قرار نیست همه کارها بزرگ باشند. حتی بعضی از آنها با گذر زمان هم آنقدر بزرگ نمیشوند که اسمورسمشان فراگیر شود. گاهی چند نفر در گوشهای کاری انجام میدهند که شاید چندان هم سروصدا نداشته باشد؛ اما همهچیز که به بوق و کرنا نیست! همین که چند نفر حول ایدهای پیله ببندند و آنقدر دورش بچرخند تا به پرواز درآید، کار خودشان را کردهاند. به اثر پروانهای در هستی معتقدید؟
بچههای «فرابیان» مؤسسه نیستند. گروه فرهنگی، انجمن یا هیچ اسمورسم رسمی دیگری هم ندارند؛ صرفا یک جمعاند. جمعی رسانهای که فعالیتهایش حول تولیدات رسانهای میچرخد؛ از پادکست و عکسنوشتهای کوتاه گرفته تا گزارشهای تصویری و پوشش خبری برنامههای فرهنگی و اجتماعی.
مطهره صادقی، گردهمآورنده جوان این گروه که خود در فضای رسانهای اصفهان فعالیت میکند، درباره علت شکلگیری این جمع میگوید: «فضای رسانه اصفهان برای فعالیت بانوان مناسب نبود.»
گفتوگوی ما با او درباره همین جمع است؛ آنطور که فکر میکنند و آنچه انجام میدهند.
فرابیان چه مجموعهای است و چه فعالیتهایی انجام میدهد؟
فرابیان مؤسسه نیست؛ گروهی است که تعدادی از بانوان در آن دور هم جمع شدهاند. فعالیتهای ما شامل آموزشهای رسانهای به بانوانی است که بهتازگی وارد این حرفه شدهاند. تولید پادکست، پوشش خبری برنامههای فرهنگی و اجتماعی و آموزش فن بیان از جمله این فعالیتهاست. بانوان توانمند گروه هم فیلمها و گزارشهای خود را برای خبرگزاریها ارسال میکنند.
خودتان از چه زمانی و چطور وارد حوزه رسانه شدید؟
حدود پنج سال است که وارد حوزه رسانه شدهام. فعالیتم را از مجریگری شروع کردم و بهتدریج وارد حرفه خبرنگاری و فعالیتهای رسانهای شدم.
چطور به ایده راهاندازی یک گروه رسانهای ویژه بانوان رسیدید؟
وقتی وارد حوزه رسانه شدم، میدیدم که فضای رسانهای برای بانوان چندان مساعد نیست و آنطور که باید، دستشان برای فعالیت باز نیست. احساس میکردم محیط امنی وجود ندارد که بانوان بتوانند در آن با آسودگی فعالیت کنند.
برای همین به فکر ایجاد محیطی امن افتادم که همه اعضای آن بانو باشند. بتوانند راحت فعالیت کنند و تعامل سازندهای با یکدیگر داشته باشند.
میخواستم گروهی داشته باشیم که بانوان در آن فعالیت رسانهای انجام دهند و با کمک استادان مجرب آموزش ببینند. به این ترتیب، میتوانستند با خیال راحت و فراغ بال وارد این حرفه شوند.
از چه زمانی فعالیت گروه را آغاز کردید و چطور آن را پشتیبانی میکنید؟
حدود یک سال است که این اتفاق را رقم زدهایم. بخش پشتیبانی گروه را خودم بر عهده دارم. از نظر بودجه هم فعالیتهای اعضا بیشتر دلی است. برای مثال، برای سازمانها پادکست تولید میکنیم و بچهها این کارها را داوطلبانه انجام میدهند.
چرا خروجی کارتان جنبه اقتصادی ندارد؟
اعضای گروه دو دستهاند. دسته اول کسانی هستند که دوست دارند کارهای دلی انجام دهند. برای مثال، گاهی برای بچههای مدارس استثنایی، افراد دارای معلولیت و گروههای خاص جشن برگزار میکنیم. بچهها برای چنین برنامههایی داوطلبانه حضور پیدا میکنند.
دسته دوم بانوانی هستند که تازهکارند و دوست دارند وارد حرفه رسانه شوند؛ اما هنوز فضای مناسب فعالیت را پیدا نکردهاند. این افراد به گروه میآیند تا تجربه کسب کنند و اعتبار لازم را به دست بیاورند.
پس یعنی کلا نگاهی به درآمدزایی ندارید؟
اینجا بیشتر بچهها دنبال کسب اعتبار هستند. همه تازهوارد این حرفه شدهاند و در کنار آموزش، فعالیت هم میکنند. به همین دلیل، بیشتر به واسطه اعتباری که به دست میآورند، جذب گروه میشوند. البته خودم هم شخصا به دنبال چنین چیزی نبودهام.
در واقع، گروه شما به نوعی نیروسازی رسانهای انجام میدهد. اعضا میتوانند خروجی کارشان را در رسانهها ببینند و بعد مستقل فعالیت کنند.
بله، همینطور است. به واسطه آشناییای که با سازمانهای مختلف داریم، آثار رسانهای دوستانمان به آنجا راه پیدا میکند. برای مثال، هلالاحمر، رادیو اصفهان و خبرگزاریها از جمله مجموعههایی هستند که آثار اعضا به آنها میرسد.
