به گزارش اصفهان زیبا؛ مریم درخشاننیا متولد سال 1362 در اصفهان است. او مدرک کارشناسیاش را در رشته گرافیک از دانشگاه سپهر اصفهان و کارشناسی ارشدش را از دانشگاه گنجینه هنر کرمانشاه دریافت کرده و پیش از ورود به حوزه نشر کتاب، سالها مدیر طراحی و چاپ ناشران و مراکز چاپ همچون انتشارات جستوجوی سپاهان، انتشارات پیمان دانش، مجموعه فرهنگیهنری گل گندم و مرکز چاپ نگارش بوده است.
او از سال 1397 با دریافت مجوز نشر از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بهعنوان مدیر انتشارات «فصل هفتم» در حوزه تولید و نشر کتاب در اصفهان مشغول است. با او گفتوگو کردهایم تا فعالیتهایش را در این انتشارات و دغدغههایش را بشنویم.
فعالیتتان را از کجا شروع کردید؟
سالها پیش در حیطه تصویرگری با انتشارات پیمان دانش کار میکردم و در زمینه داستاننویسی و شعر هم دستی بر آتش داشتم.
انتشارات پیمان دانش با ارگانهای دولتی، بهخصوص بهزیستی کار میکرد. آن زمان سفارشی از بهزیستی استان ایلام دریافت کردیم که از ما خواسته بودند کتابی درباره آگاهسازی بچهها درباره مین تولید کنیم.
کار تصویرگری و شعر و طراحی جلدش را خودم انجام دادم و با تیراژ پنجهزار جلد و رنگی منتشر شد.
در واقع کارم بهطورجدی از آن پروژه شروع شد. بعد از آن تصمیم گرفتم مجوز نشر بگیرم و شهریور سال 97 با دریافت مجوز، کارمان را در انتشارات فصل هفتم شروع کردیم.
پس انتشارات را تأسیس کردید تا دستتان در حوزههایی که در آنها مهارت داشتید، بازتر باشد و بتوانید مستقل فعالیت کنید.
بله.
انتشارات فصل هفتم را بهتنهایی اداره میکنید یا ساختار و تشکیلات دارید؟
من اینجا را به تنهایی اداره میکنم و سه نیرو دارم که دو نفرشان طراح هستند و یک نفرشان مسئول کارهای چاپی و پیگیریهای مربوط به چاپ است.
برای ویراستاری هم برونسپاری میکنیم.
آثارتان بیشتر مربوط به کدام حوزههاست؟
شهرستانها عموما در حوزه عمومی کار میکنند تا بتوانند از پس امرارمعاش بربیایند؛ ولی علاقه شخصی من روانشناسی و کسبوکار است.
زمانی که رفتیم نمایشگاه، دیدیم مردم علاوه بر اینکه کتابهای درسی و دانشگاهی را خیلی دنبال میکنند، از کتابهای روانشناسی و کسبوکار هم خیلی استقبال میکنند؛ به همین دلیل تصمیم گرفتهام در این زمینهها بهطورجدی کار کنم.
آماری از تعداد عناوین چاپ اولتان دارید؟
تا به حال 105عنوان کتاب چاپ کردهایم که پنج عنوان از کتابهایمان به چاپ دوم و سوم و چهارم رسیده است.
تعدادی از کارهای ویژهتان را معرفی کنید.
کتاب جدیدی در دست مجوز داریم با عنوان «معجزه سحرخیزی در سیروز» که فکر میکنم کتاب خوبی باشد؛ همچنین کتاب «برندت را زندگی کن» جزو کتابهای خوبمان در حوزه کسبوکار است.
کتاب «نوجوان کارآفرین» و کتاب «صد مهارت جهانی در بازاریابی» از دکتر کامران صحت و سعید محسنی است و در نمایشگاه کتاب امسال از این سه اثر استقبال خوبی شد.
سه جلد کتاب درباره زندگینامه مرحوم ناصر حجازی داریم که طرفداران زیادی دارد. این سه جلد با عناوین «این راه من بود»، «ققنوس» و «رؤیای آمریکایی» در کمتر از شش ماه به چاپ دوم رسید و الان در حال گرفتن مجوز برای چاپ سوم با تیراژ بالا هستیم.
