مردان؛ بلاتکلیف پای میز خواستگاری

تلفن دختر زنگ می‌خورد. مرد خودش را خواستگار معرفی می‌کند و پس از تعارف و احوال‌پرسی، قرار دیدار در کافی‌شاپ گذاشته می‌شود. رودرروی یکدیگر که قرار می‌گیرند، میان فنجان قهوه و برش‌های کیک و نگاه‌های محتاط و پرسشگر، سؤال‌ها یکی‌یکی مطرح می‌شوند.

به گزارش اصفهان زیبا؛ تلفن دختر زنگ می‌خورد. مرد خودش را خواستگار معرفی می‌کند و پس از تعارف و احوال‌پرسی، قرار دیدار در کافی‌شاپ گذاشته می‌شود. رودرروی یکدیگر که قرار می‌گیرند، میان فنجان قهوه و برش‌های کیک و نگاه‌های محتاط و پرسشگر، سؤال‌ها یکی‌یکی مطرح می‌شوند. پسر می‌پرسد: «شغلتون چیه؟ چقدر درآمد دارین؟ برای آینده چه برنامه‌ای دارین؟ از اون دست دخترهایی هستین که فکر می‌کنین همسر باید همه مخارج زندگی رو تأمین کنه یا خودتون هم توی مسائل مالی مشارکت می‌کنین؟ من دوست دارم همسرم از نظر عاطفی و روانی پخته و مستقل باشه. شما شخصیتتون چطوره؟» این پرسش‌ها که روزگاری قبح اجتماعی داشت و هویت مرد را نشانه می‌گرفت، امروزه بخشی از گفت‌وگوهای ازدواج شده‌اند. این تغییر فقط از پررنگ‌شدن حضور زنان در کار و اجتماع نمی‌گوید؛ از جامعه‌ای خبر می‌دهد که هنوز میان انتظارهای جدید و نقش‌های قدیمی همسری سرگردان است. مرد با اینکه از زن انتظار استقلال مالی و عاطفی دارد، هم‌زمان نیز می‌خواهد همچنان به عنوان مرد خانواده حرفش خریدار داشته باشد. این تناقضات درحالی است که گاهی به اختلاف بر سر مسئولیت ها، درآمد و تصمیم‌گیری می‌انجامد و تنش‌هایی را از ابتدای زندگی به وجود می‌آورد. با توجه به روند افزایشی تغییر دیدگاه جامعه از سنت به مدرنیته و مسائل و چالش‌های پیرامون آن، «اصفهان زیبا» با زهرا ماهر، جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان و محسن لعلی روان‌شناس، عضو هیئت علمی دانشگاه و عضو شورای سازمان نظام روان‌شناسی گفت‌وگو کرده است.

زهرا ماهر: با چه پدیده‌ای مواجه هستیم؟

اگر چند دهه پیش از یک مرد جوان در آستانه ازدواج می‌پرسیدید همسر ایدئالت چه ویژگی‌هایی دارد، پاسخ‌ها معمولا حول مجموعه‌ای از الگوهای آشنا می‌چرخید: زنی صبور و خانه‌دار که کانون گرم خانه را مدیریت کند و مرد بتواند با خیال راحت نقش تکیه‌گاه و تأمین‌کننده انحصاری معاش را ایفا کند. در جامعه‌شناسی خانواده، این آرایش نقشی را دقیقا در چارچوب نظریه کارکردگرایی تالکوت پارسونز صورت‌بندی می‌کردند؛ تفکیک روشن میان نقش ابزاری مرد که ناظر بر نان‌آوری بود و نقش عاطفی زن که محور مراقبت درون خانه به حساب می‌آمد. در آن منظومه سنتی، تکیه‌گاه‌بودن فقط زحمت مادی نبود؛ بلکه منبع اصلی هویت و اعتبار اجتماعی مرد به شمار می‌رفت. مرد خستگی‌های کار را در ازای جایگاه بی‌چون‌وچرای پدری به جان می‌خرید. اما امروز در مواجهه با نسل جدید پسران جوان، با چرخش آشکاری در تمایلات زناشویی روبه‌رو هستیم. این روزها مکرر می‌شنویم که معیارهای ازدواج جابه‌جا شده‌اند و مردان دیگر لزوما به دنبال یک همسر وابسته نیستند؛ بلکه همسری مستقل و از نظر عاطفی خودکفا را ترجیح می‌دهند.

