محلۀ آفتاب‌نخورده

در مهندسی شهر اصفهان کمتر خیابان و محله‌ای را می‌توان یافت که مانند عباس‌آباد توازنی میان زندگی سنتی و سرسبزی‌های گذشته و زندگی امروزی برقرار کند.

محلۀ آفتاب‌نخورده - اصفهان زیبا

به گزارش اصفهان زیبا؛ در مهندسی شهر اصفهان کمتر خیابان و محله‌ای را می‌توان یافت که مانند عباس‌آباد توازنی میان زندگی سنتی و سرسبزی‌های گذشته و زندگی امروزی برقرار کند. این محله در ذهن اصفهانی‌ها با دالانی از چنارهای کهن‌سال و سایه‌گستر پیوند خورده است؛ محله‌ای که در نزدیکی شریان زاینده‌رود و امتداد خیابان چهارباغ عباسی قرار دارد و برخی آن را «محله آفتاب‌نخورده» می‌‌نامند.

تاریخچه محله

عباس‌آباد همانطور که پیداست، نامش با نام شاه عباس صفوی گره خورده است. ریشه‌های تاریخی این محله به دوران صفوی برمی‌گردد. در این زمان جمعیت شهر بر اثر آبادانی‌ها افزایش می‌یابد و شاه عباس برای حل مشکل، محله عباس‌آباد را بنا می‌کند. ژان شاردن فرانسوی در کتاب «سفرنامه» خود جمعیت اصفهان را در این زمان بیش از یک‌میلیون و صدهزار نفر بیان کرده است. افزایش جمعیت در زمان شاه‌عباس اول چنان روند صعودی داشته که مردم شهر از کمبود مسکن به شاه شکایت کردند و اوضاع چنان بوده که در یک اتاق، 25نفر می‌خوابیده‌اند!

کوچ تبریزی‌ها به اصفهان نیز عامل دیگری بود که سبب شد در بهار سال ۹۹۰ هجری شمسی، شاه عباس محل باغ عباس‌آباد در نزدیکی زاینده‌رود را برای اسکان این مهاجران تعیین کند.

ملاجلال‌الدین محمد منجم یزدی ملقب به ملاجلال، از ستاره‌شناسان و منجمان مشهور عصر صفوی در وقایع‌نگاری آن دوران نوشته است: «… فرمان مطاعه صادر گشت و در سال ۱۰۰۶ ه.ق نهری عظیم از زاینده‌رود جدا ساختند و به باغ عباس‌آباد آوردند و از آنجا به‌ کل باغ‌ها جاری ساختند.»

فیگوئورای جهانگرد، سفیر پادشاه اسپانیا در دربار شاه عباس می‌نویسد: «شاه عباس، پیرو سیاست‌های خود مبنی بر جلوگیری از جذب کامل مهاجران در میان ساکنان بومی، محله‌هایی را در شهر ایجاد و سعی کرد که مهاجران و به‌ویژه دولتمردان را در آن‌ها اسکان دهد؛ به همین دلیل محله‌ای را به مهاجران آذربایجانی اختصاص داد که “تبریزنو یا عباس‌آباد” نام‌گذاری شد. این محله از بزرگ‌ترین و آبادترین محله‌های شهر و دارای بناهای مجلل و خوش‌منظر بود. بیشتر ساکنان آن، مردمانی متشخص و ثروتمند بودند.»

البته به گفته شاردن، همه‌ ساکنان این محله، تبریزی و آذربایجانی نبودند؛ بلکه دیگر بزرگان و اعیان شهر نیز در آنجا خانه داشتند. نزهت احمدی نیز در مجموعه مقالات خود می‌گوید که شاید مهاجران تبریزی، اولین مهاجران و یا بزرگ‌ترین آنان باشند. در منابع آمده است که نزدیک به 29نفر دانشمند، حکیم و شاعر در این شهرک زندگی می‌کردند که درخور تأمل است و اغلب این شخصیت‌ها پسوند «تبریزی» در اسمشان داشتند.

