به گزارش اصفهان زیبا؛ بیتردید علامه مجلسی از بزرگانی بوده که هویت دینی و اندیشه اجتماعی شیعه، تحتتأثیر افکار اوست. رهبر شهید در دیدار هشتمآبان1380 با طلاب اصفهان درباره او تأکید میکنند: «کار علامه مجلسی فقط جمعآوری حدیث و تدوین بحارالانوار نبود.»
اما علامه علاوهبر داشتن چنین مقام علمی عظیمی به نوشتن کتابهایی به زبان فارسی مانند حقالیقین و عینالحیات رو میآورد. رهبر انقلاب سطح این کتابها را در حد بحارالانوار نمیدانند؛ اما معتقدند که مجلسی نیاز زمانه را درک کرده و برای ترویج دین در میان مردم وارد چنین جهادی شده است، جهادی که در شأن ظاهری او نبوده، اما بسیار تأثیرگذار بوده است.
«در آن فضای صوفیزده دوران صفوی که اطلاعات مردم مسلمان ـ چه درزمینه توحید، چه درزمینه اخلاق، چه درزمینه مسائل اعتقادی، چه درزمینه مسائل عملی ـ در حد پایینی است، او به جای اینکه به زید و عمرو توصیه کند که بردارید بنویسید، خودش دستبهقلم میشود و این کتابهای فارسی را مینویسد.»
گزاف نیست اگر ادعا شود همچنان و پس از گذشت بیش از 400 سال، سیمای فردی دیندار از منظر شیعیان، همان تصویری است که در حلیهالمتقین ارائهشده. تا پیش از مفاتیحالجنان، زادالمعاد در کنار سجاده شیعیان قرار داشت؛ همچنان که اندیشه تاریخی و عقاید شیعیان وامدار فارسینگاریهای علامه مجلسی است.
راهبردهای علامه مجلسی در عمومیسازی معارف
فارسینگاری
در این زمینه باید به پرسشهایی نظیر گزینش کتب و روایات در فارسینگاری، سطح علمی و چگونگی ورود به مباحث استدلالی و انتخاب سبک نگارش توجه کرد. گفتنی است؛ فارسینگاری گاه در قالب ترجمه و گاه در قالب تألیف کتاب مستقل صورت میپذیرفته.
شیخ یوسف بحرانی (م۱۱۸۴) در وصف مرحوم مجلسی میگوید: «وی همان است که “حدیث” را بهویژه در دیار عجم رواج داد و انواع احادیث عربی را برای آنان به فارسی درآورد.»
شاید به پیروی از او، مرحوم گزی همین مطلب را دربارۀ علامه مجلسی یاد کرده است. آقااحمد بهبهانی در وصف علامه مجلسی میگوید: «… و در ترجمه کلام عربی، در جمله فضلا و علما [کسی] ثانی آن بزرگوار نشده است.» او 49 اثر فارسی علامه مجلسی را که تعدادی از آنها ترجمه متون احادیث و بلکه بیشتر آنها چنین بوده، برشمرده است.
نشر کتب
از عوامل عمومیسازی معارف گسترش آثار علامه مجلسی است. در قصصالعلما چنین آمده است که کتاب حقالیقین در شام باعث تشیع 70هزار نفر شد. فارغ از صحتوسقم این آمار و به فرض صحت چگونگی تأثیر این کتاب و پرسش از وجود اجبار، میتوان این گزارش را گواه استنساخ کتب مرحوم مجلسی و انتشار آن در سطحی وسیع دانست که به شامات نیز رسیده و شیوع یافته است.
این امر پرسشهایی نظیر شیوههای استنساخ کتب مرحوم مجلسی و نیروی انسانی و منابع مالی را زنده خواهد کرد. آیا در این میان تفاوتی میان آثار مختلف مرحوم مجلسی وجود داشته یا استنساخ کتب به میزانی واحد صورت میبسته است. آنچه مهم بود اینکه در کنار وقف کتاب، گاه رقباتی برای استنساخ آن اختصاص مییافت.
ازجملۀ این موارد در عهد صفوی، حمام خسروآقای نقشجهان در اصفهان بود؛ درآمد حاصل از آن، وقف استنساخ کتابها میشد. از نمای این حمام که در عصر اخیر صفوی تولیت آن با علامه مجلسی بود، آثاری پدید آمد که اکنون در برخی از کتابخانهها میتوان آنها را ملاحظه کرد. در پشت این آثار، معمولا وقفنامهای وجود دارد که تصریح شده کتاب مزبور از درآمد حمام مزبور کتابت شده است.
مناسکپروری
ازجمله اقدامهایی که در احوالات مرحوم مجلسی گزارش شده، گسترش مراسم دعا و احیا در زمانه ایشان است. بنابر گزارش خاتونآبادی، با وفات مرحوم مجلسی این مجالس نیز رو به افول نهاد. از دیگر مناسکی که در این زمانه به آنها اشاره شده، توجه به چاووشیخوانی توسط مرحوم مجلسی است.
گفتنی است؛ این امر در زمانهای بوده که نزاعهایی درباره ابومسلمخوانی و غناشمردن اینگونه رفتارها وجود داشته است و این رفتار مرحوم مجلسی میتوانسته مخالفتهایی را برای ایشان بهدنبال داشته باشد. از مخالفان این شیوه، مرحوم میرلوحی بوده که بر این امر با والد مرحوم مجلسی به مخالفت پرداخته است.
مردمداری
در احوال مرحوم مجلسی چنین گزارش شده که ایشان هر شب از سوی مردم دعوت و همراه شاگردان خود در منزل ایشان حاضر میشده است. از دیگر گزارشها، امضای کفن ایشان توسط مردم در مسجدجامع است. مرحوم مجلسی عالمی مکتبی نبوده و خود را تنها در حصار کتب خود محصور نمیساخته است.
حضور اجتماعی علامه مجلسی و ارتباط پیوسته با مردم، ازجمله در منابر و منازل و نیز تلاش ایشان در رفع منازعهها در دو دهه واپسین عمرشان گواه این روحیه در عالم بزرگوار است. ازجمله پرسشهایی که در این زمینه وجود دارد، پرسش از فعالیتهای اجتماعی و خیریه ایشان است. روشن است که اینگونه فعالیتها نقشی بسزا در تأثیر اجتماعی عالمان ایفا میکند.