 این دگرگونی عمیق از کجا آب می‌خورد؟

من فکر می‌کنم برای واکاوی این چرخش باید دو سطح نظری و انضمامی را کنار هم بگذاریم. در سطح نظری، جامعه‌شناسانی مثل اولریش بک و آنتونی گیدنز به فرایند فردی‌شدن در جهان مدرن اشاره می‌کنند. به عقیده آن‌ها، در جامعه پساسنتی چارچوب‌های سخت هویتی رنگ می‌بازند و زندگی به یک پروژه بازاندیشانه تبدیل می‌شود؛ فرایندی که در آن هر فرد می‌خواهد سرنوشت و هویت مستقل خودش را تعریف کند. در چنین فضایی، پیوند عاطفی به سمت چیزی حرکت می‌کند که گیدنز آن را رابطه ناب می‌نامد؛ یعنی پیوندی برابر میان دو سوژه مستقل که حضورشان در کنار یکدیگر نه از سر اجبار سنت، بلکه صرفا به خاطر کیفیت رابطه و صمیمیت دوجانبه است. بر این اساس، شاید عده‌ای ادعا کنند که تمایل مردان جوان به زن مستقل بازتاب همین بلوغ اجتماعی است.اما اگر با عینک شرایط جامعه امروز ایران به ماجرا نگاه کنیم، می‌بینیم این تصویر خوش‌بینانه همه ماجرا نیست و باید لایه‌های پنهان‌تر آن را واکاوی کرد.

واکنش دفاعی به ناامنی‌های ساختاری

به نظر من، در زیست واقعی نسل امروز، این تغییر سلیقه بیش از آنکه یک انتخاب فلسفی باشد، یک راهبرد انطباقی و نوعی واکنش دفاعی به ناامنی‌های ساختاری است. وقتی تورم افسارگسیخته، بی‌ثباتی شغلی و هزینه‌های سنگین مسکن توان معیشتی جوانان را از بین برده است، نان‌آور تک‌نفره‌بودن دیگر کارکرد افتخارآفرین ندارد؛ بلکه شبیه یک کابوس هراس‌انگیز است.زیگموند باومن در بحث از مدرنیته سیال توضیح می‌دهد که چگونه در دنیای ناپایدار امروز افراد از پذیرش تعهدات سفت‌وسخت به وحشت می‌افتند. مرد جوانی که خودش زیر بار اضطراب‌های شغلی هر روز مستهلک می‌شود چطور می‌تواند ظرفیت روانی لازم برای پناه‌دادن عاطفی به یک فرد متکی را در خود بیابد؟ از این منظر، اشتیاق به داشتن همسری که شاغل باشد و درآمد خودش را داشته باشد، تمایلی عمل‌گرایانه برای پیداکردن یک هم‌سنگر است؛ شریکی که دست‌کم نیمی از بار این توفان معیشتی را به دوش بکشد تا فشار زندگی توزیع شود.اینجا دقیقا نقطه‌ای است که ما با یکی از بزرگ‌ترین تناقض‌های فرهنگی جامعه ایران روبه‌رو می‌شویم؛ شکافی عمیق میان کلام تا رفتار و به قول پیر بوردیو، تعارض میان ذهنیت‌های مدرن با ذهنیت‌های بازمانده از سنت. در سطح گفتار، پسران جوان شیفته زنی هستند که محتاج جیب آن‌ها نباشد؛ اما جامعه‌پذیری جنسیتی در فرهنگ ما معمولا مردانی را تربیت نکرده که طاقت زیستن واقعی در کنار یک زن قدرتمند را داشته باشند. تناقض آغاز می‌شود واقعیت این است که استقلال پدیده‌ای دستچین‌کردنی نیست؛ زنی که استقلال مالی دارد به طور طبیعی در تقسیم کارهای خانه، در روابط اجتماعی و در تصمیم‌گیری‌ها نیز برابری کامل طلب می‌کند. در اینجاست که تناقض سر باز می‌کند. ما می‌بینیم برخی مردان جوان می‌خواهند همسرشان سهم مساوی در پرداخت هزینه‌ها داشته باشد؛ اما وقتی در خانه بسته می‌شود، همچنان انتظار دارند جایگاه تصمیم‌گیرنده نهایی بر عهده مرد باشد. این همان مردانگی معلق است؛ مردی که نه می‌تواند اقتدار سنتی پدرش را احیا کند و نه آمادگی پذیرش هزینه‌های برابری کامل را دارد.