در تواریخ نیز آمده است: «تبریزی‌ها هزارجریب زمین از مردم اصفهان خریدند و قرار شد پانصد خانه به زرِ شاه، به‌عنوان قرض‌الحسنه ساخته شود و در عرض پنج سال توسط مالکان ادا شود که آن ‌هم در آخر بخشیده شد. سرانجام عباس‌آباد برای سکونت تبریزیان ساخته شد. بیشتر عمارت‌های مجلل و باشکوه در این محله ساخته و این‌گونه تبدیل به یکی از زیباترین قسمت‌های شهر اصفهان شد. این محله به‌قدری زیبا و معتبر بود که حتی شاه‌عباس، گاهی از سفیران خارجی در خانه‌های محله عباس‌آباد پذیرایی می‌کرد؛ مثلا در مراسم سلام عید مبعث سال ۹۹۸ ه.ش از سفیران اسپانیا و انگلیس و عثمانی در خانه امام علیخان بیگلربیگی فارس پذیرایی شد.»

ژان شاردن که ۵۰ سال پس از ایجاد محله عباس‌آباد اصفهان از آن بازدید کرده، درباره این محله چنین می‌نویسد: «محله عباس‌آباد از دروازه سلطنتی (دروازه دولت) شروع می‌شود. این محله را محله تبریزی‌ها می‌گویند که یکی از بزرگ‌ترین محله‌های خارج از شهر هم است. بیش از ده‌هزار باب خانه و اماکن عمومی که عبارت است از دوازده مسجد، نوزده حمام، بیست‌وچهار کاروان‌سرا و پنج مدرسه در این محله وجود دارد. عباس‌آباد از پل ‌الله‌وردی‌‎خان شروع و تا پل مارنان که بیش از نیم فرسخ است، ادامه می‌یابد. عباس‌آباد با عمارت‌های مجلل و باشکوه از زیباترین نواحی شهر اصفهان است و کوچه‌های آن برخلاف سایر کوچه‌های شهر، مستقیم و راست و در بیشتر آن‌ها جوی آب روان است. در آن دو ردیف درخت یکی کنار نهر و دیگری نزدیک دیوارها قرار دارد.»

در بازدید از این محله زیبا مادی تاریخی نیاصرم که از پرآب‌ترین مادی‌های اصفهان به‌شمار می‌رود و پس از طی مسیری طولانی از خیابان‌های تاریخی و مهم شهر، وارد محدوده عباس‌آباد می‌شده را می‌بینیم که نه‌تنها در گذشته نقش مهمی در آبیاری باغ‌ها و مزارع منطقه داشته؛ بلکه با عبور از میان کوچه‌باغ‌ها و فضاهای سبز، چهره‌ای دل‌انگیز به بافت آن بخشیده است. علاوه بر این مادی، دو مادی فرشادی و فدن نیز از دل این محله می‌گذرند.

از خیابان آذر وارد عباس‌آباد می‌شویم و پس از طی مسیری نسبتا کوتاه به مسجد کازرونی می‌رسیم؛ مسجدی که به گفته یکی از اهالی قدیمی، مرحوم علی‌اکبر کازرونی حدود 80 سال پیش، یعنی در اواخر پهلوی اول و اوایل پهلوی دوم آن را درست در مقابل کلیسای لوقا، بنا کرد تا مأمنی مذهبی و فرهنگی برای مردم مسلمان و شیعه محله باشد.

