به گزارش اصفهان زیبا؛ در محله عباسآباد، جایی که نما و نام خیابانها گاهی بیش از آنکه قصه همسایگی را فریاد بزنند، نشانی از رفاه و آرامشاند، یک مسجد در حال بازسازی، این روزها فقط محل عبادت نیست؛ به تعبیر فرمانده پایگاه بسیج شهید مطهری به «اتاق فرمان» همدلی و آمادگی محله تبدیل شده است.
محمدعلی وحید، فرمانده پایگاه بسیج شهید مطهری عباسآباد میگوید: «از زمانی که فرمانده پایگاه شدم، باتوجهبه نیروهای جوانی که داشتیم هدف اصلی من، تمرکز روی نوجوانان در حوزه ورزشی و علمی بود.»
مدرسهای کوچک در دل محله
او ادامه میدهد: «کلاسهای پایگاه شامل کلاسهای نرمافزار، تقویتی دروس مدرسه، مرور امتحانات، کنکور، فوتبال، شنا و… است که بهصورت مستمر برگزار میکنیم. بچههای شورا اکثرشان نخبه هستند و از ظرفیت آنها بهره میبریم.»
کاهش برنامههای نوجوانان و تغییر محور فعالیتها
وحید در ادامه گفتوگو، نقطه عطف روایت را «شرایط جنگ» معرفی و بیان میکند: «باتوجهبه شرایط جنگ، فعالیتهای خود را تغییر دادیم. در ابتدای جنگ که وضعیت مطلوب نبود، فعالیتها و برنامههای نوجوانان کاهش پیدا کرد. این کاهش، نه از سر بیمیلی که از سر ضرورت بوده است؛ چون پایگاه باید پاسخگوی آمادگی محله برای بحران میشد. تمرکز ما پس از آغاز جنگ روی توانمندکردن اهالی محله در حوزه جنگ بود و این توانمندسازی، از مسیر آموزشهای عمومی و تخصصی میگذرد؛ بنابراین دورههای امداد و نجات، دوره هلالاحمر و… برگزار کردیم که در آن همه نمازگزاران و مردم شرکت میکردند.در حوزه نظامی نیز دورههای اختصاصی برگزار کردیم.»
تعامل با بیمارستان
یکی از بخشهای قابلتوجه روایت، جایی است که پایگاه از مرز فعالیتهای معمول عبور میکند و وارد «شبکهسازی» میشود؛ وحید میگوید: «با بیمارستان منطقه تعامل داشتیم تا اگر شرایط بحرانی شد بتوانیم همکاری بهتری با آنها داشته باشیم. گروه جهادی را که پایگاه داشت، پویاتر کردیم و نیروهای تخصصی را که در محله داشتیم برای شرایط بحرانی در گروههای مختلف تقسیم کردیم تا بتوانیم از آنها بهره ببریم. در واقع، از دل یک پایگاه مسجدی، چیزی شبیه یک سامانه محلهای مدیریت بحران بیرونآمده است.»
ظرفیتسنجی برای اسکان اضطراری
یکی دیگر از اقدامها، «ظرفیتسنجی» محله بوده است. فرمانده پایگاه بسیج شهید مطهری میگوید: «ظرفیتسنجی نیز در محله صورت گرفت تا در مواقع ضروری اگر اتفاقی رخ داد، اسکان اضطراری فراهم باشد. در حوزه نظامی نیز گشتهای محلهمحور داشتیم؛ چرا که در زمان جنگ سفرها بیشتر شد و برای جلوگیری از سرقت و حفظ امنیت این کار باید صورت میگرفت. قبل از جنگ نیز گشت داشتیم؛ اما فشردگی آن مانند شرایط جنگی نبود.»
وحید میافزاید: «از ابتدای جنگ رمضان موکبی را تأسیس کردیم که هنوز هم فعال است و برنامههای مختلفی داشتیم. در موکب برنامه عزاداری، دعوت از اشخاص علمی، دعوت از نمایندگان مجلس، تحلیل تحولات منطقهای، خواندن نماز استغاثه و… داریم.»