عامل نگهدارنده روابط امروزی

حال پرسش اساسی اینجاست: وقتی دو فرد مستقل بدون وابستگی ساختاری زیر یک سقف می‌روند، عامل نگهدارنده رابطه چیست؟ در گذشته نیازهای متقابل و وابستگی اقتصادی زن حکم چسبی را داشت که ارکان خانواده را حفظ می‌کرد؛ اما در الگوی امروزی بقای رابطه به میزان صمیمیت، مهارت در گفت‌وگو و حل تعارض، یعنی به کیفیت درونی آن متصل است؛ به همین دلیل این خانواده‌ها بسیار شکننده‌تر شده‌اند. اگر آن نشاط ارتباطی دچار فرسایش شود، دیگر هیچ فشار سنتی وجود ندارد که دو طرف را در کنار هم نگه دارد.

محسن لعلی: معیارهای گذشته همچنان برای بسیاری از مردها مهم است

ملاک‌های اصلی مردان برای انتخاب همسر در نسل‌های مختلف تفاوت بنیادینی نکرده است. جذابیت ظاهری، صداقت، وفاداری و همسانی ارزش‌ها همواره اهمیت داشته‌اند. در گذشته از همسانی ارزش‌های مذهبی، مالی و اخلاقی با عنوان «هم‌کفوبودن» یاد می‌شد و امروز نیز این هم‌خوانی همچنان یکی از معیارهای انتخاب همسر است. جذابیت ظاهری ممکن است در مراحل اولیه آشنایی نقش داشته باشد؛ اما برای تداوم رابطه، عواملی مانند علاقه، کشش، صداقت، وفاداری، بلوغ عاطفی و توانایی ارتباطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند.با این حال، در نسل امروز تناقضی دیده می‌شود: بسیاری از مردان هم‌زمان خواهان همسری جذاب، صادق و وفادار و نیز مستقل و برخوردار از امنیت مالی هستند؛ اما استقلال زن را لزومابه معنای بی‌تفاوتی یا خودمحوری نمی‌خواهند. نگرانی اقتصادی نیز در تصمیم‌گیری برای ازدواج نقش پررنگی دارد. برخی افراد به این دلیل وارد رابطه جدی نمی‌شوند که خود را از نظر مالی آماده نمی‌دانند؛ به همین سبب، برخلاف بخشی از نسل‌های گذشته که ممکن بود کار بیرون از خانه را برای زن نپذیرند، بسیاری از مردان امروز انتظار دارند همسرشان در تأمین هزینه‌های زندگی مشارکت کند.

تغییر نگاه‌ها به فرزندآوری

نگاه به فرزندآوری و تشکیل خانواده نیز تغییر کرده است. در برخی مشاوره‌های ازدواج، زوج‌ها بچه‌دارنشدن را به‌عنوان یکی از شروط خود مطرح می‌کنند؛ موضوعی که تأمل‌برانگیز و نگران‌کننده است. در مجموع، مردان امروز در تعارض میان الگوهای مدرن و سنتی ازدواج قرار دارند؛ با وجود این، معیارهای گذشته همچنان برای بسیاری از آن‌ها مهم است. تفاوت عمده، بیش از آنکه در اصل این ملاک‌ها باشد، در تعریف برابری نقش‌های زن و مرد است. زن امروز بر هویت مستقل و حق انتخاب خود تأکید می‌کند و مرد نیز، به‌دلیل شرایط اقتصادی و تحولات فرهنگی، گاه مشارکت او را در تأمین هزینه‌های خانواده می‌پذیرد؛ با این حال پذیرش استقلال و موقعیت شغلی همسر، هنوز تا اندازه‌ای تحت‌تأثیر انتظارات سنتی قرار دارد. حتی نسل زد (Z) نیز در فرهنگی رشد کرده که ردپای سنت در آن باقی است.

