از سنگرِ گمنامی تا مأمنِ خانواده!

نشست «جانِ ایران» با محوریت زندگی و زمانه شهید سید مجید طباطباییان، دیروز؛ در صبح یک جمعه پاییزی در حوزه هنری اصفهان برگزار شد؛ محفلی که با حضور همسر، فرزندان، داماد و دوستان شهید، به بازخوانی ابعاد گوناگون زندگی او اختصاص داشت.

به گزارش اصفهان زیبا؛ نشست «جانِ ایران» با محوریت زندگی و زمانه شهید سید مجید طباطباییان، دیروز؛ در صبح یک جمعه پاییزی در حوزه هنری اصفهان برگزار شد؛ محفلی که با حضور همسر، فرزندان، داماد و دوستان شهید، به بازخوانی ابعاد گوناگون زندگی او اختصاص داشت. در این برنامه که با استقبال چشمگیر علاقه‌مندان به فرهنگ ایثار و شهادت، دکتر جمالی‌نژاد؛ استاندار اصفهان، دکتر حیدری؛ معاون فرهنگی شهردار، سردار فدا؛ فرمانده سپاه صاحب الزمان(عج)، هم‌رزمان، دوستان و جمعی از مدیران فرهنگی و شهری برگزار گردید از نشریه «جانِ ایران» شامل دوازده روایت از زندگی و زمانه شهید رونمایی شد و از خانواده معظم شهید با اهدای قاب پرتره‌ای از شهید طباطباییان، اثر دست هنرمند مصطفی شعرباف، تقدیر به عمل آمد. این آیینِ پاسداشت که فضایی صمیمی و در عین حال معنوی و پرشور به خود گرفته بود، به بررسی زوایای مختلف زندگی فردی، خانوادگی و سال‌ها خدمت مکتوم و بی‌ادعای شهید طباطبائیان در حلقه‌های حساس مأموریتی کشور اختصاص داشت.

استقبال خوب حاضران، فضای برنامه را به دیداری گرم و صمیمی بدل کرده بود؛ دیداری برای شنیدن روایت کسانی که هر یک از زاویه‌ای با شهید طباطباییان زندگی کرده یا همراه بوده‌اند. چند تن از دوستان شهید از خاطرات و ویژگی‌های او گفتند و در پایان، همسر شهید با نگاهی به زندگی خانوادگی و منش روزمره ایشان، تصویری نزدیک از مردی ترسیم کرد که به گفته او، توجه به دیگران را در رفتارهای کوچک و پیوسته زندگی نشان می‌داد.

بدری نادریان، همسر شهید سیدمجید طباطباییان از نظم، دقت و مسئولیت‌پذیری ایشان در خانه و محیط کار گفت. به روایت او، توجه شهید به اطرافیان، تنها به خانواده خود محدود نمی‌شد؛ در محیط کار نیز نسبت به خانواده‌های نیروهای تحت امرش حساس بود و تلاش می‌کرد ملاحظه آنان را داشته باشد. او همچنین از مشورت‌پذیری شهید در خانواده یاد کرد؛ از اینکه حتی فرزندانش در مسائل کوچک و بزرگ با ایشان مشورت می‌کردند و نظر او برایشان اهمیت داشت.

او در ادامه با یادآوری خصلت‌های رفتاری شهید طباطبائیان خاطرنشان کرد: «شهید طباطباییان در ابراز محبت به همه، از نوه کوچک گرفته تا افراد بزرگسال، بی‌دریغ بود. چشم‌پوشی عجیبی از خطای دیگران داشت و اهل کینه نبود. این اواخر وقتی به اصفهان آمده بودند، به مادرشان و به دوستان با صراحت فرمودند: “من همه را بخشیدم”. این بخشش قلبی و واقعی بود، نه فقط در کلام. همیشه بر این شعار اصرار داشت که قهر کردن ممنوع است؛ می‌گفتند نه با همسر و فرزندت قهر کن و نه با فامیل؛ همه کارهایتان را برای خدا انجام دهید تا امام زمان (عج) از شما راضی باشد.»

تفاوت‌ها با اطرافیان مانع ارتباط و محبت ایشان نمی‌شد

یکی از خاطراتی که همسر شهید در این باره نقل کرد، به مشارکت او در کارهای خانه مربوط بود. او گفت: «من پس از شهادت همسرم تازه آموخته است ماشین لباس‌شویی را روشن کنم؛ کاری که پیش از آن، شهید خود انجام می‌داد.» وقتی همسرش می‌گفت این کار وظیفه اوست، شهید طباطباییان پاسخ می‌داد: «بگذار این یک کار برای خدا باشد.» این خاطره، به‌جای آنکه تصویری دور و رسمی از شهید ارائه کند، از توجه او به کارهای ساده خانه و سهم‌گرفتن در مسئولیت‌های روزمره حکایت دارد.

