به گزارش اصفهان زیبا؛ نمایش هنوز شروع نشده. به پشت سرم نگاه میکنم. جمعیت جاگیر شدهاند و همه صندلیها پر شده. قرار است تا دقایقی دیگر یک نمایش به اجرا دربیاید؛ اما حاضران، هیچ شباهتی به تماشاگران همیشگی تئاترها ندارند؛ نه سروشکلشان و نه تعدادشان… . نمایش محرمانه
امسال برای دومین بار، حرم زینبیه(س) در شمال شهر اصفهان، میزبان نمایش بزرگ «محرمانه» شده است؛ نمایشی که سال گذشته هزاران مخاطب اصفهانی را از گوشهگوشه شهر دعوت کرد تا به تماشای روایت شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) از زبان سلمان فارسی بنشینند. این نمایش بهدلیل استقبال گسترده شهروندان و عاشقان حضرت صدیقه طاهره(س) امسال نیز بار دیگر به روی صحنه رفته است.
هنر، ابزاری برای تعالی انسان نمایش محرمانه
سعید اسماعیلی کارگردان این نمایش بزرگ است. سوابق کاری و هنریاش نشان میدهد که خبره این نوع از نمایشهاست؛ نمایشهای میدانی بزرگ، پربازیگر، نیازمند به تجهیزات فراوان با مضامین آیینی و ملی و حماسی. نمایش محرمانه
اسماعیلی درباره انتخاب این سبک از نمایش و تمرکز بر آن میگوید: «از زمان ورودم به فضای هنری و حرفهای، این توفیق را داشتم که با بهزاد بهزادپور، از کارگردانان برجسته حوزه دفاع مقدس و سازنده فیلم شاخص “خداحافظ رفیق”، همکاری کنم. در آن دوران، ایشان روی نمایشهای بزرگ (بیگ پروداکشن) متمرکز بود. من نیز سالها دستیار ایشان بودم. این مدل نمایشها ویژگیهای بسیار منحصربهفرد، جذاب و دیدنی دارد که برای تماشاگر بسیار دلچسب است و اثرگذاری مطلوبی دارد. از همان سالها که دستیار ایشان بودم تا چند سال بعد که خودم مستقل کار کردم، به این نتیجه رسیدم که این مدل آثار برای تحقق اهداف و دغدغههای ذهنیام بسیار مناسب، کارآمد و زودبازده است. به همین دلیل، تمرکزم را بر روی این نوع از نمایشها قرار دادم.»
از او میخواهم دغدغه ذهنیاش را بیشتر توضیح دهد. اسماعیلی پاسخ میدهد: «من بهعنوان یک هنرمند، هنر را ابزاری برای بیان حقایق و تعالی انسان میدانم. هنر میآید تا زمینه تعالی مخاطب را فراهم کند. سالها دوست داشتم حرفهایی را به انحای مختلف منتقل کنم؛ گاهی معلمی کردم، گاهی نوشتم، زمانی در رادیو فعالیت و برنامهسازی کردم. رسانههای مختلف را آزمودم تا به این نتیجه رسیدم که این سبک از نمایش، گویاتر است و بهتر میتواند به جان و دل مخاطب بنشیند. برای بیان فضایل اهلبیت (ع) این سبک و در این ابعاد بزرگ، برای تماشاگران بسیار جذابتر خواهد بود؛ ازاینرو، سالهاست که بر همین حوزه تمرکز کردهام و بحمدالله اتفاقات خجستهای هم برای خودم و هم برای مخاطبان رقم خورده است.»

تماشاگرانی عادی، اما خاص! نمایش محرمانه
این نمایش اما تفاوتی بسیار بزرگ با تئاترهای معمول سطح شهر دارد. اغلبِ مخاطبان و تماشاگران را اقشار کف جامعه تشکیل میدهند؛ افرادی که تحصیلات بالایی ندارند، مردان بازاری و کاسب، زنان خانهدار، نوجوانان و کودکان، مادربزرگها و پدربزرگها. این شبها هزاران تماشاگر به تماشای «محرمانه» مینشینند که شاید برای اولین بار به تماشای یک تئاتر آمدهاند. این در حالی است که اکثر تئاترهایی که در شهر و کشور اجرا میشود، مخاطبان تخصصی دارد و قشر خاصی از افراد جامعه تمایل به تماشای تئاتر دارند؛ تاجاییکه ممکن است صندلیهای سالن اجرا نیز پر نشود.