 استقلال تا کجا؟

مرز پذیرش استقلال زنان به شخصیت افراد بستگی دارد؛ اما به‌طورکلی مرد زمانی با این وضعیت کنار می‌آید که احساس نکند هویت مردانه، نقش جنسیتی یا تعهد دو طرف به خانه و خانواده زیر سؤال رفته است. برای بسیاری از زنان، برابری، احترام و آینده‌نگری مالی اهمیت دارد؛ آینده‌نگری‌ای که الزامابه معنای ثروتمندبودن همسر نیست؛ بلکه توانایی مدیریت بار مالی زندگی را در بر می‌گیرد. در مقابل، برخی مردان زمانی احساس می‌کنند از امتیازهایی که در آغاز رابطه داده‌اند باید عقب‌نشینی کنند و آن وقتی است که تصور کنند اخلاقیات، تعهد خانوادگی یا اقتدارشان مخدوش شده است. این تعارض‌ها بخشی از گذار پرکشمکش جامعه از سنت به مدرنیته است.در مشاوره‌های خانوادگی نیز نمونه‌های متعددی از این تنش‌ها دیده می‌شود. گاهی زن و شوهر هر دو شاغل‌اند و موقعیت شغلی مشابهی دارند؛ اما زن موفقیت یا درآمد بیشتری به دست می‌آورد و دارایی‌هایی مانند زمین یا باغ می‌خرد. اگر خانواده زن نیز این موفقیت‌ها را برجسته کند، ممکن است مرد احساس ضعف یا حقارت کند. در موارد دیگر، وقتی هر دو نفر در تأمین اقتصادی خانواده سهیم‌اند، انتظارات یک‌طرفه سنتی درباره پخت‌وپز، امور منزل و رسیدگی به فرزندان با اعتراض زن روبه‌رو می‌شود؛ چراکه او نیز مانند همسرش بیرون از خانه کار می‌کند و نقشی برابر در اقتصاد خانواده دارد.

 ضرورت توجه به تقسیم مسئولیت‌ها

این تداخل نقش‌ها می‌تواند برای زوج‌ها چالش‌برانگیز باشد. مسئله، مخالفت با اشتغال زنان یا مشارکت آنان در تأمین هزینه‌های خانواده نیست؛ بلکه ضرورت توجه به تقسیم مسئولیت‌ها و حفظ کارکرد عاطفی خانواده است. اگر نقش شغلی یکی از زوجین چنان پررنگ شود که نقش همسری و مادری یا پدری را تحت‌الشعاع قرار دهد، انتظاراتی نامتعادل و دشوار میان آن‌ها شکل می‌گیرد. از سوی دیگر، تقسیم نابرابر مسئولیت‌های خانه و مراقبت از فرزندان می‌تواند فشار مضاعفی بر زنان وارد کند و زمینه‌ساز فرسودگی شغلی و عاطفی شود.اشتغال هر دو همسر، به‌ویژه در شرایط اقتصادی امروز، گاه اجتناب‌ناپذیر است؛ اما پیامدهای آن برای خانواده، خصوصا با وجود فرزند، نیازمند توجه است. برای نمونه، کودکی که پس از مدرسه به خانه‌ای خالی برمی‌گردد، ممکن است ناچار شود با کلید خود وارد خانه شود و غذایش را به‌تنهایی گرم کند تا مادرش چند ساعت بعد از کار بازگردد. ممکن است گفته شود این وضعیت به استقلال کودک کمک می‌کند؛ اما آنچه در رشد روانی‌‌اجتماعی او اهمیت دارد، وجود فضایی گرم و عاطفی در خانواده و آگاهی والدین از مسئولیت‌هایشان است.اگر کارکردن هر دو طرف به هدف اصلی زندگی تبدیل شود، ممکن است نشاط و صمیمیت رابطه آسیب ببیند و اعضای خانواده در تشخیص نقش‌ها و مسئولیت‌های خود سردرگم شوند. این نگاه به معنای آن نیست که زن باید صرفا در خانه بماند و به کارهای روزمره محدود شود؛ زنان نقش و جایگاه اجتماعی دارند. با این حال، فاصله‌گرفتن کامل از مسئولیت‌های همسری و مادری می‌تواند برای خود زن نیز فرسودگی به همراه داشته باشد و بر کیفیت روابط خانوادگی و ایفای نقش مادری اثر بگذارد.