همسر شهید در ادامه از رابطه او با همسایه‌ها گفت؛ رابطه‌ای که به گفته او، بر احترام، گفت‌وگو و خوش‌رفتاری استوار بود. «برخی از همسایه‌های ما با خانواده ما تفاوت‌هایی داشتند، اما این تفاوت مانع ارتباط و محبت ایشان نمی‌شد.» همسر شهید یادآور شد که او برای تذکر دادن یا بیان نظرش، از زبان نرم و استدلال استفاده می‌کرد و با توضیح و گفت‌وگو می‌کوشید اثر بگذارد. پس از شهادتش نیز واکنش برخی همسایه‌ها نشان داد که این ارتباط برای آنان معنادار بوده است؛ حتی کسانی که نسبت نزدیکی خانوادگی با شهید نداشتند، از فقدان او متأثر شدند. او افزود: «ما در ساختمانی پنج‌طبقه در تهران ساکن هستیم که برخی از همسایگان ما سبک زندگی و ظاهری کاملا متفاوت با ما داشتند و شاید هیچ سنخیت ظاهری با خانواده ما نداشتند. اما رفتار، ادب و پیگیری‌های آقا مجید چنان تأثیری بر دل‌ها گذاشته بود که بعد از شهادتش، همین همسایگان چنان بی‌تابی می‌کردند و اشک می‌ریختند که بستگان خودشان تعجب کرده بودند. ایشان اگر تذکری هم داشت، نه با تندی، بلکه با زبان خوش، استدلال علمی و محبت مطرح می‌کرد. ساختمان ما به خاطر توجه ویژه ایشان به نظافت و رسیدگی به امور جمعی، همواره زبانزد بود و با رفتن ایشان گویی روح و طراوت آن مجتمع رخت بربست.

همسر شهید ‌گفت: «شهید در مسئولیت‌هایی که به عهده می‌گرفت، به جزئیات توجه داشت؛ از نظم و پاکیزگی فضای مشترک ساختمان گرفته تا توجه به وضعیت آسانسور و روشنایی. برای او، مراقبت از محیط زندگی بخشی از احترام به همسایه‌ها و کسانی بود که در آن فضا رفت‌وآمد می‌کردند.» این دقت، در روایت همسرش، نه به شکل سخت‌گیری بر دیگران، بلکه در قالب مسئولیت‌پذیری شخصی و انجام کارهایی نمود پیدا می‌کرد که شاید در نگاه نخست چندان دیده نمی‌شد.

جایگاه مهم خانواده و خویشاوندان در زندگی شهید

خانواده و خویشاوندان نیز جایگاه مهمی در زندگی شهید داشتند. همسرشهید عنوان کرد: «آقای طباطباییان برای آنکه اعضای خانواده فرصت بیشتری برای بودن در کنار یکدیگر داشته باشند، سفرهایی چندروزه ترتیب می‌داد؛ فرصتی برای دورشدن از گرفتاری‌های روزانه و گفت‌وگو و دیدار نزدیکان.» او تلاش می‌کرد وعده‌های غذایی را تا حد امکان در کنار خانواده صرف کند و در همان فرصت‌ها، به‌جای تذکرهای خشک و رسمی، آداب و نکته‌های مورد نظرش را دوستانه با فرزندان در میان بگذارد.

در روایت همسر شهید، میزبانی از مهمانان هم با احترام و محبت همراه بود. او گفت: شهید در دیدارهای خانوادگی با گرمی از مهمانان استقبال می‌کرد و به‌ویژه در مراسمی که در خانه برگزار می‌شد، حرمت حاضران را نگه می‌داشت. این رفتار، در خاطره کسانی که به خانه ما رفت‌وآمد داشتند نیز باقی مانده است.» همسر شهید از ابراز محبت ایشان به کوچک‌ترها و بزرگ‌ترها یاد کرد و گفت: «محبت او به اطرافیان، بی‌تکلف و از سر توجه واقعی بود؛ رفتاری که به دل دیگران می‌نشست.»

در کنار این ویژگی‌های خانوادگی و اجتماعی، همسر شهید به سفارش‌های او درباره ولایت نیز اشاره کرد. به گفته او، شهید در روزهای پایانی بارها بر پشتیبانی از ولایت فقیه به خصوص حمایت از آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای تأکید می‌کرد و این موضوع را از باورهای محوری زندگی خود می‌دانست. این بخش از سخنان او، تصویری از پیوند میان باورهای اعتقادی شهید و انتخاب‌های روزمره‌اش به دست می‌داد؛ پیوندی که در نگاه نزدیکانش، تنها در کلام خلاصه نمی‌شد و در مسئولیت‌پذیری، گذشت و رفتار با خانواده و اطرافیان نیز نمود داشت.

در پایان این مراسم از نشریه «جان ایران» که حاصل گردآوری و تنظیم دوازده روایت از خانواده، دوستان و همراهان شهید به همت دفتر ادبیات پایداری حوزه هنری اصفهان است؛ رونمایی شد. روایت‌هایی که در کنار یکدیگر، وجه‌های متفاوتی از شخصیت او را بازتاب می‌دهند. این مجموعه می‌کوشد زندگی شهید را تنها در چارچوب مسئولیت‌ها و سال‌های خدمتش روایت نکند، بلکه به رفتار او در خانه، ارتباطش با دوستان و همسایه‌ها و شیوه مواجهه‌اش با اطرافیان نیز بپردازد. رونمایی از این نشریه، یکی از بخش‌های اصلی نشست بود؛ گامی برای ثبت خاطراتی که بخشی از آن‌ها در حافظه نزدیکان شهید باقی مانده بود.

گفتنی است نشست «جانِ ایران» با کنار هم نشاندن روایت دوستان و خانواده، تلاش کرد شهید طباطباییان را از مسیر خاطره‌های نزدیک‌تر و ملموس‌تر بازشناسد؛ نه فقط از خلال مسئولیت‌ها و سال‌های خدمت، بلکه از دل رفتارهایی که در خانه، میان همسایه‌ها و در جمع دوستان از او به یادگار مانده است.