به گزارش اصفهان زیبا؛ در سینمای بیوگرافیک ایران، پرداختن به زندگی چهرههای ملی همواره با دو عامل متضاد همراه بوده است؛ اسطورهسازی اغراقآمیز یا شعارزدگی!
فیلم سینمایی «کوچ» به کارگردانی محمد اسفندیاری که نخستین تجربه بلند سینمایی اوست، با انتخاب مقطع کودکی و نوجوانی شهید قاسم سلیمانی، از همان ابتدا نشان میدهد که قصد ندارد مسیر دیگر فیلمسازان را طی کند. او کاملا بدون تغییر، فضای آن سالها را به نمایش میگذارد و مخاطب را به این باور میرساند که این شخصیت، با وجود آن شرایط، مسیر درستش را پیدا کرده، در آن قدم برداشته و این فوقالعاده تحسین بر انگیز است.
فیلم به جای تمرکز بر لحظات اوج قهرمانی، به سراغ قهرمان، پیش از قهرمانی میرود! یعنی از ابتدا، شکلگیری شخصیت قهرمان را در بستر خانواده، فقر و زندگی روستایی به تصویر میکشد. و این انتخاب بهخودیخود جسورانه است.
بخش نخست فیلم که در روستای قناتملک کرمان میگذرد، یکی از دلپذیرترین فضاهای سینمای ایران در سالهای اخیر را خلق میکند. طراحی صحنه و لباس با وسواس، تصویری دقیق و باورپذیر از زندگی عشایری و روستایی دهههای ۳۰ تا ۵۰ ارائه میدهد. خانهها، کوچهها، وسایل روزمره و حتی پوشش مردم، همگی به عنوان عناصری روایی عمل میکنند و فقر و مقاومت را بدون نیاز به دیالوگهای پیچیده روایت میکند.
اسفندیاری با استفاده از بازیگران بومی و نابازیگران و پذیرفتن این ریسک بزرگ، همراه با نقشآفرینیهای باورپذیر احساس صمیمیت و خودمانی بودن را به مخاطب تزریق میکند.
فیلم در پرداخت به رابطه عاطفی میان مرادعلی (پدر) و قاسم، از بزرگنمایی پرهیز کرده و کاملا واقعگرایانه به آن میپردازد. همچنین هیجانات بالای فیلم که با موسیقی اصولی و دوربینی که در خدمت فیلم است، مخاطب را بر این باور میرساند که خود در صحنه حضور دارد. در نهایت میتوان گفت این فیلم، از اصلیترین گزینههای کسب پروانه زرین جشنواره سیوهشتم به شمار میرود.