پذیرش استقلال همسر یا فرار رو به جلو؟

بخشی از گرایش مردان به همسر مستقل نیز ممکن است از تمایل خود آنان به حفظ آزادی فردی ناشی شود. برخی مردان نمی‌خواهند تمام نیازهای عاطفی همسر به آن‌ها معطوف باشد یا رفت‌وآمدهایشان پیوسته تحت نظارت قرار گیرد. در این معنا، انتخاب همسری مستقل می‌تواند نوعی «فرار رو به جلو» باشد؛ فرد از ابتدا شرایطی فراهم می‌کند تا بتواند روابط اجتماعی، دیدار با دوستان و تفریحات فردی خود را حفظ کند. برخی نیز با تأکید بر آزادی همسر و تشویق او به استقلال، ظاهری روشنفکرانه از خود نشان می‌دهند؛ در حالی که ممکن است انگیزه‌هایی مانند حفظ آزادی شخصی در پس این رفتارها وجود داشته باشد.انتخاب چنین همسری می‌تواند در میان چند گروه از مردان دیده شود: افرادی که به برابری حقوق و مسئولیت‌های زن و مرد باور دارند (فمینیست‌ها) یا

تحت تأثیر رسانه‌ها و فضای مجازی به این دیدگاه رسیده‌اند؛ افرادی که به‌دلیل اضطراب، وسواس، کمبود اعتمادبه‌نفس یا ضعف در شخصیت، به دنبال همسری مقتدرند تا بخشی از مسئولیت‌های زندگی را به او واگذار کنند؛ افرادی که آگاهانه در پی عبور از ساختارهای سنتی خانواده‌اند. رسانه‌ها و فضای مجازی و تبلیغ برابری نقش‌ها از عوامل اثرگذار بر تغییر این نگرش‌هاست.

راه‌ برون‌رفت از تناقضات

این تعارض‌ها را می‌توان بخشی از یک دوره گذار فرهنگی دانست؛ اما اگر حل‌وفصل نشوند، ممکن است به افزایش آسیب‌های خانوادگی و تشدید بحران طلاق بینجامند. جامعه ایران در بستری ایرانی‌‌‌اسلامی زندگی می‌کند؛ در حالی که الگوهای انتخاب همسر در آن به‌سرعت تغییر کرده‌اند. راه برون‌رفت نه بازگشت به الگویی است که زن را صرفا در خانه و نقشی ایستا محدود می‌کند و نه پذیرش الگویی کاملا جدا از مسئولیت‌های خانوادگی؛ بلکه شکل‌گیری نگاهی متوازن است که هم استقلال و جایگاه اجتماعی زن را به رسمیت بشناسد و هم بر مسئولیت‌های مشترک و کارکرد عاطفی خانواده تأکید کند.

برای مدیریت این تغییرات، پیشگیری و آموزش اهمیت دارد. وزارت ورزش و جوانان، سازمان بهزیستی کشور و سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره از نهادهایی هستند که می‌توانند در این زمینه نقش مهمی ایفا کنند. در کنار توجه به پیری جمعیت و کاهش باروری، باید این پرسش نیز مطرح باشد که ازدواج‌های شکل‌گرفته بر چه ملاک‌هایی استوارند و تا چه اندازه پایدارند. همکاری این نهادها برای شناسایی خلأهای مشاوره‌ای و آموزشی و طراحی برنامه‌های توانمندسازی می‌تواند به کاهش آسیب‌ها کمک کند.