محله در روایت مردمش

دکتر امیرکیوان صراف که عضو هیئت امنای مسجد است، از گذشته‌های محله می‌گوید؛ زمان کودکی و نوجوانی‌اش که تضادهای محله عباس‌آباد را دیده و آن را چنین بیان می‌کند: «در دوران کودکی بنده، در محله عباس‌آباد بیمارستانی میسیونری وابسته به کلیسای لوقا (کلیسای کانتربری انگلستان) وجود داشت که در دوره‌ای تاریخی نیز ملکه انگلستان (الیزابت دوم) در سفر به ایران از آن بازدید و آن را افتتاح کرده بود. در محدوده پیچ عباس‌آباد، ورودی‌ای به این مجموعه بود. خاطرم هست آنجا نسخه‌ای از کتاب انجیل قرار داشت که ما در سنین نوجوانی با حس کنجکاوی و شیطنت‌های دوره نوجوانی گاهی آن را ورق می‌زدیم و می‌خواندیم. البته همواره برای هم‌وطنان ارمنی و مسیحی احترام قائل بودیم. در همان حوالی و در سال‌های نخست، ساندویچ‌فروشی معروفی کنار بیمارستان مریم دایر شده بود؛ همچنین مرحوم کازرونی در برابر آن بیمارستان میسیونری، درمانگاهی احداث کردند تا مردم خدمات درمانی را در فضایی بومی دریافت کنند که ساختمان بیمه تأمین اجتماعی فعلی است.»

او که با بافت قدیمی محله مأنوس بوده، فضای امروز آن چندان دلنشین نمی‌داند: «محله فوق‌العاده باصفا بود؛ خبری از ساختمان‌های چندطبقه و متراکم نبود. عمده پلاک‌ها به‌صورت خانه‌های ویلایی با حیاط‌های دلباز ساخته شده بودند و آب زاینده‌رود در جوی‌های دو طرف خیابان پیوسته جریان داشت و هم‌نشینی آب و سایه‌سار درختان بلند، منظره‌ای بی‌نهایت روح‌بخش ایجاد می‌کرد.»

صراف معتقد است نباید اجازه ساخت‌های متراکم در محله‌های اصیل با بافت تاریخی داده شود: «تقریبا از ده‌پانزده سال پیش روند ساخت‌وساز در محله از مهار خارج شد. صدور مکرر مجوز برای ساختمان‌های پنج‌شش‌طبقه و بلندمرتبه، به بافت تاریخی و هویت بصری عباس‌آباد لطمه زد و متأسفانه به محیط‌زیست، درختان کهن‌سال و سرسبزی منطقه نیز آسیب‌های جبران‌ناپذیری وارد آورد. در چنین محله اصیلی نباید اجازه تراکم‌های بالا داده می‌شد.»

در جوار مسجد، فروشگاهی قرار دارد که صاحبانش از همان ابتدای بنای مسجد در عباس‌آباد حضور داشته‌اند؛ یعنی حدود 80 سال. گرچه مرحوم ابوطالبی، صاحب اول آن، هشت‌نه سال پیش از دنیا رفته؛ ولی پسرش همچنان چراغ فروشگاه را روشن نگه داشته است: «تقریبا ۶۵ سال است که در این محله هستم. مغازه و فروشگاه ما درست کنار مسجد بود و سابقه طولانی در این محل داریم.»

این کاسب، گذشته‌های محله را با خانه‌های بزرگ و سرسبزی بی‌مانندش توصیف می‌کند: «قدیم وضعیت این‌طور نبود. خانه‌ها بسیار بزرگ، در قواره‌های ۵۰۰، ۶۰۰ تا ۱۰۰۰ متری بودند. الان بیشتر آن خانه‌های قدیمی خراب شده و تبدیل به آپارتمان شده‌اند؛ مثلا همان محدوده بقالی قدیمی ما که حدود ۱۰۰۰ متر بود، تخریب شد و جایش ۲۱ واحد آپارتمان ساختند. کسب‌وکارهای قدیمی چند مغازه بیشتر نبود: یک نانوایی، یک قصابی و همان بقالی ما که سال‌ها پابرجا مانده.»