اعضای گروه عموما چه سنی دارند؟
بیشتر اعضا جوان هستند؛ اما از سنین مختلف در گروه حضور دارند. از خبرنگاران دانشآموز پانا گرفته تا بانوان بالای ۴۰ سال.
موضوعات و حوزههای فعالیت گروه چیست؟
بیشتر روی موضوعات فرهنگی و اجتماعی کار میکنیم. از تولید پادکست و اجرای جشنها گرفته تا تولیدات تصویری و پوششهای خبری که برای خبرگزاریها ارسال میشود.
آموزشهای گروه چطور انجام میشود؟
بیشتر از افرادی که داخل گروه هستند، استفاده میکنیم. برای مثال، خودم مدرس فن بیان هستم و در این زمینه به بچهها آموزش میدهم. در حوزه خبرنگاری هم دوستانی که تجربه دارند، میآیند و تجربیاتشان را در قالب کلاس با بقیه به اشتراک میگذارند.
آیا موضوعات مورد پرداختتان هم جنبه زنانه دارد؟
نه، موضوعات ما لزوما زنانه نیست و فقط اعضای گروه بانوان هستند. تنها ملاک ما فراهمکردن بستری امن بود؛ اینکه بانوان کنار هم باشند و بتوانند به یکدیگر تکیه کنند. به نوعی پل ترقی همدیگر باشند و از تواناییهای یکدیگر استفاده کنند.
با توجه به اینکه خودتان در یکی از خبرگزاریهای شناختهشده فعالیت میکنید و آنجا محیطی مختص بانوان نیست، تفاوت فعالیت در یک گروه رسانهای زنانه را چطور میبینید؟ چالشها و مزایای آن چیست؟
اولین حسن این گروه این است که افرادی با نگرش مذهبی و سیاسی خاص را که بهاصطلاح انقلابی خوانده میشوند، دور هم جمع کرده است. ما عموما چنین فضای همدلانه زنانهای را در شهر نمیبینیم؛ چون بهطور کلی، محدودیتها برای فعالیتهای زنان نسبت به مردان بیشتر است. بهخصوص اگر افرادی با چنین نگرشهایی بخواهند فعالیت کنند.
اما درباره دشواریها، بههرحال برخی کارها سنگینتر از توان زنانه است. برای مثال، گاهی رادیوهای میدانی برگزار میکنیم یا در مناسبتهایی مثل اربعین و برپایی موکب فعالیت داریم. در چنین مواقعی از خانوادهها کمک میگیریم. اینطور نیست که بگوییم چون همه اعضای گروه خانم هستند، از مردان کمک نمیگیریم.
آیا هنگام مواجهه با خروجی کارتان، به دلیل زنانهبودن گروه با نگاه متفاوتی مواجه نمیشوید؟
نه، اصلا تا الان اینطور نبوده است. البته اگر بانویی بهتنهایی فعالیت کند، ممکن است بعضی جاها آنطور که باید به او توجه نشود. اما وقتی گروهی از بانوان فعالیت میکنند و مخاطب میداند که پشت یک خبر فقط یک نفر نیست و چندین بانو در کنار هم اتاق فکر تشکیل دادهاند، شرایط متفاوت میشود.
برای مثال، ممکن است یک نفر برای یک خبر فیلمبرداری کرده باشد، یک نفر تصویربرداری کرده باشد و چند نفر دیگر هم مشارکت داشته باشند. در چنین شرایطی نگاهها متفاوت میشود.
با مجموعههای فرهنگی شهر هم ارتباط دارید؟ فرصت خوبی برای فعالیت مشترک و جذب نیرو وجود دارد.
ما بیشتر به دنبال تأمین نیازهای ارگانهای دولتی بودهایم و کمتر با گروههای فرهنگی کار کردهایم. از طرفی، به دنبال جذب نیرو هم نبودهایم؛ صرفا از هرکسی که به گروه آمده، استقبال کردهایم.
در این یک سال، تغییر نگرش و عملکردی هم داشتهاید؟
ما در سال گذشته بنا بر این داشتیم که فعالیت سیاسی نکنیم. با اینکه فکر و ذهن همه ما تقریبا یک چیز بود، میخواستیم فعالیت خبریمان سیاسی نباشد. حتی از موضع دفاعی هم وارد نمیشدیم.
اما بعد از اتفاقات جنگ، انگار بهصورت خودجوش تغییر و تحولی درون همه ما ایجاد شد و محتوای بچهها به سمت فعالیتهای انقلابی رفت. این اتفاق کاملا خودجوش بود.
بچههایی که به میدان میرفتند، بهجای اینکه فقط دنبال پوشش برنامهها و برنامههای مسئولان باشند، پای درد و دل مردم نشستند. به نظرمان از یکسری فعالیتهای کلیشهای فاصله گرفتیم و صدای مردم را بیشتر شنیدیم. این تغییر در فعالیتهای ما بعد از جنگ اتفاق افتاد.
آینده فرابیان را چطور میبینید؟ آیا قرار است گروه گسترش پیدا کند یا تغییراتی در شیوه فعالیت آن ایجاد شود؟
حقیقتش بهخاطر مشغله درسی و کاریای که الان دارم، بیشتر به دنبال حفظ همین وضعیت بودهام؛ مگر اینکه سرنوشت دیگری برای کارمان رقم خورده باشد.