به گزارش اصفهان زیبا؛ داشبوردهای رنگارنگ و شاخصهای عملکردی بالا همیشه به معنای موفقیت واحد نگهداری و تعمیرات نیستند. ممکن است نرخ اجرای برنامههای تعمیرات پیشگیرانه (PM) از ۹۰ درصد هم فراتر برود، اما خط تولید همچنان با توقفهای اضطراری روبهرو شود.
در بسیاری از سازمانهای صنعتی، مدیران تعریف شاخص کلیدی عملکرد (KPI) را با مدیریت واقعی عملکرد اشتباه میگیرند. شاخصهای نگهداری و تعمیرات و مدیریت داراییهای فیزیکی نباید فقط گزارشهای ماهانه را تکمیل کنند؛ بلکه باید به تصمیمگیری و اصلاح فرآیندها کمک کنند.
اگر دادهها به افزایش قابلیت اطمینان تجهیزات و کاهش توقفهای ناخواسته منجر نمیشوند، احتمالاً سازمان درگیر یکی از این هشت اشتباه است.
اشتباهات رایج در استفاده از شاخصهای نگهداری و تعمیرات
۱. تعریف نکردن فرمول مشخص برای شاخصها
هر شاخص باید شناسنامه، تعریف و فرمول محاسبه مشخصی داشته باشد. برای مثال، زمان توقف در محاسبه MTTR از چه زمانی آغاز میشود؟ از لحظه اعلام خرابی یا زمانی که تکنسین تعمیر را شروع میکند؟
اگر واحدهای مختلف تعریف یکسانی از شاخصها نداشته باشند، مقایسه عملکرد آنها اعتبار خود را از دست میدهد.
۲. ثبت ناقص و نادرست دادهها
کیفیت خروجی هر تحلیل به کیفیت دادههای ورودی بستگی دارد. ثبت عبارتهای کلی مانند «ایراد مکانیکی» یا وارد کردن گزارش تعمیر با تأخیر، محاسبات MTBF و شناسایی الگوهای خرابی را مختل میکند.
کارشناسان باید اطلاعات خرابی، علت توقف و اقدامات تعمیراتی را دقیق و همزمان با انجام کار ثبت کنند. دادههای ناقص، نتایج نامعتبر و تصمیمهای اشتباه به همراه دارند.
۳. تمرکز صرف بر کاهش هزینهها
کاهش بودجه تعمیرات پیشگیرانه یا حذف قطعات یدکی حیاتی ممکن است در کوتاهمدت هزینهها را کم کند؛ اما احتمال خرابیهای جدی و توقف خط تولید را افزایش میدهد.
مدیران باید شاخصهای مالی را در کنار شاخصهای قابلیت اطمینان بررسی کنند. توجه به هزینه کل مالکیت (TCO) نیز تصویر دقیقتری از هزینههای واقعی تجهیزات به دست میدهد.
۴. استفاده تنبیهی از شاخصهای عملکرد
اگر مدیران افزایش زمان تعمیر یا ثبت توقف را بهانهای برای توبیخ کارکنان قرار دهند، اپراتورها و تکنسینها ممکن است اطلاعات واقعی را ثبت نکنند.
شاخصهای عملکرد باید به شناسایی مشکلات، تحلیل علل ریشهای (RCA) و اصلاح فرآیندها کمک کنند. مقصریابی فردی نهتنها مشکل را حل نمیکند، بلکه صداقت دادهها را نیز کاهش میدهد.
۵. استفاده از شاخصهای بیش از حد
پیگیری تعداد زیادی شاخص، تمرکز مدیران را از مسائل مهم دور میکند. سازمان بهجای بررسی دهها عدد پراکنده، باید مجموعهای متوازن از شاخصهای کلیدی را انتخاب کند.
شاخصهای پیشرو (Leading) مانند نرخ اجرای بازرسیها، وضعیت فعالیتهای پیشگیرانه را نشان میدهند. در مقابل، شاخصهای پسرو (Lagging) مانند نرخ خرابی، نتایج عملکرد گذشته را مشخص میکنند. بررسی همزمان این دو گروه، دید کاملتری به مدیران میدهد.
۶. مقایسه تجهیزات با شرایط کاری متفاوت
مقایسه شاخص MTBF دو تجهیز بدون توجه به شرایط کاری آنها میتواند نتیجه گمراهکنندهای داشته باشد. برای مثال، عملکرد پمپی که شبانهروزی در محیط خورنده فعالیت میکند، با پمپی در شرایط کاری سبک قابل مقایسه نیست.
مدیران باید شرایط بهرهبرداری را در تحلیلها در نظر بگیرند. همچنین مقایسه عملکرد هر تجهیز با روند گذشته خودش، اطلاعات دقیقتری درباره تغییر وضعیت آن ارائه میدهد.
۷. بهروزرسانی نکردن شاخصها
با افزایش بلوغ سازمان در حوزه نگهداری و تعمیرات، شاخصهای عملکرد نیز باید تغییر کنند. سازمانی که از تعمیرات واکنشی به سمت پایش وضعیت (CBM) یا نگهداری و تعمیرات مبتنی بر قابلیت اطمینان (RCM) حرکت میکند، به شاخصهای متناسب با رویکرد جدید نیاز دارد.
بنابراین، کارشناسان باید شناسنامه شاخصها را بهصورت دورهای بازنگری کنند تا معیارهای سنجش همچنان با اهداف سازمان هماهنگ باشند.
۸. وابستگی به فایلهای اکسل پراکنده
استفاده از فایلهای اکسل جداگانه برای ثبت اطلاعات انبار، بهرهبرداری و تعمیرات، احتمال خطای انسانی را افزایش میدهد. فرمولهای نادرست، اطلاعات تکراری و نبود ارتباط میان دادهها نیز تحلیل عملکرد را دشوار میکند.
سازمانها برای تصمیمگیری دقیق به اطلاعات یکپارچه و بهروز نیاز دارند. سامانههای تخصصی میتوانند این پراکندگی را کاهش دهند و دسترسی مدیران به اطلاعات قابل اعتماد را آسانتر کنند.
چگونه KPIها را به ابزار بهبود عملکرد تبدیل کنیم؟
استقرار سامانه یکپارچه مدیریت نگهداری و تعمیرات (CMMS) یا مدیریت داراییهای سازمانی (EAM) میتواند به رفع بسیاری از این مشکلات کمک کند.
سامانه مدیریت دارایی فیزیکی نیز با استانداردسازی فرآیند صدور دستورکار، ثبت علت و کدهای خرابی، پیگیری قطعات یدکی و تحلیل شاخصهایی مانند MTBF، MTTR و OEE، اطلاعات لازم را برای ارزیابی عملکرد تجهیزات فراهم میکند.
در نهایت، سازمانها برای تبدیل شاخصها به اقدامهای مؤثر باید یک چرخه مشخص را دنبال کنند:
تعریف استاندارد شاخصها ← ثبت سیستمی دادهها ← تحلیل انحرافها ← بررسی علل ریشهای (RCA) ← اجرای اقدام اصلاحی ← ارزیابی اثربخشی
شاخصهای نگهداری و تعمیرات زمانی ارزش واقعی پیدا میکنند که مدیران بر اساس آنها تصمیم بگیرند، مشکلات را برطرف کنند و قابلیت اطمینان تجهیزات را افزایش دهند.
حمید آبرویی
مدرس و مشاور مدیریت داراییهای فیزیکی