به گفته ابوطالبی، بیشتر قدیمی‌های اصیل این محله یا فوت کرده‌اند یا از اینجا رفته‌اند. عباس‌آباد از همان قدیم محله‌ای متمول‌نشین بوده و آدم‌های پولدار و کسانی که دستشان ‌به ‌دهانشان می‌رسیده اینجا زندگی می‌کردند: «مراسم‌هایشان، از عروسی گرفته تا عزاداری، همیشه مفصل، آبرومند و باشکوه برگزار می‌شد.» او به تفاوت فضای بازی بچه‌های عباس‌آباد با دیگر محله‌های شهر اشاره می‌کند و با شوخ‌طبعی می‌گوید: «در عباس‌آباد بچه‌ها مثل بعضی محله‌های دیگر در کوچه و خیابان بازی نمی‌کردند؛ به اصطلاح سوسول و سانتی‌مانتال بودند! بازی توی کوچه‌ها در کار نبود؛ فوقش این بود که پای تلویزیون فوتبال نگاه کنند یا توی خانه‌های بزرگشان بازی می‌کردند.»

خانم ماهرخ نیز ۳۰سالی می‌شود که ساکن محله عباس‌آباد است. می‌گوید درباره رسوم قدیمی حضور ذهن ندارد؛ ولی تأیید می‌کند که از قدیم‌الایام اینجا محله‌ای مرفه و دارای ساکنانی متمول بوده است.

خانم اسماعیلی هم حدود ۵۰ سال است که در این محله زندگی می‌کند. او عباس‌آباد را محله‌ای بی‌نظیر می‌داند و می‌گوید: «عباس‌آباد همیشه بافت مذهبی پررنگی داشته است. خانم‌های محل اهل دعا، قرآن، جلسات مذهبی و رفت‌وآمد مدام به مسجد بودند.»

این ساکن قدیمی محله سبک زندگی و نقش زنان در محله را چنین توضیح می‌دهد: «آن زمان خانم‌ها بیشتر خانه‌دار بودند و کارهای بیرون و اشتغال به این شکل مرسوم نبود. خانم‌ها در خانه مشغول خیاطی، بافتنی و رسیدگی به امور خانه و خانواده می‌شدند. در کنار خانه‌داری، فعالیت در امور خیریه و کارهای عام‌المنفعه بین خانم‌های محل خیلی رواج داشت و هر کمکی از دستشان برمی‌آمد انجام می‌دادند.»

اسماعیلی به رسوم ازدواج و عروسی‌ها نیز اشاره می‌کند و می‌افزاید: «عروسی‌ها چند روز طول می‌کشید؛ یک روز مجلس مردانه، یک روز زنانه و بعد هم مراسم پاتختی. جشن‌ها واقعا شاد و دل‌نشین بود؛ اما خرج‌ها بسیار معقول، به‌اندازه و ساده بود؛ اصلا شبیه ریخت‌وپاش‌ها و هزینه‌های سرسام‌آور امروزی نبود. پذیرایی‌ها و شام‌ها هم معمولا غذاهای سنتی و خورشتی بود؛ نه مثل حالا که همه‌چیز تبدیل به کباب‌های متنوع و تشریفات سنگین شده است. در دورهمی‌ها هم رسم نبود هرکس غذای جداگانه‌ای بیاورد. گاهی یک نفر ناهار یا شامی بار می‌گذاشت و همه با هم دور همان سفره می‌نشستند و می‌خوردند.»

تفاوت نسل قدیم و جدید خانم‌های محله از نکاتی بود که این ساکن قدیمی درباره‌ آن می‌گوید: «طبیعتا با گذشت زمان نسل‌ها تغییر کرده و روحیات عوض شده؛ اما هنوز هم کم‌وبیش ریشه‌های مذهبی در میان خانم‌های این محل حفظ شده است.»

