شهرِ چوبی در ارغوانیه

در دنیا «پدر ژپتو»های زیادی هستند که «پینوکیو»هایی را از دل چوب‌ها به وجود آورده‌اند. در ایران خودمان هم پدرانِ هنرمندی هستند که با دیدن چوب، ذوقشان گل می‌کند و دست به اره می‌شوند و پیکره‌های چوبی می‌سازند که دلِ علاقه‌مندانشان را می‌برند.

به گزارش اصفهان زیبا؛ در دنیا «پدر ژپتو»های زیادی هستند که «پینوکیو»هایی را از دل چوب‌ها به وجود آورده‌اند. در ایران خودمان هم پدرانِ هنرمندی هستند که با دیدن چوب، ذوقشان گل می‌کند و دست به اره می‌شوند و پیکره‌های چوبی می‌سازند که دلِ علاقه‌مندانشان را می‌برند. محله ارغوانیه اصفهان محل زندگی یکی از این پدرژپتوهاست؛ بشیرعلی حسنی که تاکنون بیش از 20هزار مجسمه چوبی ساخته و آثارش تا آن سر دنیا هم رفته‌اند. فکرش را بکنید اگر روزی این مجسمه‌ها جان بگیرند می‌توانند شهروندان یک شهر 20هزارنفری شوند؛ شهروندانی چوبی با دلی از شیشه! حسنی متولد ۱۳۴۵ است و حدود 35سالی می شود که ساکن ارغوانیه است. نمی‌گوید اصالتا اهل کجاست و اعتقاد دارد هنرمند متعلق به جای خاصی نیست.
15 سال پیش، بعد از اینکه حکم بازنشستگی‌اش را از اداره راه دریافت می‌کند و بی‌حوصلگی به روزهایش اضافه می‌شود، ساخت یک تختۀ فوتبال دستی چراغ راهی می‌شود برای حرفه‌ای که سال‌ها ادامه می‌یابد.