بافت پیر و جذب دشوار در محلهای برخوردار
او در پایان چالشها را بیان میکند: «یکی از چالشهای اصلی ما بافت محله است؛ چرا که از لحاظ فرزندآوری و تعداد نوجوان و جوان در مضیقه است. از طرفی، به دلیل اینکه محله ثروتمندی است، برای جذب نوجوانان و جوانان کار سختتری را در پیش داریم؛ چرا که در محلههای کمتربرخوردار نوجوانان و جوانان را با تجهیزات جزئی میتوان جذب کرد؛ اما در محله عباسآباد نوجوانان و جوانان اغلب همه امکانات را در اختیار دارند و ما به نسبت محلهای که در آن هستیم نیاز است بیشتر حمایت شویم.»
این حرف، از زبان یک مسئول میدانی، یادآور یک واقعیت شهری است. الگوی مشارکت اجتماعی در محلههای برخوردار، الزاما با مشوقهای ساده و حداقلی فعال نمیشود؛ نیاز به کیفیت بالاتر برنامهها، جذابیت آموزشی بیشتر و خدمات حرفهایتر دارد.
مسجد در حال ساخت
فرمانده پایگاه بسیج شهید مطهری ادامه میدهد: «مکان پایگاه در مسجد است و به دلیل اینکه در حال ساخت است، باعث شد ما در دو سال آینده برای برگزاری کلاسها و برنامهها دچار مشکل باشیم.»
محمدعلی وحید در طول گفتوگو بارها به یک مفهوم مشترک برمیگردد: «استفاده از ظرفیت مردم»؛ از حضور نمازگزاران در دورههای امدادی گرفته تا تقسیم نیروهای تخصصی محله، از ظرفیتسنجی برای اسکان اضطراری تا تعامل با بیمارستان منطقه.
پنجنفری که کهکشان شدند
«مرضیه اعرابی»، فرمانده پایگاه بسیج خواهران شهید مطهری هم روایتی از جنس استقامت، نوآوری و عشق دارد؛ زنی که شش سال پیش چراغ خدمت را در مسجد محله روشن کرد و امروز پس از گذشت دو سال از عهدهداری فرماندهی پایگاه، از تحولی سخن میگوید که یک جمع پنجنفره کوچک را به کاروان بزرگی از ۲۰۰ بانوی دغدغهمند بدل ساخته است.
او میگوید: «فعالیتهای فرهنگی ما در مسجد محله عباسآباد از شش سال پیش کلید خورد. در روزهای نخستین، کار را با یک گروه بسیار کوچک و صمیمی، متشکل از تنها پنج نفر آغاز کردیم. هدف مشخص بود؛ میخواستیم خانهای امن برای دلهای بانوان محله بسازیم تا مسجد صرفا یک مکان برای اقامه نماز نباشد؛ بلکه پایگاهی برای پناهبردن، یادگرفتن و رشدکردن باشد. امروز مایه خرسندی است که بگویم آن گروه پنجنفره، به خانوادهای بزرگ و پویا با جمعیتی بالغ بر ۲۰۰ نفر از بانوان محله تبدیل شده است.»
اعرابی با اشاره به رنگارنگبودن برنامههای آموزشی و تربیتی پایگاه میافزاید: «ما برای هر سلیقه و رده سنی برنامهای تدارک دیدیم. جلسات هفتگی بانوان با استقبال بینظیری روبهرو شد؛ از برگزاری حلقههای صالحین، نشستهای ادعیهخوانی و معرفتافزایی گرفته تا جلسات عمیق تفسیر قرآن، مشاورههای تخصصی خانواده و فردی که با حضور اساتید برجسته و مجرب برگزار شد. در کنار اینها، کودکان و نوجوانان نیز سهم بزرگی از برنامههای ما داشتند؛ کلاسهای هنری متنوعی را در دل مسجد برای کودکان برگزار کردیم و حتی پایمان را فراتر گذاشتیم و در یکی از مدارس محله، کلاسهای تابستانه را برای دختران نوجوان دایر کردیم که در آن کلاسهای آموزشی قرآن، آموزش آشپزی و مهارتآموزی اجرا شد.»
