به گزارش اصفهان زیبا؛ بنده از سال 81 وارد مدرسه آیتالله شبیریزنجانی در قم شدم. در مدرسه فقهی کمکم از طریق فرزندانشان با دیدگاههای ایشان آشنا شدم و به این بزرگوار ارادت علمی پیدا کردم؛ بنابراین درس خارج فقه را در سال 84 در محضر ایشان آغاز کردم. تقریبا هفت سال در درس نکاح و صوم و اعتکاف و بیع این عالم وارسته شرکت کردم و از سال 89 در دفتر ایشان به پاسخگویی سؤالهای شرعی مشغول شدم.
خداراشکر اخلاقیات و علمیت ایشان را در این سالها از نزدیک لمس کردهام. نکتههایی که اشاره میکنم، حاصل همین تجربههاست: نکته اول در اخلاق آیتالله شبیریزنجانی، تواضع فوقالعاده ایشان است. من در دروس اخلاق شرکت کرده بودم؛ اما تواضع را به نحو عملی از این استاد بزرگوار یاد گرفتم.
یک زمانی که مشغول تدریس فقه بودم، در مسئلهای سؤال داشتم. خدمت یکی از علما رفتم. ایشان فرمودند: حالا برای شما زود است. بالاتر بیایید حل میشود. اما وقتی خدمت آیتالله شبیریزنجانی رسیدم، خیلی متواضعانه شروع به پاسخ کردند. معمولا بیشتر استفاده از ایشان، غیر از درس، در پیادهروی مسیر بود. من هم مثل خیلیها در این مسیر استفاده کردم. هیچگاه شاگردانشان را برای سؤال سطح پایین تحقیر نکردند.
ازطرفی، ایشان راحت به ندانستن اذعان میکردند. سال 89 که تازه وارد دفتر شده بودم، کلا دو نفر پاسخگوی سؤالها بودند. ما تنها به رساله آیتالله شبیریزنجانی دسترسی داشتیم و گاهی از شخص ایشان سؤال میکردیم.
وقتی از درس برمیگشتیم، درباره کاشت دندانطلا سؤال کردم. وقتی از این عالم وارسته پرسیدم، کمی فکر کردند و فرمودند: نمیدانم. حاجآقا احساس کردند من تعجب کردم. ایشان فرمودند: وقتی انسان چیزی را نمیداند، باید اذعان کند و عوام مردم فکر میکنند عالم کسی است که جواب همه سؤالها را میدهد؛ درحالیکه اهل تخصص میدانند کسی که جواب هر مسئله را میدهد از روی علم نیست.
وقتی آیتالله شهید رئیسی خدمت ایشان رسیده و برای مسائل حکمرانی پرسشی طرح کرده بودند، فرموده بودند: «من تخصصی در این قضایا ندارم.»
یا در باب فلسفه همین جواب را میدادند؛ بنابراین ایشان حدومرز علم خودشان را متوجه بودند.ویژگی ممتاز درس آیتالله شبیریزنجانی این بود که درس تحقیقی بود. بعضی درسها خیلی شستهرفته است و انسان در آنها احساس اجتهاد میکند؛ اما در درس حاجآقا وقتی شرکت میکردیم، احساس ضعف میکردیم.
درسشان مثل درس استادشان آیتالله محقق داماد، همهفهم نبود. خیلیها زود از درس جدا میشدند. درسشان نیازمند مطالعه بود. باید فرد مطلب آقای خوئی و آقای حکیم را دیده باشد تا بفهمد. نکته دیگر در اخلاق علمی ایشان، تتبعات فراوان بود. بدون مبالغه اگر بشود یک فقیه را بهعنوان محقق ثالث نام برد، آیتالله شبیریزنجانی بود. البته به ریزهکاریها هم توجه داشتند.
در موضوعی که چند ماه با رایانه وقت گذاشتم و به هفت نظریه رسیدم، ایشان در همان مسئله، 14 نظریه بیان کردند. این عالم بزرگوار به گفته دیگران در تحقیق توجه نمیکرد. اگر اجماعی برای ایشان نقل میشد، مخالفانش را پیدا میکردند. همیشه به مصادر اصلی کتب رجوع میکردند.
محل رجوعشان جامع احادیث آیتالله بروجردی بود؛ چون روایات را تقطیع نمیکند. خاطره دیگری عرض کنم. در همان سال 89 برخی مقلدان اشکال میگرفتند که چرا دفتر تابلو ندارد. خدمت آیتالله شبیریزنجانی رفتیم. اجازه ندادند. ایشان حریت علمی بالایی داشت. خیلی وقتها خلاف مشهور فتوا میدادند. گاهی در مجلس درس، فتوایشان عوض میشد.