از آنجا که تماشای نمایش «محرمانه» صرفاً با دریافت یک بلیت رایگان با حمایت بنیاد خیریه آلاء ازطریق فضای مجازی برای همه در دسترس است، طبیعتاً راه ورود آسان بوده و بسیاری از مردم از فرصت رایگان بودن آن استفاده میکنند؛ اما این تنها عامل استقبال از نمایش «محرمانه» و جذب این جمعیت عظیم برای تماشا نیست. نمایش محرمانه
اسماعیلی دراینباره میگوید: «من برای تمامی تئاتریها و کارگردانان محترم، احترام فراوانی قائلم. هنرمندان، بهویژه هنرمندان تئاتر، سختیهای زیادی متحمل میشوند. آنها در شرایطی که جمع کردن یک گروه حتی دوسه نفره سخت است، ماهها تمرین میکنند و سالن میگیرند. اما همواره یک انتقاد به فضای تئاتر ما وارد است. تئاتر ما نخبهگراست و چندان مایل نیست به میان توده مردم بیاید. البته گاهی نمایشهای خیابانی که بهصورت محدود در جشنوارهها از سالنهای بسته بیرون میآیند، با استقبال زیاد مردم مواجه میشوند.» نمایش محرمانه
کارگردان نمایش «محرمانه» ادامه میدهد: «این نشان میدهد که برای رساندن پیاممان به طیفی فراتر از مخاطبان خاص تئاتر، باید به میان مردم بیاییم و از سالنهای بسته فاصله بگیریم تا عموم جامعه از آن بهرهمند شوند. اگر معتقدیم که تئاتر رسانهای برای تعالی جامعه است، باید به جامعهای فراتر فکر کنیم. بنابراین، حضور در میان مردم این حسن را دارد که ارتباطش با تمامی اقشار شکل میگیرد. من هم از بالا میبینم که افراد با تیپها و اقشار مختلف حضور پیدا میکنند. غایت یک اثر نمایشی این است که بتواند برای هر قشری، فضا و اندیشهای ایجاد کند. اگر از سالنهای خاص فاصله بگیریم و به میان مردم برویم، تئاتر بهعنوان یک هنر میتواند به قدری جذاب باشد که مخاطب با آن ارتباط برقرار کند.»

اشتیاق برای تماشای داستانی تکراری! نمایش محرمانه
کلیات ماجرای جانسوز شهادت حضرت زهرا(س) را همگان شنیده و از آن آگاهاند. بخش زیادی از مردم نیز با مطالعه و شنیدن سخنرانیها از جزئیات واقعه نیز باخبرند؛ یعنی عملاً عناصر مهمی مانند غافلگیری و تعلیق و قصهپردازی برای این مخاطبان بیمعناست؛ بااینحال، مشتاقانه به تماشای تئاتری مینشینند که آغاز تا پایان داستانش را میدانند. نمایش محرمانه
سعید اسماعیلی درباره چرایی این استقبال توضیح میدهد: «اینکه این مفاهیم به تصویر کشیده شود، رنگ و جلوه بصری به خود بگیرد و جان پیدا کند، کمتر رخ داده است. حضور مردم و دیدن این صحنه، اتفاق مبارکی است که نشان میدهد مردم ذاتاً هنر، زیبایی، رنگ، بازیگری و تماشای نمایش را دوست دارند. مخاطب میخواهد بداند چه سبکی در جریان است و ذاتاً با هنر نمایشی ارتباط برقرار میکند. من بسیار خوشحالم که میبینم طیفهای مختلفی از مردم در اینجا حضور دارند.»
او تأکید میکند: «ویژگی هنر نمایش همین است. مخاطب با اینکه پایان داستان را میداند، اثر بهگونهای او را در خود غرق میکند که در لحظه امیدوار میشود قصه میتواند مسیر دیگری را طی کند. مخاطب از این منظر هم میآید تا ببیند این بار چه اتفاقی قرار است رخ دهد و این شیوه برایش جذابیت دارد.»
