به گزارش اصفهان زیبا؛ فرش دستبافت اصفهان بهمثابه شناسنامه هویتی، فرهنگی و اقتصادی ایران در بازارهای جهانی شناخته میشد. بااینحال، سالهاست که سایه رکود، افت صادرات و انباشت چالشهای ارزی و سیاستی بر سر این هنر–صنعت سنگینی میکند.
در نگاه نخست، شاید این بحران صرفاً معضل صادرکنندگان در مواجهه با قوانین تجاری یا رکود تقاضا در بازارهای سنتی بهنظر برسد؛ اما کالبدشکافی ساختار تولید نشان میدهد ریشه معضل، در یک گسست زنجیرهای نهفته است. فرآیند تولید فرش دستبافت ماهیتاً زمانبر، کاربر و سرمایهبر است؛ ازاینرو، هرگونه تزلزل در چشمانداز فروش، کل ارکان این سامانه بههمپیوسته را دچار بحران میکند.
اخیراً در همین چارچوب، اخترالسادات موسوی، پژوهشگر دانشگاه هنر اصفهان، در تحلیل ساختاری این وضعیت به نکتهای کلیدی اشاره کرد و تأکید داشت که زنجیره تأمین فرش اصفهان در صورت تداوم شرایط فعلی، در یک «چرخه منفی قفلشونده» گرفتار میشود؛ چرخهای که جز با مداخله سیاستی چندوجهی شکسته نخواهد شد.
وقتی چشمانداز فروش تیره باشد و صادرات بهواسطه موانعی چون پیمانسپاری ارزی، تورم هزینههای لجستیک و موانع نقلوانتقال مالی افت کند، تولیدکننده نهتنها از ورود به پروژههای جدید و سرمایهگذاری برای خلق قالیهای نفیس بازمیماند، بلکه در تأمین نقدینگی جاری برای ادامه حیات کارگاههای فعال نیز ناتوان میشود. افت نقدینگی، تولیدکننده را در یک دوراهی تلخ قرار میدهد.
بالا و پایین شدن صادرات فرش، روی تمامی حلقههای زنجیره از تولید تا فروش تأثیرگذار است. سعید عصاچی، رئیس انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان فرش دستبافت استان اصفهان تیرماه سال جاری اعلام کرد که نزدیک به ۷۰۰ کارگاه تولیدی فرش دستبافت در اصفهان فعالیت دارند.
این کارگاهها در صادرات فعال بودند و ۱۰ درصد تولیدکنندگان نیز فروش خارجی را به تاجران فرش سپرده بودند؛ اما اکنون ۸۰ درصد صادرات فرش را از دست دادهایم و همین موضوع بازار فرش دستبافت اصفهان را به رکود برده است.
سیاستگذاری برای فرش، ترکیبی باشد
یک پژوهشگر دانشگاه هنر اصفهان به اصفهان زیبا گفت: ازآنجاکه تولید فرش دستباف فرایندی زمانبر است، نبود اطمینان از فروش، تولیدکننده را از سرمایهگذاری جدید بازمیدارد و حتی حفظ وضعیت موجود نیز دشوار میشود.
از منظر زنجیره تأمین، آسیبها فقط به بخش تولید محدود نیست چرا که زنجیره تأمین فرش یک سیستم بههمپیوسته است و اختلال در یک حلقه، سایر اجزا را نیز تحتتأثیر قرار میدهد.
اخترالسادات موسوی بیان کرد: کاهش صادرات علاوه بر بخش فروش، بر تأمین مواد اولیه، کیفیت تولید و منابع انسانی اثر میگذارد. در شرایط افت نقدینگی، تولیدکنندگان ناچار به استفاده از مواد اولیه ارزانتر شده و سرمایهگذاری در فناوریهای بهبود کیفیت، رنگرزی استاندارد و کاهش مصرف آب و انرژی متوقف میشود، درعینحال، ظرفیتهای داخلی کشور در حوزه مواد اولیه فرش قابلتوجه است، اما نبود منابع مالی و انگیزه اقتصادی باعث میشود این ظرفیتها به طور کامل فعال نشوند.
موسوی تصریح کرد: در چنین شرایطی، حتی وجود مواد اولیه همچون پشم، ابریشم و تجهیزات تولید نیز به افزایش تولید منجر نمیشود، از منظر منابع انسانی نیز، کاهش درآمد و نبود حمایتهای اجتماعی، انگیزه بافندگان بهویژه نیروی کار ماهر را کاهش داده و تداوم این روند میتواند تهدیدی جدی برای آینده فرش اصفهان باشد.
او اظهار کرد: ادامه افت صادرات، زنجیره تأمین فرش را وارد یکچرخه منفی قفلشونده میکند. کاهش صادرات، افت درآمد، کاهش سرمایهگذاری، افت کیفیت و در نهایت کاهش بیشتر صادرات نتایج این چرخه منفی هستند. شکستن این چرخه بدون مداخله هدفمند امکانپذیر نیست.
موسوی گفت: مؤثرترین راهکار برای خروج از این وضعیت، اجرای سیاست ترکیبی است؛ سیاستی که بر سرمایهگذاری همزمان در کیفیت مواد اولیه، بهبود فرایند تولید، ارتقای فناوری، کاهش مصرف انرژی و توسعه بازار تأکید دارد. این سیاست زمانی بیشترین اثر را دارد که با حمایتهای مالی و صادراتی دولت همراه شود؛ از جمله تسهیل دسترسی تولیدکنندگان به تسهیلات بانکی و تقویت تقاضای بازار داخلی و خارجی.
او عنوان کرد: افت صادرات، زنجیره تأمین فرش را وارد چرخهای منفی میکند، اما با فعالسازی همزمان صادرات، حمایت مالی و سرمایهگذاری فناورانه، میتوان این چرخه را معکوس کرد و زمینه بازگشت فرش اصفهان به جایگاه شایسته خود در بازارهای جهانی را فراهم ساخت.