بازخوردی هم از مخاطبانتان گرفتهاید؟
ما در صفحات مجازی خیلی فعال هستیم و بیشتر فروشمان از این طریق است و به همین واسطه با مخاطب ارتباط داریم؛ مثلا کتاب ناصر حجازی خیلی بازتاب خوبی داشت و از آن استقبال بینظیری شد؛ بهخصوص خبرگزاریهای ورزشی روی برندسازی و فروش کتاب کار کردند و به دنبالش استقبال گستردهای از آن شد.
کتاب «صد مهارت جهانی در بازار» نوشته دکتر کامران صحت است و ایشان در زمینه کسبوکار چهره معروفی هستند؛ به همین دلیل کتابشان خیلی فروش خوبی داشت و دنبالکنندههای ایشان با ما تماس میگرفتند و پیگیر چاپهای بعدی اثر بودند.
درباره مبحث کاغذ صحبت کنیم. فکر میکنم مثل باقی ناشران گلههای زیادی داشته باشید. با افزایش قیمت کاغذ و بیثباتیاش چطور دارید کار میکنید؟
کتابهایی که در وضعیت فعلی بازار کاغذ چاپ میشوند، در صورتی فروش گستردهای خواهند داشت که از قبل، برای فروشش برنامهریزی شده باشد.
ما هم الان کتابهایمان را با چاپ دیجیتال منتشر میکنیم و متأسفانه وقتی کتاب به چاپ دوم و سوم یا بالاتر میرسد، قیمتها افزایش مییابد.
همین باعث میشود که مراکز فروش نتوانند از ما حمایت کنند.
مخاطبی هم که میخواهد کتاب را بخرد، برنامهای برای خرید داشته و با دیدن افزایش قیمت کتاب، از تصمیمش منصرف میشود و آسیب زیادی به نویسنده و ناشر وارد میکند و استقبال مسلما خیلی کمتر میشود.
چطور تاکنون با این مشکل کنار آمدهاید؟ به نظرتان با ادامهیافتن این معضل میتوانید به کارتان ادامه دهید؟
فضای فعلی، فضای سختی است و همه کسبوکارها مشکلات خاص خودشان را دارند. ما هم تا زمانی که بتوانیم، سرپا میمانیم.
ما نمیتوانیم کاغذ بخریم و بگذاریم کنار؛ چون با این شرایط اقتصادی امکانپذیر نیست؛ ولی ناچاریم مطابق با شرایط پیش برویم. این معضل هم بر فروش تأثیر گذاشته و هم بر مبحث تولید.
ما سال گذشته حدود 60 عنوان کتاب چاپ کردیم؛ همچنین سال گذشته تا میانههای تابستان حدود 20 عنوان کتاب چاپ کرده بودیم؛ اما امسال در همین بازه زمانی تقریبا حدود 9 عنوان کتاب چاپ کردهایم.
نویسنده وقتی با ما تماس میگیرد و با قیمتهای سنگین تولید مواجه میشود، نمیتواند کتابش را چاپ کند. کسانی هم که الان کتاب چاپ میکنند، تیراژ چاپ را کمتر انتخاب کرده و با چاپ دیجیتال منتشر میکنند.
چه راهحلی برای این مشکل به مسئولان پیشنهاد میکنید؟
قبلا کارخانههایی در ایران بودند که کاغذ ایرانی با قیمت خیلی کمتر نسبت به کاغذ وارداتی تولید میکردند و ما بهراحتی میتوانستیم از آنها کاغذ تهیه کنیم؛ اما الان این کارخانهها تعطیل شدهاند یا نیروهایشان را تعدیل کردهاند و در تأمین مواد اولیه دچار مشکل شدهاند.
مسئولان باید از فعالان صنعت کاغذسازی حمایت کنند و این روی قیمت کاغذ تأثیر مستقیم میگذارد.
در درجه اول معتقدیم که باید هوادار تولید داخلی باشیم. اگر مسئولان از تولیدکنندگان کاغذ داخلی حمایت بکنند، هم برای مصرفکننده و خریدار کتاب و هم برای منِ تولیدکننده هزینهها بهصورت زنجیرهوار کمتر میشود.
همین مسئله بر فرهنگ کشور هم تأثیر مستقیم میگذارد. با شرایط فعلی، کتاب جزو کالاهای لوکس تلقی میشود و آخرین گزینه برای خرید افراد است.
به سراغ مسئله توزیع برویم. آیا در این خصوص با مشکل مواجهید؟
بله؛ همانطور که گفتم، بیشتر فروش ما از طریق صفحات مجازی و سایتمان است.