واقعهای به زبان سلمانِ فارسیِ اصفهانی
نمایش «محرمانه» از زبان سلمان فارسی روایت میشود؛ درحالیکه میشد دیگر صحابه پیامبر(ص) را برای این روایت برگزید. کارگردان این نمایش درباره انتخاب سلمان برای این جایگاه توضیح میدهد: «بزرگترین ویژگی جناب سلمان برای مردم اصفهان این است که ایشان همشهری آنهاست. همانطور که در مستند ابتدای نمایش نیز ذکر میشود، او اهل محله “جی” اصفهان بوده است. وقتی راوی این واقعه مهم تاریخی همشهری مخاطب باشد و مردم احساس کنند که او قرنها پیش، از کوچهای در نزدیکی محل زندگی آنها برخاسته است، به پذیرش و اعتماد و جذابیت بیشتر روایت کمک شایانی میکند. به همین دلیل، ترجیح دادیم روایت را از زاویهدید ایشان پیش ببریم.»
اسماعیلی میافزاید: «نکته مهمتر این است که جناب سلمان ایرانی بوده و مسیر فکری پرفرازونشیبی را که معمولاً آدمهای متفکر و محقق طی میکنند، پشت سر گذاشته. او از تفکر زرتشتی به مسیحیت و از مسیحیت به دین مبین اسلام مشرف شده. از سوی دیگر، جناب سلمان از راویان دستاول این وقایع است؛ یعنی بسیاری از حوادث را از نزدیک دیده، لمس کرده و در آنها حضور داشته است.»

تئاترها هم دوبله میشوند!
با آغاز نمایش، منتظرم بازیگران به روال همه نمایشها، شروع به گفتن دیالوگ کنند و صدایشان به گوش همه برسد؛ اما صدایی که شنیده میشود، صدایی دوبلهشده است. در واقع، متن نمایشنامه از قبل با صدای صداپیشگان ضبط شده و در فضا پخش میشود. بازیگران فقط لبخوانی کرده و حرکات بدنشان را متناسب با دیالوگها تنظیم میکنند. با تماشای این مدل از اجرا، کمی غافلگیر میشوم و دچار تردید و چرایی انتخاب این شیوه. تصور میکنم شاید بهدلیل سبک و سیاق اجرای این دست از نمایشها، کارگردان ناچار به استفاده از این شیوه شده است.
او توضیح میدهد: «این کار کاملاً سلیقهای است؛ اما توجه کنید که ما در سالن حرفهای تئاتر اجرا نمیکنیم. این مکان، حیاط یک امامزاده است؛ یعنی صحن مطهری که روی آن سقف موقت زده شده است. اساساً وقتی در سالن حرفهای نباشید، بازیگری دشوار میشود. حال، اگر بازیگر بخواهد صدایش را به اندازه کافی بالا ببرد و آکوستیک نامناسب محیط را جبران کند، کار بسیار سختتر خواهد شد. ما سالن حرفهای در اختیار نداریم و اگر قرار بود بچهها دیالوگها را خودشان روی صحنه زنده بگویند، برای نمایشی با این حجم از بازیگر و پرسوناژ به ماهها تمرین فشرده نیاز داشتند. به این نتیجه رسیدیم که با تمرین کمتر و در فضایی غیرهنری (مثل همینجا) کار را آماده کنیم و از حضور بازیگران خوب و حرفهای استان بهره ببریم. شاید در دقایق نخست برای مخاطب کمی نامأنوس باشد؛ اما پس از گذشت چند دقیقه، به آن عادت کرده و با اثر ارتباط برقرار میکند.» نمای
ش محرمانه
از روایات اختلافبرانگیز پرهیز کردیم
واقعه شهادت حضرت زهرا (س) موضوعی اعتقادی و بسیار حساس است و هنگام روایت، باید ظرافتهای بسیاری رعایت شود. در چنین مواقعی، چالشهای بسیاری بر سر راه پژوهشگران پیش میآید. از سوی دیگر، وقتی قرار شود چنین واقعه مهم و حساسیتبرانگیزی با هنر ترکیب شود، توجه به جزئیات و احتیاطهای فنی و علمی و مذهبی دوچندان میشود.
