به گزارش اصفهان زیبا؛ هزاران سال است که کشور ایران همچون تمدنهای هندوستان و مصر و یونان از پیشگامان علم پزشکی تاریخ جهان بوده است.
دانشگاه و بیمارستان جندیشاپور در امپراتوری ساسانی یکی از مطرحترین و مهمترین مراکز پزشکی و درمانی جهان باستان بود که تا قرن ششم به فعالیت خود ادامه داد و حاصل فعالیتش پیشرفت شگرف در علم پزشکی و همچنین تربیت صدها طبیب و حکیم حاذق و جمعآوری هزاران کتاب و نسخ طبی بود.
قدیمیترین گزارش ثبتشده از وجود بیمارستان در اصفهان مربوط به دوران حکومت آلبویه بوده است. از نام و محل آن اطلاعی در دست نیست؛ اما ابنمندویه اصفهانی که یکی از پزشکان بزرگ آن دوران بود و به دعوت عضدالدوله دیلمی به بیمارستان عضدیه بغداد رفته و مشغول طبابت بود، مکاتباتی با طبیبان و پزشکان بیمارستان اصفهان داشته و نسخ جدید و رسالههای درمانی خود را برای آنان ارسال میکرده است.
در همین دوران ابوعلیسینا، دانشمند بزرگ نیز به مدت سیزده سال در اصفهان به تدریس و طبابت مشغول بود.مرکز درمانی دیگری که در طول تاریخ اصفهان از آن نامبرده میشود، مربوط به دوران حکومت آققویونلوهاست.
ژان شاردن سالها بعد از ساخت این بیمارستان در هنگام توصیف محله خواجو در دوران صفویه مینویسد: «محله خواجو از دروازه حسنآباد شروع میشود. ابتدا به خرابههای قصر شاه حسن که عمارت پابرجایی در آن نیست، میرسیم؛ سپس مدرسه معموری به همین نام که قبر شاهحسن در آنجاست و نیز مسجد و حمام و بیمارستان درویشان در اینجاست که همه را شاهحسن ساخته است. گرچه به نظر میرسد صد یا دویست سال قبل آنها را تجدیدبنا یا تعمیر کردهاند.»
شاردن از بیمارستان دیگری نیز نام میبرد و مینویسد که در کنار خانه میرزا رضی و آقا شریف استیفاچی یک بازار و یک بیمارستان مخروبه وجود دارد. در دوران صفوی بیمارستان به معنای مدرن و آنچه امروز میشناسیم، مطرح نبود. در آن دوران بیمارستانها بیشتر به مکانهایی اطلاق میشد که برای نگهداری دیوانگان زنجیری و بیماران تهیدست و بیمکان اختصاص داشت. در آن روزگار بیماران عادی در خانه بستری میشدند و حکیم و طبیب برای معاینه و معالجه و تجویز به خانه آنها مراجعه میکرد.
تاورنیه، تاجر فرانسوی که بارها به ایران سفر کرد، مینویسد: «در ایران بههیچوجه مریضخانه خوب برای بیماران چنانچه در اروپا داریم، دیده نمیشود. اگر کسی بضاعت نداشته باشد که طبیب به خانه بیاورد، سوار الاغی میشود و سهچهار نفر او را روی الاغ نگه میدارند، دستمال یا شالی دور گردن میپیچد که علامت بیماری است و به این حالت به منزل طبیب میرود.»
شاردن نیز درزمینه عقبماندگی سیستم درمانی ایران با تاورنیه همنظر است و مینویسد: «علل چندی باعث کمبودن بیماران این بیمارستان است. به مناسبت خوبی آبوهوا بیماریهای مزمن و خانمانسوز اروپا در ایران نیست. توجه و شفقتی را که لازمه دوام چنین مؤسساتی است، به این بیمارستان مبذول نمیشود. وضع بیماران و دیوانگان آن بسیار بد است؛ بهطوریکه از فلاکت و بیچارگی میمیرند.»
باوجوداین متصدیان توسعه شهری اصفهان در دوره صفوی از ساخت بیمارستان غافل نبودند. در آن زمان دو بیمارستان برای اصفهان ساخته میشود که شاردن از آنها دیدن میکند و پس از توصیف بازار مینویسد: «بازار وصل به آن بیمارستانی است که آن را دارالشفا مینامند. این بیمارستان هیچ شباهتی به بیمارستانهای ما ندارد. این بنا عبارت از باغی است که اطراف آن اتاقهای کوچک زیبای دوطبقهای است و تعداد آنها تقریبا 80 عدد است. در اینجا هیچ بیماری ندیدم؛ فقط هفت یا هشت نفر دیوانه در آن است که با زنجیر از دست و گردن و پا بستهشدهاند و در میان چهاردیواری بدون لوازم جایشان دادهاند. بودجه این بیمارستان چندان خوب نیست. اعضای این بیمارستان عبارتاند از: یک نفر پزشک و یک نفر داروساز و یک نفر ملا و یک نفر آشپز و یک نفر دربان و یک نفر جاروکش. پزشک بیمارستان نزدیک در، روی نیمکتی از ساعت هشت تا ظهر مینشیند و دستورهای لازم و نسخه مجانی به بیماران میدهد و دوا و غذای بیماران را از عواید موقوفه میپردازند … تنها یک بیمارستان دیگر در اصفهان است که نه از بیمارستان سابقالذکر بزرگتر و نه وضع آن بهتر است.»