متأسفانه مراکز پخش بزرگ کشور از ما ناشران غیرتهرانی برای توزیع کتابهایمان حمایت نمیکنند و درصدهای سنگینی از ما دریافت میکنند؛ همچنین حسابها را با فاصله زمانی زیادی صاف میکنند و در این فاصله ارزش پول خیلی کم میشود.
با این اوضاع، ما با چند ناشر مطرح کشور در فضای مجازی گروهی تشکیل دادهایم و تصمیم گرفتهایم با همکاری هم سایتی را راهاندازی کنیم و با برنامههای خودمان، کتابها را در این سایت بفروشیم.
این نشان میدهد که اگر دولت و وزارت ارشاد برای مسئله فروش و توزیع از ما حمایت میکرد، مجبور نمیشدیم از این راه وارد شویم. این راه ممکن است پیامدهای منفی داشته باشد.
در خود اصفهان اوضاع توزیع چگونه است؟
اوضاع توزیع و فروش در اصفهان اصلا مناسب نیست. مراکز پخش قوی در تهران کار میکنند و در اصفهان اصلا پخشکننده قوی نداریم؛ البته این مشکل فقط منحصر به اصفهان نیست.
در نمایشگاه کتاب امسال متوجه شدم اکثر همکاران غیرتهرانی این مشکل را دارند و ما ناچاریم به سراغ قطب اصلی که در تهران است برویم.
اصفهان مرکز پخش قوی ندارد و مراکز پخش فعال نیز زیر نظر بزرگترین مرکز پخش کشور که در تهران است، فعالیت میکنند که همه کارهایشان با تأیید آن مرکز انجام میشود.
در سالهای اخیر تیراژ کتاب خیلی کمتر شده. به نظرتان به جز بحث کاغذ چه عواملی در این مشکل سهیماند؟
هزینههای تولید همچون چاپ و زینک باعث افزایش قیمت تمامشده کتاب میشود و مخاطب را از خرید کتاب منصرف میکند.
عامل بعدی فضاهای مجازی است که مخاطب کتابخوان را از فضای کتاب و مطالعه دور کرده.
عامل دیگر که البته میتوان با دید مثبت به آن نگریست، تولید پادکستها و کتابهای صوتی است که باعث شدهاند مخاطب کتاب نوشتاری را کنار بگذارد و جذب آنها شود یا از کتابهای الکترونیک استفاده کند.
شما کتابهایتان را بهصورت الکترونیکی توزیع کردهاید؟
ما علاوه بر فروش فیزیکی، تمام کتابهایمان را به صورت الکترونیک در سایتها و اپلیکیشنهای کتابخوان توزیع کردهایم و فروش خیلی خوبی هم داشتهایم.
طراحی جلد چه جایگاهی برای شما دارد و در کل در جذب مخاطب و فروش کتاب چقدر مؤثر است؟
پیش از پاسخ به این سؤال، باید بگویم هر نویسندهای که تصمیم به چاپ کتابش میگیرد، حتما با افراد خبره مشورت کند. متأسفانه کسانی به ما مراجعه میکنند که میگویند خودمان کتاب را صفحهآرایی و طراحی جلد کردیم و شما فقط مجوز برای ما بگیرید.
کار را که نگاه میکنی، با صفحهآرایی و طراحی و ویراستاری بسیار ضعیفی روبهرو میشوی.
صفحهآرایی کتاب خیلی مهم است و باید اصولی باشد. صفحهآرایی مناسب کتاب باعث میشود مخاطب راحتتر کتاب را بخواند. در بعضی از کتابها فاصله خطوط کم یا اندازه قلم کوچک است یا برعکس، فونت درشت انتخاب شده که باعث هدررفتن فضا شده.
همه اینها در افزایش قیمت کتاب یا فروش نرفتن آن به دلیل طراحی ضعیف تأثیر میگذارد.
از طرف دیگر طراحی جلد بسیار مهم است. جلد کتاب مثل لباس آدمهاست و روی قضاوت ما در برخورد اولیه تأثیر مستقیم میگذارد.
اوایل فعالیتمان، نویسندهها تصمیم داشتند خودشان طراحی جلد را به عهده بگیرند. بعضی از نویسندهها دوست دارند خودشان همهکاره تولید باشند و ما فقط برایشان مجوز بگیریم و چاپ کنیم.
همان اوایل مجبور بودیم موافقت کنیم؛ چون تعداد عناوین برایمان مهم بود؛ اما رفتهرفته متوجه شدیم به دلیل ضعف در طراحی، از کتاب استقبال نمیشود.