سعید اسماعیلی درباره این چالشها اظهار میکند: «تاریخ زندگانی حضرت زهرا(س) چالشهای بزرگی دارد. نخست اینکه درباره این تاریخ، اختلافنظر فراوانی وجود دارد و تقدم و تأخر رویدادها متفاوت است. ما برای مواجهه با این چالشها، کار را بر پایه پژوهش دقیق بنا نهادیم. عزیزانی که گرد هم آمدند و این نمایشنامه را به رشته تحریر درآوردند، از پژوهشگران برجسته بودند و با اشراف کامل کار کردند. حتی اگر گاهی ابهامی در ذهنشان ایجاد میشد، با تاریخشناسان متخصص در حوزه سیره حضرت زهرا(س) مشورت میکردند. این اثر کمترین ایراد و انقلت تاریخی را دارد و با دقت بسیار بالایی نوشته شده است. نکته بعدی، نحوه روایت این وقایع در عصر حاضر بوده که چالشبرانگیز است. ما بسیار تلاش کردیم تا از روایات اختلافی عبور کنیم، به اشتراکات بپردازیم و از هرگونه موضوعی که موجب رنجش برادران اهل سنت شود، پرهیز کنیم و صرفاً به نقل تاریخ بپردازیم.» نما
یش محرمانه
استمرار، رمز تأثیرگذاری نمایشهای مذهبی
سعید اسماعیلی که ید طولایی در اجرای نمایشهای مذهبی، آیینی و حماسی دارد، مهمترین ضعف این دست از نمایشها را استمرار نداشتن میداند. او میگوید: «معمولاً این نمایشها طبق رویدادی مناسبتی اجرا شده و پس از آن همهچیز تا مناسبت بعدی تعطیل میشود. اگر تمایل داریم که مفاهیم و پیامهای ما به جان مخاطب بنشیند، یک ساعت اجرای محدود کافی نیست. ما باید همیشه با مخاطب در ارتباط باشیم و با او گفتوگو کنیم؛ البته گفتوگویی از جنس تئاتر. این استمرار است که میتواند در مخاطب تحول ایجاد کند. فضای مذهبی متأسفانه گاهی به فضایی خاص تبدیل شده و مخاطبان خاص خود را جذب کرده است؛ اما من بسیار علاقهمندم که نمایشهایی همچون اجرای اصفهان بهگونهای باشد که عموم شهروندان از سراسر شهر بیایند و با آن ارتباط برقرار کنند. در کارهای مشابهی که در جاهای دیگر اجرا میشود، اقشار عمومی و حتی افراد غیرمذهبی نیز میآیند و با اثر ارتباط میگیرند.»
او اضافه میکند: «اگر بتوانیم چنین هنری خلق کنیم که از هر قشر و سلیقهای مخاطب داشته باشیم، کار بزرگی انجام دادهایم و من این را دور از ذهن نمیبینم. مثلاً صبحها دانشآموزان مدارس میآیند و با اینکه برایشان جنبه تفریحی دارد، اما بسیار برایشان جذاب است. اگر نتوانیم مخاطبی فراتر از قشر همیشگی مذهبی از سراسر استان جذب کنیم، به نظرم کار بزرگی نکردهایم.» نمایش محرمانه
زبان هنر، از روضه تا تئاتر
روضهخوانی هنری است که قرنهای متمادی است پابرجاست و با وجود تغییر در جزئیات و حواشیاش، هنوز اصیل و مؤثر باقی مانده. روضهخوانان سنتی هنرمندانی هستند که میتوانند بدون تشریفات امروزی، با مخاطبانشان ارتباط عمیقی برقرار کنند و آنها را در کسری از ثانیه تحتتأثیر قرار دهند. بااینحال، نمایشهایی همچون «محرمانه» ثابت کردهاند که هنر مدرن هم میتواند در امتداد سنت روضهخوانی قرار گیرد. در واقع، اگر مضامین اعتقادی و دینی از دریچه هنر بیان شود و رنگ و نور و صدا و موسیقی به آن پیوند بخورد، بیشتر بر جان مخاطبان مینشیند و طعم و خاطرهاش هرگز از ذهن و وجودشان پاک نخواهد شد؛ مانند راهی که نمایش «محرمانه» در پیش گرفته و با زبان گویای هنر، با افراد عادی کوچه و بازار عجین شده است.