهای سختافزاری، که در عمق همبستگی و مشارکت مردمیاش ریشه دارد؛ و این، شاید مهمترین سرمایهای باشد که در شبهای ویژه، از دل روشنایی موکبها به شهر هدیه میشود.
معاون فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان با تبیین ابعاد پژوهش سیاستی جامع «چهارچوب سیاستی حکمرانی مشارکتی و بیننهادی در ساماندهی موکبها و تجمعهای شبانه دوران جنگ رمضان»، از نقشهراه جدید مدیریتشهری برای عبور از رویکردهای سختگیرانه تنظیمگری و حرکت بهسوی تسهیلگری هوشمند خبر داد.
کمال حیدری تأکید کرد که هدف بنیادین مدیریتشهری، ارتقای تجمعهای مناسبتی و موکبهای خودجوش به پایگاههای چندمنظوره مردمیار جهت حل مسائل محلی، تعمیق سرمایه اجتماعی و تحکیم پیوند میان شهروندان و نهادهای عمومی است.
او با تشریح پیشزمینه و اهمیت این گزارش سیاستی اظهار کرد که این اقدام با شماره ثبت «س/۰۲-۱۴۰۵۰۴» به همت پژوهشگران اندیشکده حکمرانی شهری شهراندیشان و با سفارش مستقیم سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان در تیرماه ۱۴۰۵ نگاشته شده و فاطمهسادات ناظری تدوین اصلی آن را برعهده داشته است. این سند که دومین گزارش سیاستی رسمی این اندیشکده محسوب میشود، با نگاهی عمیق و مسئلهمحور، پدیده موکبها و تجمعهای شبانه را نه صرفا یک رویداد مقطعی اجرایی، مذهبی یا انتظامی، بلکه یک ظرفیت کلیدی در نظام حکمرانی اجتماعی معرفی میکند.
معاون فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان با اشاره به مدل تحلیل بهکاررفته در این سند افزود: این پژوهش بر پایه سهگانه کشف مسئله، صورتبندی نظام مسائل و طراحی راهکارهای چندسطحی تدوین شده است. نگرش حاکم بر سند تصریح دارد که تجمعهای شبانه و مواکب مردمی در شرایط ویژهای همچون دوران جنگ رمضان، واجد ابعاد متعددی هستند و بهطور همزمان بر شاخصهای حیاتی جامعه شهری ازجمله میزان مشارکت داوطلبانه، حجم سرمایه اجتماعی، انضباط و نظم عمومی، اعتماد شهروندان به کارآمدی ساختارها، عدالت ذینفعی، روایتگری اجتماعی و اصلاح فرایندهای حکمرانی اثر میگذارند.
به گفته او، ضعف هماهنگی نهادی و فقدان تقسیم کار مشخص باعث میشود ظرفیتهای مردمی در صورت عدم همسویی با ساختار رسمی به اقدامهای موازی و جزیرهای تبدیل شوند؛ همچنین تمرکزگرایی و بوروکراسی پنهان، انگیزه مشارکتهای مردمی را سلب میکند و ضرورت گذار از تنظیمگری سختگیرانه به تسهیلگری را آشکار میسازد. از سوی دیگر، خلأ وجود نهادهای واسط و حلقههای میانی معتبر محلی موجب گسست میان ساختار رسمی و بدنه جامعه میشود و شکاف شفافیت و عدم پاسخگویی روشن در تخصیص امکانات نیز زمینه کاهش همراهی عمومی را فراهم میآورد. درنهایت، عدم نهادینهسازی مشارکتهای مردمی بحرانمحور سبب میشود شبکههای داوطلبانه پس از بازگشت به شرایط عادی دچار فرسایش و ناپایداری شوند.
حیدری تصریح کرد: شبکه مسائل تجمعهای شهری دارای پنج بعد درهمتنیده است: بعد سرمایه اجتماعی بستری عالی برای تقویت هویت جمعی، همدلی و اعتماد متقابل فراهم میآورد و بعد تابآوری شهری، توانمندی جامعه را در مواجهه با شرایط اضطراری، بسیج سریع امکانات و اطلاعرسانی مؤثر ارتقا میدهد. نحوه مواجهه و پشتیبانی از موکبها در بعد مشروعیت نهادی و اعتماد عمومی به یک آزمون سنجش کارآمدی برای دستگاههای عمومی تبدیل میشود؛ همچنین مدیریت ریسک، سلامت، کنترل مخاطرههای محیطی، بهداشت و روانی ترافیک در تجمعهای پرتراکم اهمیت بالایی دارد و در بعد انسجام اجتماعی، مواکب در صورت مدیریت صحیح قابلیت بالقوهای برای همگرایی اقشار مختلف و کاهش دوقطبیهای اجتماعی ایفا میکنند.