الان کتابهای زیادی میبینیم که طراحی جلد ویژهای داشته و به دنبالش فروش بسیار زیادی هم دارد. عنوان کتاب نیز تأثیر پررنگی در جذب مخاطب دارد.
به بخشی از مشکلاتتان با نویسندهها اشاره کردید. چه چالشهای دیگری با نویسندهها دارید؟
چالش اصلی ما با نویسندهها درباره عنوان کتاب است.
مثلا نویسنده کتابی را ترجمه میکند و به او تأکید میکنیم که عین لغت کتاب خارجی را برای عنوان کتابت ترجمه نکن؛ آن را متناسب با فضای کشور بومیسازی کن و برای انتخاب نام با اهالی فن مشورت و عنوان مناسبی برای کتابت انتخاب کن.
انتخاب عنوان در فروش کتاب خیلی مؤثر است. نویسنده به عنوان کتاب فکر نمیکند و تمرکزش بیشتر روی محتواست.
مشکل دیگر چاپ است. نویسنده از ما میخواهد کتابش را به نحوی چاپ کنیم که برایش ارزان تمام شود؛ در صورتی که ظاهر متناسب کتاب از لحاظ چاپ و صفحات داخلی و طراحی در فروش و جذب مخاطب مؤثر است.
امروز مخاطب خیلی هوشمندانهتر خرید میکند؛ پس ما هم باید هوشمندانهتر کار را تولید کنیم.
وارد حوزه کودک و نوجوان هم شدهاید؟
امسال دوجلد کتاب کودک و نوجوان نوشتم که در دست دریافت مجوز است. در این حوزه هفتهشت عنوان کتاب کودک و نوجوان کار کردیم؛ ولی به صورت متمرکز وارد این حوزه نشدهایم.
ارتباطتان با مسئولان ارشاد اصفهان چگونه است؟
بسیار عالی است. همکاران اداره کتاب بسیار با ما همکاری میکنند و من مدام با ایشان مرتبطم.
ایشان با صبر بسیار زیادی همراهی میکنند و به مشکلات ما گوش میدهند و این خیلی برای ما ارزشمند است؛ همچنین دوستانی که در زمینه اعلام وصول کتاب کار میکنند، خیلی همراهی میکنند.
در کنار همه این خوبیهایی که گفتید، چه توقعی از مسئولان ارشاد دارید؟
کوچکترین توقعمان این است که مجوز کتابها را سریعتر بدهند. در چهار سال گذشته مجوزها سریعتر داده میشد؛ اما از عید تاکنون هشت عنوان کتابمان هنوز مجوز نگرفته و مجوزها به سختی صادر میشوند.
از طرف دیگر، میزان ممیزی کتاب بسیار زیاد شده و این به نویسنده آسیب میزند. کتاب حاصل تفکرات و برنامهریزیهای چندساله یک نویسنده است و ممیزی و سانسورهای بیش از حد برای او آزاردهنده است.
مسئله دیگر این است که سال گذشته به ما گفتند وامهایی به ناشران تعلق میگیرد و من خیلی پیگیر شدم؛ اما نتیجهای حاصل نشد. من عاشق کارم هستم و با عشق این دفتر را تأسیس کردم و با عشق هم دارم دنبال این کار میروم.
اگر از لحاظ مالی دستم بازتر باشد، راحتتر میتوانم در نمایشگاهها شرکت کنم یا در جاهای مختلف کتابهایم را برای فروش بگذارم.
اگر از ما در این خصوص حمایت کنند و مثلا وامی به ناشرها بدهند، صرفا برای کارآفرینی و تولید و در زمینه فرهنگسازی کشور، بسیار کمککننده خواهد بود؛ چون حرفه ما قطعا تأثیر چشمگیری در بهبود وضعیت فرهنگ در کشور دارد.
پس نیاز داریم که هم در زمینه مالی حمایت شویم و هم در زمینه فروش. قبلا اداره ارشاد یک سری کتابها را از ناشرها میخرید و بین خیِرها و کتابخانهها و کتابفروشیها پخش میکرد؛ اما الان متأسفانه این فضا خیلی کمتر شده است.
در هر حال به صورت ویژه از اداره کتاب وزارت ارشاد تشکر میکنم. مسئول این قسمت از مبحث فروش تا تولید و برای مجوزها همکاری تنگاتنگی با ما دارند.