به گزارش اصفهان زیبا؛ بیایید دو بار به صحنه کشور نگاه کنیم. بار اول: هرروز یک مسئلهای برای اختلافنظر پیش میآید. سفر نیویورک و اتفاقهای پیرامون آن، مسئله حجاب و نحوه مواجهه با آن، بازگشت برخی چهرههای مسئلهدار به کشور و… آخرینش هم حکم صادرشده برای آقای حمید رسایی. از زمان اعلام این خبر، موجی از زدوخوردهای رسانهای در فضای سیاسی کشور رقمخورده که عمدتا هم سه ضلع را نشانه رفته است: ریاست مجلس، شخص آقای رسایی، قوه قضائیه. همه اهالی زدوخوردهای قبلی، در این دعوای جدید جای خودشان را پیدا میکنند و آرایش مجددی مییابند.
آقای قالیباف دیکتاتورمآب تلقی میشود. امثال آقای رسایی، برهم زننده انسجام ملی و قوه قضائیه ناکارآمد و فاسد. یک عده نگران آن هستند که جمعی از مدیران کشور که با یکدیگر همدست شدهاند، مشغول ضربه به نیروهای آرمانگرایی هستند که میتوانند در مقابل وادادگی این دسته از مدیران مقاومت کنند. تحلیل اینها این است که تمام اتفاقها در همین پازل قابلتحلیل است. عدمبرخورد با مسئله بیحجابی در راستای تضعیف همین نیروهاست؛ بازگشت یک عده به کشور برای تقویت مخالفان آنهاست؛ سخنرانی مجمععمومی سازمان ملل رئیسجمهور، پوششی بود تا این نیروهای آرمانگرا مهار شوند و پشت پرده، توافقهای صلح با دشمن پیگیری شود و… .
عدهای هم معتقدند امثال آقای رسایی بهانههایی را میجویند تا به اتحاد مقدس حمله کنند. اینها که خودشان را از قدرت رسمی و غیررسمی، بریده میبینند،
برای ادامه حیات سیاسی، راهی بهجز جنجال ندارند. مسئله حجاب بهانهای است برای همین جنجالآفرینی، احکام قضایی هم همینطور.
عده دیگری در هر قضیهای بهدنبال اثبات ضعف و ناکارآمدی سیستمی و ساختاری نظام هستند. مسئله اینها فراتر از اشخاص است. این افراد مرتب به این نقطه میرسند که دیدید گفتیم؟ دیدید گفتیم که قوه قضائیه ناکارآمد است؟ دیدید گفتیم که مجلس ناتوان است؟ دیدید گفتیم که ما طرحی برای پیروزی در مقابل آمریکا نداریم؟ دیدید گفتیم که اقتصاد ما کلا بیمار است و…
فرض بر این است که هر سه گروه فوق، دلسوز ایران و جمهوری اسلامی هستند و بههیچوجه بنا نداریم در این امر تشکیک کنیم؛ اما بیایید یکبار دیگر به صحنه اداره کشور نگاه کنیم: دشمن رسما از حمایت از آشوبگری در داخل ایران سخن میگوید و پایان جمهوری اسلامی را در ماههای پیش رو آرزو میکند. گستاخانه میگوید: نمیگذارم آنها یک ملت باقی بمانند. تمام تلاش دشمن در این چند وقت، تکمیل محاصره دریایی، هوایی و زمینی بوده است.
البته اینچنین نیست که اوضاع بر وفق مراد او باشد. این حجم از تلاش برای نابودسازی اتفاقا به این دلیل است که زمان به نفع او نیست. وضعیت ذخایر استراتژیک و قیمتها و همچنین نگاه جهانی به ادامه جنگ ایران هیچکدام در بلندمدت به سود دشمن نیست؛ بنابراین دشمن باید در زمان کوتاه، تابآوری جامعه ایران و صبر راهبردی آن را از بین ببرد. از کنار هم گذاشتن این دو صحنه میبینیم که متأسفانه آرایش داخلی ما تناسب چندانی با موقعیت کنونی ایران در جنگ ندارد.
جنگ، یک چشمانداز بلندمدت پیش پای ما میگذارد که البته تنها در صورت تحقق انسجام داخلی و تابآوری اجتماعی قابلوصول است. در شرایط امروز ایران، همه باید نگاههای لااقل پنجساله و دهساله به ایران داشته باشند؛ حتی از یک خانم خانهدار انتظار میرود مشکلات معیشتی را در یک دستگاه نگاه بلندمدت مدیریت کند و برای خودش و اطرافیانش توضیح دهد. در این صورت، حقیقتا چه جایی برای این حواشی در فضای سیاسی باقی میماند؟
البته از هریک از اضلاع سهگانه فوق میتوان پرسید که تقویت این حاشیه در شرایط کنونی با چه غرض و انگیزهای صورت گرفته و بههرحال هرکدام در انتخاب زمان یا نحوه پرداختن به مسئله یا سعهمندی در قبال آن مسئولیت دارند؛ اما گاهی برای مواجهه با حواشی بهتر است به جای ورود به آن و مقصریابی، از آن عبور کنیم.
حتی اگر بخواهیم قدری مشکوک به صحنه نگاه کنیم، جای بیان این پرسش هم وجود دارد که طرح این مسئله حاشیهای در این شرایط، بناست ارزش کدام خبر دیگر را کمرنگ کند و توجهها را از آن باز دارد؟ ایکاش وقتی بنا بود رقابت سیاسی انجام دهیم و با رقیب سیاسی خودمان مواجه شویم، حجم و اندازه آن را در نسبت با جنگ وجودی که در آن هستیم، تعریف میکردیم! ایکاش وقتی بناست قانون و حکمی ابلاغ شود، در ذیل این امر کلان ابلاغ میشد! ایکاش وقتی بنا بود مصاحبهای صورت پذیرد و حتی از حق اشخاص دفاع شود، نسبت آن با پیشبرد این جنگ معلوم میشد! امروز کدام مظلوم بزرگتر از محور مقاومت و انقلاب اسلامی و میهن عزیز ما ایران است؟
اگر گمان میکنیم بیطرفبودن در مسائل، شرافت ما را لکهدار میکند و حتما باید به سود یکی از اضلاع دعواهای سیاسی حرفی بزنیم، به یاد این مسئله بیفتیم که مافوق تمام این دعواهای کمارزش، امروز دعوای حق و باطل در تاریخ ما در جریان است و یک سمت آن آمریکا و اسرائیل و سمت دیگر آن، جمهوری اسلامی ایران قرار دارد و خوب است در این جنگ بیطرف نباشیم و در همه دعواهای دیگر ناظر به این جنگ موضع بگیریم. این دعوا، منازعهای است که رهبر عزیزمان معتقدند امروز بیش از هر زمان دیگری به پیروزی نهایی نزدیک شدهایم و حیف است در این لحظههای ناب نزدیک به پیروزی، با گرفتارشدن در حاشیه، موجب تأخیر پیروزی شویم. برای اینکه مطمئن شویم لزوما نباید در دعواهای جزئی وارد شد، به پیامهای رهبر حکیممان نگاه کنیم که چقدر باعظمت به صحنه نگاه میکنند و خود را آغشته به این مسائل نمیکنند. انسانی که راه درازی برای طیکردن دارد، فرصت اتلاف ندارد.