به گزارش اصفهان زیبا؛ قرن ۱۷ در تاریخ جهان، دوره جنگ، آشوب و هرجومرج است؛ از اروپا گرفته تا آمریکا و از شرق آسیا تا آفریقا،این بحران و آشوب تقریبا در همه دولتها و امپراتوریهای بزرگ دنیای آن روز به چشم میخورد؛ چنانچه در میان اندیشمندان، قرن ۱۷ به قرن بحران مشهور شده است؛ اما ازنظر نویسنده یک استثنا هم وجود دارد و آن ایران صفوی است.
برای ایران، قرن ۱۷ میلادی با رویکارآمدن شاهعباس اول و انتخاب اصفهان به پایتختی آغاز شد و بااینکه چند جنگ مهم در همان ابتدای قرن میان ایران صفوی و امپراتوری عثمانی درگرفت، این دوره درمجموع برای ایران، قرن ثبات و پیشرفت اقتصادی بود؛ خصوصا که غلبه ایران بر ازبکان، ترکان عثمانی و پرتغالیها سبب شد حداقل برای یک قرن جنگ از ایران دور باشد (شایانذکر است؛ بااینکه عثمانی در دوره اوج قدرت خویش بود و در جبهه اروپا تا دروازههای وین پیش رفته بود، در جبهه شرقی متوقف شد و در چند مرحله از ایران شکست خورد: ابتدا در ۱۶۰۳ و در جنگ ارومیه که آذربایجان و اران و شروان و ارمنستان را به ایران بازگرداند؛ سپس در ۱۶۲۹ در نبرد بغداد که بااینکه در سالهای بعد از فوت شاهعباس اول از دست رفت، مرزهای ایران و عثمانی را تا ۱۵۰ سال تثبیت کرد)؛ اما درمقابل، قرن ۱۷ برای اروپائیان دوران بحران بود؛ با جنگ آغاز شد و با جنگ هم به پایان رسید. از ناآرامیهای روسیه و لهستان-لیتوانی تا جنگهای عثمانی با هابسبورگ اتریش و از جنگهای ۳۰ساله مذهبی (۱۶۱۸-۱۶۴۸) که تمام دولتهای بزرگ اروپا را درگیر کرد تا جنگهای ۸۰ساله استقلال هلند از هابسبورگ اسپانیا، در تمام این ۱۰۰ سال اروپاییها فقط پنج سال با هم نجنگیدند و بقیه ۹۵ سال قرن ۱۷ آتش جنگ در سراسر قاره سبز شعلهور بود.
گذشته از اروپا، برخی محققان این بحران قرن ۱۷م را به تمامی دنیا تعمیم میدهند. چین در جریان شورش منچوها و سقوط سلسله مینگ ۳۰درصد جمعیت خود را از دست داد؛ عثمانی سالها بود در داخل گرفتار چیرگی زنان اندرونی بر قدرت بود (مثل کوسم سلطان که در دربار هفت امپراتور صاحب قدرت بود) و در خارج هم نه در اوکراین و کریمه و نه در اروپای شرقی، خصوصا از نیمه دوم قرن ۱۷ دستاورد تازهای نداشت؛ با شکست در نبرد خوتین (۱۶۷۳) از روسها و در دروازههای وین (۱۶۸۳) از اتریش هابسبورگ وارد دوره انحطاط شد؛ ژاپن با آغاز عصر شوگانها و شروع دوره ساکوکو درگیر جنگهای داخلی شد و در انزوایی ۲۰۰ساله فرورفت؛ حتی در هند هم قرن ۱۷ ابتدای نفوذ استعماری هلند و انگلیس با تأسیس کمپانی هند شرقی هلند و بعدتر بریتانیا بود.
دقیقا در همان زمان که با اقدامهای شاهعباس اول مثل توسعه تجارت و صنعت ابریشم، برقراری امنیت و توسعه راهها و احداث کاروانسراها و احداث کارخانههای اسلحهسازی و ساخت توپ (۱۶۰۳ در اصفهان)، ایران یک دوره از جهش اقتصادی و رونق و ثبات را تجربه میکرد، اروپا شاهد یک دوره تورم شدید بود که حاصل استعمار و کشف منابع و معادن قاره آمریکا و سرازیرشدن پول به اروپا بود (مانند ذخایر عظیم نقره در مکزیک و پرو علیا).