قابلذکر است؛ مسجد دارالشفا که اکنون در بازار اصفهان قرار دارد، در همان محل سابق این بیمارستان صفوی است.در دوران پس از فتنه افاغنه تا اواخر دوره قاجار وضع به همین منوال و چهبسا اسفناکتر بود و خرافات نیز بیشازپیش راه به حوزه درمان پیداکرده بود.
در سالهای سلطنت ناصرالدینشاه کمکم حضور مبلغان مسیحی در ایران پررنگتر میشد که غالبا با تأسیس مدرسه و مراکز مذهبی و بیمارستان به فعالیت مشغول میشدند. اولین بیمارستان جدید در شهر اصفهان در محله جلفای اصفهان بنا شد. این بیمارستان توسط گروهی از مبلغان مذهبی به ریاست دکتر هورنل در 1258 هجریشمسی تأسیس شد.
پس ازچند سال پزشکی انگلیسی به نام «دکتر کار» به اصفهان آمد و بیمارستان را بازگشایی کرد و خدمات شایانی در خصوص پیشرفت درمان شهر اصفهان ارائه کرد؛ هرچند دو درمانگاه مسیحی در جلفا و یک درمانگاه دیگر که در محله جوباره قرار داشت، بارها و بارها با فشار اهالی به تعطیلی کشیده شد و بیماران و مراجعان این درمانگاهها مورد تهدید قرار میگرفتند.
در 1276 هجریشمسی بیمارستانی مختص زنان در جلفا به سرپرستی دکتر «املینا استوارت» تأسیس شد. پنج سال بعد، دکتر کار خانهای در شهر اجاره کرده و در محل اقامت خود درمانگاهی باز کرد و در آن خدمات درمانی خود را انجامداد.
در ۱۲۸۳ بیمارستان زنان و دو سال پسازآن بیمارستان مردان از جلفا به ساختمان جدیدی در خیابان شهناز (شمسآبادی کنونی) منتقل و بیمارستان مرسلین مسیحی نامیده شد. دکتر کار انگلیسی، خودش از بوشهر دستگاه پرتونگاری ایکس را بر شتر نهاده و به بیمارستان مسیحی آورد. خیرین مشهور اصفهان با کمکهای خویش به گسترش بیمارستان کمک بسیار کردند و پزشکانی از کشورهای مختلف مانند انگلیس، کانادا، آلمان و استرالیا در این بیمارستان به درمان بیماران پرداختند.
نخستین پرتودرمانی در این بیمارستان در ساختمانی که هماکنون در خیابان عباسآباد تبدیل به سازمان تأمین اجتماعی شده است، انجام میشد. در آنجا کلاهی که مواد رادیواکتیو در آن جاسازیشده بود، بر سر بیماران دچار کچلی میگذاشتند تا درمان شوند؛ ولی به دلیل بروز خطرهایی همچون سرطان پوست این شیوه کنار گذاشته شد.
بیمارستان عیسیبنمریم امروز علاوه بر خدمات پزشکی، ازلحاظ معماری و هنرهای تزیینی همچون کاشیکاری و آجرکاری اهمیتی بسزا دارد و بهعنوان یکی از آثار ملی به ثبت رسیده است. در 1285 بیمارستان نسبتا مفصلی در جلفا و در زمینهای کلیسای مخروبه گنبد خیاری بهوسیله هوسپ یوسف بغوسخانیان افتتاح شد که در شهر به بیمارستان بغوسخانیان مشهور بود و دارای امکانات پزشکی نسبتا بهروز بود.
این بیمارستان در 1353 به دلیل ساخت خیابان توحید تخریب شد.تا اواخر قاجاریه بیشتر بیمارستانها به دست افراد غیرمسلمان و در محلههای غیرمسلمان بنا شده بود. در سال 1300 بیمارستان خورشید به همت آقا نورالله اصفهانی ایجاد شد. او ازجمله روحانیون مشروطهخواهی بود که سالهای زیادی از عمرش را صرف مبارزه با استبداد کرد.