او در ادامه، راهکارهای عملیاتی سند در قالب هشت سطح دستهبندیشده را تشریح کرد و ادامه داد: در سطح اول که مربوط به سیاستگذاری ملی است، تدوین سند ملی حکمرانی مشارکتی تجمعهای شبانه، تشکیل کارگروه دائمی بیننهادی، ایجاد سامانه ملی ثبت ظرفیتها، ابلاغ پروتکلهای یکنواخت ایمنی و سلامت و مدیریت یکپارچه روایت و ارتباطات بحران در دستورکار قرارمیگیرد. در سطح دوم مرتبط با مدیریتشهری و محلی، بومیسازی ضوابط جانمایی و استقرار مواکب، راهاندازی پلتفرم هماهنگی خدمات شهری، پیادهسازی الزامهای بهداشت، ایمنی و محیطزیست محلی و تقویت تابآوری محلهمحور با محوریت مساجد و حسینیهها پیگیری میشود. در سطح سوم که به نهادهای مذهبی و اجتماعی اختصاص دارد، این تشکلها بهعنوان شرکای اصلی حکمرانی به رسمیت شناختهشده و مساجد به پایگاههای تابآوری محله تبدیل میشوند؛ همچنین برگزاری دورههای توانمندسازی برای مدیران هیئات و توسعه شبکهسازی افقی میان تشکلها صورت میپذیرد. در سطح چهارم مربوط به حلقههای میانی و نهادهای واسط، اعطای هویت حقوقی ویژه به این حلقهها، طراحی صندوقهای حمایت و تأمین مالی مشارکتی، استقرار الگوی حکمرانی پلتفرمی و سپردن ارزیابی عملکرد میدانی به نهادهای واسط دنبال میشود. در سطح پنجم ویژه مشارکتکنندگان و گردانندگان، رویکرد کنشگری از مشارکت جمعیتی به مشارکت مسئولانه ارتقا یافته و آموزشهای میدانی، حرفهایسازی نسبی وظایف اجرایی بدون آسیب به روحیه داوطلبانه و تقویت سیستم خودتنظیمی اجرا میشود. در سطح ششم متعلق به ارتباطات و مدیریت افکار عمومی، اجرای پروتکل جامع ارتباطات بحران، رصد مستمر فضای اجتماعی، برجستهسازی روایتهای اصیل مردمی و بهرهگیری از ابزارهای چندرسانهای صورت میگیرد. در سطح هفتم مرتبط با ذینفعان و گروههای اثرپذیر، ترسیم نقشه ذینفعان، سنجش مستمر اثرات رویداد بر اهالی منطقه، ایجاد کانالهای دریافت نظرها و پیشبینی تمهیدهای جبرانی برای همسایگان متأثر محقق میشود. درنهایت، در سطح هشتم که مواجهه با گروههای غیرهمسو است، تفکیک دقیق میان نقد مدنی و اخلالگری، اتخاذ ادبیات غیرتقابلی و فراگیر، کاهش هزینههای جانبی رویداد برای اقشار غیرمشارکتکننده و ایجاد درگاههای امن و محترمانه برای شنیدن نارضایتیها مدنظر قرار دارد.
حیدری با تأکید بر حساسیت تصمیمگیری در خصوص تداوم یا توقف فعالیتها گفت: گزارشهای سیاستی صراحتا هشدار میدهد تداوم بیقاعده موکبها درست به اندازه توقف ناگهانی آنها آسیبزاست؛ ازاینرو، جهتگیری اصلی مدیریت شهری بر بازآرایی هوشمند استوار است. معیارهای ارزیابی در این مسیر شامل میزان نیاز واقعی جامعه، کیفیت مشارکت، رضایت ذینفعان، میزان فرسودگی توان خادمان، هزینههای شهری، قابلیت مدیریت ایمنی و امکان تغییر کاربردی فضای رویداد است.او درباره نحوه جانمایی جغرافیایی مواکب توضیح داد: پس از ارزیابی چهار سناریوی پراکندگی محلهای، تمرکز در پایگاههای بزرگ، الگوی ناحیهای و الگوی ترکیبی چندسطحی، الگوی ترکیبی چندسطحی بهعنوان بهترین گزینه انتخاب شده است. در این مدل، سه سطح پایگاه اصلی شهری، پایگاههای ناحیهای و هستههای سبک محلی بهصورت مکمل عمل کرده و میان دسترسی آسان محلی با انضباط ترافیکی و خدماتی تعادلی پایدار برقرار میکنند.
حیدری با تشریح تغییر ماهیت خدمات موکبها اظهار کرد: سیاست جدید مدیریتشهری، ارتقای مواکب از ایستگاههای ساده پذیرایی به پایگاههای چندمنظوره مردمیار است. این پایگاهها مجموعه متنوعی از خدمات را ارائه خواهند داد که شامل ایجاد میز خدمت سازمانها و دستگاههای عمومی برای پاسخگویی بیواسطه به مردم، حضور مشاوران تخصصی داوطلب در زمینههای حقوقی، خانواده و روانشناسی و پیوند با شبکه خیران و واقفان محلی برای شناسایی و حل مشکلات نیازمندان میشود؛ همچنین ایجاد ایستگاه حل مسائل و مراجعههای محله، ارائه خدمات بهداشت، سلامت و غربالگری سبک، اجرای برنامههای اختصاصی برای کودکان، نوجوانان و سالمندان، برپایی بازارچهها و حمایت از کسبوکارهای خرد محلی، راهاندازی پویشهای نفع عمومی و مسئولیت اجتماعی، بسترسازی برای روایتگری مردمی و مستندسازی تجارب محلی و برگزاری نشستها و برنامههای گفتوگومحور و هماندیشی شهروندی از دیگر بخشهای عملیاتی این طرح خواهد بود.
او خاطرنشان کرد: نگاه مدیریتشهری به موکبها و تجمعهای شبانه، عبور از نگاه سختافزاری مدیریت تجمع و دستیابی به حکمرانی ظرفیتهای اجتماعی است. افق مطلوب شهرداری اصفهان، تبدیل این تجمعها از رویدادهای مقطعی به شبکهای پایدار از پایگاههای مردمیار و مسئلهحلکن است. این پایگاهها در شرایط عادی بهعنوان زیرساخت نرم ارتقای همبستگی و مشارکت شهروندی عمل میکنند و در مواجهه با بحرانها، به شبکهای چابک، قابلاتکا و سریع برای پشتیبانی از جامعه و سازماندهی نیروهای داوطلب تبدیل
خواهند شد.