وجه تسمیه خیابان آذر

در محله عباس‌آباد خیابان‌های آذر و اردیبهشت بیشترین وجه اشتراک را با این محله دارند. درباره وجه تسمیه خیابان آذر گفته شده: «به محله‌ای که امروزه شازده ابراهیم در آن واقع شده (خیابان آذر) مستهلک می‌گفتند. آذر بیگدلی، نویسنده است و تذکره‌ای به نام خود نوشته و باغی در محله مستهلک در جنب خیابان آذر کنونی داشته؛ به همین دلیل این محله به خیابان آذر شهرت پیدا کرده است.»

خیابان دکتر بهشتی (شاپور قدیم) شریانی است که در دهه‌های گذشته میزبان مشاغلی مانند تراشکاری و تعمیر انواع ماشین‌های سنگین، فروش قطعات مختلف و… بوده است. این خیابان به‌نوعی «ستون فقرات» محله عباس‌آباد محسوب می‌شود که محله را به دو بخش تقسیم کرده و ترافیک و هیاهوی زندگی امروزی را به دل آرامش بافت مسکونی آن متصل می‌کند.

خیابان شاهپور قدیم که در زبان عامیانه «شاپور» نیز گفته می‌شود، انتهایی‌ترین بخش محله است که بین سال‌های ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۰ احداث شد. این خیابان تاریخی که نزدیک به صد سال قدمت دارد، اولین منطقه و خیابان صنعتی اصفهان است.

خیابان اردیبهشت شاهرگ دیگری در قلب محله است؛ شاهرگی یک‌طرفه که خودروها را به خیابان مطهری می‌رساند. به غیر از ساختمان شهر کتاب که از مراکز معروف و مهم این خیابان است، وجود مسجد زرگرباشی یا محمدیه که سال تأسیس آن را بر کاشی سر در مسجد 1326 و توسعه و بازسازی‌اش را سال 1381 نوشته‌اند؛ همچنین حمام 60ساله زرگرباشی که بعدها زیبا نامیده شد نیز نشان از قدمت و اصالت تاریخی این خیابان دارد.

محور چهارباغ عباسی

در ابتدای محله عباس‌آباد که به محور چهارباغ عباسی متصل است و در امتداد خیابان مطهری نیز ادامه دارد، با مرکزی روبه‌رو هستیم که از هتل و غذاخوری گرفته تا پاساژ و مراکز تجاری‌اداری مهم را در خود جای داده است. هتل طوس، رستوران شهرزاد، پاساژ انقلاب یا 24 اسفند، بانک‌ها و سایر مراکز اداری، هنرستان هنرهای زیبا و… جایگاه ویژه ای به این محدوده داده که گویا شهری است در دل شهر.

با وجود همه جذابیت‌های عباس‌آباد، این محله با چالش‌های محله‌های مرکزی اصفهان دست‌وپنجه نرم می‌کند. تراکم ترافیک به ویژه در خیابان دکتر بهشتی که به‌عنوان یک مسیر میان‌بر، همواره با بار ترافیکی سنگین روبه‌روست یکی از این مسائل است. به گفته اهالی محل، مهاجرت ساکنان قدیمی و جایگزینی خانه‌های آن‌ها با کاربری‌های اداری و تجاری، موضوعی است که هویت تاریخی این محله اصیل را تهدید می‌کند؛ همچنین کمبود آب و خشک‌سالی‌های سال‌های اخیر و خشک‌شدن مادی‌ها، به‌ویژه مادی نیاصرم از دیگر تهدیدهایی است که درختان کهن‌سال محله و سرسبزی آن را نشانه گرفته است.

گشت‌وگذار در محله عباس‌آباد نشان داد که این بخش شهر، تنها یک محله نیست؛ تجربه‌ای چندصدساله‌ است که با قدم‌زدن در خیابان‌ها و کوچه‌هایش و شناخت افراد شاخص آن می‌توان نقش پررنگش را چه در گذشته و چه امروز در شهر دید.