جنگهای ۳۰ساله با بهانه شورش نجبای پروتستان بوهمیا علیه فردیناند دوم، شاه اتریش و امپراتور مقدس روم که کاتولیک بود، شروع شد؛ اما دیری نپایید که تمام قدرتهای اروپا را در زمین آلمان درگیر کرد (آلمان در آن دوره نه کشوری متحد که مجموعهای بود از دولتشهرها و امیرنشینها). شهرهای شمالی عمدتا پروتستان بودند و جنوبیها کاتولیک؛ اما این جنگ فقط ظاهرش اختلاف مذهبی بود؛ چنانکه فرانسه کاتولیک در کنار سوئد و دانمارک و هلند و شهرهای شمالی آلمان با اتریش و اسپانیای هابسبورگ، شهرهای ایتالیایی و جنوبیهای کاتولیک میجنگید. در طول همین جنگ هلند بر سر استقلالش با اسپانیا در دریا درگیر بود و انگلستان و اسکاتلند و ایرلند هم در جنگ سه پادشاهی با هم درگیر بودند. این جنگها برای مردم اروپا جز قحطی، گرسنگی، بیماری و مرگ رهاورد دیگری نداشت؛ بهعنواننمونه،جمعیت ۲۰میلیونی آلمان در سال ۱۶۰۰ به کمتر از ۱۰میلیون نفر در ۱۶۵۰ کاهش یافت.
اما درمقابل، صلح و ثباتی که در قرن ۱۷ بر ایران حاکم بود، دورهای از شکوفایی فرهنگی، هنری، معماری و اقتصادی را رقم زد که رد آن در گزارشهای جهانگردان اروپایی مثل شاردن، تاورنیه و دلاواله هویداست.
ادامه این مقاله کوششی است برای مقایسه اوضاع اصفهان و شهرهای بزرگ اروپا در قرن ۱۷.
ازنظر فرهنگی و روا داری مذهبی در همان زمانی که اروپاییها در جنگهای ۳۰ساله مذهبی بیش از ۱۰میلیون نفر از یکدیگر میکشتند، در شهر اصفهان و در کنار مسلمانان، جمعیت بزرگی از ارامنه، یهودیان، زرتشتیان و بازرگانان چینی، هندی، انگلیسی، فرانسوی و هلندی زندگی میکردند و همه این اقلیتها در انجام مناسک و آداب مذهبی خود آزادی کامل داشتند. در همین دوره در محله جلفای اصفهان که محل زندگی ارامنه بود، کلیساهایی مانند وانک و بیتلحم ساخته شدند که ازنظر معماری در نوع خود میان کلیساهای شرقی کمنظیر بودند (ژان تاورنیه به تفصیل و با جزئیات درباره آزادی و ثروت بسیار ارامنه اصفهان صحبت کرده است).
در بعد معماری، اصول شهرسازی و مدیریت بهداشت، برخلاف لندن دوره استوارت و پاریس دوره لوئی چهاردهم که دارای کوچهها و معابری تنگ و تاریک و قرونوسطایی بود و محیطی خفه با ساختمانهای چوبی تودرتو داشت (این وضعیت منجر به آتشسوزی بزرگ ۱۶۶۶ در لندن شد) و مردم بدون داشتن سیستم فاضلاب شهری، زبالهها و فضولات انسانی را یا مستقیم از پنجره خانهها به معابر میریختند یا به داخل چاههای آب و رودخانههایی مانند تایمز در لندن (منبع اصلی تأمین آب شهر بود)، اصفهان صفوی با یک نقشه شهری جامع و مدرن طراحی شد؛خیابانها و معابر پهن و عریض مانند چهارباغ و فضای سبز شهری داشت؛ آنچنانکه به قول تاورنیه اصفهان از دور، شبیه یک جنگل سرسبز بود.