بیمارستان خورشید در سالهای بعد با هدایا و موقوفات بارها توسعه و گسترش یافت. در همین سال بیمارستان احمدیه در خیابان طالقانی به هزینه شخصی پزشک قدیمی میرزا احمدخان محیی ساخته شد.
دکتر ابوتراب نفیسی در خصوص بیمارستان احمدیه میگوید: «سومین بیمارستان خصوصی، احمدیه بود که مؤسس و گرداننده آن پزشک احمدخان محیی بود. او تحصیلات خود را در بیمارستان مسیحی بهصورت شاگردی انجام داده و تازه بیمارستانی را راه انداخته بود و در آنجا همه کاری انجام میداد؛ حتی این اواخر یک دستگاه رادیولوژی نیز وارد کرده بود.
مردی بود با پشتکار و فعال و خودساخته و هر چهار پسر خود را دنبال تحصیل پزشکی فرستاد.» بیمارستان احمدیه هنوز در همان محل قرار دارد؛ هرچند به دلایل بازسازی، کمبود بودجه و غیره بارها تعطیل و بازگشایی شده است.تا سالهای اولیه قرن اخیر شهر اصفهان علاوه بر تختفولاد دارای چندین قبرستان بزرگ دیگر بود.
نام یکی از این قبرستانها سنبلستان بود که در محل خرابههای کاخ جمیلان مربوط به دوران خسروپرویز ساسانی قرار داشت. این قبرستان بسیار ناهموار بودو پستیوبلندیهای زیادی داشت؛ به همین دلیل مأمن دزدان و راهزنان بود. در این زمان مرحوم حاج امینالتجار بهدنبال بیمارستانی مفصل برای شهر اصفهان بود. با توجه به اینکه بیشتر بیمارستانهای ساختهشده، تاکنون در قسمت جنوب شهر قرار داشت، به دنبال محل مناسبی در منطقه مرکزی و شمالی شهر بود تا اهالی این مناطق نیز دسترسی مناسبی به مرکز درمانی داشته
باشند.
زمین قبرستان سنبلستان برای این کار در نظر گرفته شد و پس از انجام استخاره و گرفتن فتوای شرعی کلنگ ساخت این بیمارستان در زمین قبرستان سنبلستان زده شد و بنا به گفته معمرین اصفهان بهقدری سنگ و خشت از بقایای قبور قدیمی به دست آمد که از آنها در ساخت این بیمارستان استفاده شد.
سرانجام شفاخانه سنبلستان با باغی وسیع شروع به کار کرد و بعدتر با ساخت بخشهای جدید و توسعه بیمارستان به نام امینالتجار، بیمارستان امین نامگذاری شد.در ۱۳۱۸ بیمارستان کازرونی تأسیس شد که میتوان آن را اولین درمانگاه مجهز شهر اصفهان بهحساب آورد. این بیمارستان توسط فرزندان مرحوم حاج محمدحسین کازرونی بنا و بعدتر یک زایشگاه هم به آن اضافه و با تجهیزات جدیدی که برایش تهیه شد، به یک بیمارستان مجهز تبدیل شد؛ برای مثال، این مرکز دارای دستگاه رادیولوژی بود و بسیاری از بیماران، بهخصوص بیماران پوستی وکچلی بهوسیله دستگاه آن مورد درمان قرار میگرفتند.
داستان خرید این دستگاه از این قرار بود که یکی از فرزندان مرحوم کازرونی به دلیل دلدرد و عدم بهبود برای عکسبرداری از دستگاه گوارش به تهران میرود. پزشک رادیولوژیست بعد از انجام گرافی متوجه زخم معده و وجود کرم آسکاریس در روده او میشود.
این روش تشخیص موجب حیرت مرحوم کازرونی میشود و همان وقت دستور خریداری یک عدد از آنها را میدهد. پزشک و پایهگذار اصلی این درمانگاه دکتر کارو میناسیان بود. او برای اولینبار در درمانگاه کازرونی برای بیماران پرونده پزشکی تشکیل داد.از دیگر بیمارستانهای قدیمی شهر در دهه بیست بیمارستان ارتش بود که در ابتدای خیابان سپه در محل کنونی اداره دارایی قرار داشت.
ساختمان بیمارستان دارای اتاقهایی بود که دورتادور حیاط قرار داشت و بیماران در آنها بستری میشدند. رئیس بیمارستان سرهنگ دکتر سید عیسی علاج و تنها دکتر دارای مجوز آن سرگرد دکتر جواد جابر انصاری بود که به دکتر جوادخان مشهور بود. محل بیمارستان ارتش در سالهای بعد جابهجا و ساختمان آن تخریب و اداره دارایی بهجای آن ساخته شد.