مزونی که پایگاه شد
این فعال فرهنگی با یادآوری روزهای سخت بازسازی مسجد چنین روایت میکند: «روزی رسید که مسجد محله به دلیل عملیات بازسازی، دستخوش تغییرات بنیادین و فضای پایگاه بهکلی تخریب شد. در آن شرایط بحرانی، بزرگترین دغدغهام این بود که نباید حتی برای یک روز جریان پویای جلسات و ارتباط با بانوان قطع شود. چارهای باید میاندیشیدم. با یکی از دوستانم که در همین محله دارای یک مزون بود صحبت کردم و از او خواستم برای مدتی، یکی از طبقات مزون را در اختیار ما بگذارد تا هم وسایل و تجهیزات مسجد را آنجا انبار کنیم و هم مأمنی برای برپایی جلسات باشد. او با گشادهرویی پذیرفت و به مدت چهار ماه تمام، فعالیتهای فرهنگی، حلقهها و جلسات ما در همان فضای مزون تداوم یافت.»
فرمانده پایگاه شهید مطهری ادامه میدهد: «پس از گذشت چهار ماه، با تلاشهای صورتگرفته، حیاط مسجد مسقف شد و با نصب پردهای میان بخش خواهران و برادران، دوباره به خانه اصلیمان بازگشتیم. البته هنوز هم مسیر طولانی در پیش داریم. در حال حاضر قسمت خواهران با کمبودهای جدی نظیر نداشتن آشپزخانه مستقل، سرویس بهداشتی و امکانات اولیه روبهروست.»
مدلی منحصربهفرد کار جهادی
اعرابی اضافه میکند: «باید به این نکته مهم اشاره کنم که محله عباسآباد به دلیل سطح رفاه بالای اهالی، چهره متفاوتی دارد؛ برای مثال اهالی به دلیل همین رفاه نسبی، کارهای فیزیکی و اجرایی نظیر بنایی یا فعالیتهای سخت عمرانی را شخصا انجام نمیدهند. اما آیا این به معنای نبود روحیه جهادی است؟ هرگز! زمانی که نیازمندیها، مشکلات عمرانی خانوادههای محروم مناطق پیرامونی، یا گرههای معیشتی به اهالی ثروتمند محله معرفی میشود، آنها با تمام وجود پای کار میآیند و هزینههای اجرایی آن را تقبل میکنند. ما در پایگاه تمرکز خود را روی کمکهای مستمر گذاشتهایم. تهیه جهیزیه برای نوعروسان نیازمند و تأمین داروی بیماران کمبضاعت، از جمله فعالیتهای مستمری است که با همین اتکا به خیران نیکاندیش محله بهصورت مداوم پیگیری میشود.»
از جنگ رمضان تا چرخه اشتغال زنان بدسرپرست
او با اشاره به جنگ رمضان هم میگوید: «با آغاز جنگ رمضان و با همکاری نزدیک پایگاه برادران، دورههای آموزشی کمکهای اولیه با مشارکت فعال هلالاحمر برگزار شد تا بانوان مهارتهای حیاتی امداد و نجات را فراگیرند؛ اما در حوزه اطعام و خدمترسانی رسالتی دیگر را به دوش کشیدیم. با همکاری یکی از بانیان خیر، برای چندماه هر شب حدود ۳۵۰ لقمه غذایی سالم و مقوی به دست ما میرساند تا توزیع شود. نکته زیبای این پروژه در این بود که این لقمهها از طریق یک خیریه که زنان بدسرپرست را تحت پوشش داشت، آماده میشد. به این بانوان، حقوق و دستمزد پرداخت میشد تا با مواد اولیهای که در اختیارشان قرار میگرفت، این لقمهها را با دستهای پرمهرشان بپیچند و آماده کنند. ما نیز آنها را تحویل میگرفته و با کمک اعضای پایگاه بین مردمی که در مراسمهای پرچمگردانی حضور داشتند و همچنین در موکبهای سطح شهر توزیع میکردیم. »