در اصفهان هر محله با طراحی مادیها سیستم آبرسانی مجزا داشت (برخلاف شهرهای اروپایی که آب تمیز یک امتیاز و کالای اشرافی بود)؛ در هر محله چاههای بزرگی برای زباله و فاضلاب وجود داشت و مأمورانی در شهر مسئولیت تخلیه این چاهها و انتقال فضولات به مزارع تنباکو و خربزه اطراف شهر را داشتند و از همه مهمتر، اصفهان قرن ۱۷ بیش از ۲۷۰ حمام پیشرفته با سیستم گرمایش مرکب داشت؛ درحالیکه اروپاییها در این دوره به دلیل باورهای غلط پزشکی از حمامکردن و آب فراری بودند.
گذشته از این، ازنظر اقتصادی هم بااینکه اروپا در حال ورود به صنعتیشدن و اقتصاد سرمایهداری بود، اصفهان نبض تجارت ابریشم دنیا را در دست داشت و با داشتن راههایی امن و یکهزارو28 کاروانسرا، تجار بسیاری را از سرتاسر دنیا در خود جمع کرده بود؛ ابریشم درجهیک، قالیهای نفیس، ظروف سفالی و پارچههای زربافت به اروپا، هند و عثمانی صادر میکرد و کمپانی هند شرقی هلند و بریتانیا در اصفهان دفتر دائمی داشته و بر سر گرفتن امتیازهای تجاری از شاه رقابت داشتند. در قرنی که قحطی و گرسنگی هرچند سال یکبار در اروپا اتفاقی عادی بهشمار میرفت، شاردن یکی از اخلاق ناپسند ایرانیان، خصوصا مردم اصفهان را ولخرجی و گشادهدستی بیشازحد مینامد و از ایشان انتقاد میکند که چرا بدون فکر به فردا پول خرج میکنند؛ قطعا ملتی که ترس از گرسنگی دارد، چنین اخلاقی نخواهد داشت. این انتقاد شاردن بهخوبی نشانگر رفاه و فراوانی و آسودگی خیال مردم ایران ازنظر اقتصادی است. یا پیترو دلاواله از پاکیزگی لباس و آراستگی مردم اصفهان، حتی طبقات متوسطه و کارگر تمجید میکند و یکی از ویژگیهای پسندیده مردمان اصفهان را اهمیت بهظاهر و استفاده از لباسهای ابریشمی و رنگارنگ میداند که تضاد شدیدی با لباسهای تیره و کثیف طبقات پایین در جوامع اروپایی
داشت.
اصفهان آن عصر حتی ازنظر جمعیت اگر نگوییم بینظیر، قطعا کمنظیر بود و در مراحلی جمعیتی بالغبر ۸۰۰هزار نفر را در خود جایداده، این در حالی بود که جمعیت لندن قرن ۱۷م از ۴۰۰هزار و پاریس از ۵۰۰هزار نفر (بهعنوان بزرگترین شهرهای اروپای غربی) تجاوز نمیکرد.
مورد آخر هم امنیت است. به شهادت جهانگردان و سیاحان اروپایی که در قرن ۱۷ از ایران بازدید کردند، امنیت در ایران حتی قابلمقایسه با اروپای پر از آشوب و هرجومرج آن عصر نبود. تاورنیه که خود تاجر جواهر بود، نقل میکند که دزدی و راهزنی در اصفهان و راههای منتهی به آن بسیار نادر است و شاردن متعجب بود که چگونه در ایران بازرگانان و ثروتمندان بدون ترس ثروت خود را نمایش میدهند یا برخلاف اروپا که مردم بهعلت ترس از باجگیریهای خیابانی شبها در معابر رفتوآمد نمیکردند، اصفهان دارای یک زندگی شبانه هم بوده و صدها سال پیش از مرسومشدن کافه و کافهنشینی در اروپا، قهوهخانهها در محلهها، بازار و خود میدان نقشجهان و خیابان چهارباغ محلی بوده که شبها مردم شهر جمع میشدند و چای و قهوه مینوشیدند؛ شطرنجبازی میکردند و به نقالی و شاهنامهخوانی گوش میدادند.
درآخر، همه این اوصاف بهوضوح نشانگر آن است که اصفهان قرن ۱۷ میلادی نهتنها یک شهر ردهچندم نیست که از بسیاری جهات و در بسیاری از شاخصها جلوتر و پیشرفتهتر از بزرگترین شهرهای اروپا و جهان در آن عصر دارای روحی چند فرهنگی و به معنای واقعی شهری بینالمللی است.