چوب‌ها زغال شوند

این هنرمند مجسمه‌ساز از «خلاقیت» می‌گوید که همه‌چیزِ حرفه‌اش است؛ خلاقیتی که اگر نبود چوب‌ها به جای مجسمه‌شدن، دود می‌شدند و از بین می‌رفتند؛ کاری که رایج‌تر است و ساختنی که گویا از ذهن تکنولوژی‌زده ما رخت بربسته! سرشاخه‌های درختان و ضایعات چوب‌ها ابزار کارش هستند و او دلیل این موضوع را چنین بیان می‌کند: «اقتصادی‌بودن و در دسترس‌بودن این چوب‌ها دلیل استفاده من از آن‌هاست. چوب‌های ضایعات بسیار ارزان هستند و ما یاد گرفتیم که چطور از این ابعاد و شکل‌های مختلف، اثر خلق کنیم.»البته دغدغه محیط‌زیستی و تبدیل محدودیت به فرصت نیز از دیگر دلایلی است که از آن سخن می‌گوید: «در واقع هر دو این موارد را هم درنظر دارم؛ چون این چوب‌ها اگر استفاده نشوند، یا زغال می‌شوند یا کشاورزان آن‌ها را می‌سوزانند. ما با این کار ازهدررفتن آن‌ها جلوگیری می‌کنیم.»
یکی از زیبایی‌های کار این هنرمند ساکن محله ارغوانیه ساخت مجسمه‌هایی با موضوع ضرب‌المثل‌ها و حکایت‌های ایرانی است؛ ضرب‌المثل‌هایی که به گفته او کم‌کم دارند فراموش می‌شوند. او می‌گوید که با این کار، خودش هم با دنیای شعر و ادبیات بیشتر آشنا شده و چیزهای زیادی یاد گرفته است: «با ساخت این مجسمه‌‌ها می‌خواستم مفاهیم ادبی و داستان‌های قدیمی را در قالب پیکره‌های چوبی بیاورم. ضرب‌المثل‌هایی را کار کرده‌ام که برای همه آشنا هستند؛ اما نسل جوان کمتر با آن‌ها درگیر است. این کارها برای مخاطب بسیار جذاب هستند. اینطور می‌خواهم به نوعی برای آموزش دوباره داستان‌ها و ضرب‌المثل‌های ادبیات فارسی فرهنگ‌سازی کنم.»
ساخت هر اثر بسته به نوعش از حدود نیم ساعت تا چهار ساعت زمان می‌برد و این هنرمند با کشف و شهودی که دارد بهترین شمایل را از چوب خام می‌سازد و به آن جان می‌دهد. پای آثار آقای حسنی به جاهای مختلف باز شده؛ از نمایش در فرهنگ‌سراهای مختلف سطح شهر تا نمایشگاه‌های خارج از کشور. حتی عروسک‌هایش در تئاترها نیز نقش‌آفرینی کرده‌اند. او از خاطره اولین نمایشگاهش چنین یاد می‌کند: «به دلیل حس ششمی که دارم و از الطاف خداوند است، چوب‌ها را که می‌دیدم فکر می‌کردم می‌شود از دل آن‌ها چیزی خلق کرد و با این کار به درآمد هم رسید. به نظرم بهترین صنعت آن است که از ضایعات بتوانیم چیز مفیدی بسازیم. برای گسترده‌ترشدن کارم خیلی تلاش کردم. یک روز روی گوشی‌ام پیامکی آمد که نوشته بود نگارخانه فرهنگ‌سرای کوثر افتتاح‌ شده. چند تا عکس از مجسمه‌ها گرفتم و پیش آقای مکارمی، مدیر فرهنگ‌سرا بردم. ایشان پرسید چند تا از این مجسمه‌ها داری؟ گفتم: حدود صدتا. خیلی سریع گفت: نمایشگاه بعدی را با آثار تو برگزار می‌کنیم.»به او لقب پدرژپتو داده‌اند؛ او نسبت به این لقب حسی ندارد و می‌گوید: «پدرژپتو یک پینوکیو ساخت؛ ولی من کارم فراتر از ساخت یک عروسک است. من به این فکر می‌کنم که این شکل چوبی قرار است چه معنایی داشته باشد و چه کاربردی پیدا کند. او فقط سازنده بود؛ اما من می‌بینم و آنچه را خود چوب به من نشان می‌دهد به وجود می‌آورم.»
این هنرمند از فلسفه پنهان در چوب می‌گوید؛ فلسفه‌ای که باعث شده چوب گاهی عصای موسی شود، گاهی منبری در مسجد و گاهی درِ خیبر. معتقد است چوب رنگ‌نشده حس قوی‌تری نسبت به چوب‌های رنگ‌شده و مصنوعی دارد و از دیدن کارهای بکرش لذت می‌برد و دلش می‌خواهد لذت این دیدن را با دیگران به اشتراک بگذارد. دغدغه او نمایش آثارش به تمام دنیاست و آموزش کارش به همه علاقه‌مندان: «خانه‌ام کوچک است و محیط کار محدودی دارم. اگر فضایی فراهم شود، بسیار مشتاقم که از تمام دنیا دعوت کنم به دیدن آثارم بیایند و حتی حاضرم این هنر را به همه آموزش دهم. بچه‌ها بیایند و خودشان کار بسازند. اگر مکانی داشته باشم، هر روز ساعت‌ها برای آموزش وقت می‌گذارم.»
«فرصت‌ها دارد از دست می‌رود»؛ جمله‌ای که حسنی درباره محله‌ای می‌گوید که می‌تواند چنین مکانی را برایش فراهم کند: «محله ارغوانیه فرصت‌های زیادی دارد. زمین‌های بلااستفاده زیادی در محله هست که می‌تواند کارگاهی برای این هنر باشد. با اینکه گاهی به من گفته می‌شود بیا و در یکی از این زمین‌ها کار کن؛ اما اگر شروع به کار کنم از من هزینه اجاره و… می‌خواهند که توان پرداختش را ندارم. مردم قدرت خرید کمی دارند و نمی‌توان از آن‌ها انتظار داشت که خرید کنند؛ همین که به دیدن آثارم بیایند و عکسی بگیرند هم خوب است؛ اما برای این کار هم جایی ندارم.»
پارک الهیه در ارغوانیه و تجمعات شبانه مردم در این محله، مکانی شده برای نمایش مجسمه‌های چوبی او: «آثارم را برای نمایش به این پارک می‌برم؛ حتی در تجمعات شبانه هم کارهایم را می‌برم. می‌خواهم به‌عنوان خمس کارم، اهالی محله به دیدن این مجسمه‌ها بیایند و از آن‌ها لذت ببرند.»
حضور در مراکز فرهنگی و محل‌های پررفت‌وآمد برایش مقدور نیست و اجازه درمعرض‌دیدگذاشتن کارهایش را به او نمی‌دهند و همین موضوع حسنی را آزرده‌خاطر کرده است.
از این هنرمند مجسمه‌ساز ساکن ارغوانیه می‌پرسم آیا به ساخت نمادی برای محله فکر کرده است؟ پاسخش، ساخت مجسمه‌ای با بیش از سه‌متر ارتفاع است که مدت‌ها پیش به سفارش شهرداری ساخته؛ ولی دیگر کسی سراغی از آن نگرفته و در کارگاه چشم‌انتظار توجه مانده: «این مجسمه می‌تواند نمادی برای محله باشد. می‌شود وزنه‌ای به دستش داد یا بیلی روی دوشش گذاشت و به‌عنوان نمادی از این محله از آن استفاده کرد. مجسمه‌های دیگری هم می‌شود ساخت. اگر کارگاهی داشته باشم این مجسمه را جلوِ در آن می‌گذارم و روی تابلویش می‌نویسم “به کارگاه خلاق ارغوان خوش آمدید”.» خلاقیت و درک بصری او به یاری هم‌محله ای‌ها نیز آمده است. حسنی می‌گوید: «وقتی خانه‌ای در حال ساخت باشد، با توجه به درکی که دارم صاحبانشان را راهنمایی می‌کنم که چطور فضای بهتری مثلا برای راه‌پله‌ها یا نقاط دیگر در نظر بگیرند و مردم محله هم خداراشکر از این موضوع راضی بوده‌اند.»
این هنرمند معتقد است اگر جوانان، به‌ویژه اهالی محله ارغوانیه با کارش بیشتر آشنا شوند و بتوانند خودشان هم اثری به جود بیاورند، در آینده شغلی‌شان بسیار مؤثر است و از آن‌ها افرادی خلاق و بافکر می‌سازد. این اتفاق نیازمند توجه متولیان و مسئولانی است که با حمایت از هنرمندان، به پیشرفت جامعه کمک کنند. حسنی از بیان مشکلات ارغوانیه خودداری می‌کند و می‌گوید در حیطه حرفه‌اش نیست که از این مسائل سخن بگوید؛ اما به ترافیک دوشنبه بازار محله که برای مراجعه‌کنندگان دردسرساز شده اشاره می‌کند. او تأکید می‌کند که ارغوانیه ظرفیت ساخت پارکینگ را دارد؛ ظرفیتی که هنوز فکری برای آن نکرده‌اند و امیدوار است مسئولان